۱
 
کد مطلب: 45923
 
گفت و گو با محمدجواد عاصمی پور:
ما هم به جای عربستان بودیم تولید نفتمان را کم نمی کردیم
باید به ظرفیت تولید 5 میلیون بشکه در روز برسیم
 
از ظرفیت‌سازی در بخش نفت کشور می‌گوید و این امر را حلقه گمشده صنعت نفت در این روزها می‌داند. نگران است و این نگرانی را در بی‌توجهی به ظرفیت‌سازی در بهترین شرایط اقتصادی کشور از لحاظ پایین‌بودن قیمت نفت و بالطبع، ارزان‌بودن تجهیزات و تکنولوژی‌های موردنیاز می‌یابد. سیاست‌های اقتصادی این‌روزها را قبول ندارد و معتقد است امروز بهترین فرصت برای ایران است. محمدجواد عاصمی‌پور، یکی از کارشناسان مطرح حوزه انرژی که در پرونده کاری خود، مدیریت‌های نفتی زیادی را در دولت‌های گذشته مانند مدیرعاملی شرکت مناطق نفت‌خیز جنوب و مدیرعاملی شرکت نیکو به ثبت رسانده به این «سوال» پاسخ می‌دهد که آیا عربستان باید شیرهای نفت خود را به‌خاطر همرزمانش در اوپک ببندد یا پای خصومت این کشور با اوپکی‌ها در تصمیم‌های اخیر شیخ‌نشینان به میان می‌آید؟
تاریخ انتشار : يکشنبه ۳۰ فروردين ۱۳۹۴ ساعت ۱۵:۵۷
از ظرفیت‌سازی در بخش نفت کشور می‌گوید و این امر را حلقه گمشده صنعت نفت در این روزها می‌داند. نگران است و این نگرانی را در بی‌توجهی به ظرفیت‌سازی در بهترین شرایط اقتصادی کشور از لحاظ پایین‌بودن قیمت نفت و بالطبع، ارزان‌بودن تجهیزات و تکنولوژی‌های موردنیاز می‌یابد. سیاست‌های اقتصادی این‌روزها را قبول ندارد و معتقد است امروز بهترین فرصت برای ایران است. محمدجواد
ین روزها نه‌تنها عربستان در بازار جهانی نفت حضور دارد؛ بلکه در اوپک تعیین‌کننده هم است. ایران بعد از انقلاب به سمت چپ‌ها گرایش پیدا کرد. الجزایر، لیبی و اندونزی ازجمله کشورهایی بودند که نهضت‌های ملی‌گرا داشتند. اینها با نظریه داسکوپتا همراه شدند. ایرانی که می‌توانست میان دو جناح بازی کند و حلال مشکلات باشد - مانند کاری که عمان انجام می‌دهد- خودش را در یک گروه قرار داد؛ بنابراین ایران این نقش را هم از دست داد
عاصمی‌پور، یکی از کارشناسان مطرح حوزه انرژی که در پرونده کاری خود، مدیریت‌های نفتی زیادی را در دولت‌های گذشته مانند مدیرعاملی شرکت مناطق نفت‌خیز جنوب و مدیرعاملی شرکت نیکو به ثبت رسانده به این «سوال» پاسخ می‌دهد که آیا عربستان باید شیرهای نفت خود را به‌خاطر همرزمانش در اوپک ببندد یا پای خصومت این کشور با اوپکی‌ها در تصمیم‌های اخیر شیخ‌نشینان به میان می‌آید؟

