کد مطلب: 92546
 
نبایدهای زنگنه
 
با توجه به تشکیل شدن کابینه دوازدهم و رای اعتماد نمایندگان مجلس، به نظرم زنگنه لااقل چهارسال دیگر هم زمامدار مهمترین صنعت جدی کشور یعنی نفت خواهد بود، مگر آنکه حادثه عجیبی رخ دهد. زنگنه مدیری توانمند است با نقاط قوت و فرصت های بهبود فراوان. وزارت نفت زنگنه در دوران بنفش پسا احمدی نژاد، عملکردی خاکستری داشت. دستاوردهای مهمی حاصل شد و فرصت های بیشماری نیز وجود داشت که متاسفانه از دست رفت که امیدوارم با بررسی برخی از آنها در این یادداشت فرصتی برای بهبود آنها فراهم گردد
تاریخ انتشار : جمعه ۲۴ شهريور ۱۳۹۶ ساعت ۲۰:۵۶
احسان نجابت

با توجه به تشکیل شدن کابینه دوازدهم و رای اعتماد نمایندگان مجلس، به نظرم زنگنه لااقل چهارسال دیگر هم زمامدار مهمترین صنعت جدی کشور یعنی نفت خواهد بود، مگر آنکه حادثه عجیبی رخ دهد. در دولت مخالفان جدی ندارد، خودش همچنان پی گیر و مشتاق خدمت است، ارتباط مطلوبی با مجلس برقرار کرده و جانشین قابل تأملی هم برای خود تربیت نکرده است.

زنگنه مدیری توانمند است با نقاط قوت و فرصت های بهبود فراوان. مدیری آشنا به فضای مدیریت کلان کشور، دارای توانایی لابی گری در ارکان قدرت، صاحب ایده در موضوعات کلان صنعت نفت، دارای ظرفیت دعوت به کار و بهره گیری از مدیران تراز اول، شناخته شده در تراز جهانی صنعت نفت و در ساخت قدرت داخلی نیز از پاکدست نبودن او صحبتی نیست. از سوی دیگر تجربه ناموفق حضور او در بخش غیردولتی بعید است تمایلی برای بازگشت به دانشگاه و سروکله زدن با دانشجویان پرشور و طناز امروزی را در او باقی گذاشته باشد.

وزارت نفت زنگنه در دوران بنفش پسا احمدی نژاد، عملکردی خاکستری داشت. دستاوردهای مهمی چون افزایش سریع تولید و فروش نفت خام، تکمیل برخی از مگاپروژه های نیمه تمام به ویژه در پارس جنوبی، افزایش شفافیت در واگذاری مالکیت پروژه ها به سرمایه گذاران بخش خصوصی، تدوین و اجرای فرمول هایی برای قیمتگذاری خوراک پتروشیمی ها، برنامه برندسازی در فروش فراورده های نفتی در داخل کشور در این دوره حاصل شدند. اما فرصت های بهبود بیشماری نیز وجود داشت که متاسفانه از دست رفت و با ذکر آنها امیدوارم باتوجه به فراهم شدن فرصت دوباره برای او بتواند انها را بهبود دهد.

1. مشارکت گریزی : لازمه مدیریت ارشد انهم در وزارتخانه پیچیده و عریض و طویل نفت مشارکتجویی و حسن خلق و رفتار است. خود رایی بیش از حد و تندی زیاد موجب لکنت زبان کارشناسان، دوری گزینی خیرخواهان و نزدیک شدن بله قربان گویان می شود. باتوجه به ظرفیت کنونی مدیریتی صنعت نفت، رنجاندن معدود سرمایه انسانی توانمند باقیمانده، امکان موفقیت را بسیار دور از ذهن خواهد کرد.در دولت اصلاحات زنگنه علاوه بر مدیران کارامد و پخته و میانسال برامده از دوران سازندگی حداقل 5 مدیر با سابقه وزارت در وزارتخانه های صنعتی و اجرائی را با خود به نفت آورد و نتیجه قابل دفاعی حاصل کرد. بعید است بتوان سیستم بزرگ و پیچیده وزارت نفت را در شرایط تلاطمات گسترده محیطی موجود تنها با تکیه بر حلقه دوستان نزدیک اداره کرد و موفق شد.

2. نقد عملکردگذشتگان : بیش از دو سال ابتدای دوره 4 ساله به نقد عملکرد دولت اسبق گذشت. متاسفانه بجای اقدام مناسب برای جبران برخی اقدامات مخرب گذشته صرفا ذکر مصیبت شد. البته تشریح اقدامات غلط دولت اسبق حتما لازم است چراکه دانستن حق مردم است و در خلا اطلاعات درست و دقیق است که مردم فریبی ممکن می شود. اما لازمست بار این مهم بردوش روابط عمومی و برخی مدیران حاشیه ای بیفتد و شخص وزیر و معاونانش زمان خود را برای پیشبرد امور صرف کند. در حال حاضر دولت گذشته دیگر دولت اول اعتدال است و هرچه ذکر مصیبت بود باید گفته شده باشد و زمان توسعه و ارائه دستاوردهاست.

