کد مطلب: 63174
 
مهندس شعری مقدم در گفت و گو با "نکونیوز" (قسمت پایانی)
لزومی ندارد به هر قیمتی خودکفا باشیم
در دوران دولت اصلاحات در صدد خريد شركت بازل بوديم كه با مخالفت امريكا مواجه شد
 
گفت و گو با مهندس شعری مقدم مدیرعامل پیشین شرکت ملی صنایع پتروشیمی در آخرین هفته ای که او مدیریت این شرکت را بر عهده داشت انجام شد و آخرین گفت و گوی تفصیلی رسانه ها با او در قامت مدیرعامل این شرکت محسوب می شود. تاکنون سه قسمت از این گفت و گو را در نکونیوز خوانده اید. مهندس شعری مقدم در بخش پایانی این گفت و گو از تفاوتهای خودکفایی و خوداتکایی می گوید. او معتقد است لازم نیست به هر قیمت خودکفا باشیم. بخش پایانی گفت و گوی اختصاصی نکونیوز با مهندس شعری مقدم را می خوانید.
تاریخ انتشار : شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۴ ساعت ۱۲:۵۲
گفت و گو با مهندس شعری مقدم مدیرعامل پیشین شرکت ملی صنایع پتروشیمی در آخرین هفته ای که او مدیریت این شرکت را بر عهده داشت انجام شد و آخرین گفت و گوی تفصیلی رسانه ها با او در قامت مدیرعامل این شرکت محسوب می شود. تاکنون سه قسمت از این گفت و گو را در نکونیوز خوانده اید. مهندس شعری مقدم در بخش پایانی این گفت و گو از تفاوتهای خودکفایی و خوداتکایی می گوید. او معتقد است لازم نیست به هر قیمت خودکفا باشیم. بخش پایانی گفت و گوی اختصاصی نکونیوز با مهندس شعری مقدم را می خوانید. 

