نکونیوز - پایگاه تحلیلی خبری نفت ، انرژی و اقتصاد - پربيننده ترين عناوين پتروشیمی :: rss_full_edition http://neconews.com/vsnhtmynd31g2.ft2.html Tue, 14 May 2019 13:05:12 GMT استوديو خبر (سيستم جامع انتشار خبر و اتوماسيون هيئت تحريريه) نسخه 3.0 http://neconews.com/skins/default/fa/{CURRENT_THEME}/ch01_newsfeed_logo.gif تهيه شده توسط پایگاه تحلیلی خبری نفت ، انرژی و اقتصاد http://neconews.com/ 100 70 fa نقل و نشر مطالب با ذکر نام پایگاه تحلیلی خبری نفت ، انرژی و اقتصاد آزاد است. Tue, 14 May 2019 13:05:12 GMT پتروشیمی 60 نمایشگاه بین المللی ایران پلاست http://neconews.com/vglivua3.t1ap3tkccrb2t.x.html یازدهمین دوره نمایشگاه بین المللی ایران پلاست 2017 صبح روز یکشنبه با حضور اسحاق جهانگیری معاون اول رییس جمهوری، بیژن نامدار زنگنه وزیر نفت و مرضیه شاهدایی مدیر عامل شرکت ملی پتروشیمی در محل نمایشگاه بین المللی تهران افتتاح شد. ]]> پتروشیمی Sun, 24 Sep 2017 10:45:50 GMT http://neconews.com/vglivua3.t1ap3tkccrb2t.x.html ضرورت تمرکز بر تولید محصولات راهبردی در صنعت پتروشیمی http://neconews.com/vdcjxhevouqeyyz.fsfu.html به گزارش خبرنگار نکونیوز به نقل از نیپنا،علی اصغر یوسف نژاد عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی اظهار کرد: محصولات پتروشیمی از جمله اقلام صادراتی هستند که با دارا بودن سهم فراوانی در صادرات غیرنفتی، به عنوان یکی از نقاط قوت حوزه انرژی از آن یاد می‌شود و این صنعت نیازمند حمایت بیشتر است.وی با بیان این که برای توسعه صنعت پتروشیمی تنها نباید در بازار‌هایی متمرکز باشیم که در کوتاه مدت جذاب هستند، افزود: صنعت پتروشیمی ایران در تولید محصولاتی مانند متانول، اوره و انواع محصولات پلیمری سهم قابل توجه‌ای در بازار‌های جهانی دارد به همین خاطر کشور‌هایی که از سال‌های گذشته برای خرید محصولات پتروشیمی از ایران برنامه ریزی کرده اند، نمی‌توانند به راحتی جایگزینی برای محصولات مد نظر خود پیدا کنند.یوسف نژاد با اشاره به این که تحریم صنعت پتروشیمی ایران ساده نیست، تصریح کرد: محصولات پتروشیمی پیش از تولید بازار خود را به دست آورده اند، به همین خاطر صادرات آنها طی برنامه‌های بلند مدت دسته بندی می‌شود. ]]> پتروشیمی Sun, 12 May 2019 10:06:43 GMT http://neconews.com/vdcjxhevouqeyyz.fsfu.html افتتاح پتروشیمی کردستان در غیاب شاهدایی http://neconews.com/vgleze8v.jh8w7jrbbw9ij.2.html پتروشیمی کردستان امروز (شنبه) با حضور رییس جمهور و وزیر نفت افتتاح شد. در مراسم افتتاحیه پتروشیمی کردستان، مرضیه شاهدایی معاون وزیر نفت در امور پتروشیمی و مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی حضور نداشت. ]]> پتروشیمی Sat, 25 Mar 2017 15:05:59 GMT http://neconews.com/vgleze8v.jh8w7jrbbw9ij.2.html برنامه ریزی برای تکمیل زنجیره ارزش در منطقه عسلویه http://neconews.com/vdcdkn0ffyt0zz6.2a2y.html به گزارش خبرنگار نکونیوز به نقل از نیپنا،علی محمد بساق زاده مدیر طرح های شرکت ملی صنایع پتروشیمی اظهار کرد: توسعه صنعت و تکمیل زنجیره را درمنطقه عسلویه با جدیت دنبال می کنیم و در این مسیر با توجه به برخی محدودیت هایی که در منطقه ویژه پارس وجود دارد سعی کردیم در فاز ۳ پتروشیمی یعنی بین فرودگاه تا فازهای ۱۵-۱۶ پارس جنوبی که جدول بندی انجام و تعدادی کارگاه نیز ایجاد شده است که در صورت فراهم شدن شرایط برای فعال کردن صنایع تکمیلی و توسعه پایین دست پتروشیمی یا واحدهای تکمیلی پتروشیمی مانند تکمیل زنجیره متانول از این زمین ها استفاده کنیم .وی افزود:با توجه به اینکه تا سال ۱۴۰۰ تولید متانول افزایش قابل توجهی خواهدداشت که با تامین نیاز داخل،بخش اعظم آن صادر خواهد شد تلاش داریم که هر چه سریعتر مقداری از متانول تولیدی را به زنجیره پتروشیمی تبدیل کنیم که بهترین و نزدیکترین محل برای اجرایی کردن این زنجیره بین فرودگاه و فاز ۱۵-۱۶ است که مزیت ها ی این منطقه نزدیکی و دسترسی به خوراک و یوتیلیتی است و با توجه به شرایط منطقه مورد اشاره باید واحدهایی که ارتفاع کمی دارند با در نظر گرفتن شرایط زیست محیطی اجرا شوند .وی با اشاره به اهمیت صنعت پتروشیمی در رشد اقتصادی کشور گفت:صنعت پتروشیمی به عنوان یکی از صنایع مادر از مهم‌ترین ارکان توسعه و موتور محرک بخش‌های گوناگون اقتصاد کشور محسوب می‌شود و رویکرد شرکت ملی صنایع پتروشیمی تکمیل زنجیره تولید، ایجاد تنوع بیشتر در محصولات و ارتقاء ارزش سبد محصولات پتروشیمی با مشارکت هلدینگ ها و شرکت های فعال در این صنعت ارزش آفرین است.عضوهیئت مدیره شرکت ملی صنایع پتروشیمی ادامه داد:باید با بهره گیری از تمام ظرفیت های موجود تلاش کرد عملیات اجرایی طرح های پتروشیمی با جذب سرمایه گذاری های جدید و نیز مشارکت نظام بانکی و نیز بخش خصوصی شتاب بیشتری بگیرند. ]]> پتروشیمی Tue, 14 May 2019 07:17:05 GMT http://neconews.com/vdcdkn0ffyt0zz6.2a2y.html نیازهای صنعت پتروشیمی در دوره جدید http://neconews.com/vdccpsq4.2bqmi8laa2.html قسمت اول میزگرد نکونیوز با عنوان "جایگاه، نقش و وظایف شرکت ملی صنایع پتروشیمی پس از خصوصی‌سازی" روز سه شنبه منتشر شد. در قسمت دوم، حاضران این میزگرد درباره نیازهای صنعت پتروشیمی سخن گفتند و در بین بحث، گریزی هم به مسایل تاریخی اقتصاد کشورمان در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی و استراتژی های اقتصادی کشور و همچنین برجام زده شد. این میزگرد با حضور مهندس غلامحسین نجابت مدیرعامل اسبق شرکت ملی صنایع پتروشیمی، مهندس عباس شعری مقدم مدیرعامل پیشین شرکت ملی صنایع پتروشیمی، دکتر علینقی مشایخی استاد دانشگاه و مدیرعامل اسبق شرکت راهبران پتروشیمی و دکتر غلامحسین حسن تاش عضو هيئت علمي موسسه مطالعات بين المللي انرژي و تحلیلگر ارشد صنعت نفت در دفتر مرکزی نکونیوز برگزار شد. قسمت سوم و پایانی این میزگرد فردا (یکشنبه) منتشر می شود. جناب آقای حسن‌تاش، می‌دانید صنعت پتروشیمی نیاز‌های عاجلی دارد که اینها در بلاتکلیفی قرار دارند. یک نیاز انتقال فناوری نوین و از آن طرف جذب سرمایه است. چگونه می‌شود این نیاز‌های عاجل را مدیریت کرد؟ در صورتی که برای این نیاز‌های عاجل در چند سال گذشته تنها تعداد اندکی تفاهم نامه (و نه قرارداد نهایی) امضا شده است و سرمایه چندانی که بتواند موج جدیدی از توسعه را ایجاد کند جذب نشده است. حسن‌تاش: ما خیلی وقت‌ها در ایران می‌گوییم سرمایه‌گذار نمی‌آید و بیشتر آن را هم به فشار‌های جهانی و تحریم‌ها نسبت می‌دهیم ولی نمی‌آییم عیب و و ایراد‌های خودمان را هم نگاه کنیم. شرکتی و سرمایه گذاری که آمد با آن چه برخوردی کردیم؟ چه شرایطی در مقابل او گذاشتیم؟ به هر کدام از ما، اگر سرمایه گذار باشیم، اگر خبر بدهند که دولت در فلان استان تسهیلاتی برای سرمایه‌گذاری فراهم کرده و در باغ سبز خیلی قشنگی هم به ما نشان بدهند، وارد آن استان می‌شویم و وارد فضای کسب و کار آنجا می‌شویم و می‌بینیم که دولت ایده‌هایی دارد، پس ترغیب به سرمایه‌گذاری می‌شویم. اما اگر پس از مدتی دیدیم که خیلی اوضاع به هم ریخته‌ای است و مثلا کسی یا سازمانی نیست که بتوان از آن اطلاعات درست گرفت و وقتی ببینیم که ریسک بالا است پشیمان می‌شوید و برمی‌گردید. ما وقتی که در برنامه هدایت و توسعه بخش پتروشیمی خودمان سرگردان هستیم چه انتظاری داریم که سرمایه‌گذار خارجی وارد شود؟ آن هم در این وضعیتی که دولت یک زمانی مجتمع‌های پتروشیمی مال خودش بوده و از این جیب به آن جیب بوده و پول خوراک هم نمی‌گرفته؛ اما حالا فکر می‌کند چه دلیلی دارد یارانه بدهد؟ آقای وزیر می‌گوید من به بهترین قیمت می‌خواهم خوراکم را بفروشم. بعد مجتمع‌هایی به سرمایه گذارها تحویل داده شده که بازدهی اقتصادی ندارد چون از ابتدا بر اساس سوخت و خوراک ارزان یا حتی مجانی طراحی شده بوده ولذا سرمایه گذارانی که اینها را برداشته‌اند مجبور شده‌اند یک مافیا درست کنند و فشار بیاورند تا قیمت سوخت و خوراک پایین بیاید تا سود کنند در غیر این صورت زیان می‌کنند. اوضاع پیچیده‌ای شده است و در این اوضاع کدام آدم عاقلی سرمایه‌گذاری می‌کند؟ بنابراین اگر می‌خواهیم مشکل سرمایه‌گذاری را حل کنیم اول باید اوضاع خودمان را سامان بدهیم یعنی حکمرانی را سامان بدهیم و وضعیت صنعت موجود را روشن کنیم تا زمینه را فراهم کنیم که دیگران هم وارد شوند. نجابت: حالا که بحث به اینجا رسید این را هم روشن کنیم که این نحوه‌ای که می‌فرمایید می‌بایست از اول می‌رفتیم و ممکن است راه نجاتمان باشد این در قالب چه سیستم کلی که برای حکومت تعریف می‌کنید می‌گنجد؟ آن سیستم را به عنوان چه تعریف کرده‌اید که از داخل آن برای این زمینه کاری، این الگو خارج شده است و این الگو را مناسب آن می‌دانید؟ حسن‌تاش: بله. با شما موافق هستم. در واقع اگر من بخواهم حرف شما را روشن کنم باید از این مثال استفاده کنم که موتور BMW خیلی خوب است اما اگر این را بر روی ژیان بگذارم ممکن است در اولین تیک آف تمام بدنه بر روی هوا برود. یعنی آن موتور با این سیستم سازگار نیست. جنابعالی منظورتان این است که این ایده با کل نظام ساختاری و حکومتی ما سازگاری دارد یا خیر؟ نجابت: خیر می‌گویم آیا این سیستم را تعریف کرده‌ایم که ببینیم ایده شما با آن سازگاری دارد یا خیر؟ چرا این سوال را می‌پرسم؟ ما وقتی نگاه می‌کنیم می‌بینیم در مقاطع مختلف تصمیم‌هایی می‌گیریم که خیلی انقلابی و تحول‌بخش و رشددهنده است اما همان‌هایی که تعریف می‌کنند، به محض آن که مشکلات آن مشخص شود از فردای آن روز شروع می‌کنند به انتقاد کردن. یعنی ما هنوز خودمان نمی‌دانیم که بالاخره می‌خواهیم چگونه و با چه مبانی حرکت کنیم که همگی حرکت در آن راستا را ارزش تلقی کنیم. پس این که من عرض کردم پتروشیمی یک جزیره نیست که بگوییم این جزیره را با چه الگویی توسعه دهیم، به این دلیل است که من تصور می‌کنم هنوز این مساله مغفول مانده و ما هنوز با هر بادی به هر جهت حرکت می‌کنیم. پولی که می‌آید توزیع می‌کنیم و می‌دهیم به مردم تا صدای کسی در نیاید و امروز، فردا شود. حسن تاش: یعنی در یک کانتکس بالاتر که نگاه می‌کنیم کار خیلی مشکل است. شعری مقدم: واقعیت این است که گاهی فکر می‌کنم چرا سند چشم انداز که با زحمت و صرف وقت زیاد تدوین و ابلاغ شد هیچکس بعداً به آن توجه نکرد و الان هم کسی به دنبال آن نیست. شاید این سند در مواردی دارای اشکال باشد و به قول آقای نجابت شرایط را دقیق بررسی نکرده،‌ سند را تدوین کرده‌ایم. به نظر می‌رسد همانطور که آقای نجابت و آقای دکتر مشایخی هم فرمودند شاید یک سلسله مسائل فرهنگی هم دخیل باشد. ببینید فرهنگ را به راحتی نمی‌توان تغییر داد. زیرا فرهنگ به تدریج شکل می‌گیرد و به تدریج هم تغییر می‌کند. ضمنا پتروشیمی چه زیرساخت حاکمیتی داشته باشد و چه تصدی‌گری، مملکت ما هنوز احتیاج به یک متولی برای توسعه دارد. نمی‌توان توسعه را به حال خود رها کرد .توسعه نیاز به زیرساخت دارد و زیرساخت‌ها را باید دولت ایجاد کند. زیرساخت مورد نیاز صنعت پتروشیمی را چه سازمانی بهتر از شرکت ملی صنایع پتروشیمی می‌تواند بشناسد و ایجاد کند؟ در زمانی که مدیریت شرکت ملی صنایع پتروشیمی برعهده داشتم بعضی از شرکتهای خارجی ‌، نسبت به سرمایه‌گذاری در صنعت پتروشیمی ایراز علاقه می‌کردند ولی آن را منوط به حضور حداقل بیست درصدی شرکت ملی صنایع پتروشیمی در سرمایه‌گذاری می‌نمودند. برای اینکه انتظار داشتند اگر به مشکلی برخوردند شرکت ملی صنایع پتروشیمی مشکل را برایشان حل و فصل کند. البته ممکن است بتوان طوری برنامه ریزی نمود که در دراز مدت به تدریج نقش شرکت ملی صنایع پتروشیمی کم رنگ شود اما در حال حاضر حضور پر رنگ شرکت ملی صنایع پتروشیمی در صحنه ضرورت دارد. در مورد فضای نامناسب کسب و کار در ایران هم خاطره‌ای دارم که ذکر آن خالی از لطف نیست؛ زمانی که مدیر عامل شرکت پلیمر آریا ساسول بودم فردی نزد من آمد و گفت که شما که برای بسته بندی محصول هایتان کیسه‌های سه لایه می‌خرید از من هم قیمت بگیرید. گفتم کارخانه‌تان کجاست تا از شما قیمت بگیریم؟ گفت کارخانه من امارات است، گفتم چرا امارات؟ گفت چون در آنجا وقتی موافقت اصولی به ما می‌دهند از روز بعد مسئولین اماراتی به دنبال ما هستند که اگر ما به مشکلی برخوردیم مشکل ما را حل کنند. در ایران بر عکس است ، از زمانی که موافقت اصولی به ما می‌دهند برخی مسئولین به دنبال ما هستند که ما مشکل آنها را حل کنیم. یا افرادی برای استخدام معرفی می‌کنند، یا کمک مالی برای منطقه‌شان می‌خواهند؛ اگر هم ندهیم بیچاره‌مان می‌کنند و باید کارخانه‌ را ببندیم و برویم. در مورد عدم توازن در توسعه هم به خاطر دارم در اوایل دولت اصلاحات، جناب آقای نعمت زاده مدیر عامل وقت پتروشیمی در صدد تحکیم بستر در خورهای ماهشهر برای توسعه صنعت پتروشیمی بودند. روزی نماینده مردم ماهشهر در مجلس در یک سخنرانی قبل از دستور چنین گفت که مردم ماهشهر، از توسعه پتروشیمی جز آلایندگی و گرانی چیزی عایدشان نشده است . این سخن موجب رنجش تعدادی از از مدیران پتروشیمی شد. و این سخنان را حمل بر قدرنشناسی او می‌کردند، زیرا در همان زمان، بودند نمایندگانی که آرزو داشتند کاش یکی از این مجتمع‌ها در ولایت آنها احداث شود. اما بعداً متوجه شدم که او درست می‌گفت. زیرا در ماهشهر هم اکنون قیمت ارزاق از اهواز گران‌تر است. در ماهشهر قیمت خانه با تهران تفاوت چندانی ندارد. مردم فقیر، فقیرتر شده‌اند. درست است که پتروشیمی زحمات زیادی کشید و در آنجا از محل منابع خود، امکانات رفاهی زیادی را ایجاد نمود و تعدادی از مدیرانش هم از این بابت توسط دستگاه‌های نظارتی مواخذه و بعضاً توبیخ شده‌اند . ولی واقعیت این است که اینها کفاف کمبود‌ها را نمی‌کرد. توسعه در مملکت ما جامع و متوازن و هماهنگ نیست. پتروشیمی کاویان قرار بود دو میلیون اتیلن تولید کند تا در خط لوله اتیلن غرب تزریق شود . مدتی است که مجتمع آماده بهره‌برداری شده است اما خوراک برای ظرفیت کامل ندارد. دلیل همه این نارسائی‌ها این است که توسعه متولی ندارد. اگر توسعه متولی داشته باشد ،شرکت ملی صنایع پتروشیمی هم می‌تواند کنارِ آن متولی، و در کنارِ سازمان حفاظت از محیط زیست ، و وزارت بهداشت ، و وزارت کار ، به عنوان یک کارشناس و رگولاتور ایفای نقش نماید. جناب آقای دکتر مشایخی در خدمت شما هستیم برای ادامه بحث... مشایخی: در سال ۶۰ یعنی بعد از انقلاب بود که در اوضاع به هم ریخته آن روزها، سازمان برنامه و بودجه قرار شد یک برنامه تنظیم کند. آنجا فکر کردیم که دو حرکت باید انجام شود. یکی اینکه زیرساخت حرکت کشور معلوم شود و معلوم شود نظام جمهوری اسلامی چه بستری برای حرکت اقتصادی و اجتماعی ایجاد می‌کند و دیگر اینکه در آن بستر چه برنامه‌ای برای حرکت باید داشته باشد. کمیته های ده گانه‌ای ایجاد کردیم تا هر کمیته به یک جنبه از تعیین زیر ساخت بپردازد. یکی نقش بخش دولتی را تعریف و تعیین کند، یکی به نقش بخش خصوصی بپردازد، دیگری نظام نظام تصمیم گیری در کشور کند، یکی دیکر نظام برنامه ریزی بنویسد و ... قرار شد این کمیته‌ها زیر ساخت یا بستر حرکت را تعیین کنند و بعد بر روی آن بستر، برنامه‌ای تعریف شود که بتوان حرکت کرد. چند کمیته کلیدی از آن کمیته ده گانه تشکیل شد و شروع به کار کرد اما کار، هم سخت بود و هم حساس. حتی یک وقت‌هایی در حوزه علمیه، فکر می‌کردند افرادی که که این کمیته‌ها را تشکیل داده‌اند با گرایشات چپ هستند. بعد حضرت امام دو نفر یعنی آیت الله کریمی و آیت الله احمدی میانجی را معرفی کرد که ببینند ما چه می‌گوییم. آمدند و دیدند که چپی‌ها نیستند و حرفهای ما معقول است. آنها رفته بودند و به جامعه مدرسین توضیح داده بودند و جامعه خواست که ما به جلسات جامعه برویم و در آنجا مستقیماً توضیح دهیم. ما هم چند بار رفتیم قم توضیحاتی دادیم و دیدند که ما مشکلی نداریم اما کار مشکل است. به نظرم هنوز برخی سئوالات مهمی که در آن سالها وجود داشت باقی است. نجابت: مسلما در خاطرتان هست که نوار جلسات شما موجود است و همان شخصی که از حوزه علمیه قم آمده بود و با شما و دیگران بحث می‌کرد نهایتا اثبات کرد که این برنامه‌ای که می‌ریزید بر مبنانی قانون سرمایه‌داری هست و آقای بانکی در آن نوار می‌گویند ما این را پذیرفتیم. حالا شما بگویید ما جای آن چه چیزی بگذاریم. نهایتا این شخص می‌گوید که ما روی این موضوع هنوز فکر نکرده ایم؛ اجازه بدهید ما برویم و بررسی کنیم. مشایخی : آن فرد آقای منیرالدین حسینی هاشمی بود که آکادمی علوم اسلامی را تاسیس کرده بود و می‌خواست مبانی و نظریه‌های جامعه اسلامی را تدوین کند. نجابت : بله...ایشان گفتند ما برویم و بررسی کنیم. همانطور که می‌فرمایید ۳۰ سال گذشته و هنوز در حال تبین مبانی آن هستیم. اگر در آن زمان حرف آن بزرگوار فهمیده می‌شد و همگان قبول می‌کردند که می‌بایست نظام اسلامی به عنوان نظام سوم جهانی تبیین گردد، وضعیت فرق می‌کرد؛ اما متاسفانه همگان عمل‌زده شدند و آن مرد هم تنها ماند. مشایخی: در پرانتز بگویم که آقای توکلی در یکی از مجلات به تازگی گفته است آقای مشایخی آن زمان مشاور آقای موسوی بوده است. آقای توکلی گفته مشایخی می‌خواست همه چیز دولتی شود و الان می‌خواهد همه چیز خصوصی شود؛ او گفته است که مشایخی فرد باهوشی است و باید دید این تغییر نگرش چرا صورت گرفته است. آقای توکلی در اصل به این شکل بر روی نیات بنده ایهام ایجاد کرده است. ولی البته ایشان چند اتشباه کرده‌اند: اولاً من آن زمان مشاور آقای موسوی نبودم و مشاور سازمان برنامه و بودجه بودم. ثانیاً نمی گفتم همه چیز دولتی شود و شاید اولین حرف‌هایی که در مورد ضرورت توجه به بخش خصوصی و فعال شدن سازو کار بازار در کشور مطرح شد از طرف من و همکارانم در سازمان برنامه و بودجه آن زمان بود. شاید حساسیت جامعه مدرسین قم و اعزام آقایان کریمی و احمدی میانجی به سازمان و گفتگو با ما به علت همین شکی بودی که افرادی نظیر آقای توکلی در آن زمان نسبت به سازمان برنامه و دولت آقای موسوی داشتند. که البته نتیجه نشست آن آقایان با گروه فعال در سازمان برنامه و بودجه نشان داد که چنان شبهاتی بی‌پایه بود و کسی در سازمان برنامه و بودجه از جمله اینجانب نمی‌خواست همه چیز دولتی شود و یک نظام کمونیستی در ایران برقرار شود. نکته من این است در آنجا با آقای میانجی که صحبت می‌کردیم چند عنصر کلیدی وجود داشت. یکی بحث احترام به مالکیت در اسلام بود و حتی ایشان یک کتاب در این خصوص با عنوان مالکیت در اسلام نوشت. مالکیت در اسلام به شرطی که مشروع باشد حد ندارد. یکی هم آزادی در معاملات بود یعنی فروشنده اختیار فروش مال خود را به هر قیمتی که مایل است دارد و و خریدار هم اختیار خرید به هر قیمتی که بخواهد را دارد. در حقیقت اصول بازار آزاد بر معاملات اسلامی حاکم است. هم مالکیت محترم است و هم خرید و فروش آزاد است. این، مقداری ما را به اصول بازار سرمایه‌داری نزدیک می‌کند که همین مبانی اقتصادی آنهاست. هم مالکیت مهم است و هم تبادل و بازار آزاد و قیمت در بازار تعیین می‌شود. منتها ببینید نکته ما این است وقتی در نظام اقتصادی می‌خواهید اینها را مبنا قرار دهید این در ارتباط با نظام سیاسی قرار می‌گیرد. آیا نظام سیاسی می‌تواند این را تحمل کند؟ نظام سیاسی می‌تواند رشد مالکیت بخش خصوصی را برتابد؟ یا فکر می‌کند با هم در تصادم قرار می‌گیرند؟ در تعامل با نظام اجتماعی، فرهنگ جامعه چیست، ارزشهای اجتماعی آن چیست؟ بنابراین آن نظام اقتصادی که براساس احترام به مالکیت و آزادی معاملات که بازار آزاد است شکل بگیرد خودش پیامد‌هایی دارد که با نظام سیاسی جامعه باید همخوانی داشته باشد و زندگی کند و با هم سازگاری داشته باشند؛ این که احساس کنند با نظام سیاسی تعارض پیدا می‌کند، قدرت سیاسی آن را محدود می‌کند. باور‌های اجتماعی چه سازگاری با نظام بازار آزاد دارند؟ یعنی اگر کسی خوب کار کرد و رشد کرد آن را تشویق می‌کنیم و می‌گوییم عجب کار برجسته‌ای کرده است؟ یا می‌گوییم حتما از یک جایی برده و خورده و باید آن را زمین بزنیم؟ این یک مساله اجتماعی است و در تعامل با آن نظام اقتصادی قرار می‌گیرد. در بعضی از کشور‌های صنعتی کسی که موفق می‌شود، همه او را تشویق می‌کنند و می‌گویند چقدر آدم باهوش و با عُرضه‌ای بوده است که رشد پیدا کرده است. اینجا می‌گویند حتما رانت گرفته و می‌خواهند توی سرش بزنند. یعنی ما در یک مجموعه در هم تنیده از سیستم یا زیرسیستم‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی هستیم که همدیگر را متوقف می‌کنند. حالا اگر فکر کنیم یک نفر همه اینها را حتی در داخل کاغذ هم درست کند، در پیاده کردنش نیرو‌هایی هستند که با پیاده سازی آن مخالفت می‌کنند. هم آن هنجارهای اجتماعی اجازه نمی‌دهد و هم آن شرایط سیاسی و اقتصادی. در نتیجه جامعه نمی تواند حرکت شایسته و شتابان را داشته باشد. یک راه برای خروج و اصلاح این است که موضعی اصلاحات را شروع کنیم و اصلاح در یک حوزه بر روی دیگر حوزه‌ها اثر بگذارد تا جامعه بتدریج از وضعیت کم تحرکی و یا پیشرفت کم بیرون بیاید. فرض کنید که روی کاغذ جمهوری اسلامی را در همه حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی و سیاسی به روشنی تعرف کنیم، همانطوری که کلیاتی در قانون اساسی تعریف شده است ولی با جزئیات بیشتر و در چارچوب همان قانون آنرا تعریف کنیم. پیاده سازی آن با نیروهای مخالفی مواجه خواهد شد که اجرای جامع و کاملش را مانع می‌شود. لذا شما باید ببینید که در هر بخشی که هستید چگونه می‌توانید بهینه‌سازی کنید و چگونه بهره‌وری را بالا ببرید و اصلاح کنید. این ممکن است بر روی چیز دیگری تاثیر بگذارد و مجموعا به نوعی آن نظامی که به دنبالش هستیم پیدا شود. نجابت : آیا با آن باید‌هایی که در رابطه با سیستم، جنابعالی مد نظرتان است، تصور می‌کنید به اندازه یک درصد هم می‌تواند این راه پاسخگو باشد؟ مشایخی: بله- شما اگر به غرب و پیشرفت غرب هم نگاه کنید اینها یکباره نظامشان را تعریف نکردند تا به فکر اجرای آن باشند. برای مثال لوتر تغییراتی در بند‌های کلیسایی داد، یکی دیگر آمد حرف دیگری زد، شاید حدود دویست، سیصد سال طول کشید تا به رنسانس رسیدند و از دوران قرون وسطی بیرون کشیده شدند. آنجا هم اگر نگاه کنید در یک حوزه اصلاحاتی صورت گرفت و به حوزه‌های دیگر برخورد کردند. صرف نظر اینکه این بحث پاسخگو است یا خیر، فرض کنید که یک نفر یک کتاب کامل بر روی این میز بگذارد و بگوید جمهوری اسلامی یعنی این. این کتاب قطع به یقین با منافع سیاسی عده‌ای برخورد دارد، حتما با منافع عده‌ای در حوزه اقتصادی برخورد دارد، با باورهای و هنجارهای اجتماعی برخی دیگر برخورد دارد و با موقعیت های سیاسی عده‌ای دیگر ممکن است در تضاد باشد و لذا نیرو‌هائی در حوزه های اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در مخالفت با آن به حرکت در می‌آیند. نجابت : قانون اساسی ما به چه شکل است؟ خیلی‌ها می‌گویند که قانون اساسی مشکلاتی دارد اما می‌گویند تا زمانی که تغییر پیدا نکرده هیچکس نمی‌تواند بر خلاف آن موضع گیری کند. اگر ما در رابطه با این هم چیزی را به عنوان مبانی تعریف کنیم... مشایخی: منظور شما از این مبانی چیست؟ در حوزه اقتصاد است؟ سیاست است؟ نجابت : منظورم کلیات و مبانی نظام است. مبانی نظام به این معنا نیست که کلا ده جلد کل جزئیات را در آن تعریف کرده باشد. مثلا فرض کنید در اقتصاد آیا مالکیت صحیح محترم است یا خیر؟ مشایخی: الان که می‌گویند هست. نجابت : گفتن با حجت نهایی شدن، دو موضوع جدا است. از جایگاه‌های مختلف درون نظام و از تجارب متفاوت بعد از انقلاب، آیا می‌توانید به من بگویید که از موضع‌گیری‌های آن جایگاه‌ها، شما چه الگویی بیرون می‌آورید؟ مشایخی: من می‌گویم از دیدگاه نظری می‌گویند هم مالکیت محترم است و هم محدودیت ندارد. نجابت: عذر می‌خواهم این همان شد که من می‌گویم: خودش را بیاور اما اسمش را نیاور. گفته می‌شود قانون برای خصوصی‌سازی تدوین کردم، خب خصوصی سازی تعریف مشخصی دارد، بعد گفته می‌شود ترمز دستی را بکشید.... مشایخی: بله دقیقا. این همان نکته‌ای است که من گفتم، وقتی آن کتاب را روی میز بگذارید مخالفت‌ها شروع می‌شود. گروه‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی هستند که اجازه پیاده شدن آن را نمی‌دهند. خصوصی‌سازی یک مثال آن است. چقدر گفته‌اند که دولت باید از تصدی‌گری برون برود؟ چقدر گفته‌اند اقتصاد مردمی باشد؟ چرا نمی‌شود؟ برای اینکه همان نیرو‌ها اجازه نمی‌دهند. حالا گاهی به شکل دیگری می‌آیند و همان نیرو را اعمال می‌کنند. اول دولت بود بعد می‌آید مثلا یک بنیاد راه می‌اندازد، یک هیئت همان کار را می‌کند، یک صندوق بازنشستگی وسط می‌آید. همان نیرو است منتها از یک در دیگری وارد شده است. من می‌گویم آن مبانی به دست نمی‌آید و اگر به دست هم بیاید قابل پیاده شدن نیست. ما باید چشم انداز کلی از نظام را برای آینده داشته باشیم و بررسی کنیم که در هر قسمتی چه کارهایی می‌شود انجام داد تا به سمت آن چشم انداز حرکت کرد و در آن قسمت فضا را برای اقدامات دیگر باز کنیم. مبنای آن چشم انداز را باید اصولی گذاشت که از جنبه نظری بر روی آن موافقت وجود دارد مانند مالکیت احترام دارد یا آزادی معاملات وجود دارد یا رسیدگی به ضعفا و محرومین که در اقتصاد ما به عنوان یکی از اصول مطرح است. یا این اصل که افراد آزاد هستند فکر کنند و فکر خود را بیان کنند و... اینها جزء اصولی است که علما مطرح کرده‌اند. من می‌گویم اگر آن نظام را نمی‌چینیم، حداقل این اصول را بگذاریم که کسی هم نتواند بگوید خیر. قبل از انقلاب هم بر روی منبر‌ها همین حرف‌ها را می‌زدند اما بعد از انقلاب که وقت عمل کردن بود پیاده کردنش سخت بود و برخی از نیروها اجازه پیاده کردن کامل آنها را نمی‌دهند. اینها را می‌توانیم به عنوان پایه‌های آن سیستم اقتصادی و اجتماعی که می‌خواهیم بسازیم مطرح کنیم. ولی اینکه عملی نمی‌شود باید از یک جاهایی شروع شود. اما درباره این بحث که شما خیلی به آن علاقه دارید و سی سال هم هست که ذهن شما را مشغول کرده که جمهوری اسلامی چه می‌خواهد انجام دهد، باید نکته‌ای بگویم. آن زمانی که می‌خواستند دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف را تعطیل کنند یک بار از آقای فروزنده معاون آقای احمدی نژاد که علاقه زیادی داشت دانشکده ما را تعطیل کند، دعوت کردیم که دلیل کارش را از او بپرسیم. گفت شما گفتمان‌تان به شکل دیگری است. ما گفتیم برنامه مصوب وزارت علوم را پیاده می‌کنیم. به کتاب های درسی مورد استفاده در دانشکده ایراد گرفت. ما گفتیم چه کتابی را استفاده کنیم، کتاب‌هایی را که برخی دانشکده‌ها استفاده می‌کنند مربوط به ترجمه کتاب های قدیمی‌تر است. ما مسلمان هستیم و دوست داریم چیزی که اسلام تبیین کرده استفاده کنیم. منتها شما چه کتاب و متنی که در حوزه مدیریت و اقتصاد بر اساس مبانی اسلامی تهیه شده باشد که به ما معرفی کنید و بتواند ذهن فعال یک جوان با استعداد را اقناع کند تا از آن اسفاده کنیم؟ گفت اتفاقا ما این را از جناب آقای مصباح یزدی پرسیدیم که سی سال است شما موسسه‌ای را درست کردید که علوم انسانی اسلامی را تنظیم کنید و حالا چه دارید به ما بدهید. آقای فروزنده گفت، آقای مصباح گفته‌اند ما فهمیدیم که باید گفته‌های خارجی‌ها را عمیقا بفهمیم و بعد بیاییم بگوییم که خودمان چه چیزی باید بگوییم. خب ما قبل از سی سال همین را می‌گفتیم که اول بفهمیم انسان‌ها در رابطه با اداره جوامع و ... چه چیزی می‌گویند بعد که فهمیدیم، می‌گوییم خودمان چی داریم. آقای فروزنده جزوه یا کتاب مناسبی نداشت و معرفی نکرد. گفتم خوب با ما چکار دارید؟! فقط می‌خواهید به روز درس ندهیم؟ اگر به آن شکل فکر کنیم و به طور موضعی و محلی کارِ بهتر را انجام دهیم، پیشرفت حاصل می‌شود. حال در حوزه پتروشیمی باید این سوال را مطرح کنیم که پس از خصوصی‌سازی واحدهای پتروشیمی، صرفنظر از اینکه، کارهای که انجام می‌شود کجا انجام می‌شود، ببینیم لازم است انجام شود یا خیر. بعد از تعیین کارهائی که باید انجام شود محل انجام آن را معلوم کنیم. آیا حاکمیت باید یک ایده و طرح داشته باشد تا برای پتروشیمی یک راهنما محسوب شود و چگونگی توسعه پتروشیمی را مشخص کند؟ همین که می‌گویید کره‌ای‌ها یک نقشه داشتند و برای هر استان شرایط مشخصی در نظر داشتند، پس نشان می‌دهد نیاز به یک نقشه راهنما است که پتروشیمی در چه حوزه و مکانی مناسب است توسعه پیدا کند. این موضوع هم به لحاظ توجیه اقتصادی و هم به لحاظ صادرات، مسائل سیاسی و امنیتی آن، اهمیت دارد. مسائل زیادی ممکن است دخیل باشند تا آن نقشه راهنما به لحاظ نوع ظرفیت‌ها، محل ظرفیت‌ها و ابعاد ظرفیت‌ها توسعه پیدا کند و بگوید این نقشه راهنما است. پس این باید نقشه راهنمای توسعه پتروشیمی تهیه شود و بهتر است توسط حاکمیت صورت پذیرد. این به مسائل سیاسی، اقتصادی، امنیتی و اجتماعی و ... مرتبط می‌شود. وقتی که این انجام شد کار دومی که باید انجام شود سیاست‌های مالیاتی، اعتباری، مشوق‌های صادراتی، مشوق‌های سوخت و... است؛ یعنی سیاست‌هایی که احتمال تحقق نقشه راهنما را افزایش می‌دهد. پس یک جایی می‌خواهیم سیاستگذاری کند که آن نقشه راهنما تحقق پیدا کند. در غیر این صورت آن نقشه را به دیوار می‌زنیم کسی هم گوشش بدهکار نیست. اما اگر سیاست‌هایی باشد که مردم را به سمت اجرایی کردن آن تنظیم و ترغیب کند، قابل اجرا خواهد بود. نکته بعدی که باید توجه داشت همان تنظیم‌گری است که ما بالاخره آن افرادی که می‌خواهند دنبال سود آوری بروند و حق آنها هم هست، چه مقرراتی باید رعایت کنند که به منافع عمومی و همچنین به محیط زیست، هوا، آب، ایمنی کارگران و... لطمه وارد نکنند. اینها چه مسائلی را باید رعایت کنند که به اسم کشور و صنعت کشور در بازار‌های بین المللی لطمه وارد نکنند؟ اینها باید تنظیم شود که آنها را رعایت کنند. وگرنه فقط سود را در نظر بگیرید و به همه لطمه وارد کنید نمی‌شود. پس یک جایی می‌خواهیم که بتواند این مقررات را تنظیم کند و وقتی هم تنظیم شد باید نظارت بر انجام آن را هم بر عهده بگیرد. باز تنظیم این مقررات و نظارت بر اجرای آن بر عهده دولت قرار می‌گیرد و در NPC باید انجام شود. نجابت: در اینجا باید چیزی را توضیح دهیم. ضمانت اجرایی آن چیزی که تبیین می‌کنیم را چه گروه یا افرادی می‌دهند؟ در رابطه با همین مساله یک شخصی، یک واحد میان دستی پتروشیمی احداث کرده است. این واحد هم اکنون سیصد میلیون دلار ارزش مالی دارد. سیصد میلیون دلار یعنی هزار و دویست میلیارد تومان روی یک واحد پتروشیمی صاحب شده است. کجای این تعریف شما جایگاه این را ایمن می‌کند؟ دیگری می‌خواهد با تکیه بر همان تضمین برود و مانند آن شخص واحد دوم را بزند. دارم می‌گویم این چیزهایی که می‌فرمایید باید تبیین کنیم در آن سیستم بی‌مبنا که هر روزی که از خواب بیدار می‌شوید یک نظریه جدید عنوان می‌شود، چه تضمینی برای کسی که می‌خواهید با سیستم‌تان جذبش کنید، در نظر دارید؟ مشایخی: این بحث، حوزه‌ای را به اسم ثبات سیاست‌ها باز می‌کند؛ در واقع پشتیبانی از سرمایه گذارانی که بر اساس قول دولت سرمایه‌گذاری می‌کنند و محافظت از آنها در مقابل تغییرات سیاست‌هائی که مبنای شروع کارشان بوده است. در آن مقرراتی که تبیین می‌شود یک بخش مربوط می‌شود به امنیت همین سرمایه گذاری‌هایی که اتفاق می‌افتد. یکی دیگر از اقدامات لازم برای پیشرفت صنایع پتروشیمی این است که اگر می‌خواهیم صنعت پتروشیمی جلو برود باید زیر ساخت‌های مورد نیاز را فراهم کنیم. بخش خصوصی هم هیچوقت زیرساخت نمی‌سازد. مثلا بگوید من در اینجا جاده می‌سازم تا پتروشیمی توسعه پیدا کند. این زیرساخت‌ها را یا دولت باید فراهم کند یا شرکتی به صورت دولتی انجام دهد و وقتی سرمایه گذارها در آن محل قصد سرمایه‌گذاری داشتند، پول زیر ساخت‌ها را از بهره برداران از زیر ساخت متناسب با میزان بهره برداری آن ها از آنها بگیرد، همانطوری که عوارض جاده‌ای را سازندگان جاده‌ای برای جبران سرمایه گذاری خود از استفاده کنندگان از جاده می گیرند. اگر هم دولت می‌خواست که یک منطقه توسعه پیدا کند و برای آن کمک یا یارانه بدهد می‌گوید من پول زیر ساخت‌ها را می‌دهم و از شما هم چیزی نمی‌گیرم تا شما تشویق شوید و در آنجا سرمایه‌گذاری کنید. یک کار دیگری که اینها می‌خواهند پشتیبانی است. اینها که نمی‌توانند خودشان دانشگاه و دبیرستان بزنند و نیرو تربیت کنند. اینها را باید دولت انجام دهد و NPC می تواند با تعامل با بخش های آموزشی کشور نیازهای صنایع پتروشیمی به منابع انسانی را به آن بخش‌ها منتقل کند و پی گیری کند که تربیت نیروهای مورد نیاز در دستور کار قرار دارند. در سیاست‌های آموزشی، بخش غیر دولتی را هم باید به این سمت ببرد. پس اگر می‌خواهیم صنعت پتروشیمی توسعه پیدا کند و به تصدی‌گری آن هم کاری نداشته باشیم، این کارها باید انجام شود. حالا این کارها کجا باید انجام شود می‌تواند در شرکت ملی صنایع پتروشیمی باشد یا اسم آن را معاونت پتروشیمی وزارت نفت بگذاریم. البته محل این مجموعه را با توجه به سازماندهی که هم اکنون داریم و امکان پذیری شکل دادن به این کارها باید مشخص کنیم. خلاصه به انجام این کارها نیاز داریم. ما چون می‌خواهیم به سمت اصلاح سیستم برویم آنجایی که تعامل خیلی قوی با زیرسیستم‌های دیگر دارد باید نحوه ارتباط و انتظارمان از آنها را معلوم کنیم. نجابت : نکته‌ای که باید به آن توجه داشت این است که اگر این کار را برای پتروشیمی انجام دادیم، آیا می‌تواند مستقلا به عنوان یک جزیره خارج از سیستم‌، موفق شود؟ یا اینکه در تار و پود دیگرانی که به این نحو حرکت نمی‌کنند گم می‌شود؟ راهی برای آن پیدا کرده‌اید؟ مشایخی: من فکر می‌کنم آن بخشی که حاکمیت را به عهده می‌گیرد باید در جهت انجام ماموریت حاکمیتی خود تلاش کند و در صورت لزوم با بخش های مزاحم بجنگد. باید از ماموریت خود و مجموعه‌هائی که تحت پوشش آن ماموریت هستند حفاظت کند و پشتیبانی نماید. پشتیبانی به معنی این نیست که فقط نیرو تامین کند، بلکه یعنی اگر کسی مزاحمتی برای مجموعه های تحت پوشش پشتیانی ایجاد کرد، بتواند به عنوان بخشی از حاکمیت با بخش‌های دیگر حاکمیت مذاکره کند و از مجموعه های تحت پوشش، دفاع کند. نظیر همین که آقای شعری مقدم می‌گویند که بخش خصوصی می‌خواهد تا آن‌ها را در برخورد با مزاحمت‌ها حمایت کنند. NPC اگر این کار ها را انجام دهد و فرض کنیم که صنایع پتروشیمی ما موفق‌تر از الان عمل کند و مقداری جلو برود، این حرکت باعث ایجاد یک جایگاه و منزلت برای NPC می‌شود. از این اعتبار می‌تواند استفاده کند و حاشیه‌هایی را که برایش مزاحمت ایجاد می‌کند بر طرف کند. ما به همین شکل در تعامل با هم، سیستم را می‌توانیم جلو ببریم. من فکر می‌کنم ضمن اینکه باید چهارچوب‌های اصلی را تبیین و بر روی کاغذ پیاده کنیم، نباید انتظار داشته باشیم که این یکباره به اجرا برسد، بلکه باید آن را آرام آرام به همین شکل پیاده‌سازی کنیم. پس بنابراین پاسخ شما که NPC بعد از خصوصی‌سازی چه چیزی هست و چه کاری باید انجام دهد، کارهایش، همین‌هایی هستند که ذکر کردم. حالا این کارها را در ساختار سازمانی کل وزارت نفت کجا می‌خواهیم قرار دهیم، بستگی به شرایط دارد. اگر سازمان را بر روی کاغذ سفید می‌خواستیم بنویسیم، قسمتی که برنامه و مقررات و پشتیبانی و نیرو انسانی را عمل می‌کردیم در بخش وزارتخانه می‌فرستادیم. آن بخشی که زیر ساخت‌ها را مد نظر قرار داد تحت عنوان یک شرکت می‌تواند معرفی شود. اما ممکن است باتوجه ساختار سازمانی که در شرکت نفت وجود دارد بگوییم همه اینها را NPC باید انجام دهد. شعری مقدم: به نظر من باید معاونت وزیر را از مدیرعاملی پتروشیمی جدا کنند. چون معاونت وزیر یک مقام حاکمیتی است اما پتروشیمی یک شرکت است. مشایخی: من هم این را برای همین عرض کردم. این مجموعه کارها باید انجام شود. ممکن است یک قسمتی از آن را در معاونت شرکت نفت انجام دهند، یک قسمتی هم در همین NPC صورت پذیرد. اما اگر می‌خواهیم پتروشیمی جلو برود باید همه این کارها انجام شود. اما درباره تاریخچه تشکیل پتروشیمی و بحث‌هایی که قبل از انقلاب می‌شد، در کشور‌های در حال توسعه این معمول بوده و حتی کره هم این کار را انجام داده که وقتی بخش خصوصی آن ضعیف بود، یک سازمان توسعه‌ای ایجاد کردند و این سازمان‌ها سرمایه‌گذاری کرده‌اند و بعد آن را واگذار کرده‌اند. ما هم قبل از انقلاب در دهه ۴۰ که رشد سریع صنعتی و نزدیک به ۱۲ درصد داشته‌ایم از همین نهاد‌های توسعه‌ای بهره بردیم. سازمان گسترش برای ایجاد صنایعی که بخش خصوصی آنها را نمی‌ساخت ایجاد شد. بانک توسعه صنعتی ایجاد شد که تسهیلات توسعه صنعتی واگذار کند. سازمان مدیریت برای آموزش مدیر ایجاد شد. این ابزارها برای ایجاد حرکت ایجاد شدند. در کره جنوبی هم همین اتفاق افتاد. در کشور کره هم فولادش را دولتی‌ها ایجاد کردند و خیلی صنایع دیگر توسط دولتی‌ها ایجاد شد و سپس واگذار شد. آن زمانی هم که شاه گفته است پتروشیمی را به بخش خصوصی واگذر کنید و کارشناسان در بررسی‌ها به این نتیجه رسیده‌اند که نمی‌شود و بعد تصمیم می‌گیرند که خودشان درست کنند و واگذار کنند. بنابراین واگذاری پتروشیمی به بخش خصوصی درست بوده است، ولی بحث این است که بهتر بود سهام کل NPC در بورس واگذار می شد. حالا که نشده است و واحدهای تولیدی آن واگذار شده اند، NPC با ایفای نقش جدیدش باید توسعه صنایع پتروشیمی را تسهیل و تسریع نماید. عربستان هم در حال انجام همین کار است. قصد دارد آرامکو را در سال ۲۰۱۸ واگذار کند و احتمالا بخش بزرگ‌تری از سهام سابیک هم واگذار شود. شعری مقدم: آقای دکتر مشایخی سوال آقای نجابت هنوز پاسخ داده نشده است. شما نگاه کنید برجام به عنوان اقدامی بود که به وسیله دولت و با نظر حاکمیت انجام شد. اما حالا اختلافاتی در مورد آن وجود دارد. برخی می‌گویند بد است و برخی می‌گویند خوب است. نجابت : اتفاقا می‌خواهم بگویم برجام الگوی خوبی است. در خصوص برجام، برای نظام که می‌بایست حجت بر آن تمام می‌شد تا به این نتیجه برسد، تمام شد، بنابراین هر نیرویی هم که برجام را مورد سوال قرار بدهد، نظام از آن دفاع خواهد کرد، چون حجت تمام شده است. من می‌گویم در روابط دیگر هم می‌بایست این حجت تمام شود. مشایخی: آقای شعری مقدم یک چیز دیگری می‌گویند. منظورشان این است که این حجت تمام شد و همه هم پشت آن رفتند که بشود، حالا که حجت تمام شد و موضوع حل شد، به لحاظ اینکه چه کسی از نظر سیاسی بیشتر بهره را ببرد، به آن گیر می‌دهند! نجابت: شما نمی‌توانید در یک جامعه بخشنامه کنید که هیچکس به کسی گیر ندهد یا هیچکس از عملکرد شخص دیگری بهره‌مند نشود و ... اصل این است که آیا در زمان پسابرجام کسی در داخل ایران می‌تواند برجام را لغو کند؟ مشایخی: اگر منافع سیاسی اکثریت ایجاب کند می‌شود. نجابت: آیا من بد مذاکره کرده‌ام یا خیر؟ اگر قرار بود برجام مورد تایید نظام نباشد، دنیا هم جمع می‌شدند، تصویب نمی‌شد. بنابراین برای حوزه‌های دیگر هم به چنین الگویی نیاز داریم. حسن تاش: البته فراموش نکنیم که هدف این میز گرد‌ها این نیست که ما برای همه مشکلات راه حل پیدا کنیم. هدف این است که خواننده وادار به فکر کردن بشود و نکته‌های جدیدی به ذهنش بیاید، و خواننده ممکن است خود تکمیل‌کننده این بحث باشد. مشایخی: من فکر می‌کنم کلا در اقتصاد کشور، قد شرکت‌های خصوصی باید همه همزمان رشد پیدا کند. چرا؟ وقتی که همه کوتوله هستند یک نفر، اگر مقدار کمی هم بلند باشد خیلی بلند به نظر می‌رسد. حالا اگر همه قدبلند باشند این یکی دیگر بلند به نظر نمی‌رسد. باید کاری کنیم که بستر بزرگ شدن‌ها مقداری همگانی شود. بالاخره باید راه خروج از وضعیت فعلی را پیدا کرد. اگر راه خروج را پیدا نکنیم، موفقیت امکانپذیر نیست. یکی دیگر از اقدامات این است که باید پایه‌های قدرت سیاسی را عمومی‌تر کنیم. هرچقدر قدرت سیاسی فاصله بیشتری با مردم بگیرد، حساسیت‌های بیشتر دارد. بنابراین نباید بگذاریم فاصله زیاد شود. یکی هم اینکه همه را با هم بزرگتر کنیم. قسمت اول میزگرد را در لینک ذیل بخوانید:جایگاه NPC پس از خصوصی سازیگزارش تصویری مرتبط را در لینک ذیل ببینید:میزگرد جایگاه NPC پس از خصوصی سازی ]]> پتروشیمی Sat, 17 Jun 2017 03:57:32 GMT http://neconews.com/vdccpsq4.2bqmi8laa2.html نخستین قرارداد تأمین کاتالیست تولید متانول امضا شد http://neconews.com/vdceeo8zxjh877i.b9bj.html به گزارش خبرنگار نکونیوز به نقل از شانا، قرارداد تأمین کاتالیست بومی سنتز متانول امروز (شنبه، ۱۴ اردیبهشت‌ماه) در حاشیه بیست‌وچهارمین نمایشگاه بین‌المللی نفت، گاز، پالایش و پتروشیمی بین علی پژوهان، مدیرعامل شرکت پژوهش و فناوری پتروشیمی و محمد زالی، مدیرعامل پتروشیمی سبلان و با حضور بهزاد محمدی، معاون وزیر نفت و مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی و سعید محمدزاده، معاون مهندسی، پژوهش و فناوری وزیر نفت امضا شد.براساس نتایج تلاش‌های شرکت پژوهش و فناوری پتروشیمی برای ساخت کاتالیست بومی سنتز متانول و انجام تست‌های لازم و پایلوت، قرارداد تأمین این کاتالیست با شرکت صنایع پتروشیمی سبلان که از زیرمجموعه‌های شرکت انرژی سپهر است، امضا شد.با توجه به فراوانی گاز طبیعی در کشور و سختی صادرات آن از یک سو و لزوم ایجاد ارزش افزوده بالاتر، تبدیل گاز طبیعی به محصولات پتروشیمیایی اهمیت دوچندانی پیدا کرده است. یکی از ارزشمندترین محصولات این تبدیل گازی، متانول است که به عنوان ماده اولیه بسیاری از صنایع میان‌دستی و پایین‌دستی مورد استفاده قرار می‌گیرد. به این منظور با توجه به تولید کنونی متانول و طرح‌های توسعه‌ای در دست اجرای کشور، شرکت پژوهش و فناوری پتروشیمی برای کسب دانش فنی تولید کاتالیست متانول گام برداشته و به این مهم دست پیدا کرده است.ظرفیت متانول کشور هم‌اکنون، پنج میلیون و ۴۴ تن و تولید آن در سال‌های اخیر با بازدهی بیش از ۹۶ درصد، حدود ۴.۹ میلیون تن بوده است. با تکمیل طرح‌های برنامه پنجم توسعه صنعت پتروشیمی کشور تا سال ۱۴۰۰ که با هدف تأمین نیاز داخل کشور در سال‌های آینده و حضور در بازارهای بین‌المللی طراحی شده‌اند، ظرفیت متانول به حدود ۱۵.۶ میلیون تن خواهد رسید.کاتالیست سنتز متانول از خانواده کاتالیست‌های هم‌رسوبی بوده و در فرآیند سنتز متانول قابل استفاده است. این کاتالیست از لحاظ فنی با کاتالیست‌های وارداتی قابل رقابت است و می‌تواند در تمامی واحدهای تولیدی فرآیند تاپسویی، کازاله و لورگی برای تولید متانول مورد استفاده قرار بگیرد. از مزیت‌های دیگر آن می‌توان به قیمت تمام شده به مراتب پایین‌تر، ضایعات کمتر در مراحل ساخت و مهم‌تر از همه دانش فنی بومی اشاره کرد و با تولید داخلی آن سالانه حدود ۱۴ میلیون دلار صرفه‌جویی ارزی حاصل خواهد شد و با توجه به امکانات شرکت پژوهش و فناوری پتروشیمی و شرکت‌های همکار توسعه‌دهنده در سال‌های آینده کشور از ورود این کاتالیست بی‌نیاز خواهد شد. شایان ذکر است، ساخت این کاتالیست همسو با سیاست‌های اقتصاد مقاومتی است و با توسعه و رشد در این زمینه به خودکفایی خواهیم رسید.الگوی مصرف متانول مشتمل بر دو نوع سنتی و مصارف جدید است که الگوی مصرف سنتی این ماده، شامل مصارفی از قبیل فرمالدئید، استیک اسید و MTBE و مصارف جدید آن شامل تولید الفین‌ها با استفاده از فناوری MTO/MTPP))، اختلاط با بنزین و DME است.فرآیند فعالیت‌های پژوهشی و تجاری‌سازی آنها در صنعت پتروشیمی اهمیت بسیار بالایی دارد و صنعت پتروشیمی به لحاظ سهم قابل توجهی که در تولید ناخالص ملی و صادرات بر عهده دارد در زمینه ارزآوری بسیار حائز اهمیت است، از این رو تولید کاتالیست بومی‌ می‌تواند در ارتقای جایگاه این صنعت نقش ویژه‌ای داشته باشد. ]]> پتروشیمی Sat, 04 May 2019 10:51:21 GMT http://neconews.com/vdceeo8zxjh877i.b9bj.html پالایشگاه ستاره خلیج‌فارس نفتای شیرین تولید می‌کند http://neconews.com/vdcc1oqsi2bqxx8.ala2.html به گزارش خبرنگار نکونیوز به نقل از شانا،محمدعلی دادور گفت:پیش از این مقرر شده بود که ماموریت فاز چهارم پالایشگاه ستاره خلیج فارس پالایش روزانه ۱۲۰ هزار بشکه میعانات گازی باشد، اما با تغییرات انجام شده این فاز به نام فاز بهینه‌سازی ظرفیت و رفع گلوگاهی فازهای موجود تغییر خواهد یافت.وی افزود: با افزایش ظرفیت پالایشی در هر سه فاز موجود از ۱۲۰ به ۱۸۰ هزار بشکه، می‌توان تولید مورد انتظار از فاز چهارم را در سه فاز موجود تقسیم کرده و هزینه سرمایه‌گذاری مورد نیاز را صرفه‌جویی و در بخش‌های دیگر صنعت سرمایه‌گذاری کرد.مدیرعامل پالایشگاه ستاره خلیج فارس تاکید کرد: با افزایش ظرفیت پالایشی در فازهای موجود و صرف هزینه‌ای حدود ۷۰ تا ۸۰ میلیون یورو، هم‌اکنون توانسته‌ایم مجموع خوراک پالایشگاه را به روزانه ۴۰۰ هزار بشکه برسانیم.تولید نفتای شیرین در پالایشگاه ستاره خلیج‌فارس برای اولین باردادور گفت: برای نخستین‌ بار در فروردین‌ماه امسال که از سوی مقام معظم رهبری به نام سال «رونق تولید» مزین شده است، با تغییر مشخصات فنی خوراک، تولید محصول نفتای ترش این پالایشگاه حذف شده است و همه نفتای تولیدی پالایشگاه شیرین خواهد بود.وی با اشاره به افزایش کیفیت محصولات تولیدی پالایشگاه با تزریق نفتای شیرین تولیدی، افزود: با تغییرات ایجاد شده و تولید حدود روزانه ۲۰ هزار بشکه نفتای شیرین، ظرفیت واحدهای تقطیر و بنزین سازی پالایشگاه نیز ارتقا می‌یابد و مقدار بنزین تولیدی در پالایشگاه تا یک هفته آینده به روزانه حدود ۴۷ میلیون لیتر و گازوئیل به روزانه ۱۳ میلیون لیتر می‌رسد.مدیرعامل پالایشگاه ستاره خلیج فارس با تاکید بر این که نفتای تولیدی در پالایشگاه همچنین به عنوان خوراک در اختیار پتروشیمی‌ها قرار خواهد گرفت، گفت: در هنگام طراحی ترکیب خوراک ورودی به پالایشگاه ۶۰ درصد نفتا، ۳۵ درصد نفت سفید و نفت‌گاز و ۵ درصد گاز مایع بود که این ترکیب هم اکنون به ۷۲ درصد نفتا، ۲۵ درصد نفت سفید و نفت‌گاز و حدود ۲.۵ تا ۳ درصد گاز مایع تغییر یافته است. پالایشگاه میعانات گازی ستاره خلیج‌فارس به عنوان بزرگ‌ترین پالایشگاه میعانات گازی دنیا که می‌توان آن را به لحاظ استفاده از توانمندی متخصصان داخلی در اجرا و استفاده از تجهیزات تولید داخل، ایرانی‌ترین پالایشگاه کشور نامید، روزانه ۴۰۰ هزار بشکه میعانات گازی با ارزش میدان مشترک پارس جنوبی و تبدیل آن به فرآورده‌های سبک و باکیفیت، کشور را در مسیر خودکفایی در تامین بنزین مورد نیاز قرار داده است.ساخت پالایشگاه ستاره خلیج‌فارس با ظرفیت دریافت روزانه ۳۶۰ هزار بشکه خوراک از میدان مشترک پارس‌جنوبی در قالب ۳ فاز ۱۲۰ هزار بشکه‌ای از سال ۱۳۸۵، با هدف حفظ و استمرار عملیات برداشت گاز از میدان مشترک پارس‌جنوبی، کاهش آلایندگی‌های محیط‌زیستی و کمک به خودکفایی کشور در تامین فرآورده‌های راهبردی انرژی آغاز شد.