کد مطلب: 48073
 
اسب توسعه زین نشده است
 
مدیران صنعت نفت از دوران پس از تحریم با چنان شور و حرارتی صحبت می کنند که یاد دوران دبیرستان را در ذهن زنده می کند. زمانیکه چنان از دوران پس از کنکور تعریف می شد که گویی پایان آلام بشری عبور از سد کنکور و حضور در دانشگاه است. معمولا خیلی سریع پس از یکی دو ترم مشروطی همه به خود می آمدند که موفقیت در کنکور صرفا عبور از یک مرحله زندگی و شروع مرحله ای دیگرست. هر مرحله صرفا زیربنای رشد برای مرحله بعدیست و به هیچ عنوان شرط کافی برای موفقیت نیست چنانکه حتی در اغلب موارد شرط لازم هم نیست
تاریخ انتشار : يکشنبه ۳ خرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۸:۴۹
مدیران صنعت نفت از دوران پس از تحریم با چنان شور و حرارتی صحبت می کنند که یاد دوران دبیرستان را در ذهن زنده می کند. زمانیکه چنان از دوران پس از کنکور تعریف می شد که گویی پایان آلام بشری عبور از سد کنکور و حضور در دانشگاه است. معمولا خیلی سریع پس از یکی دو ترم مشروطی همه به خود می آمدند که موفقیت در کنکور صرفا عبور از یک مرحله زندگی و شروع مرحله ای دیگرست. هر مرحله صرفا زیربنای رشد برای مرحله بعدیست و به هیچ عنوان شرط کافی برای موفقیت نیست چنانکه حتی در اغلب موارد شرط لازم هم نیست. چه بسا افرادی
صنعت نفت به عنوان پیشانی جهانی صنعت کشور، چه از نظر بازار و چه از نظر صنایع پشتیبان یعنی تجهیزات، مواد شیمیایی و کاتالیست و تکنولوژی کم و بیش متصل به خارج است. بنابراین این صنعت که به نوعی محل اصلی تامین منابع بودجه کشور است، در معرض بیشترین محدودیت ها و در نتیجه بیشترین آسیب ها قرار گرفت. دولت قبل با تغییرات مکرر و گسترده مدیران، دست اندازی به منابع مالی داخلی صنعت، بی توجهی به صنایع بزرگ و مادر، سیاست های نادرست خصوصی سازی به این چالش عمق بخشید
که در دوران فوق لیسانس از دانشگاه های کم اعتبار آمده بودند و سرامد بودند و کسانی را در دوره دکتری به یاد دارم که درحالی که از دانشگاه های معتبر آمده بودند توفیقی نداشتند. همانطور که موفقیت در کنکور صرفا وابسته به توانمندی تست زنی نیست و بیشتر متکی به چگونگی طی دوران آمادگی پیش از آن است، توفیق در مذاکره نیز صرفا وابسته به توانمندی تیم مذاکره کننده نیست بلکه به شدت وابسته به اندوخته های هرطرف در دوران پیش از مذاکرات است. عملکرد دوران پس از مذاکره قطعا تفاوت تفاهم متوسط و عالی را تحت الشعاع قرار خواهد داد.
تحریم چالشی جدید برای اقتصاد و به خصوص صنعت نفت ایران نیست. پدیده ای چند وجهی، مزمن و فزاینده که برای هر کنشگر اقتصادی فعال در فضای کسب و کار ایران به خوبی شناخته شده است. اما بررسی کاربردهای گذشته این ابزار تنبیهی حقوق بین الملل نشان می دهد ساختار تحریم های اخیر وضع شده در موضوع انرژی هسته ای ایران یکی از سنگین ترین موارد در تاریخ معاصر است. بنابراین شکی در لزوم تمهید ساز و کارهای مناسب برای حصول اطمینان از فروریختن این ساختار غیر انسانی – به نظرم تحریم غیرهوشمند در تعارض جدی با حقوق بشر است- وجود ندارد. نقطه اثر اصلی تقابل سرد میان ایران و مخالفینش در حوزه انرژی هسته ای مشخصا بر صنایع نفت و بانکداری(به ویژه مبادلات ارزی) متمرکز است. اولی برای تحدید درامدهای کشور و دیگری برای کنترل منابع محدود باقی مانده. بنابراین میزان موفقیت هریک از طرفین را در دوران تحریم، مذاکره و پساتحریم می توان در حوزه نفت ارزیابی کرد.
