کد مطلب: 87651
 
در گفتگو با نکونیوز مطرح شد:
سیاست خارجی تهاجمی محمد بن سلمان، به تضعیف عربستان منجر می‌شود
 
محمد بن سلمان، عربستان را وارد تقابل با قطر کرد بدون این‌که برنامه‌ای برای خروج از این تقابل داشته باشد. در کل سیاست خارجی تهاجمی عربستان در کنار مخارجی که این سیاست خارجی به اقتصاد عربستان تحمیل می‌کند، ممکن است نتیجه عکس داده و به تضعیف هرچه بیشتر دولت سعودی منجر شود.
تاریخ انتشار : شنبه ۳ تير ۱۳۹۶ ساعت ۱۲:۵۳
عبدالکریم پهلوانی مدیر مسئول مجله دیپلماسی انرژی و تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل است. وی تحولات مربوط به خاور میانه و نسبت آن‌ها با سیاست انرژی را از نزدیک مطالعه می‌کند. با پهلوانی در مورد اهمیت ولیعهدی محمد بن سلمان و تبعات آن به گفتگو پرداختیم.

آیا نشستن محمد بن سلمان بر جایگاه ولیعهدی عربستان سعودی، اتفاق بسار مهمی است؟ می‌دانیم که وی پیش از نیز اختیارات بسیار زیادی در دولت سعودی داشت.
درست است که در دو سال گذشته محمد بن سلمان، اختیارات بسیار گسترده‌ای داشت. وی مسئول جنگ عربستان سعودی در یمن بود؛ به نوعی معمار سیاست‌های اقتصادی عربستان بود و مسئولیت سیاست نفتی این کشور را نیز بر عهده داشت. با این وجود، سطح اختیارات گذشته وی چیزی از اهمیت این رویداد نمی‌کاهد. این اولین بار است که یک پادشاه در تاریخ مدرن عربستان سعودی از ۱۹۳۲ بدین‌سو، با نادیده گرفتن سنن موجود، فرزند خود را به مقام ولیعهدی منتصب می‌کند. نادیده گرفتن سنن انتقال قدرت در عربستان و انتقال آن به فرزند ۳۱ ساله ملک سلمان، یک «کودتای کاخی» تمام عیار است.
محمد بن نایف که از مقام خود برکنار شد، برای بیش از یک دهه گذشته،
نگاه ترامپ به قدرت و مدیریت دولت تا حد زیادی نظیر نگاه وی به مدیریت یک بنگاه املاک خانوادگی است. وی چون یک بنگاه املاک خانوادگی، دولت را اداره می‌کند. محمد بن سلمان که در محافل غربی MbS نامیده می‌شود، با همکاری محمد بن زاید، ولیعهد ابوظبی، که در محافل غربی MbZ نامیده می‌شود، به این «بنگاه املاک» در واشنگتن نزدیک شدند، رابطه حسنه‌ای با جارد کوشنر داماد ترامپ و مشاور ارشد وی برقرار کردند، و بدین ترتیب شرایط برای برکناری محمد بن نایف مهیا شد.
متحد آمریکا در خاندان پادشاهی عربستان بوده است. ابتدا در یک روند پیچیده در دو سال گذشته، بسیاری از اختیارات ولیعهدی از وی گرفته شد و از اختیارات وی در مقام وزیر کشور هم کاسته شد تا در نهایت وی در هفته گذشته به طور کامل، تمام مناصب و اختیارات خود را از دست داد.
این روند برای بسیاری دیگر از شاهزادگان سعودی هم روی داد و احتمالاً در ماه‌های آتی، یکی از معدود افراد باقی‌مانده، یعنی متعب بن عبدالله، فرزند ملک عبدالله پادشاه پیشین عربستان، نیز از ریاست گارد ملی عربستان سعودی برکنار می‌شود.

