کد مطلب: 76583
 
در گفت و گو با دکتر محمدرضا مقدم معاون مهندسی، پژوهش و فناوری وزارت نفت بررسی شد:
از انحلال کالای نفت تا برنامه های توسعه ساخت داخل
 
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۵ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۴:۵۶
چیزی بیش از ۶۰ درصد کل بودجه های عملیاتی شرکت های پروژه محور مانند شرکت های نفتی مربوط به تامین کالاهای مورد نیاز آنهاست. یکی از سیاست های اساسی کشورهای تولید کننده نفت و گاز، رسیدن به آرزوی ساخت و تامین تجهیزات و به دست آوردن دانش فنی در این صنعت است. در حوزه نفت و گاز نيز برخي از كشورهاي پيشرو در اين زمينه اقدامات خوبي انجام داده اند كه از آن جمله مي توان به تدوين استراتژي تكنولوژي صنعت نفت نروژ و تشکيل انجمن انتقال تكنولوژي صنعت نفت آمریكا اشاره داشت. یکی از مراجع پاسخگویی به فعالیت های انجام شده در حوزه انتقال تکنولوژی ، بلوغ فناوری و رشد طراحی مهندسی محصول در کشورما دفتر معاونت مهندسی ، پژوهش و فناوری وزیر نفت است.
حوزه وسیع کارهای سازمانی این معاونت که ترکیبی از دو معاونت سابق پژوهش و فناوری و معاونت امور مهندسی است و از حیث ضرورت ایجاد پیوند میان بخش پژوهش و فناوری با بخش مهندسی و اجراست. پیوند میان فناوری و مهندسی، بحث انتقال فناوری را به جزء جدایی ناپذیر اجرا و مهندسی طرحها و پروژه ها بدل کرده است. ظرفیت های بسیار بخش های مهندسی، پژوهش و فناوری برای اجرای سیاست های اقتصاد مقاومتی، تلاش برای انتقال فناوری و ارتقای توان داخل، ایجاد سامانه تامین الکترونیکی کالای صنعت نفت ، تهیه فهرست بلند سازندگان دستگاه مرکزی وزارت نفت ، اطلاع از آخرین وضعیت ساخت داخل ۱۰ قلم کالا و تجهیزات راهبردی صنعت نفت و بررسی قراردادهای بسته شده با دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی با هدف انتقال و توسعه فناوری بخش بالادست مبنای تشریح فعالیتهای انجام شده در این معاونت دلایلی بود که برای بررسی آنها در یک غروب زودرس پائیزی به دفتر دکتر «محمدرضا مقدم» رفتیم و تا پاسی از شب به بحث و گفت و گو پرداختیم. تمرکز و تسلط او بر تمام حوزه ها و حوصله بسیار در شنیدن سوالات مختلفم و جواب های این مرد قدیمی و خستگی ناپذیر صنعت نفت دلیلی در جذاب شدن این گفت و گو شد.چندین بار هر دو مجبور شدیم در صحبت هم وارد بشویم و حقانیت موضوع را از طرف خود ثابت کنیم.زمان گفت و گو برعکس زمان تنظیم شده از سوی دفتر دکتر مقدم از ۳۰ دقیقه به بیش از دو ساعت رسیده بود. با دکتر مقدم درباره آخرین وضعیت حوزه های ساخت داخل، اثر انحلال شرکت پشتیبانی ساخت و تهیه کالای نفت تهران و فقدان حضور یک سازمان با اختیارات فراتر از سازمان های دولتی و برنامه هایی که دراستای توسعه ساخت داخل اجرایی شده و نقاط قوت و ضعف آن گفت و گو کردیم.
• با توجه به گذشت ۲ سال از فعالیت گروه های ۱۰ گانه نحوه انجام کار چگونه است؟
در جلسه هایی که ما بطور ادواری در کارگروه های مختلف ساخت داخل داریم با تاکید به چند نکته کار را جلو می بریم. در این جلسه ها ما دو موضوع اصلی را کنترل می کنیم. ابتدا بحث کنترل پروژه است که کاری به بحث ارتقا و بالا بردن سطح توانمندی ها ندارد و وظایفی است که باید انجام بدهند که محصول را کی تحویل می دهند. درباره مراحل بلوغ فناوری و ساخت به بحث می پردازیم که الان دیگر بحث های اجرایی درباره این است که کجاهای برنامه محصول را باید تغییر بدهند . شرح کار مشخص است میزان هزینه هایی که باید انجام بدهند و تعهدهای پرداختی ما نیز دقیقا مشخص است . میزان آن زنجیره تامینی که کمک می کند مانند :