توسعه ما در صنعت پتروشیمی، در مجموع، توسعه خوبی بوده و ما اکنون دومین تولیدکننده خاورمیانه هستیم. چرا ما در توسعه‌ای که دانش‌محور باشد یا ساده‌تر بگویم، چرا ما در ایجاد دانش فنی در صنعت پتروشیمی یا بالادست، عملاً ناموفق بوده‌ایم؟ آیا تاکنون آسیب‌شناسی کرده‌اید که دلیل چه بوده است؟
من نمی‌توانم بگویم ناموفق بوده‌ایم، به ویژه در صنعت پتروشیمی. بعد از انقلاب اقداماتی شد که اگر درست پیش می‌رفت و موانعی برای آن پیش نمی‌آمد، الآن ما هم کم از کشورهای پیشرفته دنیا نداشتیم.
ببینید بعد از انقلاب ما شرکتی که طراحی مهندسی را انجام دهد، نداشتیم، بنابراین شرکت طراحی مهندسی شیراز را تاسيس کردیم که الآن ببینید چه شرکت توانمندی شده است. شما یادتان نمی‌آید، کره‌ای‌ها آمدند و نصب طرح گسترش مجتمع پتروشیمی شیراز را برای ما انجام دادند. ما شرکت ساختمان و نصب نداشتيم ولی الآن شرکت ECC را داریم و علاوه
ما در امر ساخت تجهیزات صنعتی، امكانات قابل توجهي نداشتیم ولی الآن به نظر من، ما می‌توانیم همه تجهيزات يك مجتمع پتروشيمي را بسازیم. بعضاً می‌گویند 70 تا 80 درصد، ولی به نظر من، ما قدرت ساخت همه تجهيزات را داریم ولی ساخت برخی تجهيزات ، اقتصادی نیست. مثلاً بیاییم کمپرسور هاي با فشار بسيار بالا بسازیم، که در سال حتی یک دستگاه آن را هم از ما نمی‌خرند، که چه شود؟! خود آمریکایی‌ها هم چنین نمی‌کنند
بر آن خیلی شرکت‌های مشابه دیگر را هم داریم.
ما در امر ساخت تجهیزات صنعتی، امكانات قابل توجهي نداشتیم ولی الآن به نظر من، ما می‌توانیم همه تجهيزات يك مجتمع پتروشيمي را بسازیم. بعضاً می‌گویند ۷۰ تا ۸۰ درصد، ولی به نظر من، ما قدرت ساخت همه تجهيزات را داریم ولی ساخت برخی تجهيزات ، اقتصادی نیست. مثلاً بیاییم کمپرسور هاي با فشار بسيار بالا بسازیم، که در سال حتی یک دستگاه آن را هم از ما نمی‌خرند، که چه شود؟! خود آمریکایی‌ها هم چنین نمی‌کنند.
ما فقط در یک مورد كوتاهي داریم؛ آن هم این که چرا به دانش فنی واحد هاي فرايندي دست پیدا نکرده ايم . شما نگاه کنید ما الآن در زمینه بهره‌برداری، کم و کسری نداریم. مديران شرکت BASF وقتی به عسلویه رفتند و دستگاه‌ها و وسایل در حال كار را دیدند، از توانمندی ایرانی‌ها تعجب کردند. دست روی هر تجهيزي كه مي‌گذاشتند، پاسخ مي‌شنيدند كه ساخت ایران است. تعجب مي‌کردند، باورشان نمی‌شد. وقتی مدير طرح هاي پتروشيمي توضیح می‌دادند که اين ها همه ساخت ایران هستند، باورشان نمی‌شد و دوباره همان سوال را براي اطمينان قلبي از شخص دیگری می‌پرسیدند.
به نظر من، ما پیشرفت زیادی کرده‌ایم، دانش خوبی هم داریم. زماني كه بنده مديريت پتروشيمي بندر امام را داشتم، بسیار علاقمند بودم که در زمینه ساخت کاتالیست، اقدامي كنم. در این زمینه، با مشاركت دانشگاه‌ها موفق به ساخت کاتالیست پلي اتيلن سنگين شديم و آن را در واحد پلي اتيلن سنگين خودمان امتحان کردیم. نتیجه هم خوب بود.
اما وقتی سري دوم اين کاتالیست را به كار گرفتيم، واحد از كنترل خارج شد و ۶۰ تن مواد ضایع شده روي دست ما، ماند. لذا به اين نتيجه رسيديم كه تحقيقات خود را در يك واحد با ظرفيت بسيار پائين که پایلوت ناميده مي شد ادامه دهيم. خوب ما این ‌تجهيزات را نداشتیم و آنها را بعداً خریداري کردیم. تجهیزات زيادي که در دوره دولت اصلاحات برای مركز تحقیق و توسعه شركت خریداری شد بینظير است.
