کد مطلب: 76573
 
محمدصادق خرازی:
مشکل ما فراتر از برجام است
صدای امیدوارکننده‌ای از وزارت نفت، بیرون نمی‌آید
 
خرازی به شدت به ایده‌هایی نظیر برجام دو و سه می‌تازد و آن‌ها را رویکردهایی «ساختارشکنانه» می‌بیند که نه در راستای منافع ایران، بلکه در راستای حل مشکلات آمریکا، مطرح می‌شوند. وی معتقد است که مشکلات اقتصادی ایران نه با برجام، بلکه با نگاه استراتژیک به حوزه اقتصاد حل می‌شوند؛ نگاهی که از نظر وی در وزارت نفت و بخش انرژی کشور حاکم نیست.
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۳:۳۵
مصاحبه زیر در مجله «دیپلماسی انرژی» منتشر شده است. در این مصاحبه به موضوعات متنوعی از شرایط کشور در دوران پسابرجام گرفته تا سیاست‌های وزارت نفت و سیاست‌های احتمالی رئیس‌جمهور آینده آمریکا در قبال ایران، پرداخته می‌شود. متن کامل این مصاحبه تفصیلی، در این‌جا توسط نکونیوز منتشر می‌شود.

**دکتر محمدصادق خرازی یک دیپلمات کاملاً نام‌آشناست. وی مناصب حساسی نظیر عضویت در هیأت مذاکرات قطعنامه ۵۹۸، سفیر ایران در فرانسه، سفیر ایران در سازمان ملل متحد، معاون آموزشی و پژوهشی وزارت امور خارجه، سرپرستی معاونت سیاسی وزارت امور خارجه و غیره را در کارنامه دارد. وی موسس و مدیر سه وب‌سایت دیپلماسی ایرانی، تاریخ ایرانی و اقتصاد ایرانی است و در عین حال مدیر مسئول یک روزنامه نیز است. خرازی همچنین موسس و عضو شورای مرکزی حزب ندای ایرانیان است. وی معتقد است که باید پدیده برجام را واقع‌بینانه ارزیابی کرد. خرازی در عین حال که دستاوردهای برجام را ذکر می‌کند، می‌گوید غربی‌ها و آمریکایی‌ها «آزمون بسیار بدی» پس داده‌اند و به بسیاری از تعهدات خود عمل نکرده‌اند. خرازی به شدت به ایده‌هایی نظیر برجام دو و سه می‌تازد و آن‌ها را رویکردهایی «ساختارشکنانه» می‌بیند که نه در راستای منافع ایران، بلکه در راستای حل مشکلات آمریکا، مطرح می‌شوند. وی معتقد است که مشکلات اقتصادی ایران نه با برجام، بلکه با نگاه استراتژیک به حوزه اقتصاد حل می‌شوند؛ نگاهی که از نظر وی در وزارت نفت و بخش انرژی کشور حاکم نیست.

