۱
 
کد مطلب: 4816
 
مهندس عباس شعري‌مقدم در گفت و گو با سکونیوز:
مديريت پتروشيمي دوران برزخی را مي‌گذراند
 
سکونیوز:مهندس عباس شعری مقدم چهره ای نام آشنا در صنعت پتروشیمی کشور است. او که از سال 45 در سطوح مختلف سرپرستی و مدیریت صف و میانی و ارشد پتروشیمی صاحب تجربه است را به عنوان مدیری محبوب و خوشنام می شناسند. مهندس شعری مقدم در دوران جنگ تا سازندگی عضو هیات مدیره شرکت ملی صنایع پتروشیمی و مدیر فنی و عملیاتی آن بوده است.از سال 1373 تا 1385 رییس هیات مدیره و مدیرعامل شرکت سهامی پتروشیمی بندر امام و پس از آن به مدت دوسال مدیرعامل پتروشیمی باختر بود .تا سال گذشته مدیرعامل شرکت پلیمر آریاساسول و هم اکنون معاون مدیرعامل شرکت نبکو است . او در گفت و گویی دو قسمتی با سکونیوز به آسیب شناسی صنعت پتروشیمی ایران پرداخته است.بخش نخست در پی آمده است:
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۲:۰۷
آقاي مهندس ، محور گفت‌وگو ارزيابي صنعت پتروشيمي ايران و بررسي موانع توسعه آن است. بحث را با خصوصي‌سازي در اين صنعت آغاز مي‌كنيم. به نظر شما مدل خصوصي‌سازي پياده شده در صنعت پتروشيمي كشور تا چه حد موفق بوده است؟
در ارزيابي اقداماتي كه در گذشته در صنعت پتروشيمي انجام شده بايد توجه داشت كه اين اقدام در چه مقطعي صورت گرفته است؟ و مسوولان چه آزادي عمل‌هايي داشتند و با آن آزادي عملهایي كه داشتند چه کار دیگری میتوانسته اند انجام دهند؟و بالاخره آیا كاري كه كرده اند درست بوده است يا خير؟
خصوصي‌سازي پتروشيمي در مقطعي شروع شد كه کشور در وضعیت تحريم قرار داشت. تحريم باعث مي‌شود كه شركت‌هاي خارجي اصولا خود را از این صحنه دور نگهدارند و لذا فقط شركت‌هاي ايراني به عنوان خریدار در صحنه باقي مي‌مانند . در مورد شركت‌هاي ايراني هم با يك معضل فرهنگي مواجه هستيم و آن اين است كه ما ايراني‌ها اعتقاد به كار گروهي نداريم و سخت پیرو اين مثل «چهارديواري- اختياري» هستیم . بنابراين ايراني‌ها علاقه ندارند در شركت‌هايي سرمایه گذاری نمایند كه ديگران هم شريك هستند . دوست دارند كه مديريت، كاملا در دست آنها باشد. اكثرا مايل هستند كه سهم‌شان بالاي ۵۱ درصد باشد تا بتوانند نظر خودشان را اعمال كنند و از اين رو ترجیح میدهند که به جای اين كه در صد کمی از تعدادي از مجتمع‌ها را با مشارکت دیگران بخرند، درصد بالائی از یک واحد را بخرند كه خودشان آن را اداره كنند. اين يكي از موانع عمده ای است كه در مقابل فرایند خصوصي‌سازي در ايران وجود دارد بنابراين همواره در نظر داشته باشیم که خصوصي‌سازي ، با اين موانع در صنعت پتروشيمي شكل گرفته است. لذا در اوایل به ناچار واحدهاي کوچک كه از اقتصاد خوبی هم برخوردار بودند، جداگانه واگذار شدند، و واحدهاي بزرگ هم كه خرید آنها به سرمايه زيادي نیاز داشت و بخش خصوصی به دلایل فوق طالب آنها نبود ، توسط دولت به عنوان رد دیون به شركت‌هاي سرمايه‌گذاري نیمه دولتی واگذار گردید . در نتيجۀ این نوع عملکرد مشکلاتی بوجود آمد که اهٌم آنها از دست رفتن یک پارچگی صنعت پتروشیمی کشور بود. یکی از امتیازات این یک پارچگی، اعتباری بود که این صنعت از بابت حجم بالای تولیداتش از آن برخودار بود. بطوریکه در هر لحظه میلیونها دلار از محصولات صنعت پتروشیمی که توسط شرکت بازرگانی پتروشیمی فروخته شده بود در آبهای بین المللی توسط کشتی های متعدد به مقصد خریداران در حال حمل بود و این وضعیت اطمینان بخشی برای موسسات مالی بین المللی بود و همین اعتبار سبب شد که پتروشیمی بتواند بدون اتکاء به منابع دولت، از موسسات مالی بین المللی وام های کلانی دریافت نماید و این صنعت را توسعه دهد.
این سبک خصوصی سازی که گریزی هم از آن نمی بود نا رسائی های دیگری را هم با خود همراه آورد که بی توجهی به ایمنی و نیروی انسانی و تحقیق و توسعه از جملۀ آنهاست.
بعلاوه تفکیک مجتمع هائی که اقتصاد آنها بصورت یک پارچه دیده شده بود و و اگذار کردن واحد هائی از آنها به بخش خصوصی نیز بمثابه جدا کردن گوشت از استخوان شد ،بطوریکه سهم عده ای ، واحد های پر سود گردید
هفت هشت سالی هست که حکمت تعویض مدیران را نمی فهمم ولی فهمیده ام که سطح تجربۀ آنان مرتب درحال نزول است و داریم به شرایط سالهای نخستین بعد از انقلاب باز می گردیم .
و سهم عده ای دیگر واحد هائی با سود اندک. مثلا در مجتمع هائی که اتیلن، پلي‌اتيلن ، اتیلن گلایکول و یا پی وی سی، تولید میکنند بيشترين منافع ، در واحد الفین و توليد اتان به اتيلن حاصل مي‌شود. حال ممکن است این سوال پیش بیاید که پس چرا فقط نباید اتیلن تولید کرد و فروخت؟ پاسخ این است كه اتيلن در آن حجم خريدار ندارد و هزینه حمل آن زیاد است . وقتي يك كارخانه يك ميليون تن اتيلن توليد مي‌كند نمي‌تواند اين حجم را بفروشد . بنابراين بايد تبديل به محصولاتی نماید که بتواند بفروشد. از این روست که تولید کنندگان محصولاتی از قبیل پلي‌اتيلن یا اتیلن گلایکول و یا پی وی سی ، اکثرا خود اتيلن مورد نیاز را تامین می كنند تا از سود بالای واحد الفین منتفع گردند . بندرت بنگاههائی رامیتوان یافت که صرفاً برای خوراک اتیلن خود محتاج دیگران باشند.خرید اتیلن معمولا بخاطر استفاده از ظرفیتهای خالی است.
با عبرت از آموخته های گذشته اخيرا پتروشیمی تصمیم گرفته است که ،دیگر مجتمع ها را بصورت تفکیک شده واگذار ننماید و لذا تمام مجتمع ها و واحد های باقیمانده را زیر پوشش یک هلدينگ قرار داد تا هلدينگ را یکجا واگذار كند. ولی متاسفانه واگذار كردن هلدينگ خودش با اين اشكال مواجه مي‌شود كه حجم سرمايه‌گذاري خیلی بالا میرود وچون سرمايه‌گذار بخش خصوصی واقعی ایرانی هم مي‌خواهد حق اعمال مديريت داشته باشد و از طرفی براي این منظور سرمايه زيادي لازم است که تامین آن برایش دشوار است