۳
 
کد مطلب: 1221
 
مهندس غلامحسین نجابت :
صنعت پتروشیمی می تواند در سال 1404 رتبه اول منطقه را کسب کند
 
اشاره : صنعت پتروشیمی یکی از مهمترین حلقه های وابسته به صنعت نفت است . این صنعت می تواند ارزش افزوده بالایی را برای اقتصاد هر کشوری به وجود آورد . شاید به همین خاطر بود که در سند چشم انداز 1404 ، دست یابی به رتبه اول منطقه در خصوص تولید محصولات پتروشیمیایی را جزو اهداف اصلی سند به حساب آوردند . اما با گذشت 6 سال از شروع سند چشم انداز ، توانسته ایم معادل 30 درصد سند را طی کنیم ؟ این سئوالی است که از مهندس غلامحسین نجابت می پرسیم و مصاحبه را با همین سئوال آغاز می کنیم . مهندس غلامحسین نجابت از این بابت مورد پرسش قرار می گیرد که شروع دوره مدیریتی ایشان با شروع سند چشم انداز همراه بود ، بنابراین اجرای این برنامه باید از زمان مدیریتی وی آغاز می شد . مهندس نجابت ، مستدل سخن می گفت . او امیدوار است که بهار صنعت نفت آغاز شود .
تاریخ انتشار : يکشنبه ۸ آبان ۱۳۹۰ ساعت ۲۲:۳۲
آقای مهندس ،سند چشم انداز توسعه كشور، ‌ابلاغیه مقام معظم رهبری برای ۱۴۰۴ سرفصل های گوناگونی داشت و یكی از مهم ترین سرفصل ها بحث دستیابی به جایگاه اول منطقه در همه ی زمینه ها و به خصوص در صنعت نفت، ‌گاز و پتروشیمی بوده است. به طوری كه پیش بینی شده بود ایران در سال ۱۴۰۴ بتوانداز لحاظ تولید مواد و كالاهای پتروشیمیایی در منطقه به مقام اول برسد. تقریباً‌ شش سال از این چشم انداز گذشته است و ما نزدیك به سی درصد آن را پشت سر گذاشته ایم. با توجه به اتفاقاتی كه طی شش سال گذشته رخ داده است، به نظر شما ما میتوانیم با ادامه روند كنونی به اهداف چشم انداز دست پیدا كنیم؟
حتما در جریان مبانی طراحی آن چشم انداز در زمینه پتروشیمی هستید. با توجه به این كه آن مبانی هنوز وجود دارد و به صورت بالقوه امكان دستیابی به آن هست من امیدوارم با اقداماتی كه انجام گرفته و در آینده به صورت فعال تر دنبال میشود، ‌به آن چشم انداز برسیم. 
‌جدا از مبانی نگاه ها و دیدگاه ها و به هرحال عملكرد هم هست. مطمئناً در این مدت كه كشورهای منطقه نمیتوانند بیكار بنشینند. عربستان در حال حاضر، ‌دو برابر تولید فعلی كشور، كالاهای پتروشیمی تولید میكند. طبق آخرین آماری كه من داشتم، سابیك حدود بیش از هفتاد درصد منطقه را در اختیار دارد. باتوجه به رقیب بزرگی كه ایران دارد، باز هم میتوانیم به آن چشم انداز دست پیدا كنیم؟
ببینید، بحث دو قسمت است. یكی این كه ببینیم آیا امكان دسترسی به آن وجود دارد یا نه و دیگری نحوه ی پیگیری و عملكرد ماست. جواب اولین سوال مثبت است. برای این كه آن چشم انداز بر اساس دو اصل طراحی شده بود. یكی این كه ما و قطر در منطقه گاز داریم و هیدروكربورهای حاصل از گاز برای تولیدات پتروشیمی بسیار ارزان تر و گسترده تر است. قطر عمدتاً‌ حركتش را با ال. ان. جی. تولید كردن شروع كرد. ال. ان. جی. تولید میكرد و بنابراین هیدروكربورها را برای توسعه پتروشیمی در نظر نگرفته بود. هرچند كه جدیداً تجدید نظر كرده است و كم كم به سمت جداسازی اتان و گسترش این مسئله گام برمیدارد. اما كشورهای دیگر مثل عربستان كه از ما جلوتر هستند و باید آن ها را پشت سر