دستاوردهای برجام از حیث سیاسی کاملاً ملموس بوده و بر کسی پوشیده نیست. برجام توانست فضای تهدید و ایران‌هراسی را تا حد زیادی کنار بزند. ولی دستاورهای اقتصادی برجام هنوز به گونه‌ای نبوده که برای عموم جامعه ملموس باشد. شما فضای اقتصادی پسابرجام و دستاوردهای آن در حوزه اقتصاد را چگونه توصیف می‌کنید؟
متاسفانه مشابه نگاهی که تخریب برجام را دستور کار قرارداده بود، امروز در کشور شاهد این هستیم که برخی از برجام بصورت یک دستاورد بی‎عیب و نفص صحبت می‎کنند که انگار چیزی شبیه معجره اتفاق افتاده است. سوال شما هم چنین القا می‌کند که دستاوردهای سیاسی پدیده برجام در ایران، دستاوردی صرفاً به نفع ایران بوده است؛ این درحالی است که خود تیم مذاکره‌کننده هم به هیچ وجه چنین حرفی نزدند. اما انگار فضایی ایجاد شده که یک عده برجام را منکوب می‎کنند و طرف دیگر از برجام یک تندیس زرین می‎تراشند. در حالی که به باور من دستاورهای برجام اعم از سیاسی یا غیرسیاسی نیاز به دقت نظر و موشکافی دارد. بنده معتقدم که دستاوردهای سیاسی برجام هم هنوز برحسب توقع، نوع نگرش و نگاه ایرانی ما، خیلی کار دارد تا مأنوس شود. من همواره یکی از حامیان اصلی برجام بوده‎ام اما در عین حال معتقدم که این نگاه صرفا تکریم و تمجید که در آن دستاوردهای سیاسی برجام امری مسلّم فرض شود، از نظر منافع، اقتدار و امنیت ملی دچار خدشه است و من این حرف را با این صورت‌بندی قبول ندارم.
معتقد هستم در قالب برجام، در ابعاد مختلف امنیت ملی، مسائل سیاسی با کشورهای موسوم به ۱+۵، کشورهای همسایه خودمان و سایر
قرار بود که دستورات استراتژیک سیاسی را دستگاه‌های مهم سیاست خارجی و دستگاه‌های تصمیم‌ساز در کشورها ابلاغ کنند. اوفک، شورای امنیت سازمان ملل یا مابقی نهادها برای چیست؟ ما نمی‌توانیم بگوییم که فقط با آمریکا روبرو هستیم. اینها به مسئولیت، رسالت و کار خودشان عمل نکردند. همین باعث شده که یک واگرایی در صحنه سیاسی و اجتماعی ایران نسبت به پدیده برجام بوجود آید.
کشورهای دیگر دنیا و همچنین مشکلات و معضلاتی که در مسیر کار ما بوده، اقدامات مهمی صورت گرفته است. ولی آیا این همه اقدامات و کارها به نتیجه رسیده و آیا ما رضایت داریم؟ پرسش‌های فوق‌العاده زیادی مطرح است که یک‌شبه نمی‌توان به آن‌ها پاسخ داد.
برخی بر اساس نوع نگاه و نگرش خودشان برداشتی انتزاعی دارند. اول پدیده برجام را بشکافیم، ببینیم که برجام اصولاً در چه شرایط و در چه مقطعی بوجود آمد. در شرایط تحریم، به مقدار زیادی فروش نفت ایران کاهش پیدا کرده بود. ماشین تحریم علیه ایران روشن شده بود و انهدام اهداف استراتژیک ایران در دستور کار دول غربی بود. من نمی‌گویم که الان این‌ها سامان‌مند و خوب شده‌اند؛ خیر. هنوز خیلی کار دارد. ولی خوب است که ابتدا یک ارزیابی و شناسایی داشته باشیم و ببینیم در مقوله و پدیده برجام، اصولاً با چه کانون‌ها و مدارس فکری‌ای روبرو هستیم.
عده‌ای هستند که به صورت قطعی برجام را تنها گزینه مذاکرات سیاسی و برون‌رفت از بحران و مشکلات می‌دانند و حتی توصیه به برجام‌های دیگر می‌کنند. این عده، برجام را پدیده‌ای غیرقابل اجتناب، غیرقابل انحطاط و بدون مشکل می‌دانند. آن‌ها برجام را پدیده‌ای به همه جهت مهم می‌دانند که توانسته امنیت ملی، هویت ملی و منافع ملی را تأمین کند. من الزاماً با این برداشت و نظریه خیلی موافق نیستم. یک برداشت دیگر از پدیده برجام این است که پدیده‌ای ساختارشکن بوده که نظام سیاسی ایران را با بحران روبرو کرده و مرزهای امنیت ملی و خطوط قرمز را شکانده و کل پدیده برجام، پدیده‌ای است که به ضرر کشور است و کشور را به سراشیبی خاصی خواهد برد، و کسانی که این کار را کردند خائن هستند. این را هم قبول ندارم و این نظریه را هم رد می‌کنم.
نظریه دیگری که وجود دارد این است که در دنیای پیچیده امروز با پدیده برجام باید به صورت واقع‌بینانه برخورد کرد. برخورد واقع بینانه ما در دنیای امروز در مقوله برجام، خود نیازمند نگاه استراتژیک است. ما در کجا قرار گرفته‌ایم و کجا هستیم و می‌خواهیم به کجا برویم؟ چگونه می‌توانیم گذشته را به اکنون خود و اکنون خود را به آینده پیوند بزنیم؟ این مهمترین نوع نگرش و نگاه به پدیده برجام از بُعد سیاسی، از بُعد اقتصادی و از بُعد بین‌المللی است. برداشت ما این است که غربی‌ها در واقعیت امر به تعهدات خود در بسیاری از حوزه‌ها، حتی در بعد سیاسی عمل نکرده‌اند.