وضعیت بازار جهانی نفت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

تحولات اقتصاد و بازار نفت ایران در گرو عوامل بنیادی است. تولید، عرضه، نرخ رشد اقتصادی، تجارت نفت، سهم بازار و ظرفیت ذخایر استراتژیک همه‌وهمه در گرو عوامل بنیادی هستند. به‌خاطر دارم در زمان جنگ، در پی تلاش عربستان برای افزایش ظرفیت تولید گفته می‌شد که این کشور در تلاش است تا سوخت هواپیماهای عراقی را تامین کند؛ اما کسی به این سوال پاسخ نمی‌داد که مگر سوخت هواپیماهای عراقی چقدر است که عربستان تااین‌حد در پی افزایش ظرفیت تولید است؟ توجه نمی‌کردیم که این کشور در تلاش برای ظرفیت‌سازی است. آن روز عربستان به دنبال ظرفیت‌سازی بود و درحال‌حاضر نیز ۱۱میلیون بشکه در روز ظرفیت تولید دارد. آقای غرضی زمانی که وزیرنفت بود، وقتی به اوپک سفر می‌کرد، از افزایش سهمیه این سازمان به‌هیچ‌وجه دفاع نمی‌کرد؛ چراکه ظرفیت تولیدی نداشت که بخواهد از این اتفاق حمایت کند. اتفاقا در همان زمان هم وزیرنفت عربستان به آقای غرضی همین مساله را گوشزد کرده بود که اگر ما تولید را افزایش دهیم و میزان سهم شما در اوپک هم افزایش یابد، شما نمی‌توانید تولید کنید چراکه ظرفیت آن را ندارید. وزیرنفت عربستان گفته بود که ما آمار دقیق تولید و ظرفیت تولید شما را داریم. شما با چه منطقی برای افزایش ظرفیت تولید خودتان در این سازمان چانه‌زنی می‌کنید؟ به اعتقاد بنده یکی از نکاتی که وزارت نفت، با وجود حیاتی‌بودن آن به دنبال آن نیست، قدرت ظرفیت‌سازی است. ما شدیدا در این بخش ضعف داریم.
نظرتان درخصوص وضعیت فعلی بازار نفت چیست؟ فکر می‌کنید بهترین استراتژی این روزهای دولت چه می‌تواند باشد؟
وقتی ما گزارشات دانشگاه «ام‌آی‌تی» را مطالعه کنیم مهم‌ترین نتیجه‌ای که از تحلیل وضعیت ۳۰ساله بازار نفت گرفته شد، این بود که۸۰ تا ۹۰درصد آن وابسته به عوامل بنیادین بازار، مانند
فرض کنید عربستان 500هزار بشکه را کاهش دهد، فکر می‌کنید تا چه اندازه این مساله می‌تواند بر بازار و قیمت تاثیرگذار باشد. بازار لندن و نیویورک، به راحتی می‌تواند این میزان را پوشش دهد. صاحبان تجارت امروز، قدرتی بیش از صاحبان تولید دارند و ما باید این واقعیت را قبول کنیم و واقع‌بینانه تصمیم بگیریم. میزان تولید جهانی حدود 80 تا 85میلیون بشکه است درحالی‌که میزان تجارت روزانه بورس‌های نفت جدید 200 تا 250میلیون بشکه است. اتفاقا ما باید به دنبال افزایش سهم اوپک در بازار باشیم. باید برسیم به زمانی‌که سهم اوپک در بازار نفت دوسوم بود
هر کالای دیگری است. متغیرها در این گزارش شامل انرژی‌های جایگزین، نرخ رشد اقتصادی، ظرفیت‌های تولید و... بود و ضریب حساسیت هرکدام از این متغیرها را در این گزارش محاسبه کرده بودند؛ برای نمونه محاسبه شده بود، قیمت نفت تا چه اندازه به عرضه یا انرژی‌های جایگزین وابسته است و با بازی با متغیرها می‌توانستیم وضع قیمت را اصلاح کنیم. آن روز آن تئوری این را می‌گفت که کشورهای عضو اوپک تنها راه و استراتژی‌شان افزایش