لذا راغب به سرمايه‌گذاري در هولدینگ نيست. در نتیجه پتروشیمی ديگر بار ناگزیر به واگذاری این هولدینگ به شركت‌هاي سرمايه‌گذاري شبه‌دولتي میشود. متاسفانه همانطور که قبلاً هم عرض نمودم، عیب این شركت‌ها این است که فقط به سود ساليانه‌‌ توجه دارند كه وهدفشان صرفاً جلب رضایت سهامدارانشان است و بس، لذا فقط كوتاه‌مدت برنامه ریزی میكنند. نگرش كوتاه‌مدت در اين صنعت باعث نابودی آن در دراز مدت می شود . اين سخنی نيست كه فقط من اظهار ‌كنم ، بیانی است که استراتژيست‌هاي بين‌المللي گفته‌اند افرادی مثل "مايكل پورتر" استراتژیست مشهور دانشگاه هار وارد. او در كنفرانسي که در امارات متحدۀ عربی برگزارشده بود مطلب جالبی را بیان داشت ، او میگفت؛ "مدیرانی كه به دنبال راضي كردن سهامداران خود هستند شرکت هایشان را در درازمدت به نابودی مي‌كشانند زیرا برای افزایش كوتاه‌مدت منافع شرکت و راضي کردن سهامداران ، معمولا شروع به اجرای برنامه های كوتاه‌مدت صرفه‌جويي و كاهش هزينه‌ها مي‌نمایند و اولين هزينه‌هايي را هم که كم مي‌كنند هزينه‌هاي پرسنلي، آموزشی و ايمني است و بدین ترتیب به تدريج ريسك‌ها را بالا مي‌برند . متاسفانه در ایران، اگر مديري هم بخواهد برای درازمدت برنامه ریزی كند او را از این کار باز میدارند و اگر تمکین ننمود او را با فرد دیگری که تمکین نماید عوض میکنند. مديراني هم كه منصوب مي‌كنند متاسفانه در بعضي موارد تخصص لازم در صنعت پتروشيمي را ندارند و تجاربی هم که آموخته اند مشابهت زیادی با صنعت پتروشيمي ندارد و اين هم يك ايراد به شمار مي‌رود. درست است كه اگر يك مدير در مسئولیت قبلی خود موفق بوده است مي‌تواند مهارت های مدیریتی خود را در جايي ديگر هم به كار گيرد ولي داشتن حداقل آشنايي به صنعت ، خود يك نوع نياز و الزام است . مديري كه مي‌خواهد وارد يك صنعت شود بايد چيزهايي از آن صنعت بداند و اگر هم نداند حداقل باید اينقدر خرد وتعهد داشته باشد كه بداند چه چیزهائی را نمیداند تا از وجود مشاوران متخصص استفاده كند ولي مي‌بينيم كه اين اتفاق کمتر مي‌افتد و غالب مديران منتصب، به دلیل پرهیز از اینگونه هزینه ها که نزد عوام تجملی تلقی می شود، ناگزیر به معلومات محدود خود تكيه مي‌كنند که در دراز مدت عواقب ناگواری را برای صنعت در پی خواهد داشت.
اينها موانعي
كساني كه در صنعت پتروشيمي سرمايه‌گذاري مي‌كنند با مشكلات و محدوديت‌هايي مواجه هستند . در حال حاضر با وجود تحريم ها‌ كه روز به روز هم تشديد مي‌شود، مشكلات فاينانس یکی از مسائل پیش روی سرمايه‌گذار بخش خصوصي است.
است كه در راه خصوصي‌سازي وجود دارد و به اين دليل به نظرمن آنچه به عنوان خصوصي‌سازي انجام شده است و مي‌شود از اهداف اصلی آن به دور بوده و نتیجه کاملاً خوبی نداشته و نخواهد داشت .
آیانقطه قوتي هم در آن مي‌بينيد؟
