کد مطلب: 78875
 
سالروز درگذشت مردی که نفت را بلای سیاه نامید
چگونه وکالت اعتصابیون نفت به نگارش کتاب ضدنفت منجر شد؟
 
۱۸ دی ماه، سالروز درگذشت مردی است که اگرچه در نفت هیچ سررشته ای نداشت، اما با یک اتفاق، به مطالعه در نفت ترغیب شد و یکی از اثرگذارترین کتابهای ایران درباره نفت را تالیف کرد.
تاریخ انتشار : شنبه ۱۸ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۵۰
۱۸ دی ماه، سالروز درگذشت مردی است که اگرچه در نفت هیچ سررشته ای نداشت، اما با یک اتفاق، به مطالعه در نفت ترغیب شد و یکی از اثرگذارترین کتابهای ایران درباره نفت را تالیف کرد. به گزارش نکونیوز، ابوالفضل لسانی، نویسنده کتاب معروف نفت، طلای سیاه یا بلای ایران است که ۵۸ سال پیش، درحالیکه ۶۱ سال داشت، به طرز عجیبی به دلیل شوک ناشی از یک مزاحمت تلفنی، سکته قلبی کرد و در چنین روزی در سال ۱۳۳۷ جان باخت و پیکرش در امامزاده عبدالله شهر ری تهران به خاک سپرده شد. اگر در سوابق او بررسی کنید او را یک وکیل و روزنامه نگار می شناسید که ارتباطی با نفت ندارد. ابوالفضل لسانی، فرزند حاج میرزا نصرالله (لسان المحدثین)، در سال ۱۲۷۶ در مازندران به دنیا آمد. پدرش از وعاظ و علمای معروف مازندران بود و نیاکانش اهل دین و از روحانیون مشهور بودند و کتابخانه مهمی داشتند که بعدها آن را به آستانه قم اهدا کردند. ابوالفضل لسانی دوره مقدماتی صرف و نحو عربی و معانی و بیان را نزد ملا مرتضی نوری آغاز کرد. سپس در حوزه‌های علمیه تهران به فراگیری دوره کامل رشته معقول و منقول پرداخت. پس از پایان این دوره ها، به منظور خدمت آموزشی در وزارت فرهنگ، یک دوره حساب و جغرافیا و دیگر دروس سیکل اول متوسطه را فراگرفت و در امتحانات انتخاب معلم وزارت فرهنگ در سال ۱۲۹۸ شرکت کرد. سپس به مطالعه عمیق در رشته‌های مختلف سیاسی و اجتماعی، تاریخ تفصیلی ایران و قاره‌های مختلف پرداخت. مدتی به روزنامه‌نویسی و سردبیری روزنامه‌های اواخر دهه ۱۲۹۰ و اوائل دهه ۱۳۰۰ از جمله روزنامه وطن، روزنامه اقتصاد ایران و روزنامه کار مشغول بود. اما پس از روی کار آمدن حکومت رضاخان، روزنامه‌نگاری را رها کرد و به کارهای فرهنگی و معلمی پرداخت. در واقع بعد از کودتای ۱۲۹۹،
لسانی از مهرماه ۱۳۲۶ تا مهرماه ۱۳۲۸ یعنی دوسال تمام مطالعات خود را درباره پیدایش نفت در ایران باستان و ظهور این مایع در دنیای صنعتی قرن نوزدهم و حوادث و اتفاقات تاریخی از ۱۸۵۸ تا آن روز در امریکا و اروپا و آسیا و بویژه در ایران تحت عنوان «طلای سیاه» یا «بلای ایران» در روزنامه داد انتشار داده و با اینکه مقالات دنباله دار در موضوعات فنی و تاریخی و علمی کمتر مورد استقبال قرار می گرفت، به دلیل اهمیت موضوع مورد توجه خوانندگان قرار گرفت
که منجر به تعطیلی جراید شد، لسانی در روزنامهٔ افراطی «حقیقت» سرمقاله‌های تند می‌نوشت که منجر به توقیف روزنامه شد. پس از آن چندی امور داخلی روزنامهٔ «اقتصاد ایران» را به عهده داشت. لسانی در ۱۳۰۱ روزنامهٔ «کار» را تأسیس کرد اما در ۱۳۰۶ به خدمت دادگستری دعوت شد و چندی در دادگستری اصفهان و یزد و نقاط دیگر در سمت‌های مختلف قضائی مشغول به کار شد. او مدتی جزء هیئت تحریریه روزنامهٔ «وطن» بود و سپس مدیر داخلی روزنامه شد. پس از تشکیل دادگستری نوین، به دعوت علی‌اکبر داور، با سمت مستنطقی یا همان بازپرسی، به شهر اصفهان رفت. یک سال و نیم بعد، دادستان اصفهان شد و مدتی بعد به مستشاری دادگاه