میگذاشتیم، ‌گاز نداشتند و تولیدات پتروشیمی از هیدروكربور های حاصل از نفت گران تر تمام میشد. بنابراین در این اصل، ‌آنچه كه برای كسب جایگاه اول در منطقه طراحی شده بود بسیار عملی و حساب شده بود. نكته ی دوم این است كه ما در منطقه كشوری هفتاد میلیون نفری هستیم و حرف اول را می زنیم و از لحاظ تخصص، دانش و زیربناهایی كه ایجاد شده بود آمادگی كامل برای این جهش وجود داشت. زمانی در عسلویه حدود صدهزار نفر ودر ماهشهر حدود پنجاه هزار نفر برای توسعه كار میكردند و برای ایجاد كردن چنین پتانسیلی در سطح كشور، ‌سال ها كار انجام شده بود. بنابراین الان، ‌آن پتانسیلی كه پیش بینی شده بود وجود دارد و فقط باید توانست آن را پیاده كرد و از امتیازاتی كه در منطقه داریم استفاده كرد. همین چهارده سال باقی مانده برای رسیدن به آن هدف كافی است، ‌مشروط بر این كه آن برنامه واقعاً‌ به اجرا در آید. پروژه هایی كه باید در پنج ساله اول این چشم انداز بیست ساله اجرا شود، به صورت كامل اجرا نشده است و در پنج سال دوم –كه یك سال ونیم ازآن گذشته است- با تمهیداتی كه دیده شده است حدود یك اعتبار هشت و نیم میلیارد دلاری از یك طریق تعییین كردند وحدود هفت میلیارد دلار از صندوق توسعه ملی برای طرح های پتروشیمی اختصاص داده شده كه مجموعاً حدود بیست و یك طرح است كه از آن هشت و نیم میلیارد دلار استفاده میكند. تعداد دیگری طرح هم هست –چون طرح های توسعه ملی، ‌از طرح های اعتبار اول كوچكتر است- كه بتواند آن جهش را انجام دهد. بنابراین تمام ابزار، ‌امكانات و ملزومات این حركت وجود دارد. امیدواریم كه با نحوه ی پیگیری برای اجرا به ثمر بنشیند. 
‌در شش سال گذشته بر اساس همین اهداف تعریف شده توانستیم به چیزی دست پیدا كنیم یا خیر؟
چیزی كه مسلم است، ‌از شش سالی كه از چشم انداز گذشته ما به آنچه كه تعریف شده بود نرسیدیم.
چرا؟
به خاطر این كه درقبل پتروشیمی تنها شركتی در خانواده نفت بود كه به صورت خودگردان عمل می كرد و با اعتباراتی كه از دارایی هایش حاصل شده بود؛ از كشورهای خارجی تامین مالی می كرد و با آن ها طرح اجرا می كرد و از درآمدشان توسعه می داد. اگر شما به تاریخچه پتروشیمی برگردید، از سال ۱۳۴۳ كه شركت ملی صنایع پتروشیمی تاسیس شده تا به امروز هیچ مبلغ قابل ذكری از بودجه های دولتی در اختیارش نبوده و خود شركت پول تامین كرده و توسعه داده است. الان به گونه ای ، تقریباً مجموعه ی دارایی هایی كه صنایع پتروشیمی ایجاد كرده بالای چهل میلیارد دلار است. این منبع به چند دلیل محدود شد: ‌اول به خاطر این كه آنچه را كه پشتوانه اعتبارات قرار می دادند، ‌قطعه قطعه شدند. با خصوصی سازی شركت ملی صنایع پتروشیمی، پشتوانه لازم را برای تامین نداشت. به گونه ای كه در قبل، محصولات كارخانجات پیش فروش می شد و بابت آن اعتبار گرفته می شد و كسی هم كه پیش خرید می كرد به این دلگرم بود كه ما واحدهای تولیدی دیگری داریم كه اگر احیاناً‌ تولید این واحد به تاخیر افتاد، از آن واحدها محصولش را میگیرد و وقتی این پشتیبانی ها از بین رفت، ‌آن ارقام درشت نمی تواند تهیه شود. تحریم ها هم مقداری محدودیت ایجاد كرد .دیگر این كه در طرح های توسعه، صنایع پتروشیمی را محدود و محروم از سرمایه گذاری كردند و گفتند بخش های خصوصی باید این كار را انجام دهند. در این بین ‌طرح های توسعه ای مغفول ماند. نه متولی پیشین این مسئله را دنبال می كرد و نه بخش خصوصی سازماندهی شده بود. بنابراین طرح ها ماندند و به شكلی كه قرار بود، ‌اجرا نشدند.