Well Head کاملا معلوم است یا مثلا در قسمت مته های حفاری خیلی از اقلام که مربوط به این کار است به شکل قرارداد به شرکت های بیرونی سپرده ایم.سازمان دهی این امور کاملا برای ما روشن و مشخص است و طبق یک سامانه کنترل پروژه این بخش رصد می شود. یک بخش خیلی مهم تر هم که ما داریم آن «نقشه راه» بلوغ است و شامل Trl,Mrl,Crl می شود.
• درباره نقشه راهی که برای سازندگان شما در ابتدای طرح تشریح کردید توضیح می دهید؟
طبق شرح کار تعریف شده این نقشه راه در حال طی مسیر است. در این نقشه راه بحث Trl داده و تبدیل شده به بسته ای اجرایی که در دل کار گنجانده شده است. یک مقدار زیادی در مرحله طراحی و مقداری دیگر در مرحله ساخت است که این محصول جدید ، ساخت را تغییر می دهند.مشکلی که ما در گذشته داشتیم این بود که اگر سازنده ما یک نوآوری دارد چرا آن را مستند و مکتوب نمی کند و به ما اعلام می کنند ما یک دعوا داریم که مالکیت از آن کیست؟ به اسم چه کسی ثبت کنیم؟ در حال حاضر این نوع مسائل را داریم. ما الان داریم وارد این مسئله می شویم که مثلا در مرحله طراحی چه مقداری نوآوری و نزدیک شدن کیفیت محصول با قابلیت صادرات را بدست می آورد.یک نکته هم که خیلی مهم است اینکه وقتی این تغییرات را می دهند چه کسی تغییرات محصول را می خواهد تائید کند؟ یکی از مشکلات اصلی ما دقیقا همین موضوع بود. در فقدان آن الان دنبال شعارهایی گشتیم ومهم ترین فکری که کردیم همان صدور پروانه کیفیت است که در داخل صدور پروانه کیفیت این طراحی مهندسی محصول هم شکل بگیرد. برای حل این مشکل بطور موقت برخی از بازرسی های فنی را به شرکت های بیرونی سپرده ایم تا ارزیابی ساخت و نقشه های ما را مورد ارزیابی قرار داده و «گواهینامه تائید» بدهند.اگر آن شرکت «مهستان» بود این وظایف بر عهده آن بود که تکنولوژی را او مورد بررسی قرار بدهد.
• آقای دکتر موضوع همین جا هست که قصه انحلال شرکت مدیریت کالا نفت تهران و راه اندازی «مدیریت کالا و ساخت داخل» یا راه اندازی شرکت مهستان به کجا کشید؟
اولا بنده کاملا اعتقاد دارم اگر وارد پشتیبانی ساخت داخل می شویم برای حمایت از سازندگان داخلی بایستی اختیارات کافی داشته باشیم. قوانین و مقررات و ساختار بورکراتیک دولتی این اجازه را به ما نمی دهد که بتوانیم در فرآیند پشتیبانی وارد بشویم . تجربه هم به ما این را نشان داده است. نه اینکه کار نکردیم ، به اصطلاح همین بلوغ توانمندی ها ساختار دولتی کار کرده ایم . خیلی خیلی جلوتر از این ها می شد رفت اما مشکلات فراوانی در این حوزه داریم مثلا متدولوژی برای حمایت از کارهای واحد نداشتیم. بنابراین آن تفکری که برای آن شرکتی که نام مهستان بود و اینکه صندوق بازنشستگی نفت بیاید این کار را بکند یک تفکر واقعا درست بود. برای اینکه آنجا بالاخره تا حدودی سیاست های وزارت نفت برای حمایت طبق قانون دارد.
• مگر ما این ساختار را در شرکت پشتیبانی ساخت و تهیه کالای نفت تهران با قدمت ۳ دهه نداشتیم؟
نه. ببینید آن ساختار ضعف هایی که داشت یا به اصطلاح بورکراتیک دولتی است و عدم اختیارات شما با هرگونه پشتیبانی ممکن است با مقررات در تضاد باشد .
• یعنی شما موافق انحلال این شرکت بودید؟