استان اصفهان رسید. او از سال ۱۳۱۰ تا ۱۳۲۰ به ترتیب رئیس دادگستری یزد، رئیس دادگاه‌های شیراز، مستشار دادگاه اصفهان، رئیس دادگسترس کرمان و دادستان خراسان بود. در سال ۱۳۲۰ حکم دادستانی استان ۳ و ۴ برای او صادر شد، اما به دلایلی نپذیرفت و از کار قضایی کناره گیری کرد. از همین تاریخ، جواز وکالت خود را دریافت کرد و تا آخر عمر به وکالت دادگستری مشغول بود. البته چند سالی نیز در کسوت نماینده مجلس شورای ملی و سناتور مجلس سنا انجام وظیفه کرد. اما همین وکالت زمینه ای فراهم کرد تا نامش ماندگار شود. لسانی در سال ۱۳۲۵ وکالت اعتصابیون شرکت نفت را بر عهده گرفت و مداخله در دادرسی طولانی تشکیل شده در دادگاه موقت نظام و دادگاه تجدید نظر او را مجبور کرد تا مطالعاتی در حوزه نفت انجام دهد که حاصلش علاوه بر کمک به اعتصابیون شرکت نفت در قامت وکیل، انتشار کتابی با نام نفت، طلای سیاه یا بلای سیاه بود که نامش را بیش از فعالیتهایش در حوزه های روزنامه نگاری و قضایی در تاریخ معاصر ماندگار کرد. او در این کتاب که ابتدا مقالات جداگانه ای بود که در روزنامه منتشر می شد نتیجه گرفت که نفت که آن را طلای سیاه برای ملت ایران می دانند، در حقیقت بلایی برای ملت ایران است. لسانی از مهرماه ۱۳۲۶ تا مهرماه ۱۳۲۸ یعنی دوسال تمام مطالعات خود را درباره پیدایش نفت در ایران باستان و ظهور این مایع در دنیای صنعتی قرن نوزدهم و حوادث و اتفاقات تاریخی از ۱۸۵۸ تا آن روز در امریکا و اروپا و آسیا و بویژه در ایران تحت عنوان «طلای سیاه» یا «بلای ایران» در روزنامه داد انتشار داده و با اینکه مقالات دنباله دار در موضوعات فنی و تاریخی و علمی کمتر مورد استقبال قرار می گرفت، به دلیل اهمیت موضوع مورد توجه خوانندگان قرار گرفته و افراد متعددی، لسانی را را تشویق به انتشار این مقالات و یادداشتها در قالب یک کتاب کردند. وي در سالهاي آخر عمر بارها گفته بود كه تا كشورهاي خاور ميانه داراي نفت هستند بدبختند و آنهارا آرام نخواهند گذارد؛ و بهتر بود كه اين منطقه فاقد نفت بود تا همانند قرون قديم و وسطا به پيشرفتهاي فكري، ادبي و علمي نائل مي شد و اروپا را در فنون و صنايع پشت سر مي گذارد. او نوشته بود که داشتن نفت بدون قدرت نظامي (كه از حق ملت صاحب نفت و منافع آن دفاع كند)، مصيبت ساز است. به علاوه، درآمد بادآورده نفت مردم کشورهاي نفتدار را تنبل و در این کشورها، این پول تقریبا مُفت ایجاد مبارزه بر سر کسب مقام می کند و صدها مشکل دیگر پدید می آورد. کتاب او در همان زمان حیاتش با قیمت ۸۰ ریال منتشر شد اما دو دهه پس از درگذشت او در سال ۱۳۳۷، یعنی زمانی که درآمدهای نفت حکومت پهلوی افزایش یافت و نفت نقش مهمی در اقتصاد کشور داشت و در آستانه پیروزی انقلاب اسلامی، این کتاب توسط انتشارات امیرکبیر منتشر شد. اهمیت این کتاب این بود که پیش از دوره ای که نفت نقش مهمی در اقتصاد کشور پیدا کند، مضرات آن را پیشبینی کرده بود و بدین ترتیب، کتابی که پذیرش وکالت اعتصابیون شرکت نفت توسط نویسنده اش زمینه ساز تالیف آن شد، به عنوان یکی از نخستین و مهمترین کتابهای ضد نفت تاریخ معاصر ایران ماندگار شد.
Share/Save/Bookmark


نام :
نام خانوادگی:
آدرس ايميل :
نام کاربری :
کلمه عبور:

نفت برنت

۶۳.۷

نفت خام وست تگزاس ( $/ بشکه )

۶۰.۱۲

نفت خام اوپک

۶۱.۵۲

گاز طبیعی- نایمکس Mbtu/$

۳.۱۳

طلا (دلار/ اونس )

۱۲۷۸.۹

سنگ آهن- دلار/تن

۶۲.۷۴

مس- دلار/پوند

۳.۱۵