کد مطلب: 77055
 
حکایت آموزنده جنگ نفتی عربستان با ایران
پشت‌پرده مصالحه نفتی عربستان
 
عربستان خود را روئین‌تن می‌پنداشت. برای احساس روئین‌تنی در دنیای مدرن لازم نیست اسفندیار یا آشیل باشی: پولِ توی جیب که از حد معینی تجاوز کند، احساس روئین‌تنی نیز خود به خود بوجود می‌آید. عربستان به اتکای ذخایر 700 میلیارد دلاری‌اش گمان می‌کرد روئین‌تن است و می‌تواند رقبا را زمین بزند. اما به یک‌باره این تصور فروپاشید...عربستان برای ضربه زدن به منافع ایران، دست رد به سینه هیچ فرصتی نزده بود و حتی حج امسال بدون زائران ایرانی برگزار گردید. اما در مذاکرات نفتی نه تنها ایران و عربستان بر سر یک میز نشستند بلکه به توافق نیز رسیدند. این یک خرق عادت بزرگ بود.
تاریخ انتشار : يکشنبه ۷ آذر ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۴۶
نویسنده: سید نورالدین میراشرفی؛ تحلیل‌گر مسائل انرژی
(**این یادداشت در شماره جدید مجله دیپلماسی انرژی منتشر شده است. نویسنده در این یادداشت سعی می‌کند دلایل تغییر استراتژی نفتی عربستان و مصالحه این کشور در مذاکرات الجزایر را که در اوایل مهرماه روی داد، توضیح دهد. نشست اوپک در اواخر هفته جاری، بار دیگر استراتژی نفتی عربستان و تغییرات احتمالی آن را به بوته آزمون خواهد گذاشت. نکونیوز این یادداشت را در این‌جا بازنشر می‌کند.)