می‌توانید مصداق‌هایی از آنچه در بعد سیاسی به آن عمل نشده را ذکر کنید؟
قرار بر این بود که فضای ایران‌هراسی را در کشورها کنترل کنند. اما متأسفانه فضای ایران‌هراسی اگر بیشتر از گذشته نباشد، کمتر نیست. قرار بود که دستورات استراتژیک سیاسی را دستگاه‌های مهم سیاست خارجی و دستگاه‌های تصمیم‌ساز در کشورها ابلاغ کنند. اوفک، شورای امنیت سازمان ملل یا مابقی نهادها برای چیست؟ ما نمی‌توانیم بگوییم که فقط با آمریکا روبرو هستیم. اینها به مسئولیت، رسالت و کار خودشان عمل نکردند. همین باعث شده که یک واگرایی در صحنه سیاسی و اجتماعی ایران نسبت به پدیده برجام بوجود آید. وقتی می‌گویید بحث اقتصادی، همین بحث صدور مجوز در رابطه با خرید هواپیما را نگاه کنید: این مجوز یکی از پرتبعیض‌ترین و پرمسأله‌ترین مسائل برای ما محسوب می‌شود. در مقوله اقتصاد هم که [غربی‌ها] می‌گویند بانک‌ها کار نمی‌کنند، این حرف کاملاً بی‎معنی است، اگر قرار باشد دولتی در سطح بین‎المللی پیمان ببندد و بعد بگوید که شرکت‎های خصوصی به ما ربطی ندارد که نمی‎شود. پس رئیس جمهور آن کشور که می‌خواهد این کار را انجام دهد، چه کاره است؟ چطور در مسائل دیگر کار می‌کنند؟ همه ما می‎دانیم که کار با ایران صرفه اقتصادی دارد و بانک‎های خصوصی هم به دنبال صرفه اقتصادی هستند، حالا چه چیزی باعث می‎شود که بعد از برجام هم کار کردن با ایران دارای ریسک باشد؟ ترس از جریمه یا بایکوت شدن توسط ایالات متحده! چه نهادی می‎تواند این ریسک را کاهش داده یا اساساً حذف کند؟ دولت آمریکا. به نظر من این حوزه‌ها است که نوع نگاه و تفکر را متفاوت می‌کند و باید دید که آیا توانسته‌ایم همپای مذاکرات سیاسی در برجام به مذاکرات اقتصادی و دیپلماسی اقتصادی بپردازیم یا خیر. من فکر می‌کنم به تأمل بیشتر و صحبت بیشتر نیاز داریم.

آقای دکتر این یک واقعیت است که تحریم‌های هسته‌ای و غیرهسته‌ای به هم گره خورده‌اند. آیا این ضرورت وجود ندارد که به منظور استفاده از منافع اقتصادی برجام، در بقیه مسائل هم مذاکراتی با دولت‌های غربی صورت گیرد؟ یعنی آیا برجام۲ و برجام ۳ ضروری نیست؟
خیر؛ اینها توسط کسانی گفته می‌شود که طرفدار نظریه گفتگو با آمریکا هستند و برای حل مسأله آمریکا این مسائل را به هم گره می‌زنند و روز به روز هم بیشتر از گذشته سیاست‌های ساختارشکنانه‌ای را در ادبیات سیاسی
اگر نهادهای مطبوعاتی کشور، کنش‌گران سیاسی کشور یا شخصیت‌های سیاسی کشور بخواهند از پدیده برجام، برجام 2، 3، 4 و الی آخر درست کنند و بخواهند گریزی به صحرای کربلا بزنند، مطمئن باشید به قول معروف «آش را با جایش می‌خورند» و هیچ چیزی هم به ایران نمی‌دهند.
ایران دنبال می‌کنند. در ادامه این استدلال حتما فردا هم می‎خواهند بگویند بیایید راجع به موضوع حقوق بشر مذاکره کنیم بعد هم لابد می‎خواهند ناظرین بین‎المللی بفرستند ایران و در امور داخلی ما مداخله نمایند تا مشکل تحریم‎ها حل شود. نتیجه این رویکرد آن می‌شود که رهبری احساس خطر می‌کند. نتیجه این می‌شود که نیروهای ملی و نیروهای انقلابی احساس نگرانی می‌کنند، و بسیاری از مشکلات بوجود می‌آید. برجام پدیده‌ای مربوط به مسأله امنیت ملی و در ارتباط با مسأله اتمی بوده و یک آغاز و یک پایان داشته است. این افراد خوب است واضح‌تر صحبت کنند. برجام ۲، برجام ۳ یعنی چه؟

