نکونیوز - پایگاه تحلیلی خبری نفت ، انرژی و اقتصاد 28 مرداد 1391 ساعت 23:50 http://neconews.com/vdcj.8eifuqetosfzu.html -------------------------------------------------- عنوان : چهره ماندگار / مصدق و نفت -------------------------------------------------- متن : چهره ماندگار این دفعه ، متناسب با کودتای ۲۸ مرداد ماه است . چهره ماندگار نفتی نیست اما بیگانه با این صنعت هم نبوده است . به همین خاطر این دفعه تصمیم گرفتیم همزمان با کودتای ۲۸ مرداد چهره ای را انتخاب کنیم که کودتا به خاطر او و در ارتباط با صنعت نفت رخ داد . این چهره ماندگار دکتر محمد مصدق است . ملی شدن صنعت نفت پیوند تنگاتنگی با محمد مصدق دارد . فردی که در راستای ملی شدن صنعت نفت گام برداشت و چه در آن زمان و چه در این زمان مورد هجمه موافقان و مخالفان قرار گرفت . فردی که هفته نامه آمریکایی تایم او را " چهره سال " کرد و در باره او نوشت ،" پیکری چندان نحیف که گویی به یک باد از پای در می آمد ، با چهره ای زرد رنگ و فرو افتاده ، چشمانی نمدار و دستانی لرزان اما اراده ای سخت تر از صخره کوهسار البرز و پرشراره تر از نفت آبادان ." اما آیا این فرد توانست به اهداف نهضت دست یابد و اگر نتوانست ، چرا نتوانست ؟ به نظر می اید که چهره ماندگار این ستون را باید با پاسخ به همین سئوال چرا ، نوشت . زمانی که قانون ملی شدن نفت مصوب شد و پس ازمدتی خلع ید از شرکت نفت انگلیس و ایران در آبادان عملی شد صدور نفت ایران ناخواسته قطع شد. چگونه این اتفاق رخ داد؟ گزارش این وضعیت را می توان از کتاب " خواب آشفته نفت " ، نوشته محمد علی موحد ، نقل کرد . به گفته موحد ،" تعداد کارکنان شرکت نفت در سال ۱۹۵۰ بالغ بر ۶۱ هزار و ۵۴۵ تن بود . از این جمع ۴هزار و ۵۲۰ تن خارجی ( اروپایی ، هندی ، پاکستانی و غیره) و بقیه ایرانی بودند . کارهای فنی و تخصصی در دست این چهار هزار و ۵۲۰ کارمند خارجی بود و دولت مصدق بسیار می کوشید تا آنان را به ادامه خدمت در صنعت نفت ایران راضی سازد . حتی دکتر مصدق خود اعلامیه ای در این باره منتشر کرد و علاوه بر آن در نامه ای خطاب به کارمندان خارجی اطمینان داد که در صورت تمایل به ادامه خدمت در ایران حقوق ومزایای آنان همچون گذشته پرداخت خواهد شد . اما این تدابیر موثر نیفتاد و مقارن برکناری دریک [مسئول پالایشگاه آبادان ] در تاریخ ۵ تیرماه ۱۳۳۰ کارمندان خارجی نیر دسته جمعی استعفا دادند و تدارک تخلیه آنان آغاز شد . در برابر چنین وضعی ایران کوشید تا عده ای کارشناس از کشورهای بیطرف مانند سوئد ، بلژیک ، هلند و ایتالیا استخدام کند . این کوشش نیز بی نتیجه ماند و هیچ کسی حاضر نشد که در شرایط آن روز برای خدمت در صنعت نفت ایران به این کشور بیاید . صادرات نفت ایران از همان تاریخ که کشتی ها حاضر نشدند رسدی مورد درخواست هیات مدیره موقت را بدهند قطع شد . پس از آن ، جریان تولید و تصفیه نفت ، البته در مقادیر اندک ، ادامه داشت اما به زودی مخازن و انبارها پر شد و آخرین قسمت از پالایشگاه آبادان در ۸ مرداد ۱۳۳۰ متوقف گشت ." این شرایط هیچ گاه به نفع ایران نبود . لذا دکتر محمد مصدق بدنبال راه چاره ای برای خروج از این بن بست بود . از یک سو مذاکرات با انگلستان توفیقی نداشت چون ،" ملی کردن نفت در نظر بریتانیا ، نه به لحاظ نفس عمل ، بلکه به لحاظ این که تعهد عدم تغییر قرارداد را نادیده می گرفت نامشروع تلقی می شد ،" و از طرف دیگر ایران نتوانست از فرصت پیش آمده ای که برای مذاکرات پیش آمده بود ، بهره برداری کند ، زیرا ،" یک ماه پس از یادداشت مورخ ۴ خرداد ماه سال ۱۳۳۰ ، امریکا بود که مدیر تولیدات دفاعی آن کشور را از ۱۹ شرکت نفتی آمریکایی که دعوت کرد تا دست یاری به سوی دولت بریتانیا دراز کنند و چاره ای بیندیشند که کمبود حاصل از قطع جریان نفت ایران در بازارهای جهانی جبران شود . در لندن نیز هیاتی به نام British Procurement Group تشکیل شد . این هیات به کار مشتری هایی که شرکت نفت انگلیس و ایران نتوانسته بود نفت مورد نیاز آنان را تحویل دهد رسیدگی می کرد و آن ها را برای دریافت نفت به کمپانی های آمریکایی مراجعه می داد . این تبادل نظرها و چاره جویی ها در سرتاسر سال ۱۹۵۱ پیش رفت و کمابیش در اواخر سال به برقراری موازنه در میان عرضه و تقاضای نفت انجامید و در نتیجه این امر بود که ایران بزرگ ترین ورق برنده خود را در مذاکرات از دست داد ." ( خواب آشفته نفت ص ۱۸۹ ) پیامد این امر جز این نبود که خیال نفتی ها از بابت تامین احتیاجات نفتی راحت شد و همه حواس ها متوجه این نکته شد که مبادا ایران در مذاکرات خود به منافعی دست یابد که موجب ناراحتی در سایر کشورهای نفت خیز شود . بنابراین سیاست جدید در آمریکا جلوگیری از منفعت ایران در مذاکرات نفتی بود . این در حالی بود که مصدق در اکتبر ۱۹۵۱ که در آمریکا بود بدنبال مذاکره با دولت و شرکت های نفتی آمریکایی بود تا آنها را به خرید نفت و سرمایه گذاری نفتی در ایران ترغیب کند . آمریکایی ها محور مذاکره را برروی مبنای ۵۰ ۵۰ قرار داده بودند . این مبنایی بود که آمریکا در عربستان سعودی قرار داده بود و نفت خود را از آنجا تامین می کرد .به هرروی مصدق به هر دلیلی این محور را نپذیرفت و بدین ترتیب راه مذاکره با آمریکا هم بسته شد . روند مذاکرات فرسایشی مصدق با جبهه خارجی حتی تا یک روز قبل از ۲۸ مرداد ادامه داشت ، اما اوضاع داخلی همراه با شکست جبهه خارجی زمینه را برای سرنگونی دولت مصدق فراهم کرد تا اینکه این اتفاق ۵۹ سال پیش در چنین روزی رخ داد . محمد مصدق ،فارغ از هر گونه قضاوت چهره ماندگاری از خود در صنعت نفت کشور برجای گذاشته است . او مرحله ای از تاریخ کشور را هدایت کرد که محور آن خودباوری در صنعت نفت بود . هر چند که نتوانست به اهداف خود دست یابد .