عربستان سعودی را در ایران عمدتاً به عنوان دولتی می‌شناسند که با سخت‌سری و تحجر بسیار، سیاست‌های تهاجمی خود را دنبال می‌کند و در هیچ مسأله‌ای حاضر به مصالحه با رقبا و مخالفین بین‌المللی خود نیست. ملک عبدالله که کنار رفت و بردار ناتنی‌اش سلمان جای وی را گرفت، این تصویر تقویت نیز شد. در این تصویر عربستان سعودی با یک دولت مدرن قرن بیست و یکمی فرسنگ‌ها فاصله دارد.
بواقع نیز نمای بیرونی عربستان، تا حدی زیادی تأیید‌کننده این تصویر است. سلطنت سعودی پایش را در یک لنگه کفش کرده و می‌گوید بشار اسد باید برود! در یمن عربستان با صرف هزینه‌های گزاف بر سر پیر و جوان، زن و کودک بمب می‌ریزد و می‌گوید عبدربه منصور هادی، رئیس جمهور خلع‌شده این کشور، باید (به قدرت) برگردد! در بحرین عربستان به بهای دخالت نظامی در این کشور و سرکوب خیزش مردمی، اصرار ورزید که پادشاه این کشور حمد بن عیسی آل خلیفه باید بماند!
اما این تصویر اگرچه در کلیتش کاذب نیست؛ اما چندان هم دقیق نیست. عربستان در بازار نفت نیز با سخت‌سری هرچه بیشتر اصرار داشت که در روند سقوط قیمت نفت نباید در بازار مداخله کرد. عربستان بر کوس «بازار آزاد نفت» می‌کوبید و بر این عقیده بود که بازار در نهایت خود را اصلاح می‌کند و با رسیدن دوران تازه‌ای از توازن عرضه و تقاضا، قیمت‌ها مجدداً بالا می‌روند.
از میانه سال ۲۰۱۴ که قیمت نفت کاهیدن گرفت، عربستان نه تنها تولید خود را کاهش نداد، بلکه به اقتضای شرایط تولید نفت خود را نیز افزایش داد. در حالی که قیمت نفت خود به دلایل مبانی بازار در سراشیبی سقوط افتاده بود، سعودی‌ها با تلاش برای تصاحب هرچه بیشتر بازارها، به جنگ قیمت‌ها دامن زدند و شرایط کاهش بیشتر قیمت‌ها را فراهم کردند.
آنان با خود می‌گفتند حالا که قیمت نفت کاهش یافته، با افزایش تولید نفت، صنعت شیل را برای همیشه از دور خارج می‌کنیم و این نفعِ کلی ما در درازمدت است. همچنین می‌گفتند در کوتاه مدت نیز با افزایش تولید، روسیه را تحت فشار قرار می‌دهیم تا در سوریه صحنه را ترک کند و دست از حمایت از دولت مستقرِ این کشور بردارد. خاندان پادشاهی همچنین بر این عقیده بود که با افزایش تولید و کاهش قیمت نفت ایران را وامی‌دارد تا در توافق هسته‌ای، امتیازات بزرگی به غرب بدهد و بعد از آن نیز تمامی مبانی قدرتِ این کشور در خاور میانه را، از حزب الله لبنان گرفته تا انصار الله یمن، تضعیف می‌سازد.
عربستان در دنبال کردن این استراتژی بی‌گدار هم به آب نزده بود: این کشور حمایت آمریکا و ترکیه و پولِ یامفتِ کشورهای همسایه خود را در پشت سرش می‌دید. اما با تمام این اوصاف قدرت رقبا را دست‌کم گرفته بود. عربستان، قدرت روسیه و ایران را دست‌کم گرفته بود و نمی‌دانست که هر دوی این کشورها می‌توانند با اندکی تقلا این بحران‌ها را پشت سر گذارند.
علاوه بر این، عربستان نقاط ضعف خود را نیز دست‌کم گرفته بود. سعودی‌ها معتقد بودند که به لطف ذخایر ارزی سرشارشان می‌توانند دوران قیمت‌های پایین نفت را تاب باورند و در ضمن تهدیدهای این دوران را به فرصتی برای خود تبدیل کنند. بنابراین در حالی که قیمت نفت سقوط کرده بود، سعودی‌ها مرتباً دست به قمار می‌زدند.
آن‌ها نه تنها ذخایر ارزی خود را می‌سوزاندند تا اقتصاد خود را سرپا نگه دارند، بلکه این ذخایر را می‌سوزاندند تا هزینه جنگ مستقیم در یمن و جنگ نیابتی در سوریه را فراهم کنند. در آن سویِ سوریه نیز مصری وجود داشت که تازه انقلاب را با کودتا سرنگون کرده بود و ژنرال کودتاچی برای کسب مشروعیت حداقلی و حفظ قدرت ناپایدارِ خود به دلارهای نفتی سعودی نیاز داشت تا نیازهای فوری و مبرم دولت را تأمین کند. عربستان به لوازم چنین قماری نه نگفت و با سخاوت هرچه تمام‌تر، ذخایر خود را از موسسات مالی غربی بیرون کشید و آن را به یارانه، بمب یا کالاهای مورد نیاز ژنرال السیسی و امثالهم تبدیل کرد.