خُب رئیس جمهور هم چند ماه پیش از برجام ۲، ۳ و ۴ در ادبیات خودشان استفاده می‌کردند. حتی تلویحاً می‌گفتند که اگر در برجام حسن نیت آمریکایی‌ها سنجیده شود، در مورد بقیه مسائل هم می‌توان مذاکره کرد.
رئیس جمهور در ادبیات سیاسی خود ناچار است صحبت‌هایی کند که این صحبت‌ها متضمن یک سری هماهنگی‌ها و برنامه‌ها در سطح رئیس جمهور است. ما نمی‌توانیم آنها را نادیده بگیریم. اما این که عده‌ای بخواهند شرایط سیاسی کشور را شرایطی بحرانی نشان دهند، این که برخی بگویند که ضرورت دارد تا برجام ۲ و ۳ بوجود آید تا تحریم‎ها برداشته شود و گره از کار اقتصاد بازشود، به نظر من شایسته کشور ایران نیست.
کشور ما دچار بحران مدیریت است. کشور ما دچار بحران تلاش جدی است. کشور ما دچار بحران همت ملی است. ما همه چیز را از منظر برجام ۲، ۳ و ۴ می‌بینیم. آمریکا‌یی‌ها پول خودمان را به ما می‌دهند و می‌خواهند ما از آنها تشکر کنیم. این خیلی عجیب است، بعد می‌گویند آیا راضی شدید؟ این چه نوع مذاکره است؟ وزیر خارجه ما با زیرکی وظیفه خود را انجام می‌دهد. رئیس جمهور هم چون شخصیتی استراتژیست است با نگاه استراتژیک این کار را دنبال می‌کند. اما اگر نهادهای مطبوعاتی کشور، کنش‌گران سیاسی کشور یا شخصیت‌های سیاسی کشور بخواهند از پدیده برجام، برجام ۲، ۳، ۴ و الی آخر درست کنند و بخواهند گریزی به صحرای کربلا بزنند، مطمئن باشید به قول معروف «آش را با جایش می‌خورند» و هیچ چیزی هم به ایران نمی‌دهند.

چند وقت پیش معاون وزیر نفت جناب آقای زمانی‌نیا مصاحبه‌ای داشتند و گفتند که تحریم‌ها فقط بر روی کاغذ لغو شده و به‌عینه هیچ کس با ایران تجارت نمی‌کند. ایشان گفتند فضای ایران‌هراسی بین بانک‌های اروپایی راه انداخته‌اند و شفاف‌سازی نکرده‌اند که چه معاملاتی با ایران مجاز و چه معاملاتی با ایران غیرمجاز است. به نظر شما امکان شکستن این فضا وجود دارد؟ آیا سرمایه خارجی برای توسعه بیشتر ایران، بخصوص به سمت بخش انرژی کشور سرازیر خواهد شد یا خیر؟
فکر می‌کنم شما باید سراغ کسی می‌رفتید که پیشگو باشد. من نمی‌دانم که این فضا شکسته می‌شود یا نه. از روز اول هم علی‌رغم این‌که از تمام ابعاد برجام حمایت می‌کردم – به دلیل این‌که وظیفه خودم و دولت می‌دانستم که از مذاکره‌کنندگان در مقابل خارجی‌ها دفاع کنم- ولی این شک و نگرانی را داشتم که آیا طرف‌ خارجی به تعهدات خود عمل می‌کند، یا نه. رفتار طرف خارجی مثل این است که «قاشق خالی را دهان مردم ایران می‌گذارد و می‌خواهد با قاشق خالی دهان مردم ایران را شیرین کند»؛ ما شاهد چنین رفتاری از طرف خارجی بودیم و متأسفانه مجدداً آمریکایی‌ها و غربی‌ها بسیار بسیار آزمون بدی پس دادند. مطمئن باشید شرایطی که به وجود آمده شرایط رضایت‌بخش ما نیست.