من در جریان انحلال این شرکت نبودم.اتفاقا در وسط کار ما بود که قرار بود مجموعه این شرکت کمک ما باشد که گفتند این شرکت منحل شود و این خبر مانند یک مصبیت به کار ما وارد شد .اما در مجموع اعتقادم این بود که شرکت پشتیبانی کالا یا مدیریت کالا فعلی وظیفه عمده اش روی مباحثی باشد که به بحث تقاضا متمرکز بشود. چون این قسمت عرصه کار مدیریت کالاست اما آن قسمت عرضه اش باید در حوزه کاملا خصوصی سازماندهی بشود .ما باید سیاست هایی اعلام کنیم که پشتیبانی چیست؟ در قوانین برای پشتیبانی باید تسهیل کرد. ولی کار اجرایی و این نوع حمایت ها باید در داخل بخش خصوصی باشد . کاری که قرار بود در مهستان انجام بشود در واقع همان کار پشتیبانی و ساخت بود.یعنی به نوعی وظایفی که شرکت کالا داشت و می خواست ساخت و پشتیبانی را انجام بدهد که چگونه بتواند در بلوغ فناوری و بلوغ ساخت ،همکاری های بین المللی و انتقال تکنولوژی کمک کند و کسب و کارهای موجود را ارتقاء دهد . بنابراین شرکت سابق پشتیبانی ساخت و تهیه کالای نفت تهران قسمتی باید می رفت و به اعتقاد من باید به بیرون از سازمان سپرده(اوت سورس) می شد ولی سیاست ها می ماند.در ابلاغیه آقای وزیر بحث طراحی هم مطرح شده بود. منتهی چرا نشد به نظرم که خیلی صریح هم گفته شده که همین شرکت کالا تهران و مدیریت سابق خیلی همراهی نکرد. به دلیل ضعف هایی که در انحلال پیش آمد ذاتا با این کار مخالفت کردند و یک مقدار جلوی این کار را گرفتند . این کار تقریبا آن جور که در دستور کار بود جلو نرفته است. به اعتقاد من حتما باید یک چنین شرکتی تاسیس می شد.حالا چه در صندوق ها یا شکل های مختلف یکی از آن مطالباتی است که ما داریم برای آن هدف هایی که تا سال ۱۴۰۰ تعیین شده تا بتوانیم ۸۰ درصد کالا و تجهیزات صنعت نفت را از داخل کشور تامین نمائیم.
• در حال حاضر مجموعه به جا مانده به نام مدیریت پشتیبانی ساخت و تامین کالا نمی تواند این نیازها را تامین کند؟
نه من اعتقاد دارم که نمی تواند.
• برگردیم به بحث کارگروه های ساخت داخل
در بحث ساخت داخل ما جلسه های ادواری و هفتگی با تک تک گروه های ۱۰ گانه داریم. در کالاهایی که تا به امروز قرارداد بسته ایم مانند توربین ها الان ما تا مرحله ساخت دو تا توربین ۵ و ۱۶ مگاوات و عقد قرارداد پیش رفته ایم. در گروه مته های حفاری، تجهیزات سرچاهی و درون چاهی، انواع پمپ های درون چاهی و سرچاهی و ابزارهای اندازه گیری حرف هایی داریم. در این جلسه ها تاکید بر روش مند بودن کار و تلاش سازندگان ما درنوردیدن مرزهای رقابت با سازندگان خارجی نزدیک است. به تدریج بحث های طراحی،مهندسی،نوآوری در محصول، بحث رعایت استانداردهای روز دنیا باید در دستور کاردنیا در دستور کار تک تک سازندگان دخلی قرار گیرد. بنابراین بحث طراحی مهندسی بسیار پر رنگ شده است و اینکه بایستی استانداردهای روز را برای هر محصول استفاده کنند.
• شما فرمودید در قسمت ساخت توربین در دو کلاس ۵و ۱۶ مگاوات در مرحله عقد قرارداد هستید و گله بسیاری از سازندگان داخلی این است بسیاری از تقاضاها کپی تقاضاهای قبلی است. می خواهم در این سوال از مصداق همین قرارداد توربین ها استفاده کنم.
نمی فهمم کپی تقاضای قبل یعنی چی؟
• منظور از کپی تقاضای قبل یعنی اینکه تقاضاهای تامین کالای ساخت داخل بر مبنای همان تکنولوژی قدیم که به آن اشراف دارند تهیه و به کمیته های شما اعلام می شود. مثال من نوع توربین بود. مدل توربین از شرکت Rolls Royce مربوط به ۴۵ سال پیش است که در ردیف توربین های ۱۶ مگاوات است.این توربین بالغ بر ۲۵ سال است که از رده خارج شده است و حداکثر راندمان این توربین در شرایط فعلی ۱۳ درصد است.سازنده داخلی اعلام کرده که توربین با طراحی روز دنیا می آورم که راندمان آن بالای ۳۸ درصد است و مصرف انرژی کمتر دارد ولی متقاضی قبول نمی کند و می گوید همان مدل قدیمی را می خواهیم. با این روش اگر ادامه دهیم در ساخت داخل به تنها چیزی که دست پیدا خواهیم کرد تولید به روش مهندسی معکوس است که در سال های اخیر بسیار این روش را امتحان کرده ایم.