هرچه که زمان می‌گذشت مشخص می‌شد که رقبا و مخالفان عربستان سعودی قدرتمندتر می‌شوند: ایران و روسیه حمایت‌های خود از دولت بشار اسد را نه تنها کم نکردند، بلکه آن را افزایش نیز دادند. از این گذشته بازار نیز قصد نداشت مطابق وعده خاندان سلطنتی خود را اصلاح کند. عربستان قیمت نفت را به «نظم خودجوش» بازار واگذار کرده بود و از این «نظم» نیز هرچیزی می‌جوشید جز ثبات بازار و افزایش قیمت‌ها.
عربستان خود را روئین‌تن می‌پنداشت. برای احساس روئین‌تنی در دنیای مدرن لازم نیست اسفندیار یا آشیل باشی: پولِ توی جیب که از حد معینی تجاوز کند، احساس روئین‌تنی نیز خود به خود بوجود می‌آید. عربستان به اتکای ذخایر ۷۰۰ میلیارد دلاری‌اش گمان می‌کرد روئین‌تن است و می‌تواند رقبا را زمین بزند. پادشاهی آل سعود احساس فرماندهی را پیدا کرده بود که با خود می‌گفت: «اندوخته‌هایم را خرج نابودی مخالفانم می‌کنم و پس از شکست آن‌ها، هم مالک دنیای خود و هم مالک دنیای آنان خواهم بود».
تنها دو سال زمان نیاز بود تا ثابت شود که این‌ها نه واقعیت، بلکه توهم هستند. عربستان رفته رفته با فشارهای اقتصادی ناشی از سقوط قیمت نفت مواجه شد. در واکنش به این فشارها بود که عربستان در نشست غیررسمی اوپک در الجزایر برای نخستین بار از موضع تازه خود رونمایی کرد و مداخله در بازار برای افزایش قیمت‌ها را پذیرفت. عربستان که تا مدت‌ها بر استراتژی «تولید نفت هرکس به اندازه توانش» پای‌فشاری می‌کرد به یکباره استراتژی «تولید هرکس به اندازه سهمیه‌اش» را پذیرفت. گیریم عربستان بعدها بر سر سهمیه‌اش چانه بزند و مثلاً اعلام کند که حتماً باید ۱۰.۳ میلیون بشکه در روز نفت تولید کند. اما این امر در تحلیل ما اهمیتی ندارد. مهم این است که عربستان که همه چیز را به «دست پنهان» بازار واگذار کرده بود، اکنون از دستِ آشکار دخالت در بازار و مدیریت عرضه نفت به بازار سخن می‌گوید. استراتژی مداخله در بازار، مدت‌ها بود که روی میز قرار داشت اما عربستان از پذیرش آن طفره می‌رفت.
چه شد که به یکباره در نشست الجزایر عربستان «از خر شیطان پیاده شد»؟ عربستان در حالی به استقبال مذاکرات الجزایر می‌رفت که نرخ رشد اقتصادی آن، به نزدیک صفر یا حتی زیر صفر می‌رسید. گویی آوریل تا اواخر سپتامبر، دنیا زمین تا آسمان فرق کرده بود! ماه آوریل که مذاکرات بر سر طرح فریز نفتی در دوحه قطر شکست خورد، محمد بن سلمان، فرزند پادشاه، جانشین ولیعهد و رهبر اقتصادی عربستان اعلام کرده بود که سقوط قیمت نفت مشکل عربستان سعودی نیست و عربستان به راحتی می‌تواند تبعات ناشی از قیمت‌های پایین نفت را مدیریت کند. اما ثابت شد که این بلوفی بیش نبوده است.
علاوه بر این، عربستان در حالی به نشست الجزایر می‌رفت که کسری بودجه آن معادل ۱۳.۵ درصد تولید ناخالص داخلی این کشور است؛ در حالی که کسری بودجه رقیب عربستان در اوپک، یعنی ایران، کمتر از ۲.۵ درصد تولید ناخالص داخلی بود. عربستان برای توازن در بودجه خود به نفت ۶۷ دلاری نیاز داشت؛ در حالی که نفت زیر ۵۰ دلار به ازای هر بشکه مبادله می‌شد و وزیر نفت ونزوئلا می‌گفت که اگر اوپکی‌ها به توافق نرسند قیمت نفت ممکن است به ۲۰ دلار به ازای هر بشکه برسد. فراتر از این عربستان سال گذشته نیز کسری بودجه حدود ۱۵ درصد تولید ناخالص داخلی را تجربه کرده بود.
