کد مطلب: 76482
 
فریدون برکشلی:
انتقادات به IPC غیراصولی است
سیاست منطقه‌ای ایران، کابوس ریاض است
 
فریدون برکشلی معتقد است که پس از انقلاب شرکت‌های خارجی همواره با قید احتیاط به ایران نزدیک شده‌اند و در رژیم سابق نیز علی‌رغم نبود فشارها و تحریم، صنعت نفت موفق به جذب فناوری خارجی نشد.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۱:۳۹
مصاحبه زیر در شماره هفتم مجله دیپلماسی انرژی منتشر شده که نکونیوز بنا به اهمیت آن، مصاحبه را بازنشر می‌کند.
- هدف چين فقط نفت نيست، بلكه چين حالا براى اهدافى فراتر از نفت پا به خاورميانه می‌گذارد.
- من بر اين باور نيستم كه مكانيسم قراردادهاى نفتى فعلى در سطح و شأن ظرفيت و قابليت مقتدرانه كنونى كشور است.
- عربستان در مقام دفاع از منافع بلندمدت اوپك، از طريق اشباع بازار جهانى نفت نقش مثبتى را ايفا كرده است.
 - دموكرات‌ها حتى از اين كه نفت شيل از نفس بيافتد تا حدى راضى هستند، زيرا كه نمی‌خواهند فشار جناح‌های زيست‌محيطى را بدرقه رييس جمهور دموكرات كنند.
 - ما دسترسى به وقايع، تحولات و اطلاعات دست اول نداريم و در نتيجه تصميماتمان انفعالى و منبعث از اراده بيگانگان بوده است.
-در حقيقت پروژه ٢٠٣٠ عربستان همان مفهوم اقتصاد مقاومتى است كه عربستان به سبك خود تلاس می‌كند كه آن را به اجرا بگذارد.


** دکتر فریدون برکشلی یکی از چهره‌های بزرگ نفتی کشور است که در حال حاضر ریاست گروه مطالعات انرژی وین را بر عهده دارد. وی ریاست امور اوپک وزارت نفت را نیز در کارنامه داشته و در بسیاری از نشست‌های اوپک حاضر بوده است. با برکشلی در مورد موضوعات متنوعی گفتگو کردیم. فریدون برکشلی معتقد است که پس از انقلاب شرکت‌های خارجی همواره با قید احتیاط به ایران نزدیک شده‌اند و در رژیم سابق نیز علی‌رغم نبود فشارها و تحریم، صنعت نفت موفق به جذب فناوری خارجی نشد. وی می‌گوید بعید است تا زمان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در ماه نوامبر سرمایه چندانی جذب بخش نفت و گاز کشور شود. برکشلی بر این نکته تأکید می‌کند که ایران در ممتازترین موقعیت خود در نیم‌قرن گذشته قرار دارد با این حال دیپلماسی انرژی کشور از قافله عقب‌مانده است. مصاحبه با برکشلی حاوی چنان نکات مفیدی است که به هیچ‌وجه نمی‌توان آن را خلاصه‌سازی کرد.

تدوین‌کنندگان قراردادهای جدید نفتی بر این نظرند که این مدل قراردادی می‌تواند سالانه حدود ۲۰ تا ۳۰ میلیارد دلار سرمایه جذب کند. با توجه به این که قراردادهای بیع متقابل در فاصله بین سال‌های ۷۴ تا ۸۴ تنها ۲۳ میلیارد دلار (یعنی تنها به اندازه نیازهای یک سال صنعت نفت) جذب سرمایه داشتند، آیا این بار هم تجربه قبلی تکرار نمی‌شود؟
من فكر نمى‌كنم كه با طراحى و اعمال مجموعه‌اى از چهارچوب‌هاى قراردادى در صنايع نفت و گاز بتوان با ضريب دقت بالايى پيش‌بينى كرد كه چه ميزان سرمايه در يك فرايند زمانى معين در ايران يا هر كشور ديگرى، جذب می‌شود. جذب سرمايه تابعى از عوامل متعدد است كه بر تصميم سرمايه‌گذاران براى سرمايه‌گذارى تاثير مى‌گذارد. متغيرهاى هزينه پول و روند قيمت‌ها در يك فرايند زمانى، پيش‌بينى عرضه، تقاضا و قيمت نفت، وعوامل ژئوپليتيكى در مناطق مختلف جهان به ويژه در خاورميانه و منطقه اوراسيا جملگى در تصميمات شركت‌هاى نفتى براى اقدام به سرمايه‌گذارى تاثير مى‌گذارد.
به علاوه در مورد جمهورى اسلامى ايران كه در حقيقت از ارديبهشت ١٩٨٠ ميلادى و در زمان كارتر رسما تحت تحريم نفتى ‌آمریکا قرار گرفت، سرمايه‌گذاری خارجى نفت و گاز همواره در حاشيه خاكسترى صنعت جهانى نفت قرار داشته و شركت‌ها با قيد احتياط به ايران نزديك شده‌‌اند و على‌الخصوص از انتقال دانش فنى حتى الامكان پرهيز داشته‌اند.
بنابراين به اعتقاد اينجانب هيچ چهارچوب قراردادى نمی‌تواند حجم و ميزان سرمايه‌گذاری خارجى را تضمين كند، بلكه می‌تواند در بهترين شرايط دامنه و گستره سرمايه‌گذاری را بسط دهد و درنتيجه انتظار جذب سرمايه‌گذاری بین‌المللی بيشترى را داشته باشد. در همين ارتباط من چندان خوش‌بين نيستم كه فرمول جديد قراردادهاى نفتى موسوم به IPC طى سه سال اول بتواند حتى در سطح فرمول قراردادهاى بيع متقابل سرمايه‌گذاری خارجى از سوى شركت‌هاى معتبر جذب نمايد. لازم به توضيح است كه در طول دهه اخير رقابت شديدى براى ظرفيت‌گسترى در كليه كشورهاى نفت‌خيز
من چندان خوش‌بين نيستم كه فرمول جديد قراردادهاى نفتى موسوم به IPC طى سه سال اول بتواند حتى در سطح فرمول قراردادهاى بيع متقابل سرمايه‌گذاری خارجى از سوى شركت‌هاى معتبر جذب نمايد.
به ويژه در خاورميانه در جريان بوده كه بقيه كشورها درمقايسه با ايران از شرايط ممتازترى براى جذب سرمايه برخوردار بوده‌اند.