ببینید توربین ۱۶ مگاوات که ساخته می شود شما منظورتان راندمان و مصرف سوخت است. یک موقع شما سوخت ثابت می گیرید و قدرت را بالا می برید .میزان مصرف و راندمان به هیچ وجه قرار نیست به اندازه توربین های قبل باشد.
• آقای دکتر موضوع من از طرح این مثال نوع سفارش کالا است و در مبحث فنی و راندمان نمی خواهم وارد بشویم.
بله داریم. ولی نه همه جا. این جلسه هایی که ما داریم خیلی روشن می کند واقعا خیلی از این حرف هایی که زده می شود متاسفانه برای خود بنده هم که مثلا این همه سال از سال ۱۳۷۰ در حوزه ساخت داخل بودم بعضی وقت ها باور می آورد. یعنی واقعا فکر می کنی که مصرف کننده های ما خیلی پرت هستند اما اصلا اینطور نیست. خیلی جاها بخصوص در واحدهای بهره برداری انصافا در نگرش آنها تغییرات عمده ای در این چند سال اتفاق افتاده است. خیلی از متقاضیان بشدت بر روی آخرین مدل استاندارد اصرار می کنند. خودشان هم شاید آگاهی نداشته باشند از مصرف آخرین استاندارد های محصول ولی در سفارش های خود گذاشته اند. ما در همین ۱۰ گروه قلم کالا با همین نگاه وارد شده ایم تا ببینیم برای نزدیک شدن به استانداردهای بین المللی چقدر در این سفارش ها رعایت شده است .
اما بله، بعضی از جاها اصرار بوده - نام هم از شرکتی نمی خواهم ببرم- اما شرکتی در حوزه پیمانکاری ما هست که این نوع نگرش در آنها زیاد است و تکیه اش بیشتر بر ابزارهای سنتی است که بدنه اش با همان ابزارهای سنتی کار کرده اند و جا افتاده اند و تغییر این ابزارها برایشان مشکل ایجاد می کند .اما در کمیته ۱۰ قلم کالا، ما این تعادل را در جلسه های سنگین که داشتیم به هم زده ایم. حتی سازنده های ما شکایت می کردند و تاکید از سوی بعضی ها که مصرف کننده ما این اصرار را دارد که همین قلم کالا را می خواهد و در این جلسه ها ما توافق کردیم و درباره تکلیف با مصرف کنندگان به عنوان یک سیاست ، دست سازنده را کامل باز گذاشته ایم. کار ما در این جلسه ها همین نوع سیاست هاست که در واقع اجازه رشد بلوغ فناوری، بلوغ ساخت و بلوغ تجاری سازی را بدهیم. درست می گویند و ممکن است در روش های قدیم چیزی که از سازنده می خواستن همان کالایی باشد که در واقع مصرف کننده ما مصرف می کند و اتفاقا ممکن است کهنه و قدیمی باشد و راحتر بتواند با آن کار کند و با آن راحتر باشد و برای کالای جدید مصیبت دارد که راهبری این چگونه است و این خودش یک سطح از تکنولوژی است. برای کار کردن با محصول جدید همین دلیل ممکن است مقاومت داشته باشد. اما من این را برای کل صنعت نفت قبول ندارم. مصرف کنندگان ما آگاه تر از این حرف ها هستند و خیلی ها به سازنده به شدت کمک کرده اند اگر من به شما بگویم واقعا بنده اعتقاد دارم عمده و بنیه صنعت ساخت تجهیزات ما در حد ۶۰ تا ۶۵ درصد قطعات مورد نیازمان را از طریق سازندگان داخلی می توانیم تامین کنیم و من اعتقاد دارم یک مقدار زیادی کم لطفی شده است .
• ذهنیت شما درباره توانمندی صنایع ما از ساخت تجهیزات صنعت نفت قبل از ابلاغ بومی سازی ۱۰ قلم کالای پر مصرف نفت چه بود؟
آن موقع استنباط من از سازندگان این بود که از بحث طراحی و مهندسی محصول عاری از تجربه هستند. البته همه را نمی شد شامل کرد ولی اینکه در تفکر طراحی و مهندسی بایستی سرمایه گذاری کنند تا محصول خود را به مرحله توان طراحی برسانند. این ذهنیت برای من با سطحی که امروز می بینم تفاوت داشت در واقع نگاه من به توانمندی سازندگان روی توان طراحی و مهندسی به مراتب نسبت به روز اول که آغاز کردیم خیلی بیشتر شده است. خوشبختانه الان می توانیم ادعا کنیم در بعضی از این تجهیزات