عربستان در دو سال گذشته برای جبران کسری بودجه به جان ذخایر ارزی خود افتاده بود و آن‌ها را به سرعت خرج می‌کرد. سعودی‌ها در سال گذشته میلادی ۱۱۵ میلیارد دلار از ذخایر ارزی خود را آتش زدند و آن را صرف تبعات سقوط قیمت نفت کردند. از ماه ژانویه تا ماه ژوئیه سال جاری میلادی نیز سعودی‌ها ۵۲ میلیارد دلار دیگر از ذخایر ارزی خود را صرف سرپا نگه داشتن اقتصاد خود کردند.
گذشته از این سلطنت سعودی این همه خرج نمی‌کرد تا شرایط اقتصادی شهروندان را ثابت نگه دارد؛ بلکه برنامه‌های ریاضتی نیز در عین حال در دستور کار قرار داشت. عربستان سعودی مالیات‌ها را افزایش داده، برای نخستین بار به اخذ عوارض شهرداری روی آورده، حقوق وزرا را ۲۰ درصد کاهش داده و اعلام کرده خبری از پاداش کارمندان در سال جاری نیست. سیاست‌های ریاضتی رفته رفته بر اقتصاد عربستان سایه می‌گستراند و این امر زنگ خطر را به صدا درآورده بود. دولت عربستان سعودی تحت فشارهای ناشی از سقوط قیمت نفت، تصمیم گرفت تا یارانه‌های اعطاء شده به هفت بخش خدماتی را، از بنادر، گذرنامه، گواهینامه رانندگی گرفته تا خرید و فروش ماشین، جریمه رانندگی، عوارض گمرکی و تمدید اجازه اقامت، حذف کند.
ماجرا اما صرفاً ریاضت اقتصادی تحمیل‌شده به شهروندانِ خوگرفته به یارانه و خدمات اجتماعی نبود. کاهش قیمت نفت و کسری بودجه باعث شد تا پادشاهی سعودی قیمت خوراک عرضه‌شده به مجتمع‌های پتروشیمی را در سال ۲۰۱۶ افزایش دهد. دولت سعودی قیمت خوراک پتروشیمی‌ها را ابتدای سال ۲۰۱۶، از ۷۵ سنت برای هر یک میلیون بی تی یو به ۱.۷۵ دلار برای اتان و ۱.۲۵ دلار برای متان رساند. پتروشیمی در عربستان یک صنعت استراتژیک است و توسعه این صنعت نیز تا حد زیادی به مدد خوراک ارزان حاصل شده بود. اکنون و به دلیل فشارهای اقتصادی و کسری بودجه، تمامی این مزیت‌ها در حال از دست رفتن بود.
خاندان پادشاهی که احساس روئین‌تنی داشت و روی ابرها راه می‌رفت در نتیجه ملموس شدن هرچه بیشتر این فشارها و مشاهده قدرت رقبایی که قصد کوتاه آمدن نداشتند، پا روی زمین گذاشت و اولین نشانه‌های تغییر استراتژی نفتی خود را بروز داد. عربستان پیش از نشست الجزایر و در مقر اوپک در وین، به ایران پیشنهاد داد که حاضر است تولید نفت خود را در سطح ماه ژانویه فریز کند، در صورتی که ایران حاضر باشد تولید نفت خود را در سطح کنونی فریز کند.
عربستان در ماه اوت (یعنی حدوداً یک ماه پیش از این پیشنهاد) ۱۰.۶۹ میلیون بشکه در روز، نفت تولید کرده بود و سطح تولید نفت این کشور در ماه ژانویه نیز ۱۰.۲ میلیون بشکه در روز بود. این بدان معناست که عربستان پیشنهاد کاهش ۵۰۰ هزار بشکه‌ای تولید نفت خود را به ایران داده بود. اما ایران که در آن زمان ۳.۶۵ میلیون بشکه در روز نفت تولید می‌کرد، پیشنهاد سعودی‌ها را نپذیرفت و اعلام کرد زمانی به طرح فریز نفتی می‌پیوندد که تولید نفت خود را به حدود ۴ میلیون بشکه در روز، یعنی سطح پیشاتحریم، برساند.
کمتر کسی فکر می‌کرد عربستان به ایران پیشنهاد نفتی بدهد، اما ایران نپذیرد. اما این امر به واقعیت تبدیل شد. همزمان با نشست الجزایر، علی‌رغم این که ایران معامله پیشنهادی سعودی‌ها را نپذیرفته بود، با این حال خالد الفالح وزیر انرژی عربستان به توافق نفتی با سایر اعضای اوپک تن داد. مطابق این توافق قرار شد که اعضای اوپک جمعاً تولید نفت خود را کاهش داده و به محدوده ۳۲.۵ تا ۳۳ میلیون بشکه در روز برسانند.
جزئیات این توافق به نشست اوپک در ۳۰ نوامبر در وین موکول شد و مقرر گردید که سهیمه کشورهای عضو در آن نشست تعیین خواهد شد. پیش از آن اما ایران اعلام کرد که از طرح فریز نفتی معاف شده و می‌تواند سطح تولید نفت خود را به دوره پیش از تحریم‌ها برساند. این موفقیت و دستاوردی برای ایران بود: عربستان زمانی اعلام می‌کرد که ایران باید تولید نفت خود را در سطح ماه ژانویه یعنی حدود ۲.۸ میلیون بشکه در روز فریز کند اما ایران در نهایت حتی با فریز در سطح ۳.۶۵ میلیون بشکه در روز نیز موافقت نکرد. با این حال، سعودی‌ها کوتاه آمدند و به مصالحه تن دادند، چرا که عواقب عدم مصالحه ممکن بود برای خاندان سلطنت خسارت‌بارتر باشد!