وزارت نفت می‌گوید در قراردادهای جدید نفتی، شرکت‌های خارجی را ملزم می‌کند تا از بخش خصوصی شریک داشته باشند و به این ترتیب برخی از شرکت‌های بخش خصوصی به شرکت‌های بزرگ بین‌المللی در حوزه اکتشاف و تولید تبدیل می‌شوند. آیا این امر شدنی است؟ در کشورهای در حال توسعه این شرکت‌های ملی نفت نظیر پتروناس و پتروبراس بودند که مراحل ترقی را طی کردند و تحت حمایت‌های دولت به شرکت‌های بزرگ بین‌المللی تبدیل شدند. چگونه در ایران ممکن است یک استثناء روی دهد و به یکباره چندین شرکت خصوصی یا شبه‌دولتی، بدون این که زیرساخت‌ها، تجربه، منابع مالی، پژوهشگاه‌ها و منابع انسانی لازم را داشته باشند، به شرکت‌های بزرگ بین‌المللی تبدیل شوند؟
صنعت نفت داراى ماهيتى بین‌المللی است. موفقيت شرکت‌های بین‌المللی نفتی مديون حضور جهانى آنهاست. شركت پتروناس مالزى تقريبا ديگر نفتى توليد نمی‌كند ولى درآمد ساليانه آن از شركت ملى نفت ايران بيشتر است. شركت ملى نفت ايران با يك پيشينه يكصد و ده ساله دنبال جذب سرمايه از شركت‌هاى كم نام و نشان خارجى است. شركت‌های نفتى ايرانى داراى قابليت‌های زيادى هستند ولى قوانين و مقررات داخلى غالبا محدودكننده است. ايران كشور ميزبان سرمايه ضعيفى است. دررژيم گذشته هم ايران سرمايه و تكنولوژى مهمى جذب نكرد، حال آنكه تحريم و فشار خارجى هم نبود. قوانين و مقررات داخلى هم با عنوان خودكفايى، اصول اقتصاد مقاومتى را ناديده می‌گيرند.
در قراردادهاى مدل IPC انتقادات وايرادات عموما حاشيه‌اى هستند و خارج از اصول و واقعيت‌های اقتصاد نفت و گاز هستند. شركت ملى نفت ايران الان بايد در تلاش براى تدوين چهارچوب‌های سرمايه‌گذاری خارجى شركت ملى نفت و شركت‌های خصوصى يا نيمه‌خصوصى ايرانى در خارج از مرزهاى ايران باشد. تشكيل شركت‌های مشترك با كمپانى‌های خارجى براى سرمايه‌گذاری بین‌المللی، می‌بايستى جلوتر از تدوين قراردادهاى جذب سرمايه‌گذاری خارجى باشد. توانايى و قابليت‌های ملى در صنعت نفت ايران خيلى بالاست ولى ديپلماسى نفت و گاز به درستى عمل نمی‌كند. سرمايه‌گذاری خارجى مستقل از ساير واقعيت‌های بین‌المللی به درستى عمل نمی‌كند.
كميته بازنگرى قراردادهاى نفتى هنگامى شكل گرفت و عملياتى شد كه قيمت جهانى نفت بالاى ١٠٠ دلار در هر بشكه بود. امروز قيمت جهانى نفت زير ٥٠ دلار در هر بشكه است. بديهى است كه قيمت نفت و پيش بينى روند عرضه و تقاضا بر روى تصميم شركت‌هاى بین‌المللی تاثير می‌گذارد.
از سوى ديگر احتمالا تيم مذاكره كننده جمهورى اسلامى ايران با كشورهاى تحريم‌كننده ايران، كارشناس نفتى همراه خود نداشتند و از جزييات و مكانيسم‌ها و چرخش‌های شركت‌هاى نفتى در مقام تصميم‌گيرى براى سرمايه‌گذاری اطلاع كافى نداشتند. البته در اينجا بنا نداريم كه وارد اين نوع از جزييات شويم، ولى به اعتقاد اينجانب تا قبل از انتخابات ‌آمریکا در نوامبر سال جارى و فردى كه در كاخ سفيد مستقر خواهد شد، سرمايه‌گذاری عمده‌اى در صنعت نفت ايران انجام نخواهد شد. در عين حال هم اكنون مجلس سنا و مجلس نمايندگان ‌آمریکا هردو در اختيار حزب جمهوري‌خواه است و لذا رئيس‌جمهور آينده از حزب دموكرات هم به ناچار به قواعد شكل و ماهيت رابطه با ايران، پيوند خواهد داشت. بديهى است كه منافع ملى ايران تابع سياست‌هاى ‌آمریکا و هيچ كشور ديگرى نبوده و نخواهد بود، ليكن در مورد سرمايه‌گذاري‌ها در بخش نفت و همچنین غيرنفتى تاثير خواهد داشت.