3. کم توجهی به سرمایه انسانی : علی رغم همه شعارهایی که پیوسته در مورد اهمیت کارکنان سر داده می شود اما اقدامات مشخص و انگیزشی موثری برای آنها در چهارسال گذشته انجام نشده است. مدیریت یعنی انجام کار از طریق دیگران. اگر این دیگران بی انگیزه، کم رمق و گرفتار باشند قطعا کارایی و اثربخشی به شدت کاهش می یابد. اینکه بدنه وزارت نفت در دولت گذشته بیش از حد نیاز بسیار بزرگ شده واقعیتی انکارنشدنی است. اما همانطور که مدیران گذشته برای انجام کارهای غلط خود جسارت و سرعت عمل بسیار بالایی داشتند برای اصلاحات هم باید شجاعت و پایمردی داشت. اگر مسئولیتی پذیرفته می شود باید موثر بود والا گله گذاری از مشکلات را که هر فرد ناتوانی می تواند انجام دهد. نیروی انسانی در وزارت نفت باید در امکانات رفاهی، حقوق و مزایا و امکانات توسعه فردی و آموزشی در تراز جهانی باشد، هر مشکلی که برای تحقق این امر وجود دارد باید با درایت و شجاعت برطرف شود.

4. بی توجهی به سازماندهی و جانشین پروری: طبیعی است که جوانان انقلابی که در وزارتخانه های مختلف در سطوح گوناگون مدیریتی از ابتدای انقلاب مجاهدت های فراوان کردند و تجربه آموختند و تبدیل به مدیران کاربلدی شدند که امروز در سنین بالایی قرار دارند. بنابراین ضرورت جانشین پروری از طریق روشهای مختلف توانمندسازی حین خدمت و ضمن خدمت ضروری است. امروز پس از 12 سال حضور زنگنه در وزارت نفت هیچ فرد یا افراد مشخصی که قابلیت های لازم برای وزارت نفت یا حتی برای اداره اکثر معاونت ها و شرکت های اصلی و فرعی را داشته باشند پرورش نیافته اند و به جامعه معرفی نشده اند. اگر چهارسال دیگر هم باز دولت جدید در چیدمان وزارت نفت با معضل روبرو باشد حتما یکی از مقصرین شخص زنگنه خواهد بود. از سوی دیگر تغییر بزرگ پارادایم نظام اقتصادی کشور یعنی تبدیل اقتصاد دولتی به خصوصی هنوز تبعات خود را در ساختار وزارت نفت نشان نداده است. زمان تغییرات بنیادین ساختاری به ویژه در شرکت ملی صنایع پتروشیمی، پالایش و پخش و گاز به منظور تبدیل شدن به یک سازمان سیاستگذار به جای تصدی گر ضروری است.

5. مدیرگزینی سرسری: شاید یکی از مهمترین کارویژه های یک وزیر انتخاب مدیران کاربلد و توانایی رهبری آنهاست. به نظر می رسد زنگنه در دور جدید با دست خالی و به شکلی منفعل در برابر تغییرات بی ضابطه دولت اسبق در وزارت نفت ظاهر شده است. به نظر می رسد بزرگترین معضل کنونی کشور موضوع رکود و در نتیجه آن بیکاری است. بنابراین مدیرانی به شدت شجاع برای عبور از قیود اداری، توسعه گرا برای ایجاد فرصت های جدید کاری، شناخته شده و بانفوذ عمیق سیاسی برای توانایی جذب منابع و پیشبرد امور در برابر همجه مخالفین دولت باید به کارگیری شوند. امروز زنگنه دست تنها در برابر همه مخالفت ها سینه سپر کرده که دلیل آن خالی بودن بدنه مدیریتی نفت از مدیران دارای برد و نفوذ سیاسی است.

6. خصوصی گریزی: از نظر زنگنه بخش خصوصی پیمانکار دولت است. این نگاه بر تمامی تصمیمات مهم وزارت خانه سایه افکنده هرچند که در ظاهر همیشه انکار شده است. مدل قیمتگذاری خوراک پتروشیمی سرمایه گذار ستیز است، عدم واگذاری سهام هلدینگ خلیج فارس و خارج کردن پالایشگاههای گازی از خصوصی سازی، عدم حمایت از فاینانس پروژه های بخش خصوصی و پروژه فروشی (مزایده اعطای مالکیت پروژه ها!) به جای فروش خوراک، همگی موید خصوصی گریزی در انتهای نگاه وزیر محترم است. به هر حال باید پذیرفت که انتخاب نظام اقتصاد آزاد با محوریت بخش خصوصی است و خروجی این نظام علاوه بر بهره وری سرمایه؛ ایجاد سرمایه داران نجومی است. مخالفت با این روند ایجاد یک نظام التقاطی است که نتیجه آن همان ناکارامدی است که تاکنون به وجود آمده است. در این دولت زنگنه باید به صورت جدی در خروج وزارت نفت از تصدی گری اقدام عملگرایانه به خرج دهد.