سهم در بازار است. این گزارش دو شیوه هم پیشنهاد داده بود که اولین راه ارزان‌سازی بود. در این بخش استدلال کرده بود که ارزان‌سازی باعث می‌شود که هزینه تولید کشورهای غیراوپک افزایش یابد. دوم آنکه کشورهای عضو اوپک با گرفتن سهم بازار می‌توانند در درازمدت تعیین‌کننده قیمت نفت در بازار باشند. آقای پارتا داسکوپتا یکی از اقتصاددانان بزرگ هم درخصوص منابع تمام‌شدنی مطالعه‌ای انجام داد. او به فرمول برعکس این استراتژی رسید. او معتقد بود اگر می‌خواهیم قیمت را نگه داریم، باید با عرضه، بازی کنیم. اوپک براساس این دو استراتژی دوجناحی شد. ایران قبل از انقلاب، مابین این دو جناح بازی می‌کرد. عربستان سردمدار استراتژی دانشگاه «ام‌آی‌تی» بود چراکه از جای درستی منابع کارشناسی‌اش تامین می‌شد و برهمین‌اساس شروع به ظرفیت‌سازی کرد. آرامکو را به عنوان بزرگ‌ترین شرکت نفتی ایجاد کرد. امروز هم کاملا مشخص است که این شرکت کجای دنیای نفت این کشور قرار دارد. این روزها نه‌تنها عربستان در بازار جهانی نفت حضور دارد؛ بلکه در اوپک تعیین‌کننده هم است. ایران بعد از انقلاب به سمت چپ‌ها گرایش پیدا کرد. الجزایر، لیبی و اندونزی ازجمله کشورهایی بودند که نهضت‌های ملی‌گرا داشتند. اینها با نظریه داسکوپتا همراه شدند. ایرانی که می‌توانست میان دو جناح بازی کند و حلال مشکلات باشد - مانند کاری که عمان انجام می‌دهد- خودش را در یک گروه قرار داد؛ بنابراین ایران این نقش را هم از دست داد.
چرا در آن زمان ما چنین تصمیمی را گرفتیم؟
هیچ‌کس آن زمان نگفت که باید به دنبال ظرفیت‌سازی برویم و خودمان را وارد فضای سیاسی اوپک نکنیم؛ اصلا ما اختیار داشتیم که نفتی نفروشیم؛ اما باید به فکر ظرفیت‌سازی و بهسازی میادین کشور می‌بودیم. بازار مثل هر کالای دیگری، تابع عناصر بنیادین است. اگرچه نقش عوامل غیربنیادین را هم نباید نادیده گرفت؛ برای نمونه پادشاه عربستان فوت می‌کند قیمت نفت نوسان پیدا می‌کند؛ اما اینها کوتاه‌مدت و ناپایدار هستند؛ پس ما باید واقعیات بازار را بپذیریم.
آقای عاصمی‌پور شما هم با این نظر موافقید که روند تولید در دنیا عوض شده است؟
بله دقیقا؛ آقای اوباما در کمپین انتخاباتی دور اول ریاست‌جمهوری خودش یکی از محورهای اساسی را امنیت انرژی قرار داده بود. او بر دو روش تاکید کرد: اول اینکه بند ناف امنیت انرژی آمریکا
در سال 2009 به دنبال بحران مالی آمریکا، اغلب مردم به سیستم بانکی بی‌اعتماد شدند. بسیاری از صندوق‌های مالی سقوط کردند. آن روز کمتر کسی باور می‌کرد اعتماد دوباره به سمت سیستم بانکی بازگردد. در آن اوضاع، اوباما 700میلیارددلار منابع مالی به شرکت‌ها و بنگاه‌های تولید تزریق کرد؛ اما در ایران تئوریسین‌های دولت می‌گویند سیاست‌های انقباضی باید در پیش گرفت، آن هم در شرایطی که به دنبال افزایش نرخ رشد اقتصادی هستیم. به‌طورناگهانی پا پس می‌کشیم آن‌هم به دلیل سقوط قیمت نفت