اگر محمد بن نایف، تا این اندازه به آمریکا نزدیک بود، چگونه محمد بن سلمان توانست به راحتی وی را برکنار کند؟
به جرأت می‌توان گفت اگر دولتی نظیر دولت ترامپ در آمریکا، روی کار نیامده بود و یا اگر مثلاً هنوز اوباما رئیس جمهور آمریکا بود، ملک سلمان و فرزندش چنین کار راحتی در پیش نمی‌داشتند. نگاه ترامپ به قدرت و مدیریت دولت تا حد زیادی نظیر نگاه وی به مدیریت یک بنگاه املاک خانوادگی است. وی چون یک بنگاه املاک خانوادگی، دولت را اداره می‌کند. محمد بن سلمان که در محافل غربی MbS نامیده می‌شود، با همکاری محمد بن زاید، ولیعهد ابوظبی، که در محافل غربی MbZ نامیده می‌شود، به این «بنگاه املاک» در واشنگتن نزدیک شدند، رابطه حسنه‌ای با جارد کوشنر داماد ترامپ و مشاور ارشد وی برقرار کردند، و بدین ترتیب شرایط برای برکناری محمد بن نایف مهیا شد.
محمد بن سلمان توانست ترامپ و خانوده‌اش را مجاب کند که وی می‌تواند «مرد جدید آمریکا» در ریاض باشد و جای محمد بن نایف را بگیرد. محمد بن سلمان یا MbS در ماه مارس در آمریکا دیدارهای مهمی با ترامپ و خانواده او داشت و زمینه اتحاد تیم ترامپ با وی در همان زمان چیده شد. محمد بن نایف بعد از آن به حاشیه رفت و حتی دیدار با وی از برنامه بسیاری از سران کشورهای خارجی حذف شد.
انتخاب محمد بن سلمان به عنوان ولیعهد عربستان چه تبعاتی برای سیاست نفتی این کشور می‌تواند داشته باشد؟
بعید است با این تحول، سیاست نفتی عربستان تغییر کند؛ چون پیش از این شخص وی در این حوزه سیاست‌گذار بوده است. محمد بن سلمان در اوایل سال ۲۰۱۶ می‌گفت تنها زمانی عربستان تولید نفت خود را کاهش می‌دید که ایران نیز همان کار را بکند و پس از لغو تحریم‌ها تولید نفت خود را افزایش ندهد. با این حال، تحت فشارهای اقتصادی در اواخر سال ۲۰۱۶ محمد بن سلمان از این پیش‌شرط خود دست شست و کاهش تولید نفت عربستان به حدود ۱۰ میلیون بشکه در روز را پذیرفت.
عربستان برای جبران کسری بودجه و احتمالاً برای کسب درآمدهای بیشتر از محل فروش ۵ درصد از سهام شرکت نفتی آرامکو، به قیمت‌های بالاتر نفت نیاز دارد و چنین چیزی با دامن زدن به تنش‌ها در اوپک محقق نمی‌شود. پس عربستان سعی نخواهد کرد تا یک‌بار دیگر آتش اختلافات در اوپک را تشدید کند.
اما بازار نفت با یک مسأله جدید مواجه شده و آن کاهش شدید قیمت نفت در هفته‌های گذشته است. قیمت نفت این روزها پایین‌تر از زمانی است که در آن توافق اوپک حاصل شد. در چنین شرایطی ممکن است دوباره اعضای اوپک قصد داشته باشند در مورد کاهش بیشتر تولید نفت تصمیم بگیرند. اگر کاهش قیمت‌ها به جدی شدن این سناریو منجر شود، در آن‌جا یک محک جدید برای تغییر
عربستان برای جبران کسری بودجه و احتمالاً برای کسب درآمدهای بیشتر از محل فروش ۵ درصد از سهام شرکت نفتی آرامکو، به قیمت‌های بالاتر نفت نیاز دارد و چنین چیزی با دامن زدن به تنش‌ها در اوپک محقق نمی‌شود. پس عربستان سعی نخواهد کرد تا یک‌بار دیگر آتش اختلافات در اوپک را تشدید کند.
سیاست‌های محمد بن سلمان پس از رسیدن به ولیعهدی پیش می‌آید. باید دید آیا در صورت وقوع این سناریو، محمد بن سلمان دوباره شرط‌های جدید‌ش را که مبتنی بر فشار به ایران و عراق برای کاهش هرچه بیشتر تولید است، مطرح می‌کند یا خیر.
به نظر من اقتصاد عربستان بیش از سیاست نفتی این کشور متأثر از انتخاب وی به عنوان ولیعهد جدید عربستان خواهد شد.