یعنی با توجه به مواردی كه شما فرمودید، ‌امكان پذیر نیست، قابلیت تحقق این هدف وجود دارد، ‌اما با روندی كه درپیش گرفته ایم میسر نخواهد شد.
شما سوال كردید دسترسی به آن برنامه امكانپذیر هست یا نه. من می گویم بله. و گمان نمی كنم ملزومات رسیدن به آن هم، در شرایط فعلی امكان ناپذیر باشد. بستگی به این دارد كه آیا از این امكانات به نحو مطلوب استفاده كنیم یا خیر. ارزیابی من این است كه با آمدن آقای مهندس قاسمی در وزارت نفت و با توجه به سوابق ایشان؛‌ حتما تحولی در زمینه اجرا به وجود خواهند آورد. اینکه آیا این پتانسیل - با توجه به آن چه كه در قسمت نفت نسبت به برنامه تاخیر داریم - بیشتر صرف نفت می شود؟ و یا این كه ایشان به قسمت های دیگر هم رسیدگی می كنند و پتانسیل های بالقوه را عملی می كنند را باید دید. بنابراین عمده امید من به شناختی كه در كارهای اجرایی از ایشان دارم، ‌برمی گردد. و پیش بینی می كنم فارغ از آنچه كه تا به حال بر وزارت نفت حاكم بود، ‌عمل كنند و جهش مطلوب را درزمینه توسعه به عمل بگذارند. 
حال چه باید كرد؟ شما به مواردی اشاره کردید كه خصوصی سازی عملاً منابع مالی را از پتروشیمی گرفت و طرح های توسعه ای را محروم كرد. و تحریم ها هم كه یك موضوع عمومی است. با توجه به این قابلیت هایی كه در كشور وجود دارد، صنعت پتروشیمی باید چه بكند كه به جایگاه خودش برسد و عقب ماندگی شش ساله اش را هم جبران كند. این روند باید معكوس شود یا باید روند دیگری را در پیش گرفت؟
من تصور می كنم لازم است كه این خصوصی سازی انجام بگیرد. اما اگر به فرمان مقام معظم رهبری در این باره برگردید، ‌می بینید كه محور آن بر این اساس است كه اول بررسی كنید، ‌طراحی كنید و بعد عمل كنید. ما متاسفانه یكی از ایرادهایمان این است كه اول عمل می كنیم. ما پیش بینی كرده بودیم كه اگر بخش خصوصی بخواهد در ایران سرمایه گذاری كند. می بایست پشتیبانی و تضمین شركت های مادر و حاكمیتی را به همراه داشته باشد. نباید انتظار داشته باشیم بخش خصوصی داخلی برای یك پروژه دومیلیارد دلاری بتواند تضمین بدهد. آنچه كه طراحی كرده بودیم این بود كه شركت ملی صنایع پتروشیمی كه یك مركز تخصصی است این واحد را به وثیقه می گیرد و به پشتوانه آن، تامین مالی را تضمین می كند تا بخش خصوصی بتواند حركت كند. در غیر این صورت، ‌طبق قانون نه صنایع پتروشیمی حق ورود به آن را دارد و نه پتروشیمی توانش را دارد. آنچه كه من در جریان قرار گرفتم این بود كه برخلاف قبل كه وزیر سابق که قویا تاكید كرده بودند كه شركت ملی صنایع پتروشیمی مطلقاً‌ تضمین هایش را حذف كند و برای همین بخش خصوصی هیچ پشتیبانی نداشت و تقریبا راكد شده بود، وزیر نفت جدید قویا تاكید كردند كه پشتیبانی و تضمین می كنند و حتی امكاناتی را هم فراهم می كنند. برای همین ما نباید به عقب برگردیم و چیزی را كه می تواند نتایج خوب دهد را منتفی كنیم. . اما باید بر حسب شرایط محیطی و مملكتی طراحی هایمان را انجام دهیم و كمبودها را جبران كنیم تا برنامه اجرا شود. پس امكان انجام كار توسط بخش خصوصی برای توسعه وجود دارد و ما باید حداقل های مورد نیاز را اضافه كنیم تا بتوانیم حركت كنیم.