را از واردات نفت از خلیج‌فارس به دلیل ناامنی‌اش قطع می‌کند. دوم آنکه تولید داخل را با هزینه‌های زیاد افزایش می‌دهد و برای این کار بر ارایه سوبسید تاکید کرد. در این کمپین تبلیغاتی به محیط‌زیست هم توجهی نکرد؛ چراکه برای تولید شیل اویل باید آب بسیاری مصرف شود تا بتوان نفت را بالا آورد و البته هزینه‌های آن هم بسیار زیاد است. کانادا برای تولید نفت ماسه‌ای بشکه‌ای حدود ۲۵ تا ۳۰دلار هزینه می‌کند؛ درحالی‌که تولید هر بشکه نفت در ایران یک تا دودلار هزینه دارد. بنابراین کاملا مشخص است که هزینه تولید نفت شیل بسیار بالاست و تولید آن تنها از طریق ارایه سوبسید میسر خواهد بود. مشخص است که آمریکا هم برای امنیت انرژی خود با صرف هزینه‌های زیاد به فکر افزایش ظرفیت تولید است. همیشه زمانی که قیمت نفت پایین می‌آمد دیگر تولید نفت در دریای شمال صرف نداشت و دکل‌های این منطقه از مدار تولید خارج می‌شد؛ اما درحال‌حاضر شاهد هستیم که دکل‌ها در این منطقه قد علم کرده‌اند. پس یک تغییر بنیادی در زمینه سیاسی اتفاق افتاده است که آن ناامنی در تامین انرژی است. حضور چین در اکثر میادین نفت آسیای‌میانه و خاورمیانه، تقابل آمریکا و اروپا برای مقابله با چین و هند در آینده، باعث شده تا اهمیت امنیت انرژی تا حدی افزایش یابد که کشورها حاضر به ارایه سوبسید برای تولید با هزینه‌های بالا شوند. تمامی اینها به وزارت نفت ایران و حتی سازمان کشورهای صادرکننده نفت پیام می‌دهد که کاهش عرضه ۵۰۰هزار بشکه نفت در مقابل ۸۰میلیون عرضه روزانه، رقم بالایی نیست که بتواند قیمت نفت در بازار را تحت‌تاثیر قرار دهد. بعد از جنگ، وزیر امور خارجه عراق به ایران سفر کرد تا حمله به کویت را خبر بدهد. بنده نامه‌ای نوشتم که باید نفت خودمان را بفروشیم، وگرنه قیمت نفت زیر ۱۰دلار خواهد آمد. بنده زمانی‌که عقلم به تحلیل موضوع نمی‌رسد دشمن خودم را نگاه می‌کنم چراکه او هم به دنبال حفظ منافع خودش است. عربستان تمام مخازن روتردام را اجاره کرده بود و نفت خودش را از منطقه خارج کرد و به قیمت ۳۰ تا ۳۵دلار فروخت؛ یعنی سیاستی برخلاف کشور ما در پیش گرفت. نتیجه این شد که ما نفت را به قیمت ۹دلار فروختیم. علاوه‌براین در آن زمان به بانک مرکزی به ریاست مرحوم نوربخش گفتم حداقل در شرایط فعلی، تکنولوژی و تجهیزات وارد کنید. براساس محاسبات من، با انجام خریدهای یک سال آینده بین ۱۵ تا ۲۰درصد سود می‌کردیم؛ اما این هم انجام نشد و تجهیزات حداقل با ۲۵ تا ۳۰درصد افزایش‌قیمت خریداری شد.
با تمام این تفسیرها، به نظر شما چرا عربستان این روزها چنین موضعی گرفته است؟
به دلیل
نباید فراموش کرد کسری بودجه همیشه بد نیست؛ بلکه شرایط خاص خودش را دارد. باید در کوتاه‌مدت قرض کرد و تولید کرد و در درازمدت بازپرداخت کرد. اگر آقای هاشمی‌رفسنجانی در آن دوره از این روش استفاده نکرده بود، به نظر شما کدام‌یک از فازهای پارس‌جنوبی راه‌اندازی می‌شد؟ پس کسری‌بودجه امروز یک راه‌حل می‌تواند باشد. امروز باید از ذخایر ارزی کشور مثل دیگر کشورها استفاده کنیم؛ به‌شرط آنکه صرفا به‌سمت بخش مولد هدایت شود