به قدرت طراحی و مهندسی محصول رسیده ایم. الان تقریبا سازنده های ما در تمام ۱۰ گروه ، قلم کالا بخوبی موضوع را درک کردند که قلب کارشان طراحی مهندسی محصول است. الان گفتمان ما با سازندگان از بحث کپی دیگر رد شده است و دیگر بحث ما طراحی مهندسی محصول و استفاده از آخرین استانداردها و انتقال تکنولوژی است. اما مشکلی که ما در نهاد نظارتی داریم این است که جایی به عنوان حوزه تخصصی محصول نداریم که به عنوان مثال بر روی قطعه مته حفاری در کشور تجربه طراحی مهندسی محصول داشته باشد و بتواند آن را ثبت و تائید بدهد.
• وقتی طرح ساخت داخل ۱۰ گروه کالا پر مصرف صنعت نفت داده شد ما در برخی از کالاها به توانمندی ساخت داخل رسیده بودیم و در بسیاری از شرکت ها این اقلام از مرحله تست گذر و در مرحله استفاده قرار داشت.
کدام اقلام ؟
• به غیر از چند قلم کالا مانند لوله های جریانی بدون درز و تجهیزات و ادوات پایش و خوردگی تقریبا در سایر اقلام امکان تولید داخلی را داشته ایم و کالاهایی چون توپک هوشمند و دانهول سالها بود که دیگر داخلی سازی شده بود.اما شما برای تست مجدد آن هزینه کرده و به شرکت های داخلی برای ساخت و تست آن هزینه پرداخت کرده اید.
نه من این حرف را قبول ندارم. بله ما توپک هوشمند را ساخته بودیم یک پایلوت بود که ۳۰۰ یا ۱۰۰ کیلومتر خط لوله به سازنده داده بودند اما موضوع کار ما بسیار متفاوت است از دو منظر،ابتدا اینکه سازنده این روشی که ما داریم مورد ارزیابی قرار نگرفته بود.الان ما با ۶۰۰ سوال از سازندگان متوجه می شویم آنها از نظر بلوغ فناوری و بلوغ ساخت کجا قرار دارند. اصلا این روش قبلا در دستور کار وزارت نفت نبود یعنی سازنده ما وضع موجودش مشخص نبود. دوم اینکه معلوم نبود که این محصول همان بحث کپی است و معلوم نبود اگر این محصول کپی است طبق چه نقشه راهی می خواهد به یک تولید کننده با محصول بین المللی تبدیل بشود . در این روش بود که ما توانستیم آنها را ارزیابی کنیم و دیگر وارد بحث تجاری سازی شدیم. ما داریم به این سازندگان سفارش می دهیم در تیراژ بالا محصولاتی که می خواهیم سفارش می دهیم.
• به چه شرطی؟
محصول ساخت آنها باید طی یک دوره به محصول استاندارد بین المللی تبدیل بشود. در فعالیت های قبل وزارت نفت این موارد اصلا لحاظ نشده و مورد نظر نبوده است .یک مسئله دیگر اینکه ما با نگاه خرید محصول به موضوع نگاه می کنیم. یک موقع هم هست که ما وارد می شویم و می گوییم این محصول به لحاظ تکنولوژیکی و طراحی مهندسی کجاست. این روش هایی که می برند قطعه را تست عملیاتی می کنند ناقص است و غیر از اینکه تست عملیاتی جواب می دهد باید از نظر طراحی و مهندسی و تکنولوژیکی دید در چه نقطه کیفیتی است. این ۱۰ قلم کالا متکی به متدولوژی دوم است که علاوه بر اینکه باید محصول جدا از کیفیت مناسب از نظر تکنولوژیکی و از نظر طراحی و مهندسی در چه کیفیتی باشد. ما توپک هوشمند قبلی را اصلا با مراحل امروز نمی توانیم مقایسه کنیم با اینکه ساخته بودند و در مرحله عملیاتی هم قرار گرفته بود. محصول هم جواب داده بود ولی معلوم نبود که از نظر تکنولوژی در چه جایگاهی قرار دارد. در روش کنونی سازنده با تعهدی که می دهد که در ازای این سفارش اعلام می کند که تا چه زمانی به بلوغ فناوری می رسد و به عبارت ساده تر باید به ما نقشه راه بدهد.
• تا به حال چند قرارداد با سازندگان این گروه از کالاها بسته اید؟
۵۲ قراداد به مبلغ ۷۰۰ میلیارد تومان بسته ایم.
• آیا برای این قراردادها پیش پرداخت هم داشته اید؟