همين كه در قالب ذيل اصل ۴۴ قانون اساسي، دولت از كارهای تولیدی، اقتصادی وبنگاهداری آزاد مي‌شود نقطه قوت است. دولت تا وقتي كه درگير كارهای بنگاهداری است کمتر به كارهای اصلي خودش كه سياستگذاري است می رسد. لذا از اين بابت كه دولت از كارهای بنگاهداری آزاد می شود خوب است .
با اين توصيف كاركرد و جايگاه NPC و نقش حاكميتي و سياستگذاري آن را چه مي‌دانيد؟
الان مديريت پتروشيمي دوران برزخ و دشواری را مي‌گذراند زیرا در حال گذار از يك وضعيتی كه قبلا نسبت به آن آشنا بوده، به وضعيتي كه اصلا با آن آشنا نيست، است. مانند يك پدر كه قبلا فرزندانش كوچك بودند و ادارۀ امور و خرج و دخل آنها با او بوده و با قدرت هم اعمال مدیریت میکرده است ولي حالا فرزندانش مستقل شده اند و خودشان را اداره مي‌کنند و نیازی هم به حمایت مالی پدر ندارند. این پدر کم کم متوجه میشود که قدرت مدیریت فرزندانش را از دست داده است و تحکم های گذشته دیگر کار ساز نیست . پس چاره چیست ؟ چاره در تغییر رفتار است ،او باید از خود شايستگي‌های جدیدی را بروز دهد كه مورد احترام فرزندان قرار بگيرد . حمایت های متفاوتی را به فرزندانش ارائه نماید که به آنها نیاز دارند و برایشان ارزشمند است. مدیریت پتروشیمی هم در اين مقطع، شایسته است که از امر و نهی و صدور دستورات تحکم آمیز بپرهیزد ، بايسته است که نشان دهد كه مي‌تواند رابط خوبی برای ایجاد تفاهم بیشتر شركت‌های مستقل شده با ارگان‌هاي دولتي باشد و به آنها در تنگناها كمك كند.
كساني كه در صنعت پتروشيمي سرمايه‌گذاري مي‌كنند با مشكلات و محدوديت‌هايي مواجه هستند . در حال حاضر با وجود تحريم ها‌ كه روز به روز هم تشديد مي‌شود، مشكلات فاينانس یکی از مسائل پیش روی سرمايه‌گذار بخش خصوصي است. این مدیریت شركت‌ملي صنايع پتروشيمي است که بهتر از سایر مسولین دولتی میتواند متوجه مشكلات سرمايه‌گذاران این بخش بشود و راهکارهای كمك به آنها را پیدا نماید . از مدیریت شركت‌ملي صنايع پتروشيمي این انتظار میرود که در صحنه حضور داشته باشد واز همۀ فعالان بخش خصوصی در پتروشیمی حمایت نماید و برای آنان از دولت كمك بگيرد و راه‌حل ارائه بدهد و مشكلات پيش پاي آنها را بردارد ولي ما مي‌بينيم كه هنوز پتروشيمي در عوالم دوران قبل و حفظ و نجات خود در برابردستگاهای متعدد نظارتی است كه مبادا تصميماتي گرفته شود كه مورد سوال سازمان‌هاي نظارتي قرار بگيرد. بنابراين به جاي اينكه حامی فعالان بخش خصوصی در صنعت پتروشیمی باشد، اقداماتی را انجام میدهد كه بعدا خود مورد مواخذه قرار نگيرد. و اين نقش درستي از نظر حاکمیتی نيست.
يعني عملكرد تيم مديريت فعلي را متناسب با نيازهاي صنعت پتروشيمي در شرايط حاضر نمي‌دانيد؟