هرچند شاید در ابتدای کار وضع تحریم های هوشمند (smart sanctions) به منظور ممانعت از توسعه توان هسته ای و موشکی ایران به عنوان ابزاری برای تغییر رفتار ایران مدنظر قرار گرفت، اما با خودنمائی این اصل ساده بازار غیرمتشکل که کسی که پول در جیب دارد می تواند هر کالائی را داشته باشد، ناکارامدی این ابزار بین المللی پست مدرن در سازمان نامنظم اقتصاد جهانی مشخص شد. خیلی زود ابزار سنتی تحریم های کور با هدف فلج کردن اقتصاد ایران به امید متوقف کردن برنامه هسته ای در دستور کار قرار گرفت. از این پس مرحله پیش از مذاکره آغاز شد. مرحله زورآزمائی، مرحله کسب آمادگی و جمع کردن امتیاز برای روز مذاکره. در این مرحله نیز مذاکرات متعددی برگزار شد اما هیچ طرفی عزم جدی برای توافق نداشت. طرف مقابل در انتظار اثرگذاری بیشتر تحریم ها و ایران نیز شاید برای اثبات بی اثری آنها و تلاش برای تغییر پارادایم معامله از بازنده-برنده به برنده-برنده زمان می خرید. در مواردی هم که توافقات اولیه ای صورت گرفت طرفین با بهانه هایی از پذیرش نهایی آن طفره رفتند.
در این دوره ایران در حوزه های
اکنون دوره زورآزمائی سرد سپری شده و کار به مصالحه کشیده است. در فرایند مذاکره با توجه به عملکرد متوسط دوران پیش از آن حرکت های محدودی در اختیار طرفین است اما عملکرد خوب تیم مذاکره کننده امید را برای دسترسی به توافقی که تاحدودی بهتر از داشته هایمان باشد زنده کرده است. به هرحال به نظرم با توجه به عملکرد پیش از مذاکره، در نهایت اگر توافقی هم حاصل شود، یک توافق متوسط با نقاط قوت و ضعف جدی حاصل خواهد شد
مختلف عملکردهای متفاوتی داشت. در حوزه تاثیرگذاری در مناسبات بین المللی به ویژه در منطقه خاورمیانه بسیار عملگرا و جدی وارد عمل شد و حوزه نفوذ قابل ملاحظه ای را برای خود تعریف کرد. در حوزه اقتصاد کلان به دلیل بی تدبیری ها که عمدتا از جدی نگرفتن تحریم ها نشات می گرفت عملکرد قابل دفاعی نداشت. شاخص های کلان اقتصادی از جمله رشد اقتصادی، نرخ تورم، نرخ بیکاری و ارزش پول ملی همگی موید ناتوانی تدابیر اقتصادی دولت بود. در حوزه صنعت هسته ای اما ظاهرا قصه چیز دیگری بوده است. این صنعت که اصولا هدف اصلی تحریم ها بود آن طور که اعلام شده است رشد بسیار شتابانی را تجربه کرده است، چنانکه تقریبا تسلط تکنولوژیک در بخش عمده ای از چرخه غنی سازی حاصل شده است. اما به نظر می رسد درحوزه صنعت نفت خبری از این شکوفایی نیست. شاید این قضاوت دور از انصاف نباشد که بگوییم عملکرد صنعت نفت متوسط بوده است. از سویی حفظ تداوم تولید نفت و گاز و افزایش تولیدات محصولات پالایشی و پتروشیمی، توسعه حدود هفت فاز پارس جنوبی – هرچند با تاخیرات فراوان- تأمین سوختی مشابه بنزین برای طی دوران محدودیت ها برخی از نقاط قوت این عملکرد است و از سوی دیگر کاهش شدید نرخ توسعه صنعت، میادین مشترک توسعه نیافته، کیفیت پایین سوخت و حلقه های مفقوده متعدد زنجیره تأمین صنعت پتروشیمی نقاط ضعف جدی این دوران است.
صنعت نفت به عنوان پیشانی جهانی صنعت کشور، چه از نظر بازار و چه از نظر صنایع پشتیبان یعنی تجهیزات، مواد شیمیایی و کاتالیست و تکنولوژی کم و بیش متصل به خارج است. بنابراین این صنعت که به نوعی محل اصلی تامین منابع بودجه کشور است، در معرض بیشترین محدودیت ها و در نتیجه بیشترین آسیب ها قرار گرفت. دولت قبل با تغییرات مکرر و گسترده مدیران، دست اندازی به منابع مالی داخلی صنعت، بی توجهی به صنایع بزرگ و مادر، سیاست های نادرست خصوصی سازی به این چالش عمق بخشید.