ما در برخی زمینه‌ها، صاحب دانش فنی شده‌ایم. ما در زمینه تولید آمونیاک به کمک شرکت همپا در شیراز، دانش فنی را به دست آورده ايم و تجاري سازي كرده ايم. در دوران دولت اصلاحات در صدد خريد شركت بازل بوديم كه با مخالفت امريكا مواجه شد، اگر بازل را می‌خریديم، امروز ما صاحب تعدادي فناوري بودیم.
البته مهندس، این‌ها همه ادعاست. من در مورد ساخت تجهیزات، حرف شما را صد درصد قبول دارم. ولی در مورد لایسنس خود واحدها، تا امروز، هیچ واحد بالادستی با لایسنس ایرانی ساخته نشده است.
ولي با اطلاعاتي كه من دارم با شما هم عقيده نيستم. ما به زودي طراحي و ساخت يك واحد MTP را با دانش فني خود آغاز خواهيم کرد.
این لایسنس آیا پایلوت پلنت داشته است؟
خير، لایسنس آمونیاک، پایلوت پلنت نداشته است ولی ما امكان ساخت كاتاليست آن را داريم. ژاپني ها و چيني ها هم همين گونه صاحب دانش فني مي شوند يعني تغييري در طراحي دانش فني خريداري شده مي دهند و آن را به نام خود مي كنند. ما كه نبايد چرخ را دوباره اختراع كنيم.
الآن ما حداكثر تا ۲۰ برابر scale up می‌کنیم، دیگر بیشتر که نمی‌شود. شما برای یک متانول یک میلیون و ۶۵۰ هزار تن در روز، باید حداقل یک کمي از آن را روی پایلوت پلنت توليد كرده باشید. احتمال این که کار کند را هیچ‌کس نمی‌تواند تضمین کند ....
نه به این صورت نیست. بعضی وقت‌ها تکنولوژی به
ما الآن در زمینه بهره‌برداری، کم و کسری نداریم. مديران شرکت BASF وقتی به عسلویه رفتند و دستگاه‌ها و وسایل در حال كار را دیدند، از توانمندی ایرانی‌ها تعجب کردند. دست روی هر تجهيزي كه مي‌گذاشتند، پاسخ مي‌شنيدند كه ساخت ایران است. تعجب مي‌کردند، باورشان نمی‌شد. وقتی مدير طرح هاي پتروشيمي توضیح می‌دادند که اين ها همه ساخت ایران هستند، باورشان نمی‌شد و دوباره همان سوال را براي اطمينان قلبي از شخص دیگری می‌پرسیدند
قدری ابعاد و اجزایش برای کارشناسان و محققین ما روشن است که فقط ساخت کاتالیست آن می‌ماند؛ اگر بتوانیم کاتالیست آن را بسازیم، آن وقت می‌توانیم بگوییم که صاحب دانش شده‌ایم. این کاری است که همه دنیا انجام می‌دهند.
حالا همین دموپلنت MTP که با كمك شركت لورگی ساختیم، همین واحد تا یک‌سال پیش نه با ظرفیت کار می‌کرد، نه با كيفيت مطلوب.
ولی الآن دارد کار می‌کند ...
خوب اصلاحش کردیم ...
خوب این یعنی ما دانش آن را داریم و صاحب یک دانشي شده‌ایم.
بله. البته در مورد آن هم، حرف زیاد است. بچه‌های پژوهش و فناوری می‌گویند ما در طراحی راکتور نبودیم. ولی حالا حتماً می‌توانند. من معتقدم که می‌توانند. ولی احتمال این که همین اتفاق برای متانول هم بیفتد، هست....
به نظر من فرايند توليد متانول برای کارشناسان ما مثل آب‌خوردن شده، بهره‌برداری‌اش را که وارد هستند، به تمام خم و چم واحد نیز آشنا هستند. در این دورانی هم که تحریم بوده‌ایم، اینقدر آن را بالا و پایین کرده‌اند که دیگر برای‌شان مجهولی باقی نمانده است. به نظر من، تنها موردی که متانول دارد، کاتالیست آن است. اگر بتوانیم کاتالیست آن را بسازیم، که ساخته ایم، مشکلش حل می‌شود.