به نظر شما به عنوان تحلیل‌گر، چرا دولت آقای روحانی که این شرایط را می‌دید، سطح انتظارات مردمی را خیلی بالا برد؟
این را باید از خود آقای روحانی بپرسید. من می‌توانم راجع به پدیده صحبت کنم. بیایند شفاف به مردم بگویند که چه مقدار از برجام و پول‌هایی که گرفته‌اند و پول نفتی که فروخته‌اند به داخل کشور می‌آید. من می‌گویم گام‌های بزرگی برداشته شده؛ ما نباید به صورت کلی همه چیز را تأیید کنیم، و نه به صورت کلی همه چیز را رد کنیم.
حرف من این است که بیاییم با پدیده برجام منطقی برخورد کنیم. برجام پدیده‌ای است که در بخشی از قسمت‌های آن موفقیت می‌بینیم؛ در جایی که مذاکرات بوده و ماشین تحریم را متوقف کرده، در جایی که توانسته قطعنامه‌ها را متوقف کند؛ از جمله موفقیت بزرگ
نگاه استراتژیک در وزارت نفت در مسأله انرژی نداریم. چیزی که آقایان مطرح می‌کنند متعلق به دوره جنگ سرد است. نمی‌توانیم با تعلق خاطر به دوره جنگ سرد مذاکره کنیم.
برجام بوده است. اما اگر بخواهند بگویند که اقتصاد ایران با برجام توسعه پیدا می‌کند، این نگاه فاجعه است. اقتصاد ایران با نگاه استراتژیک به حوزه اقتصاد توسعه پیدا می‌کند. اقتصاد ایران با نگاه استراتژیک در حوزه انرژی توسعه پیدا می‌کند.
نگاه استراتژیک در وزارت نفت در مسأله انرژی نداریم. چیزی که آقایان مطرح می‌کنند متعلق به دوره جنگ سرد است. نمی‌توانیم با تعلق خاطر به دوره جنگ سرد مذاکره کنیم. حرف ما این است، زمانی می‌توانید در حوزه انرژی، در حوزه‌های مهم و حساسِ استراتژیک موفق باشید، که سهم خودتان را بگیرید. ما چقدر توانستیم سهم خودمان را از انرژی بگیریم؟ چقدر توانستیم در مذاکرات با کشورهای منطقه در حوزه انرژی موفق باشیم؟ قطر منافع ملی کشور ما را به غارت می‌برد، و اصطلاحا با حفر چاه‌های افقی، نفت و گاز ایران را به غارت می‌برند و مصادره می‌کنند و کسی هم نیست که حرفی بزند.

ممکن است توضیح دهید که چگونه نگاه حاکم بر دیپلماسی انرژی ایران هنوز تحت تأثیر رویکردهای جنگ سردی است؟
تخصص جدی من این نیست، ولی از فحوای دیپلماسی انرژی چیزی نمی‌بینم که خیلی مطلوب فضای پیشرفت در اقتصاد و در انرژی کشو باشد. ما اوپک گازی را رها کردیم. می‌توانستیم در خصوصی‌سازی بخشِ عمده‌ای از سازمانِ تولید نفت گام برداریم، ولی گامی برنداشتیم. وزارت نفت به دوره جنگ سرد برگشته است. به گونه‌ای که بسیاری از آقایان متخصص می‌گویند، وزارت نفت در بسیاری از قراردادها، کنش‌ها و واکنش‌ها و مدیریتِ خودش تقریباً دچار سردرگمی شده است. من نمی‌توانم چنین حرفی را بزنم چون تخصص من نیست. ولی چیزی که متوجه می‌شوم این است که صدایی که از وزارت نفت بیرون می‌آید، صدای امیدوارکننده‌ای نیست.

دولت امیدوار بود که شرایطی را ایجاد کند که شرکای متعددی در حوزه اقتصادی داشته باشد و اقتصاد خود را به اقتصاد کشورهای خارجی پیوند بزند. در این شرایط که می‌بینیم نگاه کشورهای اروپایی به آمریکا است، دیپلماسی فعال می‌تواند به عنوان یک گزینه در دستور کار قرار گیرد تا فاصله بین اروپایی‌ها و آمریکایی‌ها را بیشتر کند؟ یا نه دولت باید تمام هم و غم خود را صرف اتحاد استراتژیک با روسیه، چین و هند کند؟ یعنی کشورهایی که بیشتر تمایل دارند در بازار ایران باشند و خیلی هم تحت تأثیر آمریکا نیستند...
من خیلی قبول ندارم که ما در بعد اقتصادی فعالیت چشمگیری کرده‌ایم. دیپلماسی اقتصادی ما نیازمند نگرش متفاوتی است. اقتصاد ما نیازمند نگرش متفاوتی است. یک مثال می‌زنم. اگر فردا رئیس جمهور ما با ۵۰، ۱۰۰ و یا ۵۰۰ سرمایه‌دار ایرانی جلوی ۵۰، ۱۰۰ و یا ۵۰۰ سرمایه‌دار تُرک بنشیند، آیا سرمایه‌دارها در یک تراز هستند؟ ما سرمایه‌دار واقعا خصوصی که در سطح میلیارد دلار فعالیت کند تقریبا نداریم. نگاهی به تولید ناخالص داخلی ایران و اعداد و ارقام تجارت در جهان بیاندازید. امروز دیگر کسی از میلیون دلار صحبت نمی‎کند! در این شرایط سرمایه‎های بزرگ ما یا خصولتی است و یا دولتی. ما بخش خصوصی نداریم و چیزی که می‌شنویم در حد شوخی است. درحالی که در همین کشور همسایه، می‌بینید که کارآفرینان چه کارهایی می‌کنند. بخش عمده‌ای از دستگاه انرژی، دستگاه نفت، نیروگاه‌های برق، آب، سدسازی، حمل و نقل و ... در دنیا در ارتباط با بخش خصوصی است. دنیا توسط کارآفرینان اداره می‌شود. دولت‌ها در حوزه اقتصاد در حال انقراض هستند. همین الان هم اگر بخواهیم با همین کشور ترکیه- نه با غرب و اروپا- وارد مذاکره شویم، در تراز کمپانی‌های بزرگ و سرمایه‌داران بزرگ ترکیه چه سرمایه‌دارانی داریم؟ نداریم.
این نشان می‌دهد که بحران فکر اقتصادی در کشور داریم. نکته‌ای که رهبری راجع به اقتصاد مقاومتی اشاره می‌کنند بسیار درست است، اگر این اقتصاد مقاومتی مثل ماجرای دوره رکود در آمریکا نظریه‌پردازی شود- مثل تئوری که کینز دنبال کرد و بحث کینزی‌‌ها
اگر ما نگاه استراتژیک به اقتصاد انرژی نداشته باشیم، نسل بعد در تعاملات جهانی مجبور است امتیاز بدهد تا دچار بحران انرژی نشود. عین همین مساله در مورد منابع آبی هم مصداق دارد.
بود- به اعتقاد من به جایی خواهد رسید. اما گویا همه چیز در حد شعار است. با تصمیمات استراتژیک در حوزه اقتصاد مقاومتی هر امضاء رئیس جمهور و هر امضاء وزیر باید ده‌ها هزار شغل ایجاد کند؛ آیا شد؟ بعد می‌‌گویند تحریم است. نه؛ فقط تحریم عامل همه چیز نیست، بلکه نوع نگاه ما اشتباه است.