در مورد بحث تحریم ها چطور؟ فكر می كنید راهی هست كه بتوان با آن ها مقابله كرد؟
اگر به قبل از تحریم برگردیم؛‌ -كه تمام منابع دنیا برای تامین تجهیزات در اختیارمان بود- می بینیم صنایع پتروشیمی بنا بر شواهد موجود، ‌به مرز حدود هفتاد درصد داخلی رسیده بود. به صورتی كه مهندسی اصولی، ‌مهندسی تفصیلی طرح ها را خودمان انجام میدادیم. منظورم از خودمان شركت های مشاور و پیمانكاری است و كارخانجات ساخت تجهیزات بسیار تجهیز شده بودند و آماده یك حركت تحول برانگیز شده بودند. به صورتی كه تجهیزات ساخته شده ، ‌پیشرفته و استاندارد و قابل قبول بود. در رابطه با نصب و راه اندازی هم افراد متخصص داشتیم. بنابراین قضیه فقط به تجهیزاتی محدود میشد كه ساختشان در داخل به صورت تك دانه به مصلحت اقتصادی نبود. پس ما یك زیربنای توانمند و خوب برای این كه اگر محدودیتی در این رابطه ایجاد شود، به آن پررنگی حركتش را خدشه دار نكند ایجادكرده بودیم. كه الان هم حركت های ما در رابطه با آن تجهیزات محدودیتی ندارد. یك بعد دیگر، ‌بعد تامین مالی است كه ارزیابی من این است كه آنقدری كه ما به دلیل تصمیمات ناهماهنگ با برنامه ریزی مان به این اعتبار لطمه زدیم، ‌تحریم به آن میزان اثر نگذاشته است. به گونه ای كه اگر ما به درآمدهای نفتی مان نگاه كنیم، میزان اعتباری را كه از خارج مجموعه سازمان های ایران در سال می گرفتند، حدود ۱۳ میلیارد دلار در بهترین شرایط عنوان شده است. فرض كنیم ‌این حذف شده است. نفت از حدود سی وپنج تا چهل دلار سال ۱۳۸۴ به صد دلار رسیده است. یعنی هر بشكه نفت شصت دلار افزایش پیدا كرده است. این شصت دلار با روزانه دومیلیون بشكه نفت صادرات در سال رقم چندین برابر آن چه كه ما از بیرون تامین میكردیم هست. اگر به گونه ای سازماندهی كرده بودیم كه این بتواند جایگزین آن شود، ‌پتانسیلش را داشتیم. اگر كشوری كه مثل ما درآمد نفتی ندارد، ‌دچار چنین محدودیت هایی می شد ممكن بود نتواند جایگزین آن اعتبارات را كند. ولی ما این را داشتیم و داریم. فقط باید مسئولین قبول كنند كه محور توسعه این مملكت وزارت نفت است. هرگونه سرمایه گذاری كه ما در رابطه با توسعه ی این بخش انجام دهیم، ‌موتور محركه ای برای حركت بخش های دیگر می شود. شاید صرفا طرح های نفت آن چنان تعیین كننده نباشد، اما چون موتور محركه سایر بخش هاست چه از لحاظ اشتغال و چه از لحاظ واحدهای میان دستی و پایین دستی كه بدین طریق راه می افتند، تحول ایجاد می كند. متاسفانه اگر در شش ساله اول نگاهی به وزارت نفت كنیم می بینم كه در ابتدا چهار وزیر پیشنهاد میشوند و مورد پذیرش قرار نمی گیرند. وزیری كه انتخاب میشود در دوسالی كه هست به دلیل اختلاف نظر با دولت چندان مورد پشتیبانی قرار نمی گیرد و متعاقبش وزیر دیگری می آید كه میخواهد بین نقطه نظرات تعادل برقرار كند اما بهار روابطش هم نهایتا به كمتر از یك سال می رسد و بعد دچار همان مشكلات می شود. به دنبال آن كسی می آید كه از