کد مطلب: 81665
 
وقتی مصدق به پیشواز زندان رفت
ضیاء مصباح
 
ماندگاری چهره های بزرگ جهانی محصول افکار، اندیشه ها، مردم خواهی، باور، سلامت نفس و عملکرد صحیح مبتنی بر منافع ملی آنان است که با گذشت زمان درجه صداقت توام با عالمانه و اصولی بودن برنامه هایشان بهتر و بیشتر نشان داده می شود.
تاریخ انتشار : شنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۵ ساعت ۱۷:۱۶
ماندگاری چهره های بزرگ جهانی محصول افکار، اندیشه ها، مردم خواهی، باور، سلامت نفس و عملکرد صحیح مبتنی بر منافع ملی آنان است که با گذشت زمان درجه صداقت توام با عالمانه و اصولی بودن برنامه هایشان بهتر و بیشتر نشان داده می شود.
به منظور آگاهی نسل جوان هشیار، برآمده از وظیفه ملی مروری داریم بر بیش از یک قرن تاریخ معاصر کشورمان که شادروان دکتر محمد مصدق نقشی انکار ناشدنی درآن ایفاء کرد و در صحنه جهانی به عنوان یکی از معدود چهره های پاک و برتر سیاسی نام نیکویی از خود باقی نهاد.
این مکتوب همزمان با ۱۴ اسفند، سالگرد درگذشت این بزرگمرد و متعاقب آن سالگرد ملی شدن نفت در ۲۹ اسفند، با درود به روان پاکش ارایه می شود:
در سال ۱۹۰۱ میلادی اکتشاف و استخراج و صدور نفت ایران به «دارسی » واگذار شد. قرارداد دارسی نهایتا در اختیارشرکت نفت انگلیس و پارس قرار گرفت و روش ناعادلانه قرارداد مزبور نارضایتی هایی را در افکار عمومی ایرانیان پدید آورد و باعث بدبینی مردم نسبت به کارکرد مسئولان انگلیسی شرکت نفت شد.
رضاشاه در سال ۱۳۱۱ «امتیاز دارسی» را لغو و قرارداد جدیدی منعقد کرد و تقی زاده وزیر دارایی وقت در مجلس گفت که رضاشاه در مذاکرات ۱۹۳۳ میلادی دخالت کرد ه است. دکتر مصدق در دفاع از حقانیت مالکیت ملت ایران بر منافع نفت از همین اعتراف تقی زاده (آلت فعل بودن مقام های ایرانی) سود برد و در دادگاه لاهه به استناد آنکه دادگاه حق دخالت در اختلاف میان دو دولت
دکترمصدق در دفاع از حق ملی کردن نفت ایران در نشست سازمان ملل متحد گفت: «اعتراض انگلستان بی اساس است و شورای امنیت حق قضاوت بر این موضوع را ندارد زیرا ایران حق دارد که از منابع طبیعی خود به هر طریق که مناسب بداند بهره برداری کند، اما از آن جا که سازمان ملل بالاترین مرجع و پناهگاه ملت های ضعیف و ستمدیده است، مصمم به حضور در این شورا شدم»
را داراست نه یک دولت و یک شرکت، با درخواست انگلستان مخالفت کرد و قضات با اکثریت آراء بر درستی اعتراض ایران رأی مثبت دادند و قاضی انگلیسی دادگاه نیز به نفع ایران رأی داد.
به دلیل همین تجارب در سیاست خارجی، دکتر مصدق عقیده داشت که گذشتگان اشتباه کردند که سیاست «موازنه مثبت» اتخاذ کردند، نتیجه این سیاست ضد ملی تقسیم ایران به منطقه نفوذ دو دولت قدرتمند روسیه و انگلستان در ۱۲۸۵ شد و می گفت قدرت های بزرگ زمانی کشور ما را به حال خود وا خواهند گذارد که اطمینان یابند هیچ کدامشان در ایران از امتیاز ویژه ای برخوردار نخواهند شد و آن را «سیاست موازنه منفی» نامید.
او با بینش قوی بر مبنای آینده نگری به عنوان نماینده مردم در سال ۱۳۲۵ قانونی را به تصویب مجلس رساند که هرگونه مذاکره پیرامون قراردادهای نفتی با دولت های بیگانه از طرف مقام های دولتی- نخست وزیر، وزیران و معاونان آنان- ممنوع اعلام می شد.
در همین رابطه و در مسیر برنامه ریزی اصولی برای حضور موثر مردم در صحنه اصلی تصمیم گیری در مهر ماه ۱۳۲۸ در اعتراض به تقلب در انتخابات، گروه زیادی از مردم در خیابان کاخ اجتماع کردند و بیست تن از آنان در دربار متحصن شدند، پس از آن معترضین در منزل دکتر مصدق گرد آمدند و تشکیل جبهه ملی را اعلام و مصدق را به رهبری برگزیدند.