در مجموع عملکرد کلان کشور در دوره اوج تحریم تا مذاکره یعنی دوران زورآزمائی نهائی را با خوش بینی، می توان «متوسط» ارزیابی کرد. عملکردی که برای طرف مقابل یک پیام جدی داشت، تحریم هر چقدر هم که سنگین باشد شمشیری است کند که زخمی می کند اما جان نمی گیرد. از سوی دیگر برای ایران نیز پیام مهمی آورد، درست است که نظم جدید در جهان در حال شکل گیری است اما هنوز دوران تک قطبی به طور کامل پایان نیافته است. بنابراین علی رغم آنکه بدیهی است که برای انجام یک کار قانونی و در چارچوب
در حدود دو سال گذشته وزارت نفت عمدتا توسعه را در سایه انتظار برای رفع تحریم ها سپری کرده و حرکت توسعه ای جدی شروع نشده است. فضای اقتصاد ایران در دوران پس از تحریم مناسبات و ظرفیت جدیدی را پیش روخواهد دید که بیش از هر صنعتی برای فعالان صنعت نفت که پیش از این نیز ارتباطات بین المللی وسیعی را تجربه کرده اند آشنا و مفید فایده است. بنابراین باید برای این فضا برنامه ای مشخص داشت چنانکه برای احتمال عدم توافق نیز باید برنامه داشت
حقوق بین الملل نیاز به کسب اجازه نیست، اما می توان با تعامل و تدبیر هم، آن حق را استفاده کرد اما با هزینه کمتر.
اکنون دوره زورآزمائی سرد سپری شده و کار به مصالحه کشیده است. در فرایند مذاکره با توجه به عملکرد متوسط دوران پیش از آن حرکت های محدودی در اختیار طرفین است اما عملکرد خوب تیم مذاکره کننده امید را برای دسترسی به توافقی که تاحدودی بهتر از داشته هایمان باشد زنده کرده است. به هرحال به نظرم با توجه به عملکرد پیش از مذاکره، در نهایت اگر توافقی هم حاصل شود، یک توافق متوسط با نقاط قوت و ضعف جدی حاصل خواهد شد. معنای این توافق این است که طرفین آمادگی دارند حسن نیت یکدیگر را مورد ارزیابی قرار دهند و تا زمانیکه خلاف آن ثابت نشود نه دشمن خواهند بود و نه دوست. با این شرایط دوران پس از تحریم با چارچوب و مختصاتی جدید آغاز می شود. دورانی که بیش از هر بخش صنعتی کشور شاید برای صنعت نفت، بانک و هوانوردی تاثیرگذار باشد.
در حدود دو سال گذشته وزارت نفت عمدتا توسعه را در سایه انتظار برای رفع تحریم ها سپری کرده و حرکت توسعه ای جدی شروع نشده است. فضای اقتصاد ایران در دوران پس از تحریم مناسبات و ظرفیت جدیدی را پیش روخواهد دید که بیش از هر صنعتی برای فعالان صنعت نفت که پیش از این نیز ارتباطات بین المللی وسیعی را تجربه کرده اند آشنا و مفید فایده است. بنابراین باید برای این فضا برنامه ای مشخص داشت چنانکه برای احتمال عدم توافق نیز باید برنامه داشت. بسته ای مشخص شامل سیاست های شفاف و باثبات توسعه ای در پایین دست و تعریف سبدی کارا از پروژه های توسعه ای به همراه برنامه تجهیز مشخص آنها در بالادست می تواند دوران پس از توافق احتمالی را امیدبخش کند.
در حوزه بالادست تنها ابزار طراحی شده مدل جدید قراردادهاست که تهیه آن حتما قدم ارزشمندی است اما یقینا کافی نیست. نبود ظرفیت مناسب در نهادهای اجرائی شرکت نفت که در اثر انتصابات غم انگیز دوران احمدی نژاد به وجود آمده است زیرساخت لازم برای اجرائی کردن این قراردادها را فراهم نمی کند و بعید است در کوتاه مدت حجم عظیم میدان های در انتظار توسعه را بتواند به قرارداد برساند. نبود مدیران پروژه ای در راس شرکت های مجری طرح صنعت نفت، اضمحلال تدریجی توان کارشناسی این شرکت ها، محافظه کاری بیش از حد مدیران دولتی به دلیل مدل نظارتی ناکارامد سازمان های نظارتی، لختی عمومی سازمان های دولتی، نا آشنایی بدنه سازمان ها با مدل جدید قراردادها، عدم دسته بندی و اولویت بندی علمی توسعه میادین، برخی از عواملی است که بیانگر ناآمادگی زیرساختها برای توسعه پرشتاب