اگر امکان دارد در این مورد بیشتر توضیح دهید. چگونه ولیعهدی محمد بن سلمان بر شرایط اقتصادی عربستان تأثیرگذار خواهد بود؟
محمد بن سلمان، بدون برنامه‌ای برای پایان دادن به جنگ یمن، این جنگ را آغاز کرد. این جنگ هزینه‌های زیادی را بر اقتصاد عربستان تحمیل کرد. قیمت نفت نیز کاهش یافته بود و عربستان برای جبران کسری بودجه، به سراغ ذخایر ارزی خود رفته بود. نتیجه این شد که ذخایر نقدی عربستان از اواسط سال ۲۰۱۴ تاکنون، حدود یک سوم کاهش یافته و از ۷۳۰ میلیارد دلار به حدود ۴۹۰ میلیارد دلار رسیده است.
وی در مقابل سعی کرد برخی اقدامات ریاضت اقتصادی در پیش بگیرد تا با این اقدامات، از مخارج دولت کاسته شود. اما پس از انتخاب وی این اقدامات ریاضتی معکوس شده‌اند. در عربستان بخش بزرگی از نیروی کار را کارکنان بخش عمومی تشکیل می‌دهند. طبق این اقدامات ریاضتی، مزایای این کارکنان که چیزی حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد حقوق ماهیانه‌شان بود، حذف شد. اما پس از ولیعهدی محمد بن سلمان، ملک سلمان دستور داده که این مزایا دوباره برقرار شود و مزایای پیشینِ پرداخت‌نشده نیز به آن‌ها پرداخت شود. تعطیلات عید فطر نیز یک هفته در عربستان افزایش یافته است.
هدف محمد بن سلمان این بوده که با این اقدامات برای خود رضایت بخرد. اما در درازمدت و میان‌مدت، این اقدامات مخارج دولت را بالا می‌برد و به کسری بودجه شدیدتر دامن می‌زند. محمد بن سلمان احتمالاً هر بار مجبور می‌شود برای خرید رضایت از اصلاحات اقتصادی مورد ادعایش، عقب‌نشینی کند و این امر بار هزینه‌های دولت را بالا می‌برد بدون این‌که چیزی در عمل تغییر یابد.
به همین صورت، محمد بن سلمان، عربستان را وارد تقابلی با قطر کرد بدون این‌که برنامه‌ای برای خروج از این تقابل داشته باشد. در کل سیاست خارجی تهاجمی عربستان در کنار مخارجی که این سیاست خارجی به اقتصاد عربستان تحمیل می‌کند، ممکن است نتیجه عکس داده و به تضعیف هرچه بیشتر دولت سعودی منجر شود.


برای عضویت در کانال تلگرامی نکونیوز می‌توانید بر روی لینک زیر کلیک نمایید:
https://telegram.me/neconews
Share/Save/Bookmark


نام :
نام خانوادگی:
آدرس ايميل :
نام کاربری :
کلمه عبور:

نفت برنت

۴۶.۷۱

نفت خام وست تگزاس ( $/ بشکه )

۴۴.۲۳

نفت خام اوپک

۴۶.۵۲

گاز طبیعی- نایمکس Mbtu/$

۲.۸۶

طلا (دلار/ اونس )

۱۲۱۲

فولاد- دلار/تن

۳۱۲.۵

سنگ آهن- دلار/تن

۶۳.۲۱

مس- دلار/پوند

۲.۷