در کل فضای شکل‌گرفته حول قراردادها جدید نفتی را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ با توجه به تجربه شما در صنعت نفت، ارزیابی‌تان از تقابل مخالفان و موافقان IPC چیست؟ آیا دولت موفق می‌شود در یک سال باقی‌مانده از عمر خود، در قالب IPC قراردادی امضا کند؟
همانطور كه عرض كردم، پروژه طراحى قراردادهاى نفتى ما در شرايطى كليد خورد كه بسيارى وقايع مهم منطقه‌اى و بین‌المللی اتفاق نيافتاده بودند و در حقيقت در آن مقطع پيش‌بينى هم نمی‌شدند. در خاورميانه جمهورى اسلامى ايران و عربستان در چند جبهه در حال جنگند. البته شكل كنونى اين برخوردها نيابتى است. در سوريه، يمن و تا حدى بحرين جنگ‌های نيابتى در جريان است. به درستى نمی‌توان پيش‌بينى كرد كه اين وقايع آغاز درگيري‌هاى رودرروى بعدى خواهند بود يا پايان آن. تركيه، در طى مدت كوتاهى چرخش مهمى در سياست خارجى و منطقه‌اى خود داشته است. كانون توجه سياست خارجى ‌آمریکا به تدريج از خاورميانه به سمت چين و جنوب درياى چين انتقال پيدا می‌كند. از طرف ديگر چين به تدريج وارد سياستهاى خاورميانه می‌شود. هدف چين فقط نفت نيست،
در خاورميانه جمهورى اسلامى ايران و عربستان در چند جبهه در حال جنگند. البته شكل كنونى اين برخوردها نيابتى است. در سوريه، يمن و تا حدى بحرين جنگ‌های نيابتى در جريان است. به درستى نمی‌توان پيش‌بينى كرد كه اين وقايع آغاز درگيري‌هاى رودرروى بعدى خواهند بود يا پايان آن.
بلكه چين حالا براى اهدافى فراتر از نفت پا به خاورميانه می‌گذارد. روسيه هم البته به طور جدى سياست‌هاى خاورميانه‌ای خود را بازنويسى كرده است.
عربستان و تركيه تجربه اشتباهات جدى در سياست‌هاى منطقه‌ای خود داشته‌اند. از سوى ديگر ديپلماسى منطقه‌ای ايران به طور مستمر پخته‌تر شده و از بلوغ بيشترى برخوردار گرديده است. ليكن در اين ميان ديپلماسى انرژى ايران از قافله عقب مانده است. البته ارزيابى نادرست از سرعت تحقق تعليق تحريم‌ها در عقب‌ماندگى ديپلماسى انرژى كشور نقش داشته است. در ديپلماسى گازى هم كاملا بلاتكليف عمل می‌كنيم. ايران اكنون در ممتازترين شرايط خود در نيم‌قرن گذشته قراردارد. اين موقعيت، ضرورت طراحى و اعمال ديپلماسى انرژى قدرتمندى را می‌طلبد كه البته در تلاش براى تحقق آن هستيم ولى من بر اين باور نيستم كه مكانيسم قراردادهاى نفتى فعلى در سطح و شأن ظرفيت و قابليت مقتدرانه كنونى كشور است؛ زيرا كه در حقيقت در شرايطى متفاوت طراحى شده و شكل گرفته است. ساختار میادین نفت و گاز ایران بسیار متنوع است. شاید تنوع ژئوفیزیکی آنها در خاور میانه بی‌نظیر باشد. لذا یک چارچوب واحد برای تمام مخازن قابل تعمیم نیست و در نتیجه استقبال شرکت‌های خارجی یکسان نخواهد بود.