درست است که به لحاظ مدیریتی مشکلاتی وجود دارد ولی کشور در شرایط فعلی با کمبود سرمایه و توان مالی بخاطر دوره تحریم‌ها روبرو است. ولی چیزی که در سیاست خارجی دولت می‌بینیم این است که نه به سمت غرب حرکت می‌کند تا سرمایه‌های غربی را جذب کند، و نه به سمت اتحاد استراتژیک با کشورهایی شبیه به چین، هند و روسیه حرکت می‌کند.
من به زعم خودم مخالف اتحاد استراتژیک با چین، هند و روسیه هستم. آنها بیشتر می‌خواهند یک دلار ما را بگیرند و به ما ۶۰ سنت تحویل دهند. تجربه تاریخی هم این را نشان می‌دهد. نگاه من چیزی دیگری است. من می‌گویم ما دیپلماسی اقتصاد بین‌الملل نداشتیم. ما دستگاه تجارت خارجی نداشتیم. بخش خصوصی ما مورد حمایت دولت نبوده است. نگاه استراتژیک به حوزه‌های حساس استراتژیک نداشته‌ایم تا این حوزه‌هاخصوصی شوند. وقتی این‌ها را نداریم، انتظار نداشته باشید که دنیا بیاید. دنیا با بخش خصوصی ایران مذاکره می‌کند. یکی دو تاجر که پیدا کند فوری آنها را می‌گیرد. این‌ها نشان‌دهنده این است که کشور ما دچار نقص فکری است. به نظر من باید دگرگونی در نوع نگرش، نوع مذاکرات در اقتصاد خارجی و تجارت خارجی ما انجام شود تا بتوانیم به جایی برسیم.
تعامل با کشورهای جهان اجتناب ناپذیر است، اما دوگونه می‎توان با جهان تعامل داشت: یکی از موضع اقتدار و احترام و دیگری از موضع ضعف و احتیاج. انتخاب میان این دو هم اختیاری نیست، اگر شما نگاه استراتژیک به منافع ملی خود داشته باشید می‎توانید با احترام متقابل تعامل کنید ولی اگر محتاج شدید دیگر مجبورید. اجازه بدهید این قضیه را با مثالی که برای خوانندگان شما هم ملموس است توضیح بدهم. امروز برای همه روشن شده که عمر سوخت فسیلی رو به پایان است. از سوی دیگر هم استفاده لجام‌گسیخته از انرژی‎های فسیلی در جهان پساصنعتی معضلات جدی نظیر آلودگی هوا و گرم‎شدن زمین ایجاد کرده‎است. با اتمام ذخایر نفت و گاز و این همه مشکلات زیست‌محیطی، در دهه‎های آتی انرژی جایگزین برای بیش از هفت میلیارد انسان قرار است از کجا تامین شود؟ دو راه پیش بشر امروز است یکی انرژی هسته‎ای و دیگری انرژی‎های تجدیدپذیر مثل انرژی خورشیدی، توربین‎های بادی، استفاده از گرمای اعماق زمین و نظایر آن. خوشبختانه با تکیه بر تدبیر نظام، اقتدار منطقه‎ای و مذاکرات فشرده، امروز حقوق هسته‎ای ایران در نهادهای بین‎المللی به رسمیت شناخته‎است. هرچند نظارت‎های شدیدی بر فعالیت‎های ما اعمال می‎شود اما مسیر تولید برق هسته‎ای باز است و همه اقطاب قدرت جهان در برابر این واقعیت که ایران کشوری هسته‎ای است و حق دارد برنامه‏های صلح‎آمیز هسته‎ای خود را پیگری کند، کرنش کرده‎اند.
اما انرژی هسته‎ای تنها راه تولید انرژی نیست. خوشبختانه در کشور برنامه‎هایی برای توسعه و رشد فن‎آوری‎های مرتبط با انرژی‎های سبز وجود دارد اما متاسفانه باید اذعان کرد که کار جدی در این حوزه هنوز انجام نشده‎است. در آینده انرژی جهان، نفت و گاز جایی نخواهد داشت و اگر ما نتوانیم به سرعت در انرژی‎های تجدیدپذیر پیشرفت کنیم، نه تنها نقش‌آفرینی در بازارجهانی انرژی را به عنوان یکی از نقاط قوت اقتصاد سیاسی کشور از دست می‎دهیم که ممکن است نوادگان ما مجبور شوند انرژی یا دست‎کم فن‎آوری‎های مرتبط با انرژی را وارد کنند. این مسوولیت نسل ماست. اگر ما نگاه استراتژیک به اقتصاد انرژی نداشته باشیم، نسل بعد در تعاملات جهانی مجبور است امتیاز بدهد تا دچار بحران انرژی نشود. عین همین مساله در مورد منابع آبی هم مصداق دارد. پس همان‎طور که ملاحظه می‎کنید، مساله این نیست که هم‎پیمان غرب
تئوری و دکترین سیاست خارجی آمریکا در مقابل ایران تغییر نمی‌کند، شاید روش‌ها تغییر کند. نمی‌دانم روش‌ها تندروانه‌تر می‌شود یا نه. ما اگر از ظرفیت‌های مهم استراتژیک خودمان استفاده کنیم، آنها ناچار هستند با ما در زمین بازی‎ای که ما تعیین می‎کنیم همراهی کنند.
باشیم یا یار غارِ چین و روسیه. مساله اینجاست که به مقولات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی، نگاه استراتژیک داشته باشیم و منافع ملی خود را بدرستی شناسایی کنیم. آن وقت شرق و غرب دیگر این معنایی که شما می‎گویید را نخواهند داشت.

