کد مطلب: 70291
 
سیاست خارجی روسیه تهاجمی است
روس‌ها نمی‌توانند به صنایع انرژی ایران کمک کنند
مصاحبه با عباس ملکی؛ معاون امور بین‌الملل مرکز تحقیقات استراتژیک
 
دکتر عباس ملکی استاد دانشگاه، دیپلمات باسابقه و معاون امور بین‌الملل تحقیقات استراتژیک است. وی معاونت وزارت امور خارجه و عضویت در هیأت مذاکره‌کننده ایران برای پایان جنگ هشت‌ساله را در کارنامه خود دارد. ملکی محقق ارشد پروژه سیاست‌گذاری انرژی در مرکز مطالعات بین‌المللی مؤسسه‌ تکنولوژی ماساچوست (ام آی تی) است که ما با وی در مورد رفتارشناسی گازی روسیه به مصاحبه پرداختیم. ملکی معتقد است که رویکرد روسیه در مورد صادرات گاز، تسلط بر زیرساخت‌ها است و پروژه صادرات گاز روسیه به اروپا از ابتدا سیاسی بوده است.
تاریخ انتشار : شنبه ۲ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۱۶
یکی از اصلی‌ترین مسائل در مقوله ژئوپلیتیک گاز طبیعی، رفتارشناسی گازی روسیه به عنوان بزرگ‌ترین صادرکننده گاز در دنیا است. یک تلقی عمومی در شناخت رفتار گازی روسیه آن است که این کشور از گاز طبیعی خود به عنوان سلاحی علیه سایر کشورها، به خصوص اروپا استفاده می‌کند. نقش و جایگاه انرژی، خصوصاً گاز طبیعی را در سیاست خارجی روسیه چگونه می‌بینید و تا چه میزان این نظریه را صحیح می‌پندارید؟
تردیدی نیست که کشورهای جهان در تصمیم‌گیریهای خود در مسائل داخلی در هم تنیده هستند، و همان کسی که مجری و ناظر بر امنیت است احتمالاً همان کس تصمیمگیری در مورد نفت و گاز کشور را هم به عهده دارد؛ هر چند به درجاتی تفاوت‌هایی بین کشورهایی که روندهای دموکراتیک دارند و بعضی از کشورهایی که روندهای اقتدارگرا دارند، وجود دارد. این فقط کشور روسیه نیست که از کالاها و بخش اقتصادی خودش استفاده سیاسی میکند. در دوران جنگ سرد در یک دوره ایالات متحده آمریکا، گندم به اتحاد شوروی نفروخت تا فاصله و شکاف بین جریان سیاسی انقلابی اتحاد شوروی و اقتصاد واپسگرایانه آن را بیشتر کند. این مسأله در مورد نفت و گاز که سوخت مصرفی و عملاً غیرقابل جایگزین است بیشتر نمود پیدا میکند.
البته باید توجه کرد که سیاست خارجی روسیه کلاً تهاجمی است و این را باید در رفتار سیاسی قوم اسلاو دید. از دوره خیلی قبل، مثلا ً در مسائل مربوط به اردوی زرین، هجوم اسلاوها به سمت جنوب، جنگهای ایران و روس و مسائل مربوط به برپایی تا فروپاشی اتحاد شوروی و الان جریانات مربوط به آقای پوتین، همهی اینها نشان میدهد که در روسیه این نگاه حاکم است که بهترین دفاع، حمله است و باید حمله کرد. بنابراین خیلی سخت میشود روسها را در یک جا ساکت و بدون تحرک دید. در مورد انرژی همهی ما میدانیم که روسیه بزرگترین کشور
این فقط کشور روسیه نیست که از کالاها و بخش اقتصادی خودش استفاده سیاسی میکند. در دوران جنگ سرد در یک دوره ایالات متحده آمریکا، گندم به اتحاد شوروی نفروخت تا فاصله و شکاف بین جریان سیاسی انقلابی اتحاد شوروی و اقتصاد واپسگرایانه آن را بیشتر کند. این مسأله در مورد نفت و گاز که سوخت مصرفی و عملاً غیرقابل جایگزین است بیشتر نمود پیدا می‌کند.
دنیا است و تمام جدول مندلیف را به عنوان منابع معدنی دارد، و یکی دیگر از منابع آنها، نفت و گاز یا منابع انرژیهای تجدیدناپذیر است.
در حوزه انرژیهای تجدیدناپذیر، روسیه در سه بخش، یعنی بازار اروپا، بازار شرق و بازارهای ماورای بحار، در مورد استراتژیهای بلندمدت خود فکر کرده است. در مورد بازار اروپا علاوه بر دو خط لوله بزرگ Soviet Trunk که از اوکراین میگذرد، روسیه یک خط لوله مستقیم به آلمان از طریق دریای بالتیک، و دو خط لوله بلو استریم و ساوت استریم از طریق دریای سیاه و ترکیه دارد. هر گونه تغییر در رفتار اروپاییها باعث میشود که روسیه عکسالعمل نشان بدهد. فراموش نکنید که روسیه بود که شبه جزیره کریمه را اشغال کرد. یعنی به نوعی میخواهم عرض کنم که علی رغم این که بعضی می‌گویند اول اروپاییها شروع کردند، بله اروپاییها در برپایی انقلابهای رنگین در اطراف روسیه نقش داشتند، اما مقابله به مثل روسیه با این حرکت خیلی متناسب نبود. مثل این که یک نفر با شما در خیابان جدال کند بعد شما با یک هفت تیر او را بکشید. گرفتن شبه جزیره کریمه با فعالیتی که اروپاییها در اوکراین میکردند اصلاً متناسب نبود.
کلاً خطوط لوله روسیه به اروپا از ابتدا سیاسی بود. در دوره جنگ سرد اروپا مایل بود از ایران گاز بخرد، و ایران دو خط لولهی IGAT 1 و IGAT 2 را برای این کار کشید. اما به لحاظ سیاسی اروپاییها به خصوص آلمانها به این نتیجه رسیدند که باید به بلوک شرق، به رهبری اتحاد شوروی یک جایزهای بدهند تا به نوعی آنها را آرام نگه دارند و از این رو از شوروی گاز خریدند. اما اکنون روسیه چندان تمایلی ندارد صادرات گاز خود به اروپا را بالا ببرد، اولاً به دلیل ریسک بالایی که از حیث سیاسی دارد و دوماً مسألهای که به قیمت مربوط میشود. قیمت اروپا چندان برای روسیه جذاب نیست.
دومین جایی که به نظر میرسد روسیه بیشتر مایل است کار کند، شرق آسیا است. روسیه دارای خط لوله به ژاپن است و اخیراً هم خط لوله جدیدی با ظرفیت نهایی 60 میلیارد متر مکعب در سال به چین کشیده است. شاید در آینده سومین مسیر، هند باشد؛ از طریق آسیای مرکزی و یا از طریق ایران، که هر دو در حال مطالعه است. سومین بخش از فعالیت روسیه مربوط به ماورای بحار است، یعنی بازارهایی مثل آمریکا، کشورهای خلیج فارس. شاید برای خوانندگان ما خیلی عادی نباشد، که خلیج فارس که خود پر از منابع نفت و گاز است، چگونه می‌تواند مقصد گاز روسیه باشد. ولی متأسفانه به دلیل این که ایران نتواست به تعهداتی که در گذشته داشت -در حوزه خطوط لوله و همکاری با کشورهای همسایه- وفادار بماند، الان کشورهایی مانند کویت، امارات عربی متحده و بحرین، نیازمند انرژی هستند، و حتی کویت با ایالات متحده در مورد ال‌ان‌جی به تفاهم رسیده است. روسیه هم در این زمینه در حال فعالیت است که با کشورهای آفریقایی و خاورمیانه کار کند. در عین حال، از دریای بارنت در نزدیکی قطب شمال نیز کشتیهای ال‌ان‌جی روسی به سمت آمریکا در حرکت هستند.