خواسته های جبهه ملی علاوه بر کسب حقوق ملت ایران از شرکت نفت، برگزاری انتخابات آزاد، آزادی مطبوعات و اجرای کامل قانون اساسی بود و این تشکیلات سیاسی کانون سازمان هایی شد که با این برنامه ها موافقت داشتند .
در انتخابات، مصدق و چند تن از بنیانگذاران جبهه ملی به مجلس راه یافتند و طرح پیشنهاد ملی شدن صنایع نفت را پیشنهاد کردند و در اسفند ۱۳۲۹ (شصت و شش سال پیش) به تصویب مجلس رساندند.
همزمان با استعفای حسین علاء از نخست وزیری، حسن امامی نماینده مجلس، پیشنهاد کرد مصدق نخست وزیری را بپذیرد و پس از موافقت دکتر این پیشنهاد با ۷۹ رأی موافق و ۱۲ رأی مخالف تصویب شد و در پی آن مجلس به قانون ملی کردن شرکت نفت رأی مثبت داد. با نخست وزیری مصدق، دسیسه‌ها و تحریکات انگلستان علیه مصدق شدت گرفت و انگلستان به سازمان ملل متحد شکایت برد.
دکترمصدق در دفاع از حق ملی کردن نفت ایران در نشست سازمان ملل متحد گفت: «اعتراض انگلستان بی اساس است و شورای امنیت حق قضاوت بر این موضوع را ندارد زیرا ایران حق دارد که از منابع طبیعی خود به هر طریق که مناسب بداند بهره برداری کند، اما از آن جا که سازمان ملل بالاترین مرجع و پناهگاه ملت های ضعیف و ستمدیده است، مصمم به حضور در این شورا شدم ».
شورای امنیت سازمان ملل به تعویق بحث در مورد سئوال رأی داد که این شکستی برای انگلستان محسوب می شد. جالب این که به دنبال ملی شدن صنعت نفت ایران، حکومت مصر به رهبری جمال عبدالناصر آبراه سوئز را ملی اعلام کرد.
برای مصدق استقلال و آزادی دو روی یک سکه بود و اعتقاد داشت هیچ ملتی بدون برخورداری از آزادی قادر به حفظ استقلال کشورش نخواهد بود و در نبودِ استقلال آزادی در کشور تحقق نمی‌یابد. مصدق در مبارزه استقلال
برای ایرانیان و مصدق، ملی شدن صنعت نفت به معنای حاکمیت و کنترل اکتشافات، استخراج و صدور نفت بود و برای دولت انگلستان و شرکت نفت به معنای از دست دادن آن ها، از این روجایی برای سازش و توافق باقی نمی ماند
طلبانه و آزادیخواهانه، همان قدر از پشتیبانی مردم برخوردار بود که از ضدیت قدرت های استعماری و سرسپردگان داخلی آن ها که نقش ستون پنجم را بازی می کردند.
برای ایرانیان و مصدق، ملی شدن صنعت نفت به معنای حاکمیت و کنترل اکتشافات، استخراج و صدور نفت بود و برای دولت انگلستان و شرکت نفت به معنای از دست دادن آن ها، از این روجایی برای سازش و توافق باقی نمی ماند.
آمریکا و انگلیس پس از قیام سی ام تیر و بازگشت پیروزمندانه رهبر ملی دکتر مصدق به نخست وزیری به این نتیجه رسیدند که برکناری مصدق با وجود پشتیبانی آگاهانه مردم از او، جز از راه کودتا امکان پذیر نیست و برای در تنگنا قرار دادن اقتصاد ایران و ناراضی کردن توده های مردم اقدام به مسدود کردن حساب‌های مالی ایران در انگلستان، جلو گیری از کمک های بلاعوض آمریکا، ممانعت از پرداخت وام بانک جهانی، بازداشت ناو ایتالیایی که با وجود تحریم ها از ایران نفت خریداری کرده بود و....... نمودند، تا جایی که درآمد دولت از فروش نفت در سال ۱۹۵۲ عملاً به صفر رسید. اما بر پایه ترازنامه بانک ملی و مستندات فراوان، موقعیت اقتصادی کشور به گونه ای بود که مخالفان از این طریق هم نمی توانستند دولت ملی را در مضیقه قرار دهند و حاکمیت را به شکست در آورند.
نهایتا بزرگ کردن قدرت حزب توده و خطر اشغال ایران توسط شوروی آن هم با تبلیغات بسیار وسیع بود که در پی آن کودتا سازمان یافت و شد آنچه که نبایستی ....
کودتا زخمناک ترین آسیبی بود که بر پیکره ایران زمین وارد آمد، خودکامگی را جایگزین آزادی کرد و ملت بزرگی را از رشد و شکوفایی بازداشت.