اخیراً وزیر نفت در یک نشست خبری با اشاره به قراردادهای جدید نفتی عنوان کردند کسانی در داخل ایران وجود دارند که می‌خواهند فضای کشور را ناامن جلوه دهند و تهدید کردند که در صورت تداوم این کار نام و اطلاعات خانواده آنها را اعلام می‌کند. حال سوال این است که آیا محافلی در درون کشور وجود دارند که آنقدر با دولت روحانی ضدیت داشته باشند که حاضر باشند اقتصاد مملکت را با چنین کارهایی زمین‌گیر کنند؟ آیا این شیوه برخورد با منتقدین را درست می‌دانید؟
من از چنین چیزی اطلاع ندارم. من فقط می‌دانم که نارسایی‌های زیادی در دستگاه وزارت نفت وجود دارد که باید از بین بروند. به هیچ وجه با این شیوه برخورد با منتقدین موافق نیستم. اگر بخواهیم دهان منتقدین را ببندیم، مخالف دموکراسی، مخالف آزادی و مخالف شفافیت عمل کرده‌ایم.
یک بار در جایی چیزی گفتم که مورد نقد خیلی‌ها واقع شد و متوجه صحبت من نشدند. من گفتم مرحوم دکتر مصدق نفت ایران را ملی نکرد، نفت ایران را دولتی کرد. من منکر ارزش کار بزرگی که در کوتاه کردن دست استعمار از منابع نفتی ما شد نیستم اما، Liberalization نفت دارای چارچوب‌های تکنیکی و چارچوب‌های استراتژیک است. اگر نفت و اقتصاد انرژی ما رها و آزاد شده بود، امروز بسیاری از مشکلاتمان را پشت سر گذاشته بودیم. قریب به ۷۰ سال و در ۶، ۷ دهه گذشته ما گرفتار یک مقوله‌ای بنام دولت هستیم که لوله نفت در جیبش است و می‌خواهد همان را بفروشد و اداره کند. آیا مالزی این‌گونه اداره شد؟ دولتی که بخواهد با نفت، اقتصاد را مدیریت کند در آن استبداد قوی‌تر می‌شود.
استبدادزدگی ملت ایران بخاطر این است که اقتصاد آن مبتنی بر منابعی است که در تصدی دولت است. در حالی که اگر اقتصاد در اختیار مردم، مبتنی بر الزامات استراتژیک کشور و در پاسخ به نیازهای مردم باشد و در تامین این نیازها فضا در اختیار خود مردم باشد و نه دولت، آن‎وقت می‎توانیم ادعا کنیم بخش خصوصی شکل گرفته است. اگر بخش خصوصی ایران فعال در اقتصاد و انرژی بود و حرف آخر را می‌زد، چنین پدیده‌هایی رخ نمی‌داد. از زمانی که لوله نفت در جیب اقتصاد ملی و دولتی ایران است، کسی خود را موظف به پاسخگویی نمی‌داند. چرخه دموکراتیکی که در آن آزادی بیان، آزادی عقیده و آزادی تحلیل بوجود می‌آید تا به‌هنگام شدن ظرفیت‌های ناخفته و ناگفته ملی، رخ نخواهد داد. این خیلی راه سخت و دشواری نیست. کشورهای دیگر این را تجربه می‌کنند. نروژ یکی از ثروتمندترین کشورهای دنیا است. آیا با نفت خود اداره می‌شود؟ نروژ مشکل اساسی در قبال مقوله فروش نفت ندارد. پس چرا نروژ موفق است؟ چرا کشورهایی که نفت را رها کرده‌اند توانستند در فضا و پدیده‌ای دیگر گام بردارند و موفق شوند؟ نتیجه این است که آنها به صورت منطقی و استراتژیک بر روی ظرفیت‌سازی و ظرفیت‌ها کار کرده‌اند.