البته من دیگر این را نمی‌دانم که آیا کاتالیست ما با نوع خارجی‌اش برابری می‌کند یا خیر. بهتر از خارجی آن است یا بدتر؟ این را نمی‌دانم ولی می‌دانم که الآن نياز ما را تامين نموده است.
شما به عنوان سیاست‌گذار حوزه صنعت پتروشیمی، چه سیاست‌گذاری ترغیبی و تشویقی برای بخش خصوصی گذاشته‌اید تا بیاید از لایسنسور ایرانی خرید کند؟ وقتی که تاپسو دارد لایسنس Basic یک متانول را که خودتان مستحضرید ۹۰۰ هزار یورو می‌دهد که این رقم در ۶۰۰ میلیون یورو یک پتروشیمی، هیچ است، چرا من باید ریسک کنم و خود را برای ۹۰۰ هزار یورو به خطر بیاندازم؟ شما چه سیاست‌گذاری در این زمینه کرده‌اید؟
اولاً لزومی ندارد همه را وادار کنیم بیایند لایسنس ما را بخرند. این یک بحث مربوط به اقتصاد مقاومتی است؛ لزومی ندارد که ما به هر قیمتی، نیازمندی های‌خودمان را تامین کنیم که بگوئیم خودکفا هستیم. من در مراسم خودکفایی هم اخيراً تاکید کردم که خودکفایی ایده‌ بی‌ر‌بطی است، حالا خوداتکایی را بگوییم، یک حرفی ولی خودکفایی فقط به ذات باری تعالی برازنده است و بس. بقیه همه محتاجیم.
بنابراین چه لزومی دارد کاری را که پیشرفته‌ترین کشورهای دنیا هم انجام نمی‌دهند، ما انجام دهیم؟! بعضی وقت‌ها مثلاً همین آمریکایی‌ها، برخی کارهای خود (در فضا) را به روس‌ها می‌سپارند تا برای‌شان انجام دهند. مهم این است که ما بتوانیم اگر گیر افتادیم، گلیم خود را از آب بیرون بکشیم تا کسی نتواند ما را مورد تهديد قرار دهد، وگرنه اگر ما می‌توانیم برنج خوب و باکیفیت خود را از یک جای ارزان بخریم، چه لزومی دارد که تمام منابع خود را صرف این کنیم که برنج تولید کنیم؟! زمانی خوب است برنج را خودمان تولید کنیم که فکر کنیم ممکن است ما را مورد تهديد، فشار و استثمار قرار دهند. ولی اگر دنیا بداند که ما هر لحظه که بخواهیم و اراده کنیم، می‌توانیم برنج تولید کنیم، دیگر کسی در این زمینه به ما فشار نمی‌آورد. چرا دنیا در مورد تکنولوژی هسته ای تا حدی کوتاه آمده و فشار را از روی ما برداشته است؟ چون توان ما را در این زمینه‌ دیده و سنجیده است. و چون توان تولید داریم، هروقت که بخواهیم، می‌توانیم نیاز خود را برطرف کنیم.
به نظر من،
به نظر من فرايند توليد متانول برای کارشناسان ما مثل آب‌خوردن شده، بهره‌برداری‌اش را که وارد هستند، به تمام خم و چم واحد نیز آشنا هستند. در این دورانی هم که تحریم بوده‌ایم، اینقدر آن را بالا و پایین کرده‌اند که دیگر برای‌شان مجهولی باقی نمانده است. به نظر من، تنها موردی که متانول دارد، کاتالیست آن است. اگر بتوانیم کاتالیست آن را بسازیم، که ساخته ایم، مشکلش حل می‌شود
لزومی ندارد که ما همه چیز را تولید کنیم. ما باید ببینیم مزیت نسبی ما در چه چیزی است. چون همه ایده ها باید منجر به ثروت شود. اگر از این طریق، می‌توانیم ثروت ایجاد کنیم، باید این کار را انجام دهیم.
البته من همه‌ نوع کمکی می‌کنم تا دانشمندان ما بتوانند انواع و اقسام کاتالیستی را که مثلاً یک شرکت اروپائی تولید می کند، ارزان‌تر و با کیفیت بهتر، تولید کنند. و این هدف را نیز داریم که بیاییم کاری کنیم که این محصولی را که خارجی ها به ما می فروشند با کیفیت بهتری تولید کنیم. مگر ما خودمان فکر نداریم، ادعا نداریم که از نظر هوشی از آنها بهتریم؟ بعلاوه این که از نظر مالی هم امکاناتی داریم؛ مثل همین نفت زیر پای خودمان که انشاءالله اگر قیمتش افزایش پیدا کند، وضعیت بهتر هم خواهد شد.