بله.الحمدالله و شکر خدا در این زمینه پیش پرداخت هم داشته ایم. یکی از ضعف های بزرگ این ساختار قبلا همین مورد بود که در حال حاضر با پرداخت ها برطرف شده است. قبلا پرداخت ها دیر می شد.در مقایسه به پرداخت های امروز قبلا هیچ نظم و ترتیب خاصی نبود.
• در رابطه با این پرداخت ها سوالی که هست چرا درباره این خریدها از سازندگان داخلی شما پرداخت ارزی داشته اید؟ آیا شما در جریان این پرداخت ها هستید؟
بله در جریان این پرداخت ها هستم. علت این پرداخت ها این است که بعضی از مواد اولیه که ما می خواهیم در حال حاضر تولید داخل نیست. ولی در جلسه هایی که داشته ام نخستین سوالی که از اعضا داشته ام این است که ما چقدر از این گروه ها سفارشی خرید ارزی است و آن عددی که من تا به حال دارم مقدار بسیار بسیار کمی هست. مگر در بعضی از اقلام مثل پمپ های سرچاهی که برخی از مواد ساخت آن وارد بشود. با توجه به حساسیت موضوع از سازندگان خواسته ایم بصورت دقیق سهم ارزی و ریالی کالاها مشخص می شود و جز مواد اولیه ای که در داخل برای محصول خود تولید نمی شود هیچ هزینه ارزی دیگری از آنها قبول نمی شود. اینکه بروند جنس نیمه ساخته از خارج بیاورند اصلا قبول نمی کنیم و یکی از بازرسی های دقیق ما همین موضوع است. باید اعلام کنم که ما هیچ قراردادی را بصورت ارزی نبسته ایم.
• یکی از حوزه های فعالیت جنابعالی موضوع تدوین استاندارد است. درباره کرسی کمیته ملی استاندارد توضیح می دهید.
درباره تدوین استاندارد و جایگاه آن باید گفت اگر کسی مهندسی یک نظام روزآمد را می خواهد باید ابتدا استانداردهای خود را روز آمد کند. اصلا مهندسی یعنی استاندارد، و ستون فقرات نظام فنی و اجرایی در حوزه مهندسی، استاندارد است. برای همین از روز اول که مسوولیت معاونت مهندسی را بر عهده گرفتم رفتم سراغ موضوع استانداردها و کارهای بسیاری خوبی انجام داده ایم. مهمترین آن این است که ما با سازمان ملی استانداردها توافق نامه امضا کردیم و آنها پذیرفته اند که در وزارت نفت، کمیته ملی استاندارد تشکیل بشود. قبلا در داخل سازمان ملی استاندارد فقط یک کمیته درباره فرآورده ها بود. الان معاونت مهندسی صاحب کرسی کمیته استاندارد شده و هر آنچه که ما تدوین کنیم جامعیت دارد و تلاش داریم تا بتوانیم تمام حوزه های صنعت نفت را پوشش بدهیم .
• آیا مصوبه کمیته ملی استاندارد برای بیرون از وزارت نفت شامل می شود؟
ما قبلا IPS را داشتیم که در سطح وزارتخانه بود حتی برای شرکت های خودمان هم الزامی نبود الان اجرای هرچه که در کمیته برنامه ریزی تصویب بشود و بعد در کمیته ملی استاندارد ابلاغ بشود در سطح ملی برای هر حوزه صنعت نفت الزامی است.حتی بخش های غیر دولتی هم شامل می شود.
• اولویت شما در ابتدا بر روی این کدها کدام حوزه بوده؟
الان اولویت اصلی روی گروه ۱۰ قلم کالاست.
• آیا بهتر نبود ابتدا شما کدهای ساخت و اجرا را بررسی می کردید؟
نه- یک فلسفه ای هست که آیا ما در طراحی جلوتر هستیم و این قسمت می تواند پیشران باشد یا کالا و تجهیزات می توانند طراحی های ما را ارتقا دهند؟ بنده اعتقادم این است که ما در کالا و تجهیزات زودتر به سطح بین المللی می رسیم. یعنی کالا و تجهیزات، فشاری که می تواند بیاورد مهندسی ما را هم می تواند ارتقا بدهد در این زمینه دعوا زیاد داریم. این بالاخره ریسکی است که قبول کرده ایم. وقتمان را هم در این حوزه گذاشته ایم. دلیل آن هم این است که ۶۵ درصد هزینه یک پروژه کالا و تجهیزات است و اگر واقعا بتوانیم فضایی درست کنیم که با استانداردهای بین المللی کالایی در داخل ساخته شود طراحی های ما هم بسمت این استانداردها می روند بدون اینکه ما بخواهیم وقتی بگذاریم.
• دقیقا حرف شما را قبول دارم که ۶۵ درصد یک پروژه را کالا تشکیل می دهد.