امید به آینده ضرورتی اجتناب ناپذیر است اما امیدبستن به پدیده ای که تنها ویژگی قطعی آن، عدم قطعیت است با تدبیر در تضاد است. دوران کسب آمادگی برای مذاکره تمام شده، فرایند مذاکرات در حال اتمام است و هم اکنون باید پذیرفت که نتیجه مذاکرات کارنامه عملکردمان در دوران پیش از مذاکرات است. اگر دلخواه است باید حداکثر تلاش را برای بهره گیری از آن انجام دهیم و اگر چنین نیست باید با تلاش بیشتر جبران مافات کنیم
در بالادست نفت است. باید به نحوی برنامه ریزی کرد که ترکیب بهینه ای از شرکت های بین المللی و داخلی و همچنین توسعه میادین مشترک و مستقل فراهم آید به عنوان مثال توسعه میادین مشترک با اولویت بالا با مشارکت توسعه دهنده بین المللی و میادین مستقل کوچک با اولویت کمتر با بهره گیری از توسعه دهنده داخلی توسعه یابد. همچنین توسعه ناوگان حفاری و حمل و نقل دریایی داخلی از طریق الزام توسعه دهندگان به بهره گیری از این ناوگان مدنظر قرارگیرد تا نه تنها توسعه ظرفیت تولید صنعت نفت بلکه توسعه ظرفیت فناوری و اجرائی بومی نیز حاصل شود.
در پایین دست نیز به نظر وضعیت به همانگونه است اما به دلایلی دیگر. جایگاه متزلزل و غیرموثر شرکت ملی صنایع پتروشیمی در صنعت پتروشیمی پس از خصوصی سازی، نامشخص بودن مکانیزم قیمت گذاری خوراک، حضور افراد غیرمتخصص و فاقد امکانات مالی و اعتباری به عنوان سهامداران پروژه ها، وجود پروژه هایی که دیگر توجیه ندارند، فقدان توسعه دهندگان توانمند که بتوانند کارکردهای گذشته شرکت ملی صنایع پتروشیمی را در حوزه تعریف، تأمین مالی و اجرای پروژه های توسعه ای محقق کنند و در نهایت انبوه پروژه های نیمه کاره تلنبار شده در دست مشاوران و پیمانکاران که یقینا ظرفیت اجرای همگی آنها را به صورت همزمان نخواهند داشت برخی از دلایلی است که نشان می دهد که پس از لغو احتمالی تحریم ها نیز صنعت پتروشیمی در گیر و دار بی سامانی سازمان توسعه صنعت گرفتار خواهد بود.
در صنعت پالایش نفت و گاز نیز وضعیت به مراتب نگران کننده تر است. انحصار دولتی در این دو حوزه نه تنها کاهش نیافته بلکه به شدت در حال افزایش است. متاسفانه تصمیم هیات دولت برای عدم شمول پالایشگاه های گاز در فرایند خصوصی سازی - که در مغایرت مشخص با ابلاغیه تفسیر اصل ۴۴ قانون اساسی است - بیانگر عدم درک دولت از رویکرد منتخب نظام برای اداره اقتصاد کشور است. توسعه در بدنه دولت کند، غیراقتصادی، با بهره وری پایین، مفسده بالا و سیاست زده است و قطعا این موضوع گریبان صنعت گاز را خواهد گرفت. بهانه های واهی برای دخالت دولت در صنعت پالایش گاز و نفت نشان دهنده عدم درک درست از اقتصاد آزاد و نقش و وظایف واقعی دولت است. متاسفانه رفتار نابخردانه دولت گذشته در خصوصی سازی موجب شد که این ارزش یعنی اقتصاد مردمی و دولت کوچک سیاستگذار و پاسخگو، ضدارزش شده و به جای اینکه نحوه نادرست خصوصی سازی اصلاح شود اصولا اصل خصوصی سازی محل تردید قرارگرفته است.
وضعیت کنونی صنعت نشان می دهد که اسب صنعت نفت برای توسعه در عصرپساتحریم زین نیست. زیرساخت ها فراهم نشده، متدولوژی توسعه چفت و بست مشخصی ندارد و اصولا به نظر می رسد هنوز در ایدئولوژی توسعه و انتخاب استراتژی توسعه اقتصادی نیز علی رغم ابلاغیه ها و شعارها اتفاق نظر جدی وجود ندارد