الآن بسیاری از دست‌اندرکاران با دیدن و مقایسه کردن مراکز تحقیقاتی کشورهای پیشرفته با آنچه که در ایران وجود دارد، می‌گویند که مراکز تحقیقاتی ایران بسیار مجهز ترند. ما خیلی بیشتر از آنها داریم. امکانات سخت‌افزاری و دانشمندان بسیار توانمندی داریم. تنها باید زمینه را برای آنها فراهم کنیم .
سوال من این است که آیا شما در ۵۰ سال تاریخ صنعت پتروشیمی، از هیچ دانشگاه خارجی، لایسنس خریداری کرده‌اید؟
خیر.
پس چرا به دانشگاه‌های ایرانی می‌گویید که لایسنس تولید کنید؟ این چه حرکتی است؟
خوب، شاید بیشتر از این رو باشد که دانشگاهیان ما تشویق شوند به سمت تکنولوژی‌های روز صنعت روی بیاورند.
خوب، آنها که در تکنولوژی جلوتر از ما هستند، نتوانستند به دانشگاه‌شان بگویند بیا برای ما لایسنس درست کن، این کار شرکت‌های خصوصی دانش‌بنیان است که از آنها لایسنس می‌خریم. هیچ‌کدام دانشگاه نیستند. پس چرا ما رفتیم به دانشگاه‌های خود پول می‌دهیم که لایسنس این چیزهایی را که من می‌گویم درست کن! بعد هم عده‌ای از آنها را می‌فرستیم خارج برای ادامه کار و بعد هم دانشگاه می‌رود سراغ یک پروژه دیگر. این چه توسعه‌ای محسوب می‌شود؟
ببینید من سال ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷ خارج از کشور و در انگلیس بودم. اتفاقاً دو تن از اساتید دانشگاه شریف هم برای گذراندن دوره دکترا به امپریال کالج لندن آمده بودند. ما هم با این افراد رفت‌وآمد داشتیم. یک‌بار از آنها پرسیدم که هزینه‌های پروژه‌های شما را چه نهادی پرداخت می‌کند؟ گفتند پروژه‌های ما از طرف شركت ICI، كه در صنعت شيميائي و پتروشيميائي انگلستان نقش بارزي دارد ارجاع و تامین مالی می شود و ما روی پروژه‌های اين شركت کار می‌کنیم. او مي گفت كه صاحبان صنايع معتقدند كه دانشجويان دوره دكتري ارزان ترين و پركارترين محققين موجود هستند. پس مي بينيم كه دانشگاه‌های انگلیس روی پروژه‌های صنعت هم كار مي كنند.
اما دانشگاه‌ هاي ما در خدمت صنعت نیستند. آنها ترجيح مي دهند كه روي موضوع هاي مرزهاي دانش تحقيق كنند و مقاله هائي را بنويسند كه بتواند در ISI چاپ شود و از اين طريق كسب اعتبار کنند. ما با این تمهيدات، دانشگاه‌ها را تشويق مي كنيم كه در خدمت صنعت هم باشند.
خوب ما اشتباه می‌کنیم. ما باید به دانشگاه‌های خود بگوییم این همه مرز علمی در دنیا هست که هنوز کشف نشده، بروند آن‌ها را کشف کنند. این حرف درست است ولی اگر به آنها گفتیم
لزومی ندارد همه را وادار کنیم بیایند لایسنس ما را بخرند. این یک بحث مربوط به اقتصاد مقاومتی است؛ لزومی ندارد که ما به هر قیمتی، نیازمندی های‌خودمان را تامین کنیم که بگوئیم خودکفا هستیم. من در مراسم خودکفایی هم اخيراً تاکید کردم که خودکفایی ایده‌ بی‌ر‌بطی است، حالا خوداتکایی را بگوییم، یک حرفی ولی خودکفایی فقط به ذات باری تعالی برازنده است و بس. بقیه همه محتاجیم. بنابراین چه لزومی دارد کاری را که پیشرفته‌ترین کشورهای دنیا هم انجام نمی‌دهند، ما انجام دهیم؟!
بیا PDP درست کن، یا Basic Engeneering درست کن و جای "تاپسو" بنشین، اصلاً نمی‌تواند، چون کارش این نیست....