7. کم توجهی به پایین دست: در دولت اصلاحات با حضور مدیران قدر در حوزه صنعت پتروشیمی و همچنین مهیا بودن زیرساخت و چارچوب های حقوقی علی رغم آنکه شخص وزیر تمرکزی بر این صنعت نداشت اما اتفاقا نقطه قوت وزارت نفت حوزه پتروشیمی بود. برخلاف آن در 4 سال گذشته می توان گفت شرکت ملی صنایع پتروشیمی تنها تماشاچی توسعه صنعت بود و حداقل مشارکت در پیشبرد امور را برعهده داشت. صرفا برای تایید این ادعا بررسی گزارش عملکرد شرکت ملی صنایع پتروشیمی در هفته دولت کافیست. در این گزارش که به صورت گسترده نیز در قالب های مختلف گرافیکی ارائه شد 4 سرفصل برای عملکرد 4 سال گذشته این شرکت ارائه شد: 1. امکان حضور مجدد در بازارهای اروپا 2. کاهش خام فروشی نفت و گاز 3. ایجاد شرایط پایدار جهت ورود سرمایه گذاران خارجی 4. ایجاد زنجیره های ارزش برای توسعه صنعت. با نگاه اجمالی به این دستاوردها هر ناظر کم اطلاعی نیز متوجه می شود شرکت ملی صنایع پتروشیمی در این موارد هیچ نقشی نداشته و اینها در واقع ثمره برجام است. اگر زنگنه می خواهد در این حوزه موفق باشد، باید تیم مدیریتی شجاع، کاربلد، توسعه گرا و دارای عقبه سیاسی جدی را به کارگیرد. راهکار عملی و جدید برای تامین فاینانس حداقل حدود 30 میلیارد دلار را تدارک ببیند، زمینه قانونی برای کمک وزارت نفت به توسعه خصوصی این صنعت را فراهم آورد و تخفیف مناسب در قیمتگذاری خوراک پروژه های جدید و همچنین تسری خوراک ارزان به پایین دست و عدم خام فروشی محصولات بالادستی پتروشیمی را سیاستگذاری کند. اینکه از یک طرف در زمان آتش سوزی و نیاز به منابع مالی و نیاز به حمایت دولتی و قانونی و رفع موانع صادرات وزارت نفت اعلام کند پتروشیمی خصوصی است و در زمان ارائه گزارش عملکرد به مجلس و مردم و زمان نیاز به رای اعتماد و رای مردم و هنگام عکس گرفتن در مراسم افتتاح پتروشیمی ها اعلام شود که توسعه پتروشیمی عملکرد دولت و وزارت نفت است کمی بی انصافی است.

8. اشتباه محاسباتی: اشتباه بزرگ محاسباتی زنگنه انتظار طولانی او برای تحقق برجام بود. حداقل دو سال مگاپروژه ها در انتظار آمدن خارجی ها ماندند و بعد از برجام نیز در عمل آنقدر که امد و رفت شد قراردادی عملی بسته نشد و عملا چهارسال گذشته از دست رفت. درک این موضوع که یک توافق جامع و کم نظیر همچون برجام در یک زمان کوتاه به نتیجه نمی رسد نیاز به کاردانی عجیبی نداشت و در بسیاری از نقدها نیز به او گوشزد شده بود. در آینده نیز تصور اینکه تمام سرمایه مورد نیاز توسعه صنعت نفت را بتوان از محل سرمایه گذاری خارجی فراهم کرد یک اشتباه محاسباتی دیگر است. حداکثر در بهترین شرایط 50 میلیارد دلار می توان از این طریق در 4 سال تامین کرد و مابقی را باید از روشهای دیگر به دست آورد. ضروری است کلیه روش های ممکن و عملی به صورت واقعگرایانه بررسی و برای هریک سهمی مشخص در توسعه درنظر گرفته شود.
Share/Save/Bookmark


نام :
نام خانوادگی:
آدرس ايميل :
نام کاربری :
کلمه عبور:

نفت برنت

۶۳.۸۶

نفت خام وست تگزاس ( $/ بشکه )

۵۸.۹۵

نفت خام اوپک

۵۹.۱۹

گاز طبیعی- نایمکس Mbtu/$

۳.۱۳

طلا (دلار/ اونس )

۱۲۷۸.۹

سنگ آهن- دلار/تن

۶۲.۷۴

مس- دلار/پوند

۳.۱۵