یک نکته مهم دیگراینکه طراحی و مهندسی می تواند در دل قالب کالا و تجهیزات بخصوص در بحث لایسنس هایی که می خریم کالا و تجهیزات مصرفی ما را اصلا بسمت خارج سوق می دهد که تا حالا به این سو می رفتند و همین اتفاق می افتاد. عمدتا در طرح های مهندسی ما رویکرد کالا و تجهیزات داخلی نیست . اگر می رفتیم بسمت اولویت طراحی و مهندسی در ابتدا این فشار بیشتر می شد ولی کمکی به ساخت داخل نمی کردیم. اگر حوزه ساخت تجهیزات داخل در صنعت نفت رشد کند حوزه های طراحی و مهندسی مجبورند به آن توجه کنند.
• حرف های شما متین که می فرمائید در رابطه با ساخت کالا و دریافت لایسنس طراحی را ارتقا می دهید. اما یک نکته مبادا شما در تعیین IPS حتی از APS هم سختگیرتر بشوید؟
اصلا قرار نیست استاندارد بنویسیم. ما قرار است انتخاب کنیم.اگر شما بدانید ما چه کشیده ایم.
• چطور؟
قبلا یک ips بود که عده ای می نشستند و تدوین استاندارد می کردند و یک ضعف بزرگی در ips این بود وقتی تدوین استاندارد می کردند به این موضوع توجه نداشتند وقتی استاندارد را تدوین کردند حتما باید مخاطب عینی داشته باشند. یعنی اگر برای کالایی گفتند باید استاندارد داشته باشد باید سازنده آن وجود داشته باشد و دلیل آن هم این است که استانداردها از سازنده ها گرفته می شود و سازنده ها وقتی استانداردها ارتقا می یابد در تولید کالایشان آن را بهبود می دهند . ما در ips این اشتباه را می کردیم و می نشستیم اینجا بدون اینکه در کشور کسی قطعه ای را بسازد یا برویم قطعه را در کارگاه سازنده خارجی ببینیم در کالا دست می بردیم. استاندارد حاصل علم، فناوری و تجربه است که آن تجربه می آید محصول نوآور درست می کند .بنابراین هر کالا و تجهیزات و خدمتی باید رفرنس داشته باشد. ما ساعت ها طول کشیده و کلی مصیبت کشیده ایم تا این فکر را از کله بعضی ها بیرون کنیم و از کله بعضی ها هم که نتوانستیم بیرون کنیم او را از این کار کنار گذاشته ایم. برایتان روشن بگویم که ما نباید تدوین استاندارد بکنیم باید برویم رویکردهای دنیا را بگیریم برای اینکه فاصله تکنولوژی با دنیا پیدا نکنیم و در بین آنها انتخاب کنیم که کجا به صنعت نفت ما کمک می کند. قرار نیست ما سخت ترش کنیم هرچی که هست همان کاری ips در تدوین استانداردها رفته از الگوهای خارجی گرفته ما همان کار را می کنیم.
• یکی دیگر از حوزه های فعالیت شما تعامل با دانشگاه ها است. درباره قراردادهایی که با دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی با هدف انتقال و توسعه فناوری بخش بالادست شامل بهبود تولید و ازدیاد برداشت بسته اید توضیح می دهید.
در صنعت نفت دو تفکر حاکم است. یک تفکر خرید خدمات نیروی انسانی است و یکی هم خرید خدمات تخصصی است .یک موقع شما مشاور می گیرید و از مشاور انتظار دارید یک کار خدماتی برای شما انجام بدهد و نتیجه کارش را تحویل شما بدهد یا یک زمان است شما برای یک کاری که انجام می دهید با یک کسی قرارداد می بندید و نیروی انسانی از او می گیرید ولی تمام مسوولیت کار را خودتان بر عهده می گیرید. ما عمده نگاه مان و یکی از ضعف هایی که در صنعت نفت داریم این است که عمدتا خدمات تخصصی را به شکل خرید خدمات انسانی می کنیم تا خرید خدمات تخصصی .ما با یکی از شرکت ها مخصوصا در یکی از این ۵۲ قرارداد همین مشکل را پیدا کردیم و یک مقداری کارمان را کند کرد.
• نقاط ضعف این قرارداها چیست ؟