شما مدت مدیدی در اروپا مسئولیت داشتید و از طرفی هم ایران بزرگترین دارنده ذخایر گازی است. آیا صادرات گاز به اروپا را یکی از برنامه‌های مناسبی می‌دانید که در دستور کار قرار گیرد؟
بله؛ خیلی. یکی از مهمترین مسائل ما می‌تواند بحث صادرات گاز باشد. می‌تواند مذاکرات دست بالای استراتژیک صورت گیرد و بتوانیم توزیع گاز به کشورهای اروپایی داشته باشیم. البته باید قاطعانه بگویم که مشکلات جدی هم از طرف ما و هم از طرف غربی‌ها در این زمینه وجود دارد ولی قابل حل است و می‌شود این مشکلات را حل و فصل کرد.

به عنوان سوال پایانی، در ابتدای صحبت‌ها عنوان کردید فضای ایران‌هراسی اگر بیشتر نشده باشد، کمتر هم نشده. با توجه به اینکه رئیس جمهور بعدی آمریکا کلینتون و یا ترامپ خواهد بود، خطرات احتمالی که فضای اقتصادی ایران و پسابرجام را تهدید می‌کند، چه چیزهایی می‌دانید؟
تئوری و دکترین سیاست خارجی آمریکا در مقابل ایران تغییر نمی‌کند، شاید روش‌ها تغییر کند. نمی‌دانم روش‌ها تندروانه‌تر می‌شود یا نه. ما اگر از ظرفیت‌های مهم استراتژیک خودمان استفاده کنیم، آنها ناچار هستند با ما در زمین بازی‎ای که ما تعیین می‎کنیم همراهی کنند.

برای عضویت در کانال تلگرامی نکونیوز می‌توانید بر روی لینک زیر کلیک نمایید:
https://telegram.me/neconews
Share/Save/Bookmark


نام :
نام خانوادگی:
آدرس ايميل :
نام کاربری :
کلمه عبور:

نفت برنت

۴۵.۶۸

نفت خام وست تگزاس ( $/ بشکه )

۴۳.۰۱

نفت خام اوپک

۴۲.۵۸

گاز طبیعی- نایمکس Mbtu/$

۲.۹۳

طلا (دلار/ اونس )

۱۲۵۶.۴

فولاد- دلار/تن

۳۱۲.۵

سنگ آهن- دلار/تن

۵۴.۶۶

مس- دلار/پوند

۲.۶۲