شادروان مصدق در رابطه با بی دادگاهها ی خود می گوید :
در فرانسه ژنرال پتن را به جرم همکاری با بیگانه محاکمه کردند و در ایران مرا به دلیل مبارزه با بیگانه.
این چهره ماندگار تاریخ ایرانمان به وکیلش سر هنگ بزرگمهر می نویسد: افراد چپ بر دو قسم اند:
تندرو بالذات، تندرو بالعرض. وقتی اصلاحات در جامعه به عمل آید آنها که تندرو بالعرض هستند، متوقف می شوند و از قدرت تندرو بالفطره هم کاسته می شود.
- هر فرد بی غرض هدفی فردی و اجتماعی دارد. هدف فردیش داشتن نان، آسایش خانوادگی و سلامتی و هدف اجتماعی او آزادی در زندگی و آبادانی مملکت است.
- این نوع افراد وقتی دیدند کارها به تدریج درست می شود دیگر غرضی ندارند، این مردم ما را تقویت کردند چون صبر داشتند. چون می دیدند دولتی دارند که برای آنها کار می کند. نفع خصوصی نداشتیم.
آمریکا و انگلیس پس از قیام سی ام تیر و بازگشت پیروزمندانه رهبر ملی دکتر مصدق به نخست وزیری به این نتیجه رسیدند که برکناری مصدق با وجود پشتیبانی آگاهانه مردم از او، جز از راه کودتا امکان پذیر نیست و برای در تنگنا قرار دادن اقتصاد ایران و ناراضی کردن توده های مردم اقدام به مسدود کردن حساب‌های مالی ایران در انگلستان، جلو گیری از کمک های بلاعوض آمریکا، ممانعت از پرداخت وام بانک جهانی، بازداشت ناو ایتالیایی که با وجود تحریم ها از ایران نفت خریداری کرده بود و....... نمودند، تا جایی که درآمد دولت از فروش نفت در سال 1952 عملاً به صفر رسید
جیبمان را نمی خواستیم پر کنیم. مردم با کمال میل و اخلاص به همه گونه ناکامی ها گردن نهادند.
- دیگ بخار که نفس کش نداشته باشد با همه استحکامش می ترکد. افراد در جامعه باید تنفس بکنند.
- هر عملی که جلوی تنفس اجتماعی را بگیرد، موجب انفجار اجتماع خواهد بود.