خانواده نفت نیست و تصور می شد بنابر رابطه ای كه با دولت دارد، هماهنگی هایی وجود داشته است. این هم به یك سال نرسید. به گونه ای كه سست شدن ایشان در وزارت نفت از تقریبا سه ماهه چهارم سال ۸۹ كلید خورد. خب وزارتخانه ای كه وزرا قبلا حداقل هشت سال رویش كار می كردند و برنامه می ریختند و میشد ازشان سوال كرد كه آیا هشت سال برای ارائه كارنامه كافی است یا خیر، چگونه می شود در چنین وزارتخانه ای که به عنوان محور توسعه مطرح می شود با مدیریت های یك ساله آن هم بدون پشتیبانی های لازم و در حال جنگیدن در چند جبهه، برنامه چشم انداز را به نتیجه رساند؟! اگر قرار است كه برنامه چشم انداز عملی شود بهتر است باید ها را در نظر گرفت که تا فراهم نشوند قطعاً به آن اهداف تعیین شده نخواهیم رسید و حتی مقداری هم عقب تر خواهیم رفت. 
آن باید ها، چه مواردی هستند؟
یك نكته اش، ‌ثبات ملی است. پذیرش مجموعه ارگان های حكومتی از بابت این است كه وزارت نفت، ‌موتور محركه اقتصاد مملكت است و این هم تامین كننده ارز مملكت است و هم راه انداز واحدهای میان دست و پایین دست است و هم از لحاظ ایجاد تخصص و بالا بردن سطح اشتغال تعیین كننده است. باید مجلس، ‌دولت و همه ارگان ها این را بپذیرند و حمایت كنند و این حمایت، ‌به صورت غیرمستقیم به خودشان برمی گردد. یعنی اگر این موتور محركه خوب كار كند و تنظیم باشد قطعاً‌ به مقصد می رساند. ارزیابی كنونی این است كه مدیریت كنونی ممكن است این فاكتور را داشته باشد. باید صبر كرد و دید واقعا آن چه را كه قول دادند و آن چه را پیش بینی می شود كه به وقوع بپیوندد رخ خواهد داد یا نه. باید ها مشخص است و مدیریت، ‌برنامه ریزی، ‌شجاعت تصمیم گیری كه لازمه اش شناخت كافی از مطلب است می خواهد كه برای این موضوع باید افراد توانمندی كه بتوانند این بار را به مقصد برسانند به كار گرفت. می شود كارها را قسمت كرد و از همه پتانسیل ها در جایگاه های مختلف و به انحاء مختلف استفاده كرد.
یكی از مسائلی كه شمابه خوبی مطرح كردید همین بحث مدیریت در وزارت نفت است. اما نكته ای كه بعضی از كارشناسان طرح میكنند، ‌بحث سیاست های فردی است كه عملا بر تصمیم گیری های اقتصادی حاكم است. در دوره های گذشته ما ثبات مدیریتی داشتیم. وزیری هشت سال بود، وقتی وزیر جدیدی می آمد چهار سال كار میكرد و یا در دو دوره خدمت میكرد. این وزیر سیاست های جداگانه و متفاوتی از وزیر قبلی اتخاذ می كرد. این مسئله نمی تواند اثرگذار باشد؟ یعنی این سیاست های فردی مشكل ایجاد نمی كرد؟
ببینید، ‌وقتی چشم انداز تعریف میشود به این معناست كه نظامی تصمیم گرفته در طول بیست سال –هركس كه بیاید و برود و تغییر كند- در راستای یك برنامه تنظیم شده حركت كند. معنی چشم انداز بیست ساله این است. اگر قرار باشد كه ما برنامه بیست ساله داشته باشیم و طبق یك نظر فردی عمل كنیم، ‌امكان حركت در آن راستا وجود ندارد. مجموعه ای از حركت های مختلف می شود. 
ولی ما قبلاً‌هم دارای برنامه های پنج ساله توسعه بودیم و هر وزیر و مدیری كه می آمد ظاهرا در آن راستا حركت می كرد اما بعدا كه گزارشهای نظارتی منتشر می شد، میدیدم چنین اتفاقی نیافتاده است.