این سوال هم از آندسته سوالهائی است که پاسخ مشروط دارد . زیرا انتظاراتمان باید منصفانه باشد . اگر تیم مدیریت فعلی برای پذیرش این مسولیت دوره های آموزشی لازم را از قبل دیده و سالهای متمادی نیز در این مسیر مدارج کسب تجربه را طی کرده بودند آنوقت باید جواب منفی میدادم ولی من بارها شاهد بوده ام که بعضی از این عزیزان نزد من آمده اند و از من خواسته اند وساطت نمایم تا به آنان اجازه داده شود در همان سمت های پائین تری که توانائی ادارۀ آن را دارند به خدمت خود ادامه دهند که متاسفانه این خواستۀ آنان مورد قبول قرار نگرفته و بناچار مسولیت سنگین تر را پذیرا شده اند و با کمال تعجب چندی بعد هم بدون ذکر دلیل کنار گذاشته شده اند. صادقانه بگویم ؛ هفت هشت سالی هست که حکمت تعویض مدیران را نمیفهمم ولی فهمیده ام که سطح تجربۀ آنان مرتب درحال نزول است و داریم به شرایط سالهای نخستین بعد از انقلاب باز میگردیم .
تيم مديريت فعلي پتروشيمي مرا به ياد دوران جواني ام بعد از انقلاب مي‌اندازد زمانیکه همۀ مديران مجرب و متخصص پتروشيمي را به اتهام وابستگي به رژیم سابق كنار گذاشته بودند كه به نظرم
وقتي در مجتمعي فردي را در بالاترین مقام قرار مي‌دهند كه تجربه و آگاهي لازم از صنعت را ندارد و بعلاوه وادار می شود كه عمدتاً روي مسائل اقتصادی تمرکز كند و هزينه‌ها را کاهش دهد ، آنوقت همه چيز به هم مي‌ریزد .
اقدامی اشتباه بود زیرا ممكن بود از بين مديران آن روزگاران، تعداد كمي وابسته باشند ولي عمدۀ كساني كه به صنعت خدمت مي‌كردند افرادی تحصيلكرده ،خدمتگزار و مفيد و بودند. به هرحال اين مساله پيش آمد و مديران شایسته را كنار گذاشتند و حالا بدنبال جانشین برای آنها بودند و افراد کم تجربه ای چون بنده را صرفاً به دلیل رعایت موازین اسلامي، بجای آنها گماردند در حالي كه آماده نبودم و ادارۀ امور ، برایم خيلي مشكل بود درست مانند اینکه از کسی که با هواپیماهای بدون موتورپرواز کرده است بخواهند یک جمبو جت را هدایت کند. لذا ازاین بابت واقعا فشار زيادي را تحمل و به خانواده ام نیز تحمیل میکردم. اینک که به گذشته مینگرم می بینم اگر قبلاً برای این سمت ها آموزش دیده بودم هم میتوانستم موثر تر باشم و هم ضرورتی برای تحمل آن همه فشار برای ادارۀ امور نمی بود. البته شرایط کار امروز با آن روزگاران تفاوتهائی هم دارد از جمله آنکه آن زمان از ما انتظار پیشبرد کار ها را به هر قیمتی داشتند و بعضاً که قوانين مانع پیشبرد سریع کارها می شدند، به ما مي‌گفتند كه قانون را بهانه نكنيد، اینگونه عذر ها پذیرفتنی نیست ولی امروزه مديران فعلي با دستگاه‌هاي نظارتي مواجه هستند كه مي‌گويند بايد قانون را رعایت كنيد حتی به قیمت توقف کارها . شاید به همین دلیل باشد که بعضی از مدیران ترجیح میدهند که کاری نکنند که خود را در معرض عتاب و خطاب دستگاههای نظارتی قرار دهند.
آیا اين ضعف مديريتي تبعاتي هم داشته است؟ اين اواخر آتش‌سوزي‌ها و حوادث مكرري را در مجتمع‌هاي پتروشيمي داشتيم آيا مي‌شود سوانح را به اين كاستي‌هاي مديريتي ربط داد؟