انحصار واردات، صادرات و توزیع فراورده های نفتی و همچنین گاز طبیعی در کشور قطعا زمینه رشد کشور را در این حوزه ها به شدت کاهش می دهد. ظرفیت بدنه دولتی برای توسعه در این حوزه ها بسیار اندک است و توسعه سلیقه ای را به همراه خواهد آورد. روزی سلیقه یک وزیر بر توسعه پالایشگاه ها است و روزی دیگر بر عدم توسعه آنها. صنعت گاز ایران باید از طریق توسعه خطوط بین کشوری و ایجاد واحدهای LNG از حالت محلی به وضعیت بین المللی تغییر ماهیت دهد. قیمت گذاری تعزیراتی این محصولات و نبود عزم جدی دولت برای آزادسازی قیمت، بزرگترین مانع برای بیرون آمدن دولت از این تصدی گری بسیار پرهزینه است. قیمتگذاری حاملهای انرژی به هر روشی غیر از محوریت عرضه و تقاضا، فضای کل اقتصاد را مملو از غبار رانت و یارانه کرده، الگوی مصرف انرژی و شدت مصرف را آشفته نموده است و متاسفانه عزمی هم برای مقابله با این پدیده مشاهده نمی شود. بنابراین در این حوزه نیز به هیچ عنوان زیرساخت ها فراهم نشده و به احتمال بسیار زیاد ضعیف ترین حوزه توسعه ای را به خود اختصاص خواهد داد.
به نظرم امید به آینده ضرورتی اجتناب ناپذیر است اما امیدبستن به پدیده ای که تنها ویژگی قطعی آن، عدم قطعیت است با تدبیر در تضاد است. دوران کسب آمادگی برای مذاکره تمام شده، فرایند مذاکرات در حال اتمام است و هم اکنون باید پذیرفت که نتیجه مذاکرات کارنامه عملکردمان در دوران پیش از مذاکرات است. اگر دلخواه است باید حداکثر تلاش را برای بهره گیری از آن انجام دهیم و اگر چنین نیست باید با تلاش بیشتر جبران مافات کنیم. وضعیت کنونی صنعت نشان می دهد که اسب صنعت نفت برای توسعه در عصرپساتحریم زین نیست. زیرساخت ها فراهم نشده، متدولوژی توسعه چفت و بست مشخصی ندارد و اصولا به نظر می رسد هنوز در ایدئولوژی توسعه و انتخاب استراتژی توسعه اقتصادی نیز علی رغم ابلاغیه ها و شعارها اتفاق نظر جدی وجود ندارد. 
احسان نجابت
Share/Save/Bookmark


نام :
نام خانوادگی:
آدرس ايميل :
نام کاربری :
کلمه عبور:

نفت برنت

۶۳.۷

نفت خام وست تگزاس ( $/ بشکه )

۶۰.۱۲

نفت خام اوپک

۶۱.۵۲

گاز طبیعی- نایمکس Mbtu/$

۳.۱۳

طلا (دلار/ اونس )

۱۲۷۸.۹

سنگ آهن- دلار/تن

۶۲.۷۴

مس- دلار/پوند

۳.۱۵