بیبنید همه این مسائل نسبی است و ما هیچگاه مطلق و صد در صدی صحبت نمیكنیم. اگر ما به مقاطع مختلف زمانی نگاه بكنیم باید ببینیم درصد در راستای برنامه بودن اقدامات چقدر بوده است. بر حسب امتیازاتی كه كسب می كنند، می گوییم چه دوره ای بیشتر در راستای برنامه بوده یا نه، ‌چه دوره ای فعال تر بوده و چه دوره ای اثرگذار تر بوده است. نسبی است. بنابراین ما توقع نداریم برنامه چشم انداز صد در صد انجام بگیرد اما وقتی حتی نسبی هم نگاه می كنیم می بینیم امتیازی كه متناسب با توان بالقوه و امكاناتمان هست، ‌آورده نشده است. شما اگر نگاه كنید برای پنج ساله اول وزارت نفت باید صد و سی و هشت میلیارد دلار سرمایه گذاری می شد تا سهمی از برنامه بیست ساله به وقوع بپیوندد. كه تازه مشروط بر این بود كه قیمت ها به اندازه ی سال ۱۳۸۳ كه برآورد انجام شده بود، ‌می ماند. در صورتی كه ما شاهد هستیم مثلاً پروژه ای که در پارس جنوبی در آن سال با مبلغ ۶/۱ میلیارد دلار منعقد شده، با چیزی حدود ۲/۴ میلیارد دلار تمام می شود. پس یكی از برنامه ها انجام گرفته، ‌اما با قیمت سه برابرتمام شده است. اتفاقی كه افتاده،‌این بوده كه رسما اعلام كرده بودند كه چهل درصد برنامه انجام گرفته شده است. این باعث میشود كه از ۱۳۸ میلیارد دلار حدود ۸۰ میلیارد دلار برای پنج ساله ی بعد بماند. پنج ساله ی بعد، ‌خودش ۱۵۸ میلیارد دلار ست و با هشتاد میلیارد قبلی ۲۳۸ میلیارد دلارمیشود. مثلی هست كه میگوید یک لا نرسید، دو لاكنید كه برسد. ۱۳۸ تا داشتیم، ‌بیش از ۵۰درصد ‌از آن را عقب افتادیم. حالا شده ۲۳۸ میلیارد دلار و ما عقب تریم. بنابراین برای این كه در پنج ساله ای كه می بایست ۱۳۸ میلیارد دلار را تامین می كردید و این بخش را بیش از همه جا مواظبت می كردید، بیشترین تلاطم را برایش بوجود آوردید. در مرحله اول كل اصل وجودی اش را زیر سوال بردید و در مرحله دوم تمام دوران پنج ساله به جای پشتیبانی های كامل و بیشترین وقت را روی این گذاشتن، همه ی كشمكش در رابطه با اختلاف نظر بود. خب معلوم است كه در چنین شرایطی اصلاً‌ فرصت انجام دادن كارهای بزرگ را پیدا نمیكنیم. اگر میخواهید از توان بالقوه تان استفاده كنید، باید شرایطش را به وجود بیاورید. باید آقایان بپذیرند كه این مجموعه، ‌مجموعه ای نیست كه با آن احساسی برخورد كنند و به عواقب دراز مدتش فكر نكنند. امیدواریم كه با شناختی كه داریم بهار این مدیریت جدید طولانی شود. با مشخصاتی كه دارد ، پشتیبانی سنگین مجلس را داشته و رابطه ای كه با دولت دارد. مضاف بر آن تجربه ی اجرایی دارد و یكی دیگر از فاكتورهای مثبت مدیریت جدید این است كه همه ی هم و غمش را روی اجرا می گذارد و اصلا وارد حاشیه ها و كشمكش ها و برخورد با بدنه نفت نخواهد شد. امیدواریم در آینده هم انجام نگیرد. این مدت باقی مانده كه هم كوتاه است و هم از قبل سخت تر است من حركت را برای یك سال و نیم آینده سخت تر از قبل می بینم. برای این كه تلاطم های انتخابات مجلس همیشه طبیعی بوده است. متعاقب آن تا این مرحله را پشت سر بگذاریم، ‌تلاطم انتخابات ریاست جمهوری می آید. بنابراین حركت كردن برای بیست ماه آینده از قبل سخت تر است كه امیدواریم با وارد نكردن وزارت نفت به اینگونه تلاطم ها، وزارت نفت روی ریل خودش بیفتد و پتانسیل بالقوه را به بالفعل تبدیل كند.