چون نگاه شان به دانشگاه ها بیشتر این بود که تعدادی مثلا نیروی انسانی هیات علمی هست. یک تعدادی نیروی انسانی به اصطلاح هیات علمی هست که توانمندی هایی دارند و باید بیایند ما به آنها بگوئیم چکار کنند. یعنی مشکلاتی که خودمان درآورده ایم از طریق به کارگیری این نیروها خودمان حل کنیم. به همین دلیل روشمان شد بر این اساس که ما یک مقداری نیروی انسانی در اختیارمان قرار می گیرد در رابطه با دانشگاه ها و باید حساب کنیم که این ها ساعتی چقدر می گیرند ،چقدر کارهای آزمایشگاهی انجام می دهند و از طریق «آحاد و بها» حساب بکنیم. این قرارداد اولیه ای بود که براساس آحاد و بها و تائیدیه نهایی و پروپوزالی که به عنوان شرح کار می دهند که باید مورد تائید کارفرما باشد یعنی اینکه این نیروی انسانی بر مبنای چرخشی در اختیار شرکت عملیاتی قرار بگیرد .ضعف عمده این مدل این بود که در واقع ما خدمات تخصصی از آنها نمی گرفتیم بلکه خدمات نیروی انسانی می گرفتیم.چقدر کار کرده، چقدر آزمایش انجام داده است و چه آزمایش هایی را به او گفته ایم انجام بدهد. این با اصول اولیه و آنچه که در ستاد فرماندهی اقتصاد مقاومتی گفته شده کاملا متفاوت است و الان تقریبا حدود دو ماه هست که کل کار را عوض کرده ایم.
کل کار چگونه شده؟
ابتدا اینکه ما پذیرفته ایم یک منبع دانشی پیدا کرده ایم به عنوان دانشگاه و قرار است به عنوان یک مشاور تخصصی برای حل مشکلات مخزن ما اقدام بکنند به همین دلیل انتظار داریم که خودشان به ما پروپوزال هایی بدهند که بگویند مشکل مخزن ما چگونه حل می شود و به عنوان یک مشاور تخصصی با ما عمل بکنند. نه اینکه ما برای او تعیین تکلیف کنیم. الان او موظف است یک شرح کاری را بر مبنای همه مدل های بین المللی برای کار توسعه تکنولوژی استاندارد شده شامل ۵ گام به ما بدهد. این ۵ گام شامل مطالعه و کار کردن بر روی یک مخزن تا راه حل های توسعه تکنولوژی در ازدیاد برداشت است. از دانشگاه ها انتظارمان این است که با دو شاخص زمان و یک مبلغ به ما بگویند خروجی های محاسبه شده را به ما کی تحویل می دهند؟
الان اصلاحیه قرارداد شما برای این مدل کار چیست؟
اصلاحیه قراداد ما می شود مدل «لام سام» است. در این نوع قرارداد کلیّه هزینه های پروژه برآورد شده و با یک مبلغ کلی به پیمانمار واگذار می گردد. یک ریسکی را آنها می کنند و خروجی به ما می دهند. ما دیگر وارد بحث های پذیرش مسوولیت در قبال پیشنهادهایی که باید به پیمانکار بدهیم و پیشنهادهایی که از طرف مشاور به ما برای اصلاح کارهای توسعه تکنولوژی ازدیاد برداشت انجام می دهیم . جایگاه مشاور ما همان جایگاه تخصصی است که خدمات تخصصی بدهد. تفاوت آن با قبل این بود که ما از او خدمات تخصصی نمی خواستیم بلکه از او می خواستیم برای ما کارهایی را که مشکل داریم برایمان انجام دهد. این با آن منظری که یک مشاور آزادی عمل داشته باشه و شرح کار و نقشه راه و برنامه تحقیقاتی را خودش تعریف و تنظیم بکند خیلی متفاوت است. ما در مدل جدید قرارداد پذیرفتیم که مسوولیت توسعه تکنولوژی ازدیاد برداشت بر عهده دانشگاه طرف قرارداد است که تحت یک خروجی به ما اطلاعات می دهد و ما هم در ازای آن در هر کدام از بسته ها مبلغ حق الزحمه را می توانیم پرداخت کنیم.دیگر منتظر نمی مانیم که ما قضاوت کنیم یا این بسته ها طبق استانداردهای ما انجام شده است. ما خارج می شویم از دخالت در کارهای توسعه تکنولوژی و این توسعه بر عهده مشاور تخصصی است.
گفت و گو : ابوذر منصوری
Share/Save/Bookmark


نام :
نام خانوادگی:
آدرس ايميل :
نام کاربری :
کلمه عبور:

نفت برنت

۵۱.۳۷

نفت خام وست تگزاس ( $/ بشکه )

۴۸.۳۹

نفت خام اوپک

۵۰.۸۲

گاز طبیعی- نایمکس Mbtu/$

۳.۰۴

طلا (دلار/ اونس )

۱۱۹۹.۷

فولاد- دلار/تن

۳۱۲.۵

سنگ آهن- دلار/تن

۸۴.۸

مس- دلار/پوند

۲.۵۹