این اعتقاد شماست! اعتقاد من این نیست. باور من این است که دانشگاه باید فارغ‌التحصیلانی را تربيت کند که كارآفرين باشند و بتوانند به درد جامعه بخورند. دانشگاهیانی که تنها در مرز دانش گام برمي دارند و هیچ کمکی به ایجاد ثروت نمي کنند، به چه دردی می‌خورند؟! اگر مقاله هاي مرزهای دانش به درد ديگر کشورها می‌خورد، به درد صنعت ما نمی‌خورد. از قدیم گفته اند که عالم بی عمل درخت بی ثمر است.
دانشگاهیانی به دردمان می‌خورند که بتواند حلال مشکلات ما باشند. دانشجویان دوره دكتري بهتر است بیایند روی موضوعي کار کنند که گره‌ای از کار صنعت باز کند.
خوب، دانش فنی که مربوط به ۶۰ سال پیش است و در دنیا دارند می‌فروشند، ما الآن به دانشگاهی‌های خود بگوییم روی آن کار کنند، دانش فنی را پیدا کنند، چیزی پیدا نمی‌کنند. به فرض هم پیدا کنند، خیلی ابتدایی است. خوب، بعد چه می‌شود؟ چیزی گیر ما نمی‌آید.
ببینید اوضاع در صنعت پتروشيمي رو به بهبود است. با اين وجود، راندمان توليد چندان مطلوب نیست. کاتالیست‌ها نرخ تبديل مطلوبي ندارند. ما به دلیل تحریم ها و به خاطر این که كاتاليست ساختUOP را به ما ندادند، مجبور شدیم برای توليد MTBE از کاتالیست شرکت دیگری استفاده کنیم که راندمان پائینی دارد و هنوز در آرزوی این هستیم که از کاتالیست UOP استفاده کنیم. خوب، چرا نتوانیم خود این کاتالیست را تولید کنیم؟ چرا دانشگاهی‌های ما نتوانند از طریق تحقیق و توسعه این کار را انجام دهند؟ خوب بگذارید این کار را بکنند. چه اشکالی دارد؟! ...
.... بتوانند و انجام دهند که خیلی خوب است. عرض من این است که لیست پروژه‌هایی که به تازگی با دانشگاه‌ها قرارداد بستید، همین تکنولوژی‌های مربوط به ۷۰-۶۰ سال پیش است و به فرض آن که آنها هم به آن دست پیدا کنند که حتماً هم به آن در Scale آزمایشگاهی می‌رسند، گام بعدی دیگری ندارد. در حالی که اگر این را از ابتدا به شرکت‌های دانش بنیان داده بودیم، به تکنولوژی تبدیل شده بود و شرکتی بود که آماده بود آن را بفروشد، خدمات پس از فروش داشت، پاسخگو بود، چک و سفته می‌داد و می‌فهمید که Business یعنی چه، ولی یک دانشگاهی این را متوجه نمی‌شود. حرف من این است.
خوب، با این ترتیب، دانشگاه می‌فهمد که Business یعنی چه! دانشگاه هم باید این را بفهمد! اشکال دانشگاه‌های ما این است که ثروت‌آفرین نیستند. دانشگاه‌های ما، خوب‌های‌شان، فارغ‌التحصیلانی را تربیت می‌کنند که به درد رفتن به آمریکا می‌خورند، به درد ما نمی‌خورند!
دانشجویی که فارغ‌التحصیل شود و بتواند گلیم خویش را از آب بیرون بکشد، او برای ما مفید و خوب است. ممکن است دنیای پیشرفته، فارغ‌التحصیلان دیگری بخواهد، ولی ما فارغ‌التحصیلانی لازم داریم که بتوانند کارآفرین باشند و گلیم خود را از آب بیرون بکشند. راهش هم این است که بگوییم صنعت این‌ مسائل را دارد، شما بیا ئيد و این‌ها را حل کنيد و اگر مي توانيد وضع موجود را بهتر کنيد. مثلاً این كاتاليست را با این مشخصات، یک شركت معتبر اروپائی فروخته است ، شما ببینيد می‌توانید کیفیت آن را بهتر کنید؟
اما در مورد تفاهم نامه هائي كه امضاء شده با ۳ دانشگاه و یک مرکز تحقیقاتی با محوريت شركت دانش بنيان پژوهش و فناوري پتروشيمي است که در راستای همان پیشنهاد جنابعالی است. با اين ترتيب معتقدم کاری که شده، کار درستی است و در جهت رويكرد "دانش بنياني" سياست هاي اقتصاد مقاومتي می باشد و اميدوارم نه تنها سبب تحول دانشگاه هاي ما بشود كه ما را بسوي كسب فناوري هاي نوين سوق دهد.
به هرحال، خیلی ممنون و متشکر از وقتی که گذاشتید.
گفت و گو : احسان نجابت

Share/Save/Bookmark


نام :
نام خانوادگی:
آدرس ايميل :
نام کاربری :
کلمه عبور:

نفت برنت

۶۳.۷

نفت خام وست تگزاس ( $/ بشکه )

۶۰.۱۲

نفت خام اوپک

۶۱.۵۲

گاز طبیعی- نایمکس Mbtu/$

۳.۱۳

طلا (دلار/ اونس )

۱۲۷۸.۹

سنگ آهن- دلار/تن

۶۲.۷۴

مس- دلار/پوند

۳.۱۵