وضعیت فعلی بازار نفت را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ به‌طور مشخص عربستان چه نگاهی به بازار نفت دارد؟
بازار جهانى نفت همواره با فراز و نشيب مواجه بوده است. در طول چند دهه اخير، سقوط قيمت‌ها در اواسط دهه ١٩٨٠، سپس اجلاس جاكارتا در ١٩٩٧ و در ٢٠٠٨ قيمت‌ها دستخوش تغيیر و تحول شدند. در واقع اين مكانيسمى است كه بازار فرايند سرمايه‌گذاری و عرضه و تقاضاى نفت را تنظيم می‌كند. بديهى است كه در عين حال عوامل متعدد مختلفى بر روى تغيیرات قيمت تاثير می‌گذارد كه تحولات ژئوپليتيك يكى از آنهاست. در سازمان اوپك در قيمت‌های خيلى بالا و يا خيلى پايين جنگ سهميه‌ها و نبرد براى به حداكثر رسانيدن توليد، در دستور كار اعضاء اوپك قرار می‌گيرد. در اين ميان توليدكنندگان غير اوپك هم می‌كوشند تا از صحنه رقابت عقب نمانند. تلاش براى به حداكثر رسانيدن توليد در شرايط نامتعادل بازار دو انگيزه دارد. اول به حداكثر رسانيدن درآمد و دوم پايه‌گذاری براى سهميه‌های بالاتر پس از برقرارى تعادل مجدد بازار.
حالا ترديدى نيست كه عربستان به عنوان بزرگترين كشور توليدكننده اوپك نقش مهمى در تعادل بازار ايفا می‌كند. طى دهه ١٩٨٠ عربستان توليدكننده شناور اوپك بود. بدين معنا كه عربستان عضو اصطلاحا سهميه آزاد بود. تمام اعضا بر پايه اصولى سهميه در اختيار داشتند ولى عربستان سهميه‌ای نداشت. اين به آن معنا بود كه هر آيينه قيمت‌ها از سطح مصوب سازمان اوپك پايين‌تر می‌رفت، عربستان موظف بود تا توليد خود را كاهش دهد تا تعادل به بازار برگردد. در عين حال وقتى قيمت از ميزان مورد انتظار بالاتر می‌رفت، آنگاه عربستان مجاز بود تا توليد خود را افزايش دهد تا قيمت از سطح مورد نظر سازمان بالاتر نرود. البته در آن مقطع، اوپك در اجلاس‌های وزارتى خود سطح توليد، سطح قيمت و در عين حال سهميه هريك از اعضا را تعين می‌كرد.
پس از سقوط قيمت‌های جهانى نفت در سال ١٩٨٥-٨٦، عربستان به ناچار ميزان توليد خود را كاهش داد و در مقاطعى به سطح زير ٣ ميليون بشكه در روز رسانيد، ولى هنوز هم كمكى به ثبات بازار نكرد، زيرا كه تعداد زيادى كشورهاى توليدكننده در خارج از اوپك ظهور كردند كه روسيه، نروژ و مكزيك از مهمترين آنها بودند. در آن مقطع بود كه عربستان عملا سياست امروز را پيشه كرد و بى محابا توليد خود را افريش داد كه سطح قيمت‌های جهانى نفت تا ٦ دلار در بشكه سقوط كرد.
در شرايط كنونى، بازار به اين يقين رسيده كه بازگشت به قيمت‌های بالاى ١٠٠ دلار در بشكه ناممكن است ولى از نوسانات لجام‌گسيخته بازار هم سخت نگران است. از همين روى طيف قيمت كم‌نوسانى در حد ٥٠-٦٠ دلار را منطقی می‌بيند.
حالا برگرديم به سوال اصلى جنابعالى، در واقع عربستان در مقام دفاع از منافع بلندمدت اوپك، از طريق اشباع بازار جهانى نفت نقش مثبتى را ايفا كرده است. قيمت بالاى نفت براى مدتى طولانى سرمايه‌گذاری در ذخاير و مناطق نفتى پرهزينه را مقرون به صرفه ساخت. كشف، استخراج و توليد نفت خام‌های غيرمتعارف و در رأس آنها نفت شيل و البته گاز شيل، توليد نفت در فلات قاره و آبهاى عميق يا مناطق بسيار سرد در قيمت‌های نفت بالاى بشكه‌ای ١٠٠ دلار می‌رفت تا توليد و عرضه نفت خام‌های متعارف اوپك را حاشيه‌ای سازد. لذا يك دوره قيمت نفت پايين و به خصوص با نوسانات غيرقابل پيش‌بينى، سرمايه‌گذاری در نفت خام‌های غيرمتعارف و همچنين انرژى‌های تجديدپذير را غيراقتصادى و در مواردى تقريبا براى هميشه غيرقابل استحصال ساخت. البته در اينجا كشورهاى توليد‌كننده نفت خام داراى ذخاير كم كه ناچارند به كوتاه مدت فكر كنند و براى يك دوره ١٠-٢٠ سال در حداكثر و قيمت بالا نفت خام خود را عرضه كنند، نگرانند.كشورهايى مانند ونزوئلا يا نيجريه هم كه دورانديشى اقتصادى كافى نداشته‌‌اند هم آسيب‌های جدى ديده‌‌اند ولى تا آنجا كه به ايران و عراق مربوط می‌شود يك دوره از قيمت‌های پايين و همراه با نوسانات غيرقابل پيش‌بينى در محاسبات
من بر اين باور نيستم كه مكانيسم قراردادهاى نفتى فعلى در سطح و شأن ظرفيت و قابليت مقتدرانه كنونى كشور است؛ زيرا كه در حقيقت در شرايطى متفاوت طراحى شده و شكل گرفته است. ساختار میادین نفت و گاز ایران بسیار متنوع است. شاید تنوع ژئوفیزیکی آنها در خاور میانه بی‌نظیر باشد. لذا یک چارچوب واحد برای تمام مخازن قابل تعمیم نیست و در نتیجه استقبال شرکت‌های خارجی یکسان نخواهد بود.
بلندمدت مطلوب ارزيابى می‌شود.