با توافق الجزایر، کشورهای عضو سازمان اوپک برای نخستین بار در ۸ سال گذشته برای کاهش سطح تولید نفت به توافق رسیدند. آخرین باری که توافق در اوپک بر سر کاهش تولید صورت گرفته بود، در نتیجه بحران جهانی ۲۰۰۸، قیمت نفت کاهش بسیار شدیدی را تجربه کرده بود. بحران جهانی عامل آن توافق و تغییر استراتژی عربستان سعودی عامل این توافق بود.
بیژن زنگنه وزیر نفت ایران وقتی در الجزایر، در برابر این پرسش قرار گرفت که آیا ایران و عربستان نیاز به میانجی و واسطه دارند، گفت: «در بازار نفت نه؛ ما می‌توانیم با هم صحبت کنیم و صحبت هم داشتیم». ایران و عربستان چند سالی بود که در تمام بحران‌ها و منازعات منطقه‌ای در نقطه مقابل هم قرار داشتند (و بعد از این هم ممکن است در منازعات ژئوپلیتیک در نقطه مقابل هم قرار داشته باشند). عربستان برای ضربه زدن به منافع ایران، دست رد به سینه هیچ فرصتی نزده بود و حتی حج امسال بدون زائران ایرانی برگزار گردید. اما در مذاکرات نفتی نه تنها ایران و عربستان بر سر یک میز نشستند بلکه به توافق نیز رسیدند. این یک خرق عادت بزرگ بود. عربستان در سالیان گذشته، شمشیرهای خود را بر علیه ایران برافراخته بود و در هر جبهه‌ای بر عیله ایران دست به عمل می‌زد. اما این کشور در بازار نفت، شمشیر خود را غلاف می‌کرد.
بیش از همه افزایش فشارهای اقتصادی و ترس از بقا بود که دولت عربستان سعودی را به این مصالحه و تغییر استراتژی مجاب کرد. در عربستان، قرارداد اجتماعی بین دولت‌ و مردم، این‌گونه بوده است که دولت آزادی‌های سیاسی و اجتماعی شهروندان را سلب کرده و در عوض نان زندگی آن‌ها را «تأمین کرده» یا به تأمین آن یارانه اعطاء می‌کند. «قطع کردن نان» شهروندان یا گران کردن بیش از حد آن در مواجهه با تبعات سقوط قیمت نفت، به احتمال زیاد عاصی شدن آن‌ها و وقوع شورش‌های اجتماعی را در پی خواهد داشت. عربستان از چنین آینده‌ای می‌ترسید! فشارهای اقتصادی ناشی از سقوط قیمت نفت، ممکن بود در عربستان به بحران‌های سیاسی نیز منجر شود. پس وقت مصالحه و تلاش برای افزایش قیمت نفت رسیده بود.
دو نکته اما کماکان مشخص نیست. اول این که روبروی عربستان بازار نفت وجود دارد. حرکات این بازار را تنها تا آن حد می‌توان پیش‌بینی کرد که حرکات یک گاو وحشی خشمگین قابل پیش‌بینی است! مولفه‌هایی که قیمت نفت را رقم می‌زنند خارج از کنترل دولت عربستان سعودی یا کنترل هر دولت دیگری قرار دارند و به رغم تلاش‌های اعضای اوپک ممکن است قیمت نفت همچنان پایین بماند. در صورتی که چنین رویدادی حادث شود، خطر همچنان بر فراز کله خاندان سعودی خواهد چرخید.
دوم این‌که اصلاً مشخص نیست عربستان در سایر منازعات نیز همچون بازار نفت شمشیرهای خود را بر علیه ایران غلاف کند. اگر اقتصاد به گاو وحشی خشمگین شباهت دارد، سیاست از آن درجه از پیش‌بینی‌پذیری نیز برخوردار نیست. تنها گذشت ایام است که نه تنها وقایع، بلکه در عین حال نیات و برنامه دولت‌ها را بازگو می‌کند!

برای عضویت در کانال تلگرامی نکونیوز می‌توانید بر روی لینک زیر کلیک نمایید:
https://telegram.me/neconews
Share/Save/Bookmark


نام :
نام خانوادگی:
آدرس ايميل :
نام کاربری :
کلمه عبور:

نفت برنت

۵۶.۱۲

نفت خام وست تگزاس ( $/ بشکه )

۵۰.۵۴

نفت خام اوپک

۵۴.۶۱

گاز طبیعی- نایمکس Mbtu/$

۲.۸۶

طلا (دلار/ اونس )

۱۲۷۱

فولاد- دلار/تن

۳۱۲.۵

سنگ آهن- دلار/تن

۶۳.۲۱

مس- دلار/پوند

۲.۷