سوال آخررا مطرح می كنم . شما در یكی از سخنرانی هایتان از سال ۱۳۸۴ به بعد را موج چهارمی در صنعت پتروشیمی نامگذاری كردید. فكر می كنید موج چهارم هنوز ادامه دارد یا متوقف شده یا وارد موج دیگری شده است؟
موج چهارم پتروشیمی باید بر اساس برنامه چشم انداز بیست ساله به وقوع بپیوندد، به دلیل مسائلی كه عرض كردم گریبانگیر مجموعه وزارت نفت بود و پتروشیمی هم از آن دور نبود، اضافه بر آن، پتروشیمی مشكل سنگین تری داشت و آن مشكل متلاطم شدن منابع مالی اش بود قطعا اگر نگاه كنیم می بینیم آن موج با آن ارتفاعی كه انتظار داشتیم حاصل نشده است. اما ممكن است سوال مطرح شود كه آیا در مدت باقی مانده می شود جبران مدت زمانی را كه مشكل داشتیم كرد یا نه؟ من قویاً تاكید می كنم امكانپذیر است و ما درآینده به احتمال بسیار زیاد باز هم می توانیم به برنامه چشم انداز بیست ساله برسیم مشروط بر این كه اشتباهات قبلمان را تكرار نكنیم. اگر از اشتباهات قبلی مان درس بگیریم و اصلاح كنیم، ‌خود آن ها ممكن است امتیاز محسوب شود. اگر نه و این اتفاقات ادامه پیدا كند، یقینا آن موج حاصل نخواهد شد و چون متعاقبش هم باید آن موج ادامه پیدا كند تا نهایتا به آن هدف برسیم، بنابراین برنامه ای سنگین و منسجم نیاز دارد كه امكان انجامش هست. به اضافه این كه ما جدیداً‌ اضافه بر عربستان رقیب دیگری پیدا كردیم به نام تركیه كه باید به آن هم توجه داشته باشیم. ترك ها در زمینه ی تولیدات میان دستی و پایین دستی بسیار سریع و خوب عمل كردند برخلاف چیزی كه بیست سال است در رابطه با رفتن به واحدهای میان دستی و پایین دستی داریم می گوییم،اما به وقوع نپیوسته است در پتروشیمی ارزش افزوده بالا و اشتغال زایی بسیار وسیع در این دو زمینه هست. ما در واحدهایی كه سرمایه گذاری كلان نیاز دارد ،بالای یك میلیارد دلار و ارزش افزوده بین ۱۵ تا ۲۰ است حركت كردیم و سرمایه گذاری هایی هم كردیم. و اشتغال زایی شان هم البته در زمان بهره برداری چندان چشمگیر نیست. اما وقتی به واحد های میان دستی و پایین دستی میرود برگشت سرمایه ها و بازدهی ها بالای سی درصد میرود. مضاف بر این كه اشتغال زایی شان بسیار وسیع است و زنجیره های تولید پیدا می كند. مجموعه این فاكتورها هست كه اگر قبول كنیم وزارت نفت موتور محركه یك اقتصاد است، ‌صنعت پتروشیمی هم برای ما كه گاز به وفور داریم قطعا می تواند محور توسعه باشد. می تواند موتور محركه ی صنعت میان دستی و پایین دستی باشد كه با احداث شهرك های پتروشیمی ‌خیلی از مسائل را میشود حل كرد. ازجمله اشتغال، ‌به كار گیری سرمایه های كوچكتر. درواحدهای پایین دستی تا ۵ میلیون دلار هم سرمایه گذاری می توان كرد. در واحدهای میان دستی تا صد و پنجاه میلیون دلار به سرمایه نیاز دارند. اما برای واحدهای مادر سرمایه گذاریهای كلان تری نیاز داریم. پس ما اگر میخواهیم خصوصی سازی را در این زمینه گسترش دهیم، ‌هرچه به سمت واحدهای میان دستی و پایین دستی برویم امكان جذب سرمایه گذاری های خصوصی خیلی بیشتر است. اما وقتی بحث واحدهای مادر پیش می آید، فراهم كردن آن ارقام برای بخش خصوصی ایران بسیار سنگین تر می شود.
Share/Save/Bookmark


Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۰-۰۹-۲۷ ۱۱:۳۵:۴۲
خواب دیدی خیر باشه
 
mohamadreza jafari
Iran, Islamic Republic of
۱۳۹۰-۱۰-۲۵ ۱۴:۴۸:۱۷
بنام خدا
مصاحبه اقای مهندس نجابت را با دقت مطالعه کردم.بسیار اصولی و واقعگرایانه به مشکلات برخورد می کندوجالبتراینکه شجاعانه ولی بدور از احساسات راه حل هم ارائه میدهد.برای ایشان وسایر همکاران درشرکت سپهر انرزی آرزوی توفیق وپیروزی دارم.اگر خوب به پاسخ ها نگاه ودر ترازوی عقل برای سنجش نهاده...شود ایشان به یک شرکت تعلق ندارد چون نگاهش به مشکلات از دریچه ملی به وضوح دیده می شود، با این شعر سخن را به پایان می برم:
عصادردست موسی چون که باشد می شود ثعبان/
وگرنه این عصا را در کف خود کور هم دارد
واسلام.
بااحترام محمدرضا جعفری
 
احمدی
۱۳۹۱-۰۱-۱۰ ۰۹:۲۴:۳۶
باسلام دقت در گفتار بسیار خوب است اما ما در توسعه وپیشرفت لازمه اول این دو اصل است 1
1-نظم
2-وحدت ملی
 
نام :
نام خانوادگی:
آدرس ايميل :
نام کاربری :
کلمه عبور:

نفت برنت

۵۶.۱۲

نفت خام وست تگزاس ( $/ بشکه )

۵۰.۵۴

نفت خام اوپک

۵۴.۶۱

گاز طبیعی- نایمکس Mbtu/$

۲.۸۶

طلا (دلار/ اونس )

۱۲۷۱

فولاد- دلار/تن

۳۱۲.۵

سنگ آهن- دلار/تن

۶۳.۲۱

مس- دلار/پوند

۲.۷