سقوط قیمت نفت باعث کسری بودجه شدید در عربستان شده است. دولت این کشور که درگیر سار مسائل نظیر جنگ در یمن است، چرا برای تسکین دردهای اقتصادی خود حاضر نیست از استراتژی افزایش سهم بازار خود دست بردارد و به استراتژی دفاع از قیمت‌ها روی بیاورد؟
به طوري كه اشاره شد، عربستان در راستاى استراتژى نفتى خود و تلاش براى طولانى‌تر ساختن وابستگى كشورهاى مصرف‌كننده به نفت خام اين كشور، اهداف تعريف‌شده‌ای دارد كه بيش از چهار دهه است كه آن را تداوم بخشيده و احتمالا در آينده هم ادامه خواهد يافت. البته عربستان در سال ٢٠١٤ نزديك به ٧٠٠ ميليارد دلار ذخاير ارزى داشت كه امروز نزديك به نصف شده است. البته سياست‌های نسنجيده و درگيرى در مناقشات منطقه‌ای هم لطمات سنگين اقتصادى براى عربستان داشته است. عربستان از ابتداى سال ٢٠١٦ مرتبا خود را درگير سياست‌هاى اشتباه ساخت. از ابتداى سال با اعدام روحانى شيعه اين كشور، خطاهاى استراتژيك عربستان يك به يك شروع شد. در اوپك تصميمات بر اساس برآيندى از منافع جمعى است. عربستان به اين واقعيت پشت كرد و با توجه به سقوط ايران از دومين توليد كننده اوپك به سومين توليد كننده، تصور كرد كه حالا يكه‌تاز ميدان اوپك است و بى نياز به حمايت ايران به تنهايى سياست‌هاى خود را اعمال می‌كند. تغيير وزير كاركشته اين كشور و جايگزينى او با يك وزير تكنوكرات، به اين اشتباه استراتژي دامن زد.
اين براى سياست‌های نفتى عربستان خيلى گران تمام شد. در سازمان اوپك، وزير نفت، وزير اول است و جايى براى تكنوکرات‌های بازار نفت نيست. صنعت نفت عراق بيست سال است كه عملا در اوپك نقشى نداشته است و در حقيقت عربستان با اتكا به حمايت ايران می‌تواند بازار نفت را مديريت كند. عربستان بر اين باور بود كه توليد ١١ميليونى خود را تثبيت می‌كند و آنگاه ايران را در سطح ٣ ميليون بشكه درروز در كنترل می‌گيرد و اين يك اشتباه استرتژيك خيلى فاحش اين كشور بود.
با عنايت به آنچه بيان شد، عربستان با پيوند زدن برنامه‌های نفتى خود با ملاحظات منطقه‌ای حتى در شرايط بازگشت ثبات نسبى به بازار، قابليت مديريت اوپك را تا حد زيادى از دست داده است. تحت شرايط كنونى، ‌آمریکا نسبت به قيمت نفت حساسيت چندانى ندارد. دموكرات‌ها حتى از اين كه نفت شيل از نفس بيافتد تا حدى راضى هستند، زيرا كه نمی‌خواهند فشار جناح‌های زيست‌محيطى را بدرقه رييس جمهور دموكرات كنند. فشار بر كشورهايى مانند روسيه و ونزوئلا را هم به نفع خود می‌بينند.عربستان از واقعيت‌های دنياى كنونى فاصله گرفته است.

تبعات سقوط قیمت نفت بر اقتصاد عربستان را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ آیا این تحلیل را قبول دارید که فشارهای اقتصادی، گرایشات مختلف درون آل سعود را به جنگ بر سر تخت پادشاهی سوق می‌دهد؟ آیا عربستان اصولاً می‌تواند این میزان از فشار اقتصادی را تحمل کند؟
اين مطلب درستى است. در عربستان حدود هفت هزار شاهزاده از اولاد خانواده آل سعود وجود دارند كه هر يك در درآمد نفتى اين كشور سهم دارند. به علاوه در ساير فعاليت‌های اقتصادى كشور به نسبت نزديكى به كانون قدرت فعالند. بديهى است كه كاهش قيمت نفت و درآمدهاى نفتى، روابط شاهزادگان را با دشوارى مواجه می‌سازد. از آنجا كه كشور فاقد قوانين مدنى مكتوب است، اصولى براى تنظيم روابط وجود ندارد و به اقتدار پادشاه بر می‌گردد. از هم اكنون آثار اختلاف در خانواده سلطنتى مشهود است و يكى از راهكارهايى كه در حال طراحى است، عرضه بخشى از سهام شركت آرامكو به شركتهاى خارجى به منظور كسب درآمد است. درعين حال اين استراتژى می‌تواند ابعاد مثبتى هم داشته باشد و آن بین‌المللی‌سازى شركت آرامكو است.
شركتهاى ملى نفت لازم است به سياست بین‌المللی‌سازى به طور جدى فكر كنند و برنامه‌ريزى كنند. شركت ملى نفت ايران هم قابليت بالايى براى حضور جهانى دارد و می‌تواند در صنايع نفت وگاز جهان حضور فعال و موثرى داشته باشد. شركت ملى نفت ايران می‌تواند در آسياى ميانه و قفقاز و به طور گسترده‌تر در منطقه اوراسيا نقش فعالى داشته باشد. درحقيقت ايران لازم است در طراحى و اجراى يك جاده ابريشم انرژى برنامه‌ريزى كرده و آن را به عنوان يكى از اصول ديپلماسى انرژى خود در دستور كار قرار دهد. عربستان سخت از حضور بین‌المللی و منطقه‌ای صنعت نفت ايران بيمناك است. در واقع علاوه بر مسائل داخلى خانواده آل سعود، يكى از دلايل تمايل عربستان در فروش بخشى از سهام آرامكو، تلاش در بین‌المللی‌سازى صنعت نفت آن كشور است.