همۀ اين مسائل در شرایط فعلی به مديريت پتروشيمي بر نمیگردد بلکه بخشی از آنها مربوط به ضعف مديريتي در تعدادی از شركت‌ها و مجتمع‌های واگذار شده به بخش خصوصی میباشد.
آیا ضعف مديريتي كه به كل مجموعه تسري پيدا كرده است؟
همانطور که قبلاً هم عرض شد وقتي در مجتمعي فردي را در بالاترین مقام قرار مي‌دهند كه تجربه و آگاهي لازم از صنعت را ندارد و بعلاوه وادار میشود كه عمدتاً روي مسائل اقتصادی تمرکز كند و هزينه‌ها را کاهش دهد ، آنوقت همه چيز به هم مي‌ریزد . در این شرایط، اولين كاري كه معمولا مديران انجام مي‌دهند انتخاب راه آسان کاستن از هزينه‌هاست.
پس از آتش‌سوزي مهيبی که چندین سال پیش درپالایشگاه تگزاس اتفاق افتاد و خسارات جانی و مالی فراوانی را ببار آورد ،گروهی از کارشناسان ، مامور بررسی و تجزیه و تحلیل علت حادثه شدند . این گروه پس از مدتی گزارش خود را منتشر كردند که بر اساس آن فيلم مستندی هم تهیه شد. بر طبق اين گزارش ، علت عمده آتش‌سوزي پالایشگاه تگزاس ، تقلیل نيروي انساني توسط مديريت بدلیل ضرورت کاهش هزینه ها بوده است. مديري كه مي‌خواهد برای خوشحالی کوتاه مدت سهامداران ، سود شرکت را بصورت مقطعي بالا ببرد، سعي مي‌كند كه از توقف واحد به هر قیمت خوداری نماید و اگر واحد احتياج به تعمير و رسیدگی هم دارد اين اقدام را به عقب بيندازد که اين امر مخاطراتي را در دراز مدت به همراه خواهد داشت .
با عنایت به موارد فوق ، بنا به پیشنهاد تعدادی از افراد مجرب صنعت پتروشیمی، شركت‌هايي كه ظرف چند سال گذشته خصوصي و از بدنۀ پتروشیمی جدا شده بودند و مديريت پتروشيمي را هم آنطور که انتظار میرفت حامی خود نمی یافتند ، برای دفاع موثر تر از حقوق خود، گرد هم آمدند و يك انجمن به نام انجمن كارفرمايي صنعت پتروشيمي تشكيل دادند . آقای مهندس پیوندی دبير اين انجمن، با توجه به آتش‌سوزي های متعددی که ظرف یکی دو سال گذشته به دلیل بي‌توجهي به ايمني و نگهداري صحيح تاسیسات رخ داده بود. پيشنهاد برگزاري يك سمينار را دادند تا در اين سمينار حوادث پیش آمده مورد تجزيه و تحليل قرار گیرد و بهترين راه تعمیر و نگهداشت مجتمع‌ها و چگونگی توجه به مبحث ايمني به مديران ارائه گردد. اين سمينار در آبان‌ماه برگزار مي‌شود و اميدوارم در کنار همین سمینار این مطلب هم به تمام افراد ذیربط یاد آوری شود كه كسب سودهای بالا و مقطعي مهم نيست و آنچه که اهمیت دارد کسب سودهای متعارف، مستمر و پایدار میباشد.

Share/Save/Bookmark


راد
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۱-۰۶-۱۳ ۱۰:۵۷:۰۹
به نوبه خودم از تهیه کنندگان این مقاله کمال امتنان را دارم.
 
نام :
نام خانوادگی:
آدرس ايميل :
نام کاربری :
کلمه عبور:

نفت برنت

۶۳.۷

نفت خام وست تگزاس ( $/ بشکه )

۶۰.۱۲

نفت خام اوپک

۶۱.۵۲

گاز طبیعی- نایمکس Mbtu/$

۳.۱۳

طلا (دلار/ اونس )

۱۲۷۸.۹

سنگ آهن- دلار/تن

۶۲.۷۴

مس- دلار/پوند

۳.۱۵