اینکه سهم خودش را در بازار افزایش می‌دهد و قدرت انحصارگر اوپک شود. چه کشوری به دنبال قدرت نیست. اگر ما هم ۱۱میلیون بشکه ظرفیت روزانه تولید نفت داشتیم و تحریم هم نبودیم، یک قطره از تولید را کاهش می‌دادیم؟ قطعا این‌کار را نمی‌کردیم. هر کشوری دنبال دریافت مولفه‌های قدرت خود است. وقتی عربستان قدرت اول اوپک است ۱۱میلیون ظرفیت تولید دارد و می‌تواند تولید کند چرا به بازار پاسخ مثبت ندهد؟
فکر نمی‌کنید قیمت پایین نفت به ضرر خود عربستان هم هست؟ بنابراین این چندان هم فرصت تلقی نمی‌شود؟
به نظر شما ما باید چه انتظاری از عربستان داشته باشیم؟ بگوییم شیرهای نفت خودت را ببند؟ آقایان کاهش ۵۰۰هزار بشکه‌ای اوپک را موردتاکید قرار داده بودند. حالا فرض کنید عربستان ۵۰۰هزار بشکه را کاهش دهد، فکر می‌کنید تا چه اندازه این مساله می‌تواند بر بازار و قیمت تاثیرگذار باشد. بازار لندن و نیویورک، به راحتی می‌تواند این میزان را پوشش دهد. صاحبان تجارت امروز، قدرتی بیش از صاحبان تولید دارند و ما باید این واقعیت را قبول کنیم و واقع‌بینانه تصمیم بگیریم. میزان تولید جهانی حدود ۸۰ تا ۸۵میلیون بشکه است درحالی‌که میزان تجارت روزانه بورس‌های نفت جدید ۲۰۰ تا ۲۵۰میلیون بشکه است. اتفاقا ما باید به دنبال افزایش سهم اوپک در بازار باشیم. باید برسیم به زمانی‌که سهم اوپک در بازار نفت دوسوم بود.
آینده بازار نفت را چگونه می‌بینید؟
من تصورم این است که با توجه به تاکید رییس صندوق بین‌المللی پول، به‌جای تلاش برای بهبود نرخ رشد اقتصادی باید منتظر بهبود قیمت‌ها باشیم. در سال ۲۰۰۹ به دنبال بحران مالی آمریکا، اغلب مردم به سیستم بانکی بی‌اعتماد شدند. بسیاری از صندوق‌های مالی سقوط کردند. آن روز کمتر کسی باور می‌کرد اعتماد دوباره به سمت سیستم بانکی بازگردد. در آن اوضاع، اوباما ۷۰۰میلیارددلار منابع مالی به شرکت‌ها و بنگاه‌های تولید تزریق کرد؛ اما در ایران تئوریسین‌های دولت می‌گویند سیاست‌های انقباضی باید در پیش گرفت، آن هم در شرایطی که به دنبال افزایش نرخ رشد اقتصادی هستیم. به‌طورناگهانی پا پس می‌کشیم آن‌هم به دلیل سقوط قیمت نفت و به جای اینکه سیاست‌های انبساطی خودمان را هدایت‌شده به سمت تولید ادامه بدهیم تا نرخ رشد را افزایش دهیم، شروع می‌کنیم به اجرای سیاست‌های انقباضی. این تصمیم،
همین الان وقت افزایش سهم ما در بازار از طریق بالابردن ظرفیت تولید است. باید ارزان بفروشیم و در مقابل هزینه سرمایه‌گذاری هم پایین است. منابع باید از طریق فاینانس به بخش نگهداشت میدان تامین شود. پروژه‌های نگهداشت میدان باید از یک‌سال به سه تا پنج‌سال افزایش یابد. باید ساختارها را اصلاح کرد و کسری بودجه را به فراموشی سپرد و منبع مالی را به بخش تولید تزریق کرد. وزارت نفت باید تولید نفت را تا پنج‌میلیون بشکه در روز افزایش دهد. از این طریق کسری بودجه جبران می‌شود