جامعه عربستان به خدمات رفاهی ارائه شده از سوی دولت، یارانه‌های انرژی و مالیات پایین عادت کرده است. با این حال، سعودی‌ها سعی دارند یارانه‌ها را به شدت کاهش دهند و به سمت آزادسازی اقتصادی حرکت کنند. آیا این گذار اقتصادی، به شورش‌های اجتماعی در عربستان، نظیر آنچه در بهار عربی، شاهدش بودیم دامن نمی‌زند؟
بله اين واقعيتى است كه عربستان همانند ديگر كشورهاى نفت‌خيز عرب منطقه خليج فارس، دولت پرهزينه‌ای دارد و در نتيجه كاهش درآمدهاى نفتى همواره ملال‌آور است و دشواى‌هايى براى دولتها به همراه دارد. برپايه تجاب سالهاى گذشته عربستان و مابقى شيخ‌نشين‌ها بر اين مشکلات فائق آمده‌اند.
به بهار عربى يا ناآرامى‌های ٤-٥ سال اخير كشورهاى منطقه اشاره فرموديد. تجربه‌ای كه به دست آمد و امروز در واشنگتن يكى از سوژه‌های كانون‌های فكرى است، دريافت اين واقعيت است كه ناآرامى‌ها تماما در كشورهايى رخ دادند كه جمهورى بودند، يا در واقع غيرپادشاهى بودند. تونس، مصر و يمن كشورهاى غير پادشاهى هستند. در حالي كه مراكش، عربستان، كويت و شيخ‌نشين‌ها از ثبات سياسى برخوردار بودند. من و تعدادى از همكارانم در
طى سال‌هاى گذشته، كارشناسان ما عموماً مصرف‌كننده مطالعات و گزارشات موسسات و شركت‌هاى خارجى بوده‌اند. متاسفانه اين دسته از گزارشات و مطالعات دورريز اطلاعات نفتگران خارجى براى ما بوده است. ما دسترسى به وقايع، تحولات و اطلاعات دست اول نداريم و در نتيجه تصميماتمان انفعالى و منبعث از اراده بيگانگان بوده است.
كانون فكرى گروه مطالعات انرژى وين هم در حال مطالعه بر روى اين موضوع هستيم. در هرصورت واقعيت اين است كه كشورهای نفت‌خیز در هر دوره از افزايش و سپس كاهش قيمت نفت آنچه را كه از محل افزايش درآمدهاى نفتى طى سالها كسب كرده‌‌اند مجدداً به كشورهاى صنعتى باز می‌گردانند.
در حقيقت مبحث اقتصاد مقاومتى كه اينجانب نسبت به آن اهميت ويژه‌ای قايلم، يك راه حل دائم براى حل مسأله وابستگى به درآمد نفت است. در ميان كشورهاى عضو سازمان اوپك ونزوئلا هم اكنون سخت ترين شرايط را پشت سر می‌گذارد.

ایران و عربستان هر دو از کاهش قیمت نفت آسیب دیده‌اند. ایران همچنان آمریکا را به بدعهدی در اجرای تعهدات خود در برجام متهم می‌کند و عربستان نیز واضحاً از آمریکا ناراضی است. آیا این عوامل اقتصادی و سیاسی باعث نمی‌شود تا ایران و عربستان در میان مدت نزاع‌های خود را کنار بگذارند و به همگرایی روی بیاورند؟
ايران و عربستان طى سالها دليل زيادى برای همگرايى و نيز اختلاف داشته‌اند. بخش مهمى از اين اختلافات در قالب قدرت و ظرفيت توليد نفت تبلور می‌يابد. در اوپك و در بازار جهانى نفت، قدرت از آنِ بشكه‌هاست. بشكه‌های نفتى و ظرفيت توليد منشاء قدرت است و لذا هر آيينه دو كشور در توليد از يكديگر پيشى گرفته‌اند، قدرت‌نمايى منطقه‌ای و بین‌المللی آنان ارتقا پيدا كرده است. البته ‌آمریکا و عربستان داراى روابط استراتژيك دائمى هستند و ‌آمریکا نسبت به تماميت ارضى عربستان پايبند است. البته اين روابط می‌تواند دستخوش تحولات و فراز و نشيب‌هايى باشد. در اينجا مجددا به بحث ديپلماسى انرژى باز می‌گردم.
صنعت جهانى نفت يك باشگاه بین‌المللی است؛ يك باشگاه نسبتا كوچك و محدود. متاسفانه در سالهاى اخير هيچ مقام و يا كارشناس ارشد نفتى ايرانى در اين باشگاه حضور نداشته است. طى سال‌هاى گذشته، كارشناسان ما عموماً مصرف‌كننده مطالعات و گزارشات موسسات و شركت‌هاى خارجى بوده‌اند. متاسفانه اين دسته از گزارشات و مطالعات دورريز اطلاعات نفتگران خارجى براى ما بوده است. ما دسترسى به وقايع، تحولات و اطلاعات دست اول نداريم و در نتيجه تصميماتمان انفعالى و منبعث از اراده بيگانگان بوده است.
نكته مهم ديگر این که مشکل فقدان ديپلماسى رسانه‌ای در كشورمان ما را آسيب‌پذير ساخته است. به طور مثال عربستان ساليانه ٢٠٠ ميليون دلار هزينه تبليغاتى و فعاليت‌های رسانه‌ای حرفه‌ای فقط در ‌آمریکا می‌كند. ما در ايران ديپلماسى سايبرى يا ديپلماسى رسانه‌ای نداريم. در حال حاضر در اينترنت تعداد زيادى سايت‌های انرژى ظاهر شده‌‌اند كه خيلى مثبت است. ليكن اين انفجار اطلاعات، غالباً [بازنشرِ] مطالبى است كه از منابع خارجى به دست می‌آيند.
منظورم از طرح اين موضوع، اشاره به اين واقعيت است كه ما ديپلماسى رسانه‌ای و ديپلماسى انرژى جهت‌دار و فعالى در اختيار نداريم كه در غياب آن انفعالى برخورد می‌كنيم. درحقيقت از كاربرد ديپلماسى انرژى و رسانه‌ای بهره‌بردارى امروزى و جهت‌دار نداريم.