با نگاهی کوتاه به ۲ کتاب و نوشته های رهبر ملی در دوران تبعید و توصیه خوانندگان مخصوصا نسل جوان به مطا لعه آنها، یاد این انسان صریح، شجاع و مبری از هر پیرایه ای را گرامی می داریم :
کتاب «وجدان بیدار» اثر ماندگار «اشتفان تسواک» شرح حال آرمان‌خواهی است که در برابر خودکامگی کلیسا به پاسداشت آزادی اندیشه برمی‌خیزد و با وجود تمام خطرها و آزارها در دوران انحصار طلبی مستقر - از ضرورت مدارا می‌گوید و به یکی از دوره‌های سیاه تاریخ جهان می‌پردازد و عوارض و ویژگی‌های استبداد را به‌گونه‌ای مستند پیش چشم خواننده می‌گشاید و خواننده ایرانی را به یاد نخست وزیر ملی در تبعید می اندازد و مشابهت بسیاری بین دفاعیات دکتر مصدق پس از کودتای ننگین ۲۸ امرداد ۳۲ و نامه های دوران تبعیدش در احمد آّباد، با محتوی کتاب «وجدان بیدار » می توان دید.
کتاب «گزارش یک آدم ربایی» اثر «گابریل گارسیا مارکز» نیز از گروگانهایی می گوید که روزهایی سخت، کسالت‌بار، آمیخته با انتظار آزاردهنده، محدودیت‌های گوناگون و تشویش را می‌گذرانند و می گویند «دوران اسارت کی به پایان می‌رسد؟» وضعی که به‌گونه‌ای دیگر، گریبان دکتر مصدق را در تبعیدگاه تا هنگام فوتش گرفته بود .
مصدق در پاییز ۱۳۳۹ می‌نویسد: «تنهایی بسیار بد می‌گذرد. وضعیتم سخت و با کسی غیر از فرزندانم ارتباط ندارم و در بهار ۱۳۴۱ و در نامه‌ای تاکید می‌کند که «هر قدر از سختی زندگی خود عرض کنم کم گفته‌ام.» در نامه‌ای دیگر، در تابستان ۱۳۴۴ می‌نویسد: «حدود ۱۰ سال است که از این قلعه نتوانستم خارج شوم. در یک اتاق زندگی می‌کنم و گاه می‌شود که در روز چند کلمه هم صحبت نمی‌کنم، این است وضع زندگی اشخاصی که عقیده‌ای دارند و تسلیم هوا و هوس دیگران نمی‌شوند.»
این نوشته ها ی ماندگار، درد و رنج تحمیل‌شده به اهل سیاست و اندیشه را به تصویر کشیده، همزمان، مقاومت در برابر خشونت غیرقانونی، استبداد و خودکامگی را به‌شکلی عینی مطرح می‌کند، چنان‌که در بخشی از کتاب «مارکز -گزارش یک آدم‌ربایی» تاکید شده: «شادی عشق برای این ساخته نشده که با لالایی‌اش به خواب روی، بلکه برای این است که باز هم به مبارزه ادامه دهی».
در خاطرات مصدق و جریان محاکمه وی در دادگاه نظامی نخست‌وزیر برکنار شده تاکید می‌کند: « اگر شاه بتواند هر وقت بخواهد اعلان جنگ دهد یا صلح کند، پس مردم و مجلس چه کاره اند؟»
مصدق با آن سن و سال، شرایط حاکم بر خود و نظام سرکوب مسلط را عریان و در دادگاه نظامی تصریح می‌کند: «آن‌جایی که حقی در کار باشد از همه‌ چیزم می‌گذرم؛ زن، فرزند؛ امیال دنیوی، مگر وطنم». و فردای ۲۸ امرداد اعلام کردکه «ما همه به پیشواز زندان می‌رویم».
دکتر مصدق، معترض به کودتا و بی‌اعتنا به ارزیابی دستگاههای تبلیغاتی حکومت، فراتر از توان فیزیکی، برای رأس هرم یعنی رژیم و دربار فعال بود، تا حدی که در برابر اظهارات آشکار ایده های او، کانون مرکزی قدرت با وقوف به فقدان پشتوانه دموکراتیک، چاره‌ای به جز بازداشت، محاکمه و تبعید رهبر آزاداندیش ایرانیان نمی دید.
می گویند و باور داریم:
«هرچند تاریخ گاه‌شمار خونسرد پیروزی‌هاست و بیگانه با ارزش‌گذاریهای اخلاقی، اما هر کوششی که از سر ایمان، باور خالص و ناب انجام می‌شود و هر نیرویی که از اخلاق و خصوصیات برتر آدمی مایه می‌گیرد، در عالم به هدر نرفته و نابود نمی‌ شود».
واز همه مهمتر :
«نباید حتی تصور کردآنانی‌که آرمان‌شان در مسیر بیان حقایق و مبارزه با ظلم و دیکتاتوری، فراتر از زمانشان می رود، شکست میخورند.»
Share/Save/Bookmark


نام :
نام خانوادگی:
آدرس ايميل :
نام کاربری :
کلمه عبور:

نفت برنت

۵۳.۶۱

نفت خام وست تگزاس ( $/ بشکه )

۵۰.۳۳

نفت خام اوپک

۴۹.۸۷

گاز طبیعی- نایمکس Mbtu/$

۳.۲۶

طلا (دلار/ اونس )

۱۲۵۳.۶

فولاد- دلار/تن

۳۱۲.۵

سنگ آهن- دلار/تن

۶۲.۰۱

مس- دلار/پوند

۵۲.۵۲