فاز سوم پالایشگاه ستاره خلیج فارس در بهمن ماه ۹۷ با حضور دکتر حسن روحانی، رئیس جمهوری افتتاح شد و با تولید روزانه ۴۵ میلیون لیتر بنزین، سقف تولید بنزین کشور به روزانه ۱۰۵ میلیون لیتر رسید و کشور در شرایط باثباتی به لحاظ تولید فرآورده‌های باکیفیت قرار گرفت و از واردات بنزین بی‌نیاز شد. ]]> پتروشیمی Sat, 27 Apr 2019 12:14:15 GMT http://neconews.com/vdcc1oqsi2bqxx8.ala2.html جایگاه NPC پس از خصوصی سازی http://neconews.com/vdchq6n6.23n-wdftt2.html پایگاه خبری نکونیوز با هدف بررسی وضعیت گذشته، حال و آینده صنعت پتروشیمی با توجه به خصوصی سازی، میزگردی برگزار کرد که پیش از این چکیده ای از آن منتشر شد که آن را می توانید در لینک ذیل بخوانید: جایگاه، نقش و وظایف شرکت ملی صنایع پتروشیمی پس از خصوصی‌سازیدر این میزگرد که با حضور مهندس عباس شعری مقدم مدیرعامل پیشین شرکت ملی صنایع پتروشیمی، مهندس غلامحسین نجابت مدیرعامل اسبق شرکت ملی صنایع پتروشیمی، دکتر علینقی مشایخی استاد دانشگاه و مدیرعامل اسبق شرکت راهبران پتروشیمی و دکتر غلامحسین حسن تاش عضو هيئت علمي موسسه مطالعات بين المللي انرژي و تحلیلگر ارشد صنعت نفت برگزار شد، ابتدا آسیب های خصوصی سازی در صنعت پتروشیمی تشریح شد و در ادامه، هر یک از صاحبنظران به تببین راهکارهای مورد نظر خود برای خروج صنعت پتروشیمی از وضعیت فعلی پرداختند. این میزگرد ۱۵۰ دقیقه به طول انجامید و مشروح آن را در سه قسمت تقدیم شما مخاطبان گرامی می کنیم. در قسمت اول این میزگرد، صاحبنظران به طرح بحث درباره جایگاه شرکت ملی صنایع پتروشیمی NPC پس از خصوصی سازی پرداختند و در ادامه، تاثیر این وضعیت در حضور پتروشیمی ایران در بازارهای جهانی را بررسی کردند. قسمت دوم این میزگرد شنبه منتشر می شود.وضعیت، نقش و جایگاه شرکت ملی صنایع پتروشیمی بعد از خصوصی‌سازی یکی از مسایل مهمی است که قابلیت بررسی و ارزیابی دارد. جایگاه شرکت ملی پتروشیمی یا همان NPC که قبلا به عنوان یک برند معتبر شناخته می‌شد دچار تزلزل شد و مشکلاتی هم در مجموعه صنعت به وجود آمد. بنابراین بحث را با این موضوع کلی یعنی جایگاه شرکت ملی صنایع پتروشیمی پس از خصوصی‌سازی آغاز می‌کنیم. شعری مقدم: مشکلی که در فرایند خصوصی سازی پتروشیمی پیش آمد این بود که جایگاه شرکت ملی صنایع پتروشیمی در این میان به روشنی تبیین نشده بود. شرکت ملی صنایع پتروشیمی با ۵۰ سال سابقه در اجرای طرحهای بالادست و اداره مجتمع‌های پتروشیمی صاحب اعتبار، تجربه و دانشی شده بود که می‌توانست به وسیله آنها صنعت را توسعه دهد و بتدریج به بخش خصوصی واگذار نماید. پس از خصوصی‌سازی، تمام این توانمندی‌ها بلااستفاده مانده بود، زیرا از یک طرف تمام مجتمع‌هایی که با فروش حدود ۲۰ میلیارد دلار در سالِ خود برای این شرکت اعتبار ایجاد می‌کردند، واگذار شده بودند و از طرف دیگر هم قانوناً این شرکت از ورود مجدد به اینگونه سرمایه‌گذاری‌ها منع شده بود. کارکنان هم با مشاهده این وضعیت دچار سرگردانی و ناامیدی شده بودند و نمی‌دانستند که چگونه این دانش و تجربه‌ای که حاصل شده است را می‌توانند در جهت توسعه صنعت به کار گیرند. درست مانند کارکنان شرکتی که آپارتمان سازی می‌کرده است و ورشکست شده و حالا شرکت به یک آژانس املاک تبدیل شده است، و باید دیگران را تشویق به کاری کنند که روزگاری خود انجام می‌داده‌اند و این مهارتی است که در شرکت ملی صنایع پتروشیمی وجود ندارد. برای حفظ برند NPC هم کاش که مجتمع‌ها را جداگانه واگذار نمی‌کردند، بلکه مانند آنچه که در مورد هلدینگ خلیج فارس اتفاق افتاد، عمل می‌کردند یعنی سهام همه مجتمع‌ها و شرکت بازرگانی پتروشیمی را بصورت یکپارچه عرضه می‌نمودند. در اینصورت بود که برند NPC می‌توانست حفظ شود. جناب آقای مهندس نجابت جنابعالی در زمانی مدیریت پتروشیمی را بر عهده داشتید که هنوز خصوصی‌سازی صورت نگرفته بود. اما از همان زمان زمزمه‌های خصوصی‌سازی مطرح شد. چه شد که خصوصی‌سازی در پتروشیمی اجرایی شد؟ نجابت: من شخصا معتقد هستم که در زمینه پتروشیمی خصوصی‌سازی صورت نگرفته است بلکه واگذاری صورت گرفته است. چه فرمان مقام معظم رهبری و چه مصوبه مجلس، اولین بند آن ذکر می‌کند این کار برای رشد اقتصادی و بالا بردن راندمان کاری صورت می‌گیرد. به این معنی که ما وقتی این کار را انجام می‌دهیم، برای سنجش موفقیت آن از این دو فاکتور استفاده می‌کنیم. حالا ما باید ببینیم از انجام این کار رشد اقتصادی یا بهره وری ما بالا رفته است یا خیر. در صورتی که آنچه که واگذار شده است تا امروز، ۹۲ درصد سهام شرکت ملی صنایع پتروشیمی را به بخش عمومی واگذار کرده‌اند و فقط ۸ درصد به بخش خصوصی رسید. بنابراین عملا خصوصی‌سازی انجام نگرفته که بخواهیم ببینیم موفقیت آمیز بوده است یا خیر و آیا هدف‌هایی که داشته‌ایم حاصل شده است. مضافا در همان قانون قید می‌کنند که شما هیچ صنعتی را بدون آماده‌سازی برای زیرساخت‌ها، منتقل نکنید. در رابطه با صنعت پتروشیمی قطع به یقین باید یک دوران گذار برای این صنعت تعریف می‌کردیم. چرا؟ برای اینکه یک صنعت از ۱۰۰ درصد دولتی به ۱۰۰ درصد خصوصی تبدیل شود، باید دوران انتقال در نظر گرفته شود تا آن متولی‌هایی که جدید می‌آیند، به کار مسلط شوند و آنهایی که قدیم بوده‌اند، نقش‌شان رقیق‌تر شود و به طور طبیعی خدشه‌ای به حرکت وارد نشود. اما این کار انجام نگرفت و دوران‌گذاری تعریف نکردند و تمام اقداماتی که شرکت ملی صنایع پتروشیمی انجام می‌داد قطع شد و از طرفی چیزی هم برای جایگزین شدن آن تعریف نکردند. بخش‌هایی هم که پتروشیمی‌ها را گرفته بودند، آنقدر بدهکاری داشتند که درآمد‌های حاصله را ببرند و چاله‌ها را پر کنند که هیچ چیزی برای توسعه باقی نمی‌ماند. یعنی پروژه‌های توسعه‌ای که با درآمد‌های آنها ساخته می‌شد، ناتمام ماند و لذا شما می‌بینید که ۷۲ طرح به مدت ۹ سال است که ناتمام باقی مانده است. آن چیزی که درآمد دارد گرفتند و بردند و شرکت ملی صنایع پتروشیمی را طبق قانون از ورود به طرح‌ها منع کردند؛ به بخش خصوصی هم نداده بودند و بخش عمومی هم که باید درآمد‌های حاصله را سرمایه‌گذاری می‌کرد، انجام نداد. بنابراین ما در رابطه با صنعت پتروشیمی کاملا غیرتخصصی و بدون آینده‌نگری و بدون استفاده از امتیازاتی که داشت، عمل کردیم. قاعدتا وقتی کسی می‌آید و می‌خواهد یک روند را بهبود ببخشد، سعی می‌کند امتیازات را حفظ کند و با این تغییر سعی می‌کند امتیازات جدید هم به آن اضافه کند. ما اضافه بر اینکه این عمل دوم را انجام ندادیم، امتیاز اول را هم از جمله اعتبار صنعت پتروشیمی ایران در دنیا، یعنی برندی که وجود داشت، بازار وسیع تعریف شده‌ای که در اختیار داشتیم و غیره را از دست دادیم. بنابراین من تصور می‌کنم چون خصوصی‌سازی صنعت پتروشیمی حتی مطابق قانون و نزدیک به قانون انجام نگرفته است، بحث کردن در مورد این که پتروشیمی بعد از خصوصی‌سازی چه جایگاهی پیدا کرده است یا اینکه چرا پتروشیمی بعد از خصوصی سازی، جایگاهی ندارد بی‌فایده است. باید گفت بعد از آتش زدن پتروشیمی یا واگذرا کردن بدون هدف آن، چه کار باید در پتروشیمی کرد. جناب آقای دکتر حسن‌تاش، نظر شما در این باره چیست؟ حسن‌تاش: البته تخصص اصلی من در حوزه پتروشیمی نیست و اطلاعات من در مقایسه با بزرگوارانی که پیش‌کسوت صنعت پتروشیمی هستند کامل نیست. اما من از منظر دیگری که کار کرده‌ام و تجربه دارم وارد می‌شوم که شاید فقط محدود به موضوع پتروشیمی نباشد. آنچه که وظایف یک دولت هست و در یک کشور انجام می‌شود، طبق استاندارد‌های سازمان برنامه به دو قسمت تقسیم می‌شود: حاکمیت و تصدی‌گری. کار اصلی دولت‌ها حکمرانی است، بعضی وقت‌ها دولت‌هایی که حکمرانی را بلد هستند به قدری از تصدی‌گری بیزار هستند که شاهد افراط‌هایی هم هستیم. به عنوان مثال در آمریکا ناسا کارهایی مانند فرستادن سفینه به فضا را هم که به نظر کاری دولتی است به بخش خصوصی واگذار می‌کند. یعنی نقطه مقابل دولت ما که گرایش به تصدی‌گری دارد، آنجا به قدری از تصدی‌گری بیزار هستند که حتی می‌بینید بعد از حمله آمریکا به عراق، بازجویی‌ها که ذاتا یک کار امنیتی برای آمریکا است به شرکت‌های خصوصی واگذار شد و بعد از آن هم شاهد افتضاحی بودیم که به وجود آمد. این مثال‌ها را زدم که به اصل موضوع برسم. در ایران یک گرفتاری داریم که به اعتقاد من از برنامه پنجم رژیم گذشته و بعد از شوک نفتی و پولدار شدن رژیم قبلی بوجود آمده و این گرفتاری این است که در دولت ما تصدی‌گری به شدت غلبه دارد به طوری که کار اصلی دولت یعنی سیاست گذاری، کنترل و نظارت را در تمام بخش‌ها به شدت تحت الشعاع قرار داده است. درواقع، از منظر مفهوم «حکمرانی» به شکلی شده است که ما می‌توانیم کمی با اغراق بگوییم که ما اصولا به مفهوم واقعی کلمه دولت نداریم، ما دچار خلا دولت هستیم. شما همه دستگاه‌های ما را اگر ببینید، بیش از آنکه درگیر سیاست‌گذاری و کنترل و نظارت و رگولاتوری باشند درگیر تصدی‌گری هستند. یادم هست آقای نژادحسینیان وزیر صنایع شده بودند و جزء معدود وزرایی بودند که به فکر استراتژی توسعه صنعت و مسایلی از این دست بودند. من در یک ملاقات با ایشان از ایشان پرسیدم از وضعیت سیاست توسعه صنعتی کشور چه خبر؟ ایشان در پاسخ گفتند: تحت الشعاع رب گوجه فرنگی است! آن زمان وضعیت رب گوجه فرنگی خیلی بحرانی شده بود. ایشان می‌گفتند: منِ وزیر باید مدام پیگیری کنم که ورق بیاید و قوطی شود و رب درون آن بریزند. این که کار دولت نیست. اما اتفاقی است که افتاده است. من در خیلی از نوشته‌ها و مصاحبه‌هایم عنوان کرده‌ام که قبل از خصوصی‌سازی یا به تعبیر آقای نجابت واگذاری و یا هر اصطلاح دیگری، نیاز به دولت‌سازی داریم. یعنی ما باید برویم و حکمرانی یاد بگیریم. یعنی بخش حاکمیتی را در دولتمان ترمیم کنیم و اگر این کار صورت بگیرد، گفته‌های آقای نجابت هم تحقق می‌یابد. یعنی ما می‌توانیم بگوییم قبل از اینکه پتروشیمی را واگذار کنیم یا خصوصی‌سازی کنیم، باید هدایت و کنترل را یاد بگیریم. خود این خصوصی‌سازی مراحل کنترل، نظارت و هدایت دارد. ما اگر اول ساختار حاکمیتی را شکل داده بودیم و آن ساختار این فرآیند را هدایت می‌کرد، این اتفاقی که شاهد هستیم و دوستان توضیح دادند نمی‌افتاد. در جواب سوال شما که چه بر سر شرکت ملی صنایع پتروشیمی آمده است، من هم معتقدم شرکت ملی صنایع پتروشیمی در شرایط جدید دچار سردرگمی است. یعنی جایگاه خودش را پیدا نکرده است. در شرایطی که دیگر دولت اجازه ندارد در این بخش سرمایه‌گذاری کند و تصدی‌گری کند، حتما این شرکت باید خودش را به سمت جایگاه حاکمیتی هدایت و منتقل کند. اما اینکه جایگاه حاکمیتی در دولت است یا شرکت، به لحاظ عرف حقوقی چه در دنیا و چه در ایران، کار حاکمیتی کار شرکت نیست. شرکت بنگاهی است برای تصدی‌گری و حالا که تصدی گری وجود ندارد ممکن است که این شرکت به یک معاونت وزارت نفت تغییر ساختار سازمانی پیدا کند . سال‌ها پیش که سازمان امور اداری و استخدامی کشور، دوره‌ای به عنوان مدیریت دولتی برگزار کرد و من هم دانشجوی دومین دوره بودم، در پایان دوره، شخصی که مسئول اینم دوره در سازمان استخدام کشور بود (قبل از اینکه با سازمان برنامه و بودجه ادغام شود،) در کلاس ما حاضر شد و پرسید برداشت شما از این دوره چیست؟ من گفتم تمام این دو سال دنبال این بودم که مدیریت دولتی به مفهوم حکمرانی کجای این دوره است. ما در تمام این دوره، مدیریت بازرگانی خواندیم و آن چیزی که ما یاد گرفتیم با رشته‌های مدیریت بازرگانی هیچ تفاوتی نداشت و من به شدت این خلا را حس کردم. یعنی ما در آموزش‌های مدیریت دولتی‌مان هم مدیریت بازرگانی یاد می‌دهیم. فرض را بر این گرفته‌ایم که دولت باید تصدی‌گری کند و کالا بفروشد، بازاریابی کند و پرسنل خیلی زیادی را اداره کند. در صورتی که در سطح حاکمیتی، دارایی جمع و جور و کوچکی دارید که ممکن است از مشاورین مختلفی استفاده کنید. یکی از اتفاق‌هایی که در غیاب ساختار‌های حکومتی و حکمرانی می‌افتد و در هر جای دنیا هم می‌تواند اتفاق بیفتد این است که بخش خصوصی به دنبال حداکثر‌سازی سود است؛ حتی نیمه‌دولتی‌ها و خصولتی‌ها هم همینطور هستند و به فکر منافع ملی نیستند ولذا ممکن است منافع ملی را فدای منافع بنگاهی خود بکنند. این دستگاه‌های دولتی و سیاستگذاران هستند که باید ساختار‌ها را به گونه‌ای شکل دهند که منافع خصوصی و ملی همراستا شوند. در غیر این صورت ممکن است برخی بنگاه‌ها منافع ملی را همانطور که آقای مهندس اشاره کردند زیر پا بگذارند. بنابراین به طور خلاصه بگویم شرکت پتروشیمی باید به این سمت (حکمرانی) حرکت کند و در قالب یک شرکت هم نمی‌تواند این کار را بکند. اگر ما به موضوع دولت‌سازی در بخش پتروشیمی اولویت داده بودیم، ممکن بود مسیر خصوصی‌سازی ما هم در مسیر دیگری می‌بود. مثلا باید یک معاونت در وزارت نفت ایجاد می‌کردیم که وظیفه آن حاکمیت و سیاستگذاری در بخش پتروشیمی باشد و بعد باید هدایت می‌کردیم که تصدی‌گری را واگذار کنیم. با این کار ممکن بود مثلا کل شرکت NPC (شرکت ملی صنایع پتروشیمی) به سمتی می‌رفت که سهامش واگذار شود و برندی که داشت از هم نپاشد و زنجیره ارزش و ویژگی‌ها و اعتبارهائی هم که داشت حفظ شود. بنابراین من فکر می‌کنم ما باید به این سمت و سو حرکت کنیم. جناب آقای دکتر مشایخی نظر شما در این خصوص چیست؟ مشایخی: پیش از اینکه پاسخ سوال شما را بدهم باید بگویم که حیف شد که NPC از هم پاشید. نباید شرکت‌های آن را واگذار می‌کردند. ما در حدود سال‌های ۸۴ هم صدا شدیم و گفتیم که پتروشیمی را دچار فروپاشی نکنید و بگذارید باقی بماند اما سهام آن را وارد بورس کنید که قدرت بازاریابی، تحقیق و توسعه و نشان تجاری‌اش حفظ شود و به عنوان یک شرکت بزرگ باقی بماند. در کل دنیا شرکت‌های کوچک را ادغام می‌کنند که بتوانند توان مالی، تحقیقاتی و بازاریابی بیشتری داشته باشند اما ما یک شرکت بزرگ داشتیم و خردش کردیم. اما به هر حال آن شرکت تصدی‌گری می‌کرد و قرار بود طرح تهیه کند، سرمایه گذار جذب کند، سرمایه‌گذاری کند و ... . وقتی شرکت هایش واگذار شد دیگر ماهیت NPC تصدی‌گری نیست. باید به سمتی برود که نقش زمین مانده‌ای که وظیفه دولت هست، یعنی سیاست‌گذاری و تنظیم‌گری در پتروشیمی را انجام دهد. در واقع کاری که شرکت ملی صنایع پتروشیمی می‌تواند انجام دهد، این است: یکی اینکه برنامه راهنمای توسعه پتروشیمی را تنظیم کند، یعنی نه به عنوان برنامه‌ای که خودش متولی انجامش باشد بلکه با دید کلی و فراگیری که می‌تواند داشته باشد، تنظیم کند که صنعت پتروشیمی ایران چه جهت‌گیری‌هایی باید داشته باشد و در چه حوزه‌هایی ورود پیدا کند. این راهنمایی برای سرمایه گذاران غیر دولتی مفید است ولی الزامی هم نمی‌تواند باشد چرا که سرمایه گذاران خودشان تصمیم می‌گیرند که چه سرمایه گذاری انجام دهند. در هر صورت چون شرکت NPC مجموعه صنعت را می‌بیند، منابع و اطلاعات هم دارد می‌تواند برنامه کلان منطقی در جهت پیشبرد صنعت پتروشیمی تدوین کند و عهده‌دار تهیه برنامه کلان راهنما باشد. به عنوان مثال اگر قرار است که خام فروشی کم شود چه جنبه‌ها و حوزه‌هایی توسعه پیدا کند. یکی دیگر از اقداماتی که NPC باید انجام دهد این است که سیاست‌های دولت را برای توسعه صنعت پتروشیمی تنظیم کند. بالاخره اگر خوراک دست دولت است قیمت و تعرفه‌های آن را چگونه بگذارد و چه انگیره‌هایی ایجاد کند که بخش پایین‌دستی توسعه پیدا کند. ممکن است مثلا سیاستی تنظیم کند که خوراک ارزان به واحدهای پتروشیمی بدهند تا توسعه پیدا کنند، اما برای صادرات محصولات آنها تعرفه‌گذرای کنند که تولیدات در داخل ارزانتر از بیرون باشد تا بخش پایین دستی صنایع پتروشیمی توسعه پیدا کند. یک زمانی گاز ارزان بود و پتروشیمی توسعه پیدا کرد، و چون قیمت محصولاتش با قیمت پایین گاز، ارزان تمام می‌شد، حتی اگر زیر ظرفیت هم تولید می‌کرد، باز هم سود کلانی می‌برد. در چنین حالتی، قیمت فروش محصولات پتروشیمی در داخل، نزدیک قیمت‌های جهانی بود و مزیتی برای توسعه صنایع پائین دستی پتروشیمی ایجاد نمی‌شد. اما دولت می‌تواند گاز را ارزان بدهد، برای صادرات محصولات پتروشیمی تعرفه قرار دهد و قیمت محصولات پتروشیمی در داخل ارزانتر از قیمت‌های جهانی شود و صنایع پائین دستی پتروشیمی توسعه پیدا کند و محصولات با ارزش افزوده بیشتر از صنایع پائین دستی صادر شود. این قبیل سیاست‌ها را NPC و دولت می‌توانند تنظیم ‌کنند که چگونگی توسعه صنعت پتروشیمی و صنایع پائین دستی را شکل می‌دهد. در بحث دیگری که NPC به عنوان بازوی دولت می‌تواند ورود پیدا کند، استاندارد‌سازی و مراقبت از رعایت استانداردهاست. بالاخره این صنایع بزرگی که ایجاد می‌شوند یک محیط خارجی دارند. ممکن است محیط زیست را آلوده کنند، ممکن است از نظر ایمنی نیاز باشد استاندارد‌هایی را رعایت کنند. آن استاندارد‌ها و آن قواعد را چگونه باید رعایت کنند تا نشان تجاری، محیط زیست، سلامت و ایمنی و... حفظ شود؟ نیاز است که این استاندارد‌ها تنظیم شود. وقتی که فقط NPC بود می‌توانست بگوید من استاندارد‌هایی را تعریف و رعایت می‌کنم، اما وقتی بخش خصوصی است، هدف بخش خصوصی بالا بردن سودش است و ممکن است به جامعه و محیط زیست لطمه وارد کند. بنابراین باید یک سری قواعدی گذاشته شود و تعیین این قواعد و نظارت بر اجرایش به عهده شرکت ملی صنایع پتروشیمی است. یکی دیگر از وظایف شرکت ملی صنایع پتروشیمی بستر‌سازی برای توسعه صنعت پتروشیمی است. بلاخره زیرساخت‌هایی وجود دارد که ایجاد آنها به عهده دولت است، مثل جاده، راه آهن، بندر و...، دولت باید یا زمینه‌ای فراهم کند که بخش خصوصی وارد سرمایه‌گذاری برای ایجاد آنها شود یا این زیر ساخت‌ها را ایجاد کند که صنعت بتواند توسعه پیدا کند. NPC جدید ممکن است شرکت بماند تا زیر ساخت‌ها را آماده سازی کند و از استفاده‌کنندگان، به نحو مناسبی هزینه ایجاد آنرا دریافت نماید. یکی دیگر از کارهایی که می‌تواند انجام دهد، چگونگی پشتیبانی صنعت پتروشیمی برای تسهیل حرکت آن است. مثلا چه نیروی انسانی باید تربیت شود و دانشگاه‌ها و مراکز تربیتی که نیرو تربیت می‌کنند چگونه می‌توانند نیروی لازم برای پتروشیمی را توسعه دهند. یکی دیگر از کارهایی که شرکت ملی صنایع پتروشیمی می‌تواند انجام دهد تسهیل صادرات است. NPC می‌تواند با ایجاد روابط خارجی و دیپلماسی برای واحدهای پتروشیمی بازار ایجاد کند، تا صادرات انجام دهند و در صورتی که صادر می‌کنند بازار ایمنی داشته باشند. در واقع برای همه صنایع این اقدامات را باید دولت انجام دهد و در صنعت پتروشیمی هم شرکت ملی صنایع پتروشیمی می‌تواند عهده‌دار این مساله باشد. بنابراین تهیه برنامه راهنما و کلان، سیاستگذاری به شکلی که به طرف آن برنامه‌ها بروند، تهیه استاندارد‌ها و بسترسازی و پشتیبانی کارهایی است که انتظار می‌رود شرکت ملی صنایع پتروشیمی جدید عهده دار آنها شود. اما مشکلی که وجود دارد این است که این کارها و اقدامات تخصص‌هایی را می‌خواهد که در شرکت قدیم پتروشیمی نیست. مثلا در پتروشیمی تخصص این بود که چگونه طرح تهیه شود، چگونه اجرا شود، چگونه بهره برداری شود، اما برای انجام وظایف جدید، همه تخصص‌ها در شرکت ملی صنایع پتروشیمی موجود نیست. در نتیجه وقتی NPC ماهیت جدید را به خود می‌گیرد، نیروی انسانی آن هم باید به تبع کاری که به عهده دارد تغییر کند. این تغییر ماهیت، برنامه‌ای است که اگر انجام نشود باز هم شرکت ملی صنایع پتروشیمی به سمت تهیه و اجرای طرح می‌رود؛ در واقع مرتب به دنبال راهی می‌گردد که توانایی‌های قبلی خود را که به بند کشیده‌ شده است آزاد کند و بتواند آنرا به کار گیرد. شعری مقدم: با توجه به فرمایش این دو بزرگوار اجازه می‌خواهم برگردم به زمانی که اصل ۴۴ و خصوصی‌سازی در کشور اجرا می‌شد. در آن زمان قاطبه نمایندگان مجلس شورای اسلامی هم همین تفکر آقای دکتر حسن‌تاش را داشتند. می‌گفتند این دولتی‌ها مایل به واگذاری نیستند و باید به آنها فشار آورد و آنها را وادار به واگذاری کرد. حتی وزیران "صنعت معدن و تجارت" و "نفت" را مسلوب الاختیار کردند و به آنها حق رای در هیئت واگذاری نمی‌دادند و فقط می‌توانستند مستمع باشند. هیئت واگذاری تصمیم می‌گرفت و ‌نامه واگذاری را برای مدیر عامل پتروشیمی ارسال می‌کرد. مدیریت پتروشیمی هم هر چقدر اعتراض می‌کرد گوش نمی‌دادند و می‌گفتند شما به خاطر قدرت طلبی ، طرفدار حفظ وضع موجود هستید. حتی این اواخر هم از مسئولین "وزارت اقتصادی و دارائی" و "سازمان خصوصی سازی" شنیده شد که مدیران دولتی به خاطر حفظ خود و برخورداری از سفرهای خارج و دریافت حقوق‌های نجومی و غیره با خصوصی سازی موافق نیستند . مثلاً نمی‌خواهند پتروشیمی دماوند واگذار شود برای اینکه خودشان بیکار می‌شوند! در صورتی که هر طرح و یا مجتمع پتروشیمی که واگذار می‌شود با همه کارکنان و مدیرانش واگذار می‌شود و کسی بیکار نمی‌ماند. البته این را هم عرض کنم که برای فروش یکپارچه پتروشیمی‌ها هم موانعی وجود داشت؛ چون از یک طرف بخش خصوصیِ ایرانی به اندازه‌ای نقدینگی نداشت که بخواهد این حجم از سهام پتروشیمی را بخرد، از طرف دیگر تفکر مشارکتی و کار تیمی هم وجود نداشت که مشترکاً اقدام به خرید نمایند. سرمایه‌گذارهای ایرانی هرکدام دلشان می‌خواهد اختیار کامل اداره شرکتی که تملک کرده‌اند را داشته باشند و حاضر نیستند به صورت مشارکتی با هم یک محل را اداره کنند. یک مشکل دیگر هم این بود که سرمایه‌گذارهای خارجی‌ها هم به دلیل تحریم‌ها قادر به ورود به این امور نبودند. البته یک بار یک سرمایه‌گذار ترک‌ برای خرید پتروشیمی رازی اقدام کرد اما بعد از آن به خاطر تحریم‌ها کسی دیگر حاضر به ورود نشد. مجلس هم صبوری نداشت و مرتب به دولت فشار می‌آورد و دولت هم ناگزیر شد به این شکل عجولانه، صنایع را واگذار کند. در حقیقت این نوع واگذاری‌ها نتیجه فشاری بود که مجلس به دولت وارد می‌کرد. ضمناً با توجه به فرمایش آقای دکتر مشایخی بهتر می‌بود زمانی که می‌خواستند طبق اصل ۴۴ خصوصی‌سازی را پیاده کنند، یک متولی برای آن در نظر می‌گرفتند. گرفتاری ما این است که در کشور ما توسعه متولی ندارد. مثلاً می‌توانستند سازمان برنامه و بودجه را به جای تعطیل کردنش، متولی این کار کنند. البته تعطیلی سازمان برنامه و بودجه، از منظری هم بیجا نبوده است چرا که این سازمان به جای پرداختن به توسعه، صرفا روی چگونگی مصرف بودجه متمرکز می‌شد! مثلاً وقتی منابع کافی وجود نداشت به جای این که ببیند کدام طرح باید فعال باشد و کدام یک باید متوقف گردد و منابع را به طرحی که فعال است تخصیص دهد، اکثراً پول را تقسیم به نسبت می‌کرد ، در نتیجه هیچ پیشرفتی هم حاصل نمی‌شد. سازمان برنامه و بودجه باید مانند مجمع تشخیص مصلحت نظام افراد صاحب فکر و اندیشه و مجرب را دور هم جمع می‌کرد و مطالعات آمایش سرزمین را در اختیار آنها قرار می‌داد و از آنها برای توسعه کشور مشورت می‌گرفت تا بداند بهترین راه برای اجرای خصوصی‌سازی کدام است؟ کشور ما که آلمان نیست که همه شرایط در آن برای بخش خصوصی فراهم باشد. در کشور آلمان کسی که می‌خواهد طرحی را اجرا نماید، اگر طرحش قابل قبول باشد حتی با آورده اندکی می‌تواند کارش را شروع کند و بقیه آن را هم وام بگیرد. در ایران مگر می‌شود این کار را کرد؟ اولاً باید که نقدینگی معادل ۳۰ درصد کل طرح را داشته باشد. و ثانیاً تحمل وام با بهره‌های سنگینی که بانکها می‌دهند بنماید. اینها را باید در نظر گرفت. به نظر من در این واگذاری‌ها حتی بعضی‌ها هم مغبون شده‌اند. مدیر یکی از سازمان‌هائی که در صنعت برق فعال است و مطالباتی از دولت داشته است می‌گوید که به جای پول به من کارخانه برق واگذار نموده‌اند . نتیجه این شده که پول برق مصرفی را که نمی‌دهند هیچ !!! پرداخت حقوق پرسنل کارخانه و هزینه‌های بهره برداری هم بر عهده من قرار گرفته است. در هر صورت آقای دکتر حسن‌تاش که معتقدند که پتروشیمی باید تبدیل به یک معاونت در وزارت نفت شود، خوب است توجه داشته باشند که NPC به نوعی کار تصدی‌گری هم می‌کند زیرا که مالک ۱۰۰ درصد سهام شرکت پژوهش و فناوری است و ۲۰ درصد از سهام شرکت هلدینگ خلیج فارس ، و ۱۰۰ در صد سهام سازمان منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی را دارد. اگر قرار باشد که پتروشیمی صرفاً وظایف حاکمیتی داشته باشد باید وظایف تصدی گری را از این شرکت بگیرند تا بتواند به یک معاونت تبدیل شود . در مورد قیمت خوراک پتروشیمی هم با یک تناقض مواجه هستیم چون از یکطرف فروشنده خوراک صنعت نفت است و از طرف دیگر هر فروشنده‌ای هم مایل است محصولش را با بهترین قیمت ممکن بفروشد. بنابراین نمی‌توان صنعت نفت را مجبور کرد که خوراک پتروشیمی را ارزان بفروشد. پس باید سازمانی که مسئول توسعه می‌شود به وزارت نفت تکلیف نماید که فلان مقدار از گاز را با این قیمت به منظور تشویق سرمایه‌گذاری به صنعت پتروشیمی اختصاص دهد. همانطور که مسائل اقتصادی در مورد ساخت راه‌آهن و آزادراه رعایت نمی‌شود؟ برای توسعه سرمایه‌گذاری در صنعت پتروشیمی هم ممکن است قیمت خوراک چنین حکمی را پیدا کند. با توجه به فرمایشات آقای حسن‌تاش و آقای مشایخی، برداشتی که من از گفته‌هایشان داشتم جایگاهی که در حال حاضر برای شرکت ملی صنایع پتروشیمی در نظر دارند، یک جایگاه شبیه یک نهاد حاکمیتی است. در صحبت‌های آقای شعری مقدم تلویحا این بود که NPC باید یک نهاد توسعه‌ای باشد. در هر صورت در دوره فعلی NPC می‌تواند اشکال مختلفی داشته باشد: می‌تواند یک نهاد یارانه‌دهنده باشد که اعتبارات دهد و برای اخذ اعتبار به صندوق توسعه ملی معرفی کند یا می‌ت واند خوراک ارزان و یارانه‌ای در اختیار مجتمع‌ها قرار دهد. شکل دیگر این است که یک نهاد تنظیم‌گر یا رگولاتور باشد که رابطه بین بخش‌های مختلف صنعت پتروشیمی را تنظیم کند و در نهایت شکل یک نهاد توسعه‌‌دهنده هم می‌تواند داشته باشد که برنامه‌ریزی و حتی تصدی‌گری هم در حیطه وظایف چنین نهادی می‌گنجد. با آقای مهندس نجابت شروع می‌کنیم، به نظر شما شرکت ملی صنایع پتروشیمی کدام یک از این اشکال را باید داشته باشد که بتواند با رقبا در بازار جهانی رقابت کند؟ همه میدانیم که آمریکا برنامه‌ریزی‌های وسیعی دارد و چندی پیش مدیر عامل شرکت اکسون موبیل آمریکا گفته بود که نفت و گاز شیل در آمریکا یک رنسانس در پایین دست و خصوصا صنعت پتروشیمی ایجاد کرده است. آیا ادامه این بلاتکلیفی باعث نمی‌شود که ما همین موقعیتی که در بازار جهانی داریم را از دست بدهیم؟ اگر نمی‌خواهیم از دست بدهیم، NPC باید کدام یک از این اشکال را بپذیرد؟ توسعه‌ای باشد، یارانه دهنده باشد یا یک نهاد رگولاتور باشد؟ نجابت: شما یک نظام ملوک الطوایفی دارید که می‌خواهید با یک نظام دیگری عوض کنید. آیا برای این تغییر می‌توانید کسی که با فرهنگ ملوک الطوایفی ارتباط دارد مسئول آن بگذارید؟ همان طور که آقای دکتر مشایخی گفتند دوباره به سمت همان سیستم قبلی با یک اسم دیگر می‌روید. بنابراین ما برای راهی که می‌خواهیم برویم، نیرویی تربیت نکرده‌ایم و از آنهایی که ۳۰ سال با همان فرهنگ کار کرده اند، می‌خواهیم عوامل یک تحول به نحو دیگری شوند. باید دید که آیا می‌شود یا خیر. نمونه عملی اتفاق افتاده آن را ذکر می‌کنم: ما قبلا در پتروشیمی برای هر کدام از مجتمع‌ها یا طرح‌ها شرکت داشتیم. این شرکت هم مدیر عامل داشت و هم اعضای هیئت مدیره داشت. دلمان هم به این خوش بود که اینها شرکت هستند و مدیر عامل و هیئت مدیره دارند و به تصمیم گیری و مدیریت عادت می‌کنند. اما وقتی که تمرکز صنعت پتروشیمی از بین رفت متوجه شدیم تمام مدیر عامل‌ها حداکثر یک رئیس مجتمع هستند. چرا؟ برای اینکه قبلا مطلقا از تامین مالی اطلاعی پیدا نمی‌کردند. از خرید خارج اطلاعاتی پیدا نمی‌کردند یا در فروش محصولی که تولید می‌شد، دخالت نداشتند و.... . NPC محصولات را می‌گرفت و در بازار می‌فروخت و به اندازه حقوق کارکنانش به آنها پول می‌داد. من مطالعاتی در خصوص چین و تحول اقتصادی آن که از آن وضعیت کمونیستی به سمت سرمایه داری حرکت می‌کند و حتی ثروتمندان این کشور تیم‌های اروپایی را می‌خرند و ... داشتم. چینی‌ها نسل جدیدی با فرهنگ جدیدی در نظام سرمایه‌گذاری، جایگزین افراد سابقه دار فرهنگ کمونیستی کرده اند. آن قبلی‌ها را هم به دریا نریختند! بلکه به عنوان مشاور کنار باتجربه‌ها معرفی کردند. بنابراین شرکت ساینوپک چین، با آن عظمتش، مدیر عامل آن یک جوان ۳۲ ساله است. اما اگر مثلا افرادی را که ۳۰ سال است در یک نظامی عمل کرده‌اند و به آن نظام عادت کرده‌اند را در یک قسمت بگذارید و انتظار تحول در آن را داشته باشید، این امکان پذیر نیست. بنابراین هرکدام از سیستم‌ها را اگر بخواهیم عمل کنیم می‌بایست ملزوماتش را داشته باشیم. صرف نوشتن بر روی کاغذ امکان پذیر نیست، هم خودمان را خسته می‌کنیم و هم انحراف حاصل می‌کنیم نهایتا هم یک شیر بی‌یال و دم و اشکم نصیبمان می‌شود که خودمان هم ممکن است آن را نشناسیم. چرا چیز‌های خوبی هم که می‌نویسیم و تعریف می‌کنیم بد از آب در می‌آید؟ کجای قضیه است که لنگ می‌زند؟ اصل خصوصی‌سازی چیز خوبی بود آنهایی هم که فکر می‌کردند انجام می‌دهند، اهداف خوبی را در نظر داشتند ولی در عمل منحرف شد و به سمتی رفت که ذکر کردم. بنابراین داستان این است که ما وضع موجود را می‌توانیم برای مردم توصیف کنیم، وضع مطلوب را هم می‌توانیم توصیف کنیم، اما چگونگی رفتن از وضع موجود به وضع مطلوب را نه تعریف می‌کنیم و نه به آن عمل می‌کنیم. تصور می‌کنیم همین قدر که آرزو کردیم از این وضع بیرون برویم، وضع خوب می‌شود بدون اینکه ملزوماتی را فراهم کنیم و به دنبال انجامش برویم. جدای از تامین نیروی مناسب برای ایجاد تحول، شرکت ملی صنایع پتروشیمی در دوران جدید چه شکلی باید به خود بگیرد؟ مولفه‌های آن در دوران جدید چه باید باشد؟ نجابت: من فکر نمی‌کنم صنعت پتروشیمی را بتوانیم به صورت یک جزیره تعریف کنیم که وضعیت حاکمیتی باید پیدا کند. این جزئی از کل نظام است و از کلیت نظام نشات می‌گیرد. ما بعد از ۳۸ سال هنوز مبانی نظامان را تعریف نکرده‌ایم. هر وقت که نیاز است یک لقمه می‌گیریم و شیر بی‌یال و دم‌اش می‌کنیم، به صورتی که خود طراح هم اگر ببیند آن را نمی‌شناسد. آن چیزهایی که می‌دانیم خوب است اما نمی‌شود به مردم گفت را می‌گوییم خودش را بیاور؛ اما اسمش را نیاور. فرض کنید در دستگاه و چارچوب سرمایه‌داری فکر می‌کنیم، اما آن را نفی می‌کنیم! در پس‌زمینه ذهن‌هایمان از سیستم سیوسالیستی برای تصمیم‌گیری‌ها، رسوباتی داریم اما ردش می‌کنیم. می‌بایست تکلیفمان را با خودمان مشخص کنیم که وقتی شعار «نه شرقی، نه غربی، جمهوری اسلامی» می‌دهیم، یعنی ما یک نظام و سیستم سوم در دنیا مطرح می‌کنیم. من هرچقدر که نگاه می‌کنم در هیچکدام از زمینه‌ها، نه فقط اقتصاد که پتروشیمی هم جزئی از آن است، بلکه سایر زمینه‌ها هم، این سیستم را تعریف نکرده‌ایم که در مقابل برنامه‌ریزها و سیاستگذارها بگذاریم و آنها تکلیف خودشان را بدانند و بگوییم حرف ما این است و بنابراین تفهیم شود. آقای حسن‌تاش نظر شما در این خصوص چیست؟ حسن‌تاش: ما از بحث مطرح شده در خصوص شرکت ملی صنایع پتروشیمی که قرار است چه شود و چه بکند خارج شدیم و وارد یک بحث جدید شدیم. بد نیست که نکته‌ای را عرض کنم که در فرمایشات آقای شعری مقدم به یاد آن افتادم. در سال ۱۳۶۴ که با سمت مدیرکل دفتر وزارتی وارد صنعت نفت شدم خیلی سریع یک سوال برایم مطرح شد که چگونه است که در صنعت نفت، پالایشگاهی مانند پالایشگاه اصفهان با آن عظمت، یک واحد از یک مدیریت شرکت ملی نفت است. اما در همین صنعت واحد کوچکی مانند «کربن بلک» یک شرکت مستقل است، یا پولیکا کرج یک شرکت مستقل است. این ساختار یک مقدار با هم نمی‌خواند. تا اینکه یک سند به دست من رسید که جواب این سوال را در آن یافتم و آن این بود: سازمان برنامه در یک دوره‌ای صورت مذاکرات شورای اقتصاد و شورای عالی اقتصاد (وقتی جلسات شورای اقتصاد در حضور شاه برگزار می‌شد به آن شورای عالی اقتصاد می‌گفتند) را که بین سال‌های ۵۲ تا ۵۶ برگزار شده بود، به تفکیک بخش‌های مختلف منتشر کرد و من بخش نفت و گاز و پتروشیمی را هنوز دارم و بارها خوانده‌ام. در سال ۵۲ بعد از شوک اول نفتی شاه، سیاستی را پیش می‌گیرد که در شورای عالی اقتصاد ذکر می‌کند صنعت پتروشیمی را توسعه دهید و بعد می‌گوید که ما انرژی را باید از هسته تامین کنیم چون مواد نفتی وقتی صرف انرژی می‌شود می‌سوزد و از بین می‌رود، در صورتی که در صنعت پتروشیمی ارزش افزوده پیدا می‌کند، بعد هم تاکید می‌کند که برای توسعه صنعت پتروشیمی نباید مثل صنعت نفت عمل کرد. مثلا پالایشگاه به آن عظمت یک واحد از یک مدیریت شرکت نفت باشد. بعد هم تاکید می‌کند که بخش خصوصی آن را توسعه دهد. پس می‌گوید پتروشیمی توسعه پیدا کند و با توجه به عجله‌ای که داشته است می‌گوید که بخش خصوصی هم آن را انجام دهد. بعد هم مرتبا پیگری می‌کرده است. مدیران وقت می‌روند و بعد از مدتی جواب می‌آورند که بخش خصوصی ما نه پول این را دارد و نه این کاره است. بخش خصوصی ما تاجر مسلک است و مثلا روی پلی اتیلن سنگین سرمایه‌گذاری میلیارد دلاری نمی‌کند. آنگاه شاه می‌گوید که پس خودتان توسعه دهید ولی ساختار‌های آن را به شکلی انجام دهید که بعدا به بخش خصوصی واگذار کنید. به نظر من گرفتاری از همینجا شروع می‌شود. یعنی این خصوصی‌سازی از ابتدا نیست بلکه از آخر است. شاه با اتکا به چه چیزی می‌گوید بروید توسعه دهید؟ مسلما با اتکا به پول نفت می‌گوید و اگر پول نفت نبود و ایشان به این نتیجه رسیده بود که این مسیری که دیکته می‌کند به نفع کشور و اقتصاد کشور است چکار می‌کرد؟ شعری مقدم: البته در همان زمان یعنی سال ۱۳۴۵ با مشارکت آمریکایی‌ها این کارها انجام می‌شد. حسن‌تاش: بله اما محور اصلی آن بالاخره همان نفت بود. خوب اگر پول نفت نبود علی القاعده باید مثلا می‌گفت بزرگان بخش خصوصی را جمع کنید تا من با آنها صحبت کنم ببینم مشکل‌شان چیست؟ فرهنگ آنها را چگونه بالا ببریم؟ چه آموزش‌هایی را برای آنها بگذاریم؟ چه تسهیلات بانکی برای اینها فراهم کنیم؟ وقتی خودش نمی‌تواند باید این کار را از طریق بخش خصوصی انجام دهد و دقیقا این یعنی حکمرانی. حکمرانی یعنی اینکه دولت چگونه امکانات و تسهیلات فراهم کند که امور مردم به دست خود آنها انجام شود. مثلا من یک زمانی هم در خصوص آلمان و هم در خصوص کره مطالعه می‌کردم. در کره جنوبی یک نقشه دارند که همه استان‌ها را پهنه‌بندی کرده‌اند و بر اساس مطالعات آمایشی می‌دانند کجا چه استعدادی دارد، کجا چه عقب‌ماندگی‌هایی دارد و در کجا چه صنایعی قرار است پیشرفت کند. بعد از آن به یک جدول رسیده‌اند که یک سرمایه گذار اگر این صنعت را مثلا در فلان استان رونق دهد از پنج تسهیلات برخوردار است اما اگر در منطقه دیگر سرمایه‌گذاری کند از دو تسهیلات بیشتر برخودار نیست. سرمایه گذار هم می‌بیند به نفعش هست که برود و در آن منطقه سرمایه‌گذاری کند و این با برنامه ملی هم سازگار است. یعنی به این شکل منافع ملی را با منافع بخش خصوصی هم‌جهت می‌کنند و به نظر من این یعنی حکمرانی. ما در همه بخش‌ها و از جمله پتروشیمی خلا حکمرانی داریم و به نظر من کارهایی که می‌توانیم بکنیم با توجه به گفته‌های آقای شعری مقدم که شرکت ملی صنایع پتروشیمی هنوز تصدی‌گری دارد باید که ادامه پیدا کند و سهامی در دیگر شرکت ها دارد که باید بر سهامش نظارت داشته باشد یا کار تحقیق و پژوهشی دارد که باید ادامه بدهد. بنابراین به نظر من ما باید افرادی که در NPC بیشترین استعداد و بیشترین تجریه را در نگاه حاکمیتی دارند مثل افرادی که در بخش‌های برنامه‌ریزی بوده اند، جدا کنیم به یک ساختار دیگر مانند یک معاونت در صنعت نفت یا یک سازمان که می‌خواهد کار حکمرانی بخش پتروشیمی را انجام دهد، منتقل نماییم و نیرو‌های دیگری که به منظور سیاست‌گذاری نیاز داریم را هم تربیت کنیم، یعنی بخش حکمرانی را تقویت کنیم و آنچه از NPC بعد از اینکه این بخش‌ها از آن خارج می‌شود باقی می‌ماند را به سمت تصدی‌گری کامل هدایت کنیم و شاید در آینده بتوانیم سهام آن را واگذار کنیم و آن را به یک شرکت که می‌تواند توسعه پتروشیمی را انجام دهد تبدیل کنیم. یعنی همان کار درستی که از اول باید می‌کردیم و انجام ندادیم شاید مجبور باشیم الان در پیش بگیریم. برای عضویت در کانال تلگرامی نکونیوز می‌توانید بر روی لینک زیر کلیک نمایید: https://telegram.me/neconews ]]> پتروشیمی Tue, 13 Jun 2017 03:37:23 GMT http://neconews.com/vdchq6n6.23n-wdftt2.html اجرای دو پروژه مشارکتی در طرح توسعه ای پتروشیمی پارس http://neconews.com/vdcauon6649nww1.k5k4.html به گزارش خبرنگار نکونیوز به نقل از نیپنا، حسنی مدیر عامل پتروشیمی پارس در مورد برنامه‌های توسعه‌ای این پتروشیمی گفت: قصد داریم با همراهی پتروشیمی آریا ساسول و پتروشیمی جم دو پروژه مشارکتی اجرا کنیم که جزییات آن را بعد از گرفتن مصوبات هیات مدیره اعلام خواهیم کرد .