برنامه توسعه اقتصادی عربستان تا سال ۲۰۳۰، برنامه‌ای کاملا لیبرال و بر مبنای اقتصاد لیبرالی است. آیا اجرای این برنامه در یکی از غیردموکراتیک‌ترین کشورهای جهان امکان‌پذیر است؟
طى بيست سال آينده نقشه جغرافيايى خاورميانه تغيرات مهمى را به خود خواهد ديد. احتمالا تغيرات عربستان جدى‌تر از بقيه شيخ‌نشين‌های كوچك خواهد بود. من فكر می‌كنم كه هيچ كشورى در منطقه خليج فارس به دنبال ماجراجويى نيست. تغيرات احتمالى در منطقه ناشى از فشارهاى درونى نظام‌های حاكم خواهد بود. ايران لازم است حتى الامكان به شوراى همكارى خليج فارس نزديك شود و در پيمانهاى منطقه‌ای ريشه بدواند. ايران می‌تواند در پيمانهاى تجارى منطقه، حذف تعرفه‌های گمركى، سياست‌هاى ارزى واحد و نزديك شدن به يك بازار مشترك بازرگانى-اقتصادى برنامه‌ريزى كند و نقشه راه طراحى نمايد. ايران همچنين می‌تواند كشورهاى عضو سازمان اكو ECO را با محوريت خود به عنوان يك سازمان منطقه‌ای شكل دهد.
البته احتمال موفقيت عربستان در پروژه ٢٠٣٠ محتمل است، ولى اكنون زمان مناسبى است كه كشورهاى منطقه عمدتاً در يك اتحاديه اقتصادى با يكديگر همكارى و يا شايد رقابت كنند.
در حقيقت پروژه ٢٠٣٠ عربستان همان مفهوم اقتصاد مقاومتى است كه عربستان به سبك خود تلاس می‌كند كه آن را به اجرا بگذارد.

برخی از موسسات در حوزه انرژی و همچنین برخی از بانک‌های سرمایه‌گذاری بر این عقیده‌اند که مشکل مازاد عرضه موجود در بازار از نیمه دوم سال ۲۰۱۶ به بعد حل می‌شود و قیمت‌ها اندک اندک بالا می‌روند. آیا این تحلیل را قبول دارید؟ آینده بازار نفت را چگونه پیش‌بینی می‌کنید؟
نشانه‌های موثق از كاهش عرضه نفت در بازار ديده می‌شود. تولید نفت شيل كاهش قابل‌ملاحظه‌ای يافته است. اين كاهش تا سطح ۲.۵ ميليون بشكه در روز گفته می‌شود. توليد از مناطق پر هزينه روند كاهشى دارد. در طرف تقاضا، همچنان رشد توليد ناخالص داخلى چین در سطح ٦-٧ درصد ثبات پيدا كرده است و این بدان معناست كه بازار جهانى نفت موتور اصلى رشد خود يعنى چين را از دست داده است و احتمالا تا قبل از نيمه دوم ٢٠١٧ نمى‌توان انتظار داشت كه شاهد استحكام جدى قيمت‌ها بود. از سوی دیگر، تقاضا در درون سازمان اوپك و كشورهاى نفت‌خيز رو به افزايش است و لذا نشانه‌های مثبتى از بازگشت تقاضا در دست است.

اعضای اوپک در نشست الجزایر برای
جمهورى اسلامى ايران سياست منطقه‌اى پويا و قدرتمندى را طراحى و اعمال مى‌كند. اين سياست براى رياض كابوسى است و ميل ندارد به عنوان كشورى كه منافع ٤٢٠ ميليون نفر جمعيت سازمان اوپك را در گروگان منافع خويش گرفته است مورد قضاوت قرار گيرد.
کاهش سطح تولید در محدوده ۳۲.۵ تا ۳۳ میلیون بشکه در روز به توافق رسیدند. آیا این توافق حاکی از تغییر استراتژی عربستان سعودی از افزایش سهم بازار به «مدیریت عرضه نفت به بازارها» است؟ اهمیت توافق حاصل شده در الجزایر چیست؟