بزرگ‌ترین ضربه را به دولت یازدهم خواهد زد. نباید فراموش کرد کسری بودجه همیشه بد نیست؛ بلکه شرایط خاص خودش را دارد. باید در کوتاه‌مدت قرض کرد و تولید کرد و در درازمدت بازپرداخت کرد. اگر آقای هاشمی‌رفسنجانی در آن دوره از این روش استفاده نکرده بود، به نظر شما کدام‌یک از فازهای پارس‌جنوبی راه‌اندازی می‌شد؟ پس کسری‌بودجه امروز یک راه‌حل می‌تواند باشد. امروز باید از ذخایر ارزی کشور مثل دیگر کشورها استفاده کنیم؛ به‌شرط آنکه صرفا به‌سمت بخش مولد هدایت شود.
راهکاری که در شرایط فعلی و با این قیمت نفت به ذهنتان می‌رسد، چیست؟
ایران این روزها باید به دنبال ایجاد تعامل میان کشورهای حاشیه خلیج‌فارس باشد و استراتژی ما باید بر این محور باشد که واقعیت بازار را بپذیریم. بازار امروز با این قیمت پایین بسته می‌شود؛ بنابراین باید با تولید بیشتر درآمد را جبران کنیم.
وقتی نفت ما در شرایط تحریم خریدار ندارد افزایش تولید چه سودی برایمان خواهد داشت؟
چرا نمی‌خرند؟ کسانی بر داستان خریدارنداشتن اصرار می‌ورزند که امثال زنجانی از میان آنها بیرون می‌آید. به‌همین‌دلیل است که می‌گویم باید نفت را حتی به قیمت پایین فروخت و دکان رانت‌خوارانی که حتی با توافق با ۱+۵ مخالفند را تعطیل کرد.
پیش‌بینی شما از وضعیت قیمت نفت در ماه‌های آینده چیست؟
این قیمت برای هیچ‌کس صرف نمی‌کند. ازهمه‌مهم‌تر خود تولید‌کنندگان شامل کشورهای غیراوپک هم از این وضعیت متضرر خواهند شد. شیل و شرکت‌های بزرگ، میادین بزرگی در سطح دنیا دارند و در تمام میادین به صورت مشارکتی در تولید عمل می‌کنند. هزینه‌های تولید نفت ماسه‌ای تا یک نقطه‌ای می‌تواند از طریق سوبسید تامین شود؛ بعد از آن مشکل خواهد بود. برای همین حتما قیمت نفت باید افزایش یابد. رشد اقتصادی دنیا حتما باید افزایش پیدا کند و در این مساله، اصلا بحث ایران و کشورهای صادرکننده دیگر مطرح نیست؛ بنابراین به اعتقاد من این دوران باید بگذرد اما در همین دوران باید ظرفیت‌سازی کنیم. اتفاقا همین الان وقت افزایش سهم ما در بازار از طریق بالابردن ظرفیت تولید است. باید ارزان بفروشیم و در مقابل هزینه سرمایه‌گذاری هم پایین است. منابع باید از طریق فاینانس به بخش نگهداشت میدان تامین شود. پروژه‌های نگهداشت میدان باید از یک‌سال به سه تا پنج‌سال افزایش یابد. باید ساختارها را اصلاح کرد و کسری بودجه را به فراموشی سپرد و منبع مالی را به بخش تولید تزریق کرد. وزارت نفت باید تولید نفت را تا پنج‌میلیون بشکه در روز افزایش دهد. از این طریق کسری بودجه جبران می‌شود.
منبع : سالنامه شرق
Share/Save/Bookmark


Romania
۱۳۹۴-۰۲-۰۱ ۰۰:۱۷:۰۷
کسی که نداند ونداند که نداند ،در جهل مرکب بماند که بماند.
این آقا ،کارشناس امور مخازن نفت نیست و نمی فهمد که افزایش ظرفیت تولید نفت ایران به پنج میلیون بشکه در روز نه شدنی است و نه درست است
 
نام :
نام خانوادگی:
آدرس ايميل :
نام کاربری :
کلمه عبور:

نفت برنت

۶۳.۷

نفت خام وست تگزاس ( $/ بشکه )

۶۰.۱۲

نفت خام اوپک

۶۱.۵۲

گاز طبیعی- نایمکس Mbtu/$

۳.۱۳

طلا (دلار/ اونس )

۱۲۷۸.۹

سنگ آهن- دلار/تن

۶۲.۷۴

مس- دلار/پوند

۳.۱۵