وی افزود: قصد داریم در طرحهایی مشارکت کنیم که تمام خوراک یا بخشی از خوراک آن را ما تامین کنیم که از محل خوراک های صادراتی خواهد بود.ما تلاش می کنیم با این کار ارزش افزوده ایجاد شده و مشکلی برای سودآوری شرکت ایجاد نشود.رکورد تولید استایرن منومر پتروشیمی پارسپتروشیمی پارس بعد از انجام تعمیرات اساسی ظرفیت تولید استایرن منومر خود را از ۴۰ درصد ظرفیت اسمی به ۱۰۶ درصد یعنی ۶ درصد بالاتر از ظرفیت اسمی رسانده است.حسنی مدیر عامل پتروشیمی پارس در مورد شرایط تولید این مجموعه در ۹ ماهه اول سال جاری گفت: در افت راندمان تولید استایرن منومر به ۴۰ درصد ظرفیت تولید رسیده بود که با تعمیرات اساسی در حال حاضر میزان تولید ۶ درصد نیز بالاتر از ظرفیت اسمی است . این افزایش تولید امکان صادرات را برای ما فراهم کرده است. در گذشته نیز صادرات داشتیم اما بنا به اولویت در تامین نیاز داخل تمامی استایرن منومر پتروشیمی پارس برای مصرف در داخل کشور استفاده شد. در شرایط کنونی که تولید مازاد از نیاز داخل داریم می توانیم بخشی از آن را بعد از کسب مجوز لازم از شرکت ملی صنایع پتروشیمی به کشورهای دیگر صادر کنیم.پایداری تولید و تامین رضایت مشتریان استراتژی شرکتمدیر عامل پتروشیمی پارس در مورد استراتژی آینده این شرکت گفت: پایداری تولید در اولویت است که این پایداری در رابطه با اقتصاد تولید، توجه به محیط زیست و تامین نیاز جامعه ذی نفعان یعنی کارکنان و مهندسان و پیمانکاران شرکت تعریف می شود. همچنین تامین رضایت مشتریان نیز یکی استراتژی های مهم شرکت است. ]]> پتروشیمی Mon, 04 Feb 2019 04:45:26 GMT http://neconews.com/vdcauon6649nww1.k5k4.html افزایش ۴۶ درصدی درآمد حاصل از فروش محصولات پتروشیمی تا سال ۱۴۰۰ http://neconews.com/vdcdon0fxyt0zz6.2a2y.html به گزارش خبرنگار نکونیوز به نقل از شانا، بهزاد محمدی  در حاشیه بیست‌وچهارمین نمایشگاه بین‌المللی نفت، گاز، پالایش پتروشیمی در نشست خبری با بیان اینکه صنعت پتروشیمی صنعت کارآمد، راهبردی و تاثیرگذار در اقتصاد کشور است، گفت: این صنعت امروز در بخش درآمدزایی برای کشور اهمیت فراوانی دارد. وی با بیان اینکه صنعت پتروشیمی بنگاه اقتصادی نیست، افزود: این صنعت امروز به عنوان یک نظام اقتصادی به‌شمار می‌رود و با توجه به نقش مهمش در درآمدهای ارزی کشور اهمیت فوق‌العاده‌ای دارد.مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی در ادامه به وضع کلان صنعت پتروشیمی اشاره و تصریح کرد: در یک نگاه کلان ما در صنعت پتروشیمی حدود ۲۵.۳ میلیون تن خوراک را از پالایشگاه‌های نفت و گاز و پروژه‌های ان‌جی‌ال دریافت می‌کنیم که از این میزان خوراک، خوراک‌های گازی را دوسوم و یک‌سوم را نیز خوراک‌های مایع تشکیل می‌دهند.محمدی با بیان اینکه دو هاب عملیاتی در صنعت پتروشیمی وجود دارد، عنوان کرد: هاب نخست در منطقه ماهشهر و هاب دوم نیز در منطقه عسلویه قرار دارد و بخش سوم تولیدات ما را نیز مجتمع‌های دیگر تشکیل می‌دهد، همچنین در هاب عسلویه ۱۶ مجتمع تولیدی پتروشیمی وجود دارد و در هاب ماهشهر نیز ۲۰ مجتمع ایجاد شده است و در دیگر مناطق کشور نیز ۱۹ مجتمع تولیدی وجود دارد که در مجموع ۵۵ مجتمع را تشکیل داده است و ۲۵.۳ میلیون تن خوراک را نیز دریافت می‌کنند.وی ادامه داد: حجم کل محصولات تولیدی پتروشیمی ما حدود ۵۵ میلیون تن است که بخشی از این محصول به شکل داخلی مصرف می‌شود و بخش قابل‌فروش این محصولات ۳۱ میلیون تن محصول در سه حوزه پلیمری، شیمیایی و غیر شیمیایی است.تولید ۱۸ گروه محصول در صنعت پتروشیمیمحمدی تصریح کرد: ما در پتروشیمی ۱۸ گروه محصول پلیمری تولید می‌کنیم که حدود ۳۰۰ گرید محصول پلیمری و ۴۴ تن محصول شیمیایی در این صنعت تولید می‌شود.مدیرعامل شرکت ملی صنعت پتروشیمی با بیان اینکه ۳۱ میلیون تن محصول پتروشیمی قابل فروش داریم، گفت: از این ۳۱ میلیون تن محصول پتروشیمی ۲۲.۵ میلیون تن آن را به مقاصد و کشورهای مختلف صادر و ۸.۵ میلیون تن آن را نیز در داخل کشور عرضه می‌کنیم که ۴.۷ میلیون تن آن در بورس عرضه می‌شود.محمدی به موضع ارزآوری صنعت پتروشیمی اشاره و عنوان کرد: از فروش ۳۱ میلیون تن محصول پتروشیمی ۱۷.۱ میلیارد دلار درآمد کسب می‌کنیم که از این میزان ۱۲.۱ میلیارد دلار درآمد ارزی حاصل از صادرات بوده و ۵ میلیارد دلار نیز ارزش محصولاتی است که در داخل کشور و در بورس عرضه می‌شود.وی به موضوع اشتغال‌زایی صنعت پتروشیمی اشاره کرد و افزود: اکنون در مجموعه‌ها و مجتمع‌ها و طرح‌های در حال اجرا ۶۷ هزار نیروی انسانی به‌صورت مستقیم مشغول فعالیت هستند و ۴۱ هزار نفر نیز در پروژه‌های ما فعالیت می‌کنند.۳۰ مقصد صادراتی برای محصولات پتروشیمیمدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی ادامه داد: پتروشیمی ۳۰ مقصد صادراتی اعم از اروپا، آسیا و کشورهای مختلف دارد و چند صد مشتری نیز در نقاط مختلف دنیا و با تنوع‌های بسیار برای محصولات این صنعت هستند.محمدی تصریح کرد: در سال ۹۸ کارخانه تولید کاتالیست پلی‌اتیلن سبک در لرستان به بهره‌برداری می‌رسد و فردا نیز قصد داریم در همین نمایشگاه قرارداد تولید کاتالیست متانول را با پتروشیمی سبلان امضا می‌کنیم. ما در بخش تولید متانول در سال ۱۴۰۴، به ۱۲ برند تولید متانول خواهیم رسید.وی به مصرف آب در صنعت پتروشیمی اشاره و عنوان کرد: در نظر داریم توسعه این صنعت را در کنار دریاها گسترش دهیم که یکی از آنها توسعه صنعت پتروشیمی در نواحی ساحلی دریای خزر است که این موضوع نیز در حال بررسی است.مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی عنوان کرد: توسعه صنعت پتروشیمی یکی از مهم‌ترین برنامه‌های ما در سال‌های پیش‌روست و کارهای منسجمی نیز در صنایع تکمیلی و پایین‌دستی انجام شده است.محمدی با بیان اینکه سه طرح در صنعت پتروشیمی به بهره‌برداری می‌رسد، افزود: در سال رونق تولید با پیگیری‌هایی که انجام خواهیم داد امیدواریم این طرح‌ها هرچه زودتر به بهره‌برداری برسد. در سال ۹۹ نیز ۱۵ طرح اجرایی خواهیم داشت که جهشی قابل توجه در صنعت پتروشیمی ایجاد خواهد کرد.مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی با اشاره به طرح‌هایی که در این سال‌ها آغاز شده و در حال اجرا هستند، گفت: با فرض اینکه هیچ طرح جدید دیگری آغاز نشود تا سال ۱۴۰۴ ظرفیت تولید پتروشیمی به ۱۲۱ میلیون تن می‌رسد.وی در پاسخ به این پرسش که گفته شده مرحله پس از تحریم نفت، تحریم صنعت پتروشیمی خواهد بود، برای این اتفاق چه پیش بینی‌هایی صورت گرفته است، گفت: از نظر ما پتروشیمی صنعتی تحریم‌پذیر نیست و تاب‌آوری بالایی دارد، اما باید خودمان را برای هر اتفاق و شرایطی آماده کنیم.مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی گفت: فروش محصولات پتروشیمی در مقابل فروش نفت شرایط متفاوتی دارد و به عنوان نمونه همچون نفت مبادی مشخص صادراتی و نفتکش‌های عظیم قابل ردیابی ندارد.محمدی تصریح کرد: پتروشیمی حداقل ۳۵۰ نوع محصول با صدها خریدار به ده‌ها مقصد صادراتی دارد و به همین دلیل انعطاف‌پذیری‌اش بالاست. به عبارتی صنعت پتروشیمی شرایط مختلفی در حمل زمینی و دریایی دارد و تنوع محصول و مشتری نمی‌گذارد این صنعت تحریم‌پذیر باشد.وی افزود: در عین حال با همکاری هلدینگ‌های صادراتی کارگروه تحریم را تشکیل داده‌ایم و از هفته آینده نشست‌های این کارگروه برگزار می‌شود.مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی در پاسخ به پرسشی درباره پیگیری‌های قضایی در خصوص واگذاری بعضی از پتروشیمی‌ها از جمله پتروشیمی کرمانشاه هم گفت: این روند توسط سازمان خصوصی‌سازی انجام شده و ما هم مانند همه مردم درباره حواشی این اتفاق‌ها اخباری را می‌شنویم و قاعدتا مسئولان این سازمان باید درباره این موضوع پاسخگو باشند.حرکت به سمت تهیه نقشه ‌راه و سکانداری در صنعت پتروشیمیمحمدی با تاکید بر اینکه شرکت ملی صنایع پتروشیمی باید به سمت تهیه نقشه راه برای صنعت پتروشیمی و سکانداری آن پیش رود، گفت: در سال‌های گذشته واگذاری‌ها به‌صورت درستی انجام شد، اما روش آن اشکال‌هایی داشت و ما هم به این روند انتقاد داشتیم.وی افزود: شرکت ملی صنایع پتروشیمی به‌دنبال برنامه‌های بلندمدت و نقشه راه باشد و از برنامه‌های محلی و کوتاه دور شویم، این برنامه‌ها ممکن است در کوتاه‌مدت سودی برای سرمایه‌گذار داشته باشد، اما ما ترجیح می‌دهیم سرمایه‌گذار را در مسیر طرح‌های بلندمدت و نقشه راه کلان قرار دهیم.مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی در پاسخ به پرسشی درباره تأخیر در برگزاری نمایشگاه ایران پلاست، گفت: در این باره هیچ نگرانی وجود ندارد و به‌طور حتم برگزاری و حضور در این نمایشگاه را دنبال می‌کنیم.محمدی در مورد طرح های تک محصولی صنعت پتروشیمی گفت: بحث تک محصولی طرح‌ها مشکلی است که به آن نقد داریم و در سال ۱۴۰۴ به میزان ۲۵ میلیون تن متانول خواهیم داشت که ظرف ۵ سال آینده بسیاری از کشورهای جهان نیز صادر کننده متانول خواهند بود اما بنگاههای اقتصادی به‌صورت موضعی نگاه می کنند بر همین اساس با نقشه راه صنعت را به سمت تولید محصولات متنوع با تناژ پایین مانند پتروشیمی شازند هدایت کنیم و طرح های پترو پالایشی که وزیر نیز به آن اصرار دارد در حال کار هستیم. وی ادامه داد: ما به دنبال انتقال فناوری باید باشیم و افزون بر دانش فنی تولید کاتالیست باید به دنبال دانش فنی فرآیند خاص باشیم و شرکت ملی صنایع پتروشیمی نیز در طرح MTP به عنوان ریسک پذیر سرمایه‌گذاری حضور خواهد داشت زیرا پلی پروپیلنی که از متانول تهیه می شود به عنوان خاویار صنعت پتروشیمی در تولید اشتغال بسیار راهگشاست.مدیرعامل شرکت ملی صنایع پتروشیمی با اعلام این خبر که توسعه پتروشیمی در خزر را دنبال می‌کنیم، افزود: مطالعاتی را برای تامین خوراک این واحدها با خط لوله سراسری گاز طبیعی و یا انتقال نفتا از مسیر خطوط پالایشگاهی در حال انجام داریم.وی درباره انتخاب زمین طرح توسعه صنعت پتروشیمی در ماهشهر نیز گفت: هم‌اکنون ۶ گزینه زمین در منطقه ماهشهر وجود دارد و پس از بررسی به دو گزینه رسیدیم که تا پایان خردادماه جمع‌بندی شده و منطقه نهایی در طرح توسعه‌ای منطقه ویژه اقتصادی ماهشهر اعلام خواهد شد. ]]> پتروشیمی Sat, 04 May 2019 07:40:55 GMT http://neconews.com/vdcdon0fxyt0zz6.2a2y.html