عربستان از ناحيه داخل و خارج ار كشور براى كاهش توليد تحت فشار قرار گرفته بود. عربستان به طور سنتى و حداقل از اوايل دهه ١٩٨٠ همواره نقش توليدكننده شناور اوپك را عهده دار بود و هر آيينه قيمت از سطح انتظار اوپك خارج مى شد، با كاهش (يا افزايش) توليد، بازار جهانى نفت را مديريت مى‌كرد. البته در سال ١٩٨٥، ذكى يمانى وزير نفت وقت به اوپك اعلام كرد كه كشورش همانند ساير اعضا مايل است سهميه رسمى داشته باشد و ديگر حاضر نيست تا نقش توليدكننده شناور را عهده‌دار شود. وقتى يمانى تحت فشار قرار گرفت، در اجلاس سپتامبر ١٩٨٥ در يكى از اجلاس‌هاى مكرر و طولانى اوپك در صحن اجلاس وزرا بر روى صندلى ايستاد و با صداى بلند اعلام كرد كه رياض از آن پس توليدكننده شناور اوپك نخواهد بود. البته و در عين حال هر آيينه تقاضاى جهانى نفت بالا مى‌رفت، عربستان سريعا نقش شناور را ايفا مى‌كرد و توليد خود را افزايش مى‌داد ولى در مواقع كاهش قيمت حاضر نبود توليد خود را كاهش دهد و خواستار كاهش توليد جمعى مى‌شد؛ دقيقا مانند شرايط امروز بازار.
عربستان از سال ٢٠١٢ و پس از اعمال تحريم‌های بين‌المللى بر عليه جمهورى اسلامى ايران، عملا شرايطى را فراهم آورد كه سازمان اوپك نه سقف توليد و نظام سهميه‌بندى داشت و نه سطح معينى از قيمت؛ و در نتيجه عملا سازمان اوپك از نقش خود به عنوان سازمان ناظر بر مديريت بازار جهانى نفت فاصله گرفت و همانند توليدكنندگان غير اوپك عمل مى‌كرد. اين سياست تا زمانى كه قيمت نفت در بازار جهانى سه رقمى بود، اعتراضى را از سوى اعضا دربر نداشت ولى آنگاه كه قيمت به زير ٣٠ دلار در بشكه سقوط كرد و اوپك در طول ٢٠١٤ قريب به ٥ تريلیون از قدرت خريد خود را به نفع مصرف‌كنندگان از دست داد، تبديل به معضلی شد كه دامان رياض را هم گرفت و عربستان براى مقابله با كسرى بودجه خود در حدود ٢٠٠ ميليارد دلار از داريى هاى خود را خرج كرد. در واقع عربستان شرايطى سخت آسيب‌پذير پيدا كرد ولى هنوز مى‌خواست تا بازار را با كاهش توليد جمعى اعضاى سازمان مديريت كند. البته سياست ايران و مقاومت ايران، عربستان را در شرايط دشوارى قرار داد. در حقيقت سقوط النعيمى تا حد زيادى ناشى از سياست ماهرانه ايران در قبال اوپك بود. يمانى هم در سال ١٩٨٧ به يمن سياست جمهورى اسلامى ايران سمت خود رااز دست داد و در اين مقطع تاريخ تكرار شد.
همان‌طور که گفتم بديهى است كه بازار جهانى نفت موتور اصلى رشد خود يعنى چين را از دست داده است و احتمالا تا قبل از نيمه دوم ٢٠١٧ نمى‌توان انتظار داشت كه شاهد استحكام جدى قيمت‌ها بود. بازار لازم است تا عزم اوپك را جذب كند و كاهش عرضه فيزيكى نفت را تجربه كند تا قيمت به سطح مورد نظر كنونى اوپك يعنى ٦٠-٧٠ دلار در بشكه ارتقا پيدا كند. درعين حال نشست الجزيره يك اجلاس مشورتى بود و تنها در اجلاس‌هاى رسمى، اوپك مجاز است تا تصميمات خود را رسميت بخشد.

زنگنه در نشست الجزایر گفت که عربستان و ایران در بازار نفت می‌توانند با هم مذاکره کنند و مذاکره هم کرده‌اند. آیا توافق اوپک برای کاهش سطح تولید نفت را مقدمه‌ای برای تغییر رفتار تهاجمی عربستان می‌دانید؟ آیا باید انتظار داشته باشیم تا در سایر مسائل منطقه‌ای هم عربستان جایگاه ایران را به رسمیت بشناسد؟
اختلافات سياسى و كشمكش‌هاى برون سازمانى اوپك، الزاما تاثيرات مهمى در بازار نفت و سياست‌هاى درون سازمانى اوپك ندارد. پاره‌اى از تصميمات مهم و سرنوشت‌ساز در اوپك در مقاطعى اتخاذ شده كه عملا خاك يك كشور عضو توسط عضو ديگرى در اشغال بوده است. براى مثال يكى از مهمترين تصميمات اوپك تنها چند روز پس از واقعه دردناك و خونینِ مكه در زمان جنگ تحميلى ما بين ايران و عربستان و در سازمان اوپك اتخاذ شد. دلايل متعدد است. پادشاهى عربستان سخت نگران مشروعيت خويش است و هر آيينه مشروعيت خود را در معرض تهديد ببيند، مواضع خود را تعديل مى‌كند. جمهورى اسلامى ايران سياست منطقه‌اى پويا و قدرتمندى را طراحى و اعمال مى‌كند. اين سياست براى رياض كابوسى است و ميل ندارد به عنوان كشورى كه منافع ٤٢٠ ميليون نفر جمعيت سازمان اوپك را در گروگان منافع خويش گرفته است مورد قضاوت قرار گيرد.
سياست ايران در الجزيره حساب‌شده بود. عربستانى‌ها به خوبى متوجه شدند كه ايران از تحريم شوراى امنيت خارج نشده تا در چنبره تحريم عربستان و اوپك گرفتار آيد. سازمان اوپك پيام را به خوبى دريافت كرد. در اينجا به اهميت نقش محمد باركيندو دبير كل جديد اوپك هم لازم است اشاره شود. دبيرخانه اوپك ١٠ سال در سيطره يك ژنرال سابق ارتش سرهنگ قذافى بود كه البته تابع منافع عربستان بود. انتخاب باركيندو شاگرد مكتب ريلوانو لقمانِ فقید كه نقش به سزايى در تحكيم موقعيت سازمان اوپك داشت، در بسترسازى همكارى‌ها در سازمان اوپك داراى اهميت است.

برای عضویت در کانال تلگرامی نکونیوز می‌توانید بر روی لینک زیر کلیک نمایید:
https://telegram.me/neconews
Share/Save/Bookmark


نام :
نام خانوادگی:
آدرس ايميل :
نام کاربری :
کلمه عبور:

نفت برنت

۵۴.۶۱

نفت خام وست تگزاس ( $/ بشکه )

۵۱.۵۸

نفت خام اوپک

۵۲.۳

گاز طبیعی- نایمکس Mbtu/$

۳.۳۷

طلا (دلار/ اونس )

۱۲۱۱.۶

فولاد- دلار/تن

۳۱۲.۵

سنگ آهن- دلار/تن

۷۸.۸۳

مس- دلار/پوند

۲.۶۸