به بحث کریمه اشاره کردید. نوع استفاده از ابزار گاز در مواجهه با بحران اوکراین و مناقشه اخیر روسیه و ترکیه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ تا چه میزان این مسأله که الحاق کریمه به روسیه به دلیل منابع سرشار نفت و گاز این منطقه بوده است را قابل اتکا می‌دانید؟
تحقیقات زمینشناسی نشان میدهد در حاشیه دریای سیاه بخشهای مهمی از منابع نفت و گاز و دیگر هیدروکربنها وجود دارد. در کریمه هم حتماً وجود دارد
در دوره جنگ سرد اروپا مایل بود از ایران گاز بخرد، و ایران دو خط لولهی IGAT 1 و IGAT 2 را برای این کار کشید. اما به لحاظ سیاسی اروپاییها به خصوص آلمانها به این نتیجه رسیدند که باید به بلوک شرق، به رهبری اتحاد شوروی یک جایزهای بدهند تا به نوعی آنها را آرام نگه دارند و از این رو از شوروی گاز خریدند.
ولی به نظر میرسد که مسأله بیشتر امنیتی بود تا انرژی. از لحاظ ژئوپلیتیک، وقتی نیروهایتان در کریمه مستقر است، به یک معنا به کل دریای سیاه و تنگه بسفر مسلط خواهید بود. حدود 200 سال روسیه، ناوگان خود در دریای سیاه و مدیترانه را در کریمه مستقر کرده بود، و دارای چند پایگاه خیلی بزرگ بود. در دسامبر 1991 در شبی که استقلال جمهوری فدراتیو روسیه، روسیه سفید و اوکراین اعلام شد، اوکراین بر روی ناوگان دریای سیاه اتحاد شوروی دست گذاشت و روسها مجبور شدند برای این که از این مخمصه نجات پیدا کنند از شب تا صبح کل کشتیهای جنگی خودشان را، از سمت رودخانهی دن بالا ببرند و از طریق کانال ولگا-دن آنها را وارد ولگا و سپس در آستاراخان دریای خزر مستقر کردند. تسلط بر کریمه مجدداً حدود 120 فروند کشتی جنگی روسی که در آبهای دریای خزر محصور هستند و چندان قدرت مانور ندارند را به موقعیت قبلی بازگردانده است.

در طرف مقابل، آیا فکر میکنید که روسیه از ابزار گاز علیه ترکیه تا به حال استفادهای داشته است؟ مناقشه اخیر روسیه و ترکیه چه تأثیری در ترکیش استریم داشته است؟
ترکیه به لحاظ ژئوپلتیکی دسترسی وسیعی به منابع نفت و گاز همسایگان دارد، یعنی عراق، ایران، آذربایجان و در حلقه بعدی قزاقستان، ترکمنستان و قطر. بنابراین سلاح گاز علیه ترکیه خیلی نمیتواند تأثیرگذار باشد. با این همه روسیه سالها است که تغییر عقیده داده و خط لوله ساوت استریم برای عبور از دریای سیاه طراحی شده بود، نه ترکیه. از طرفی خط لوله ترانس آناتولی به روسیه خیلی وابسته نیست، بلکه به گاز آذربایجان و ایران وابسته است، و حتی ترکیه به ترکمنستان هم امید دارد؛ هر چند عبور گاز از بستر دریای مازندران محل مناقشه است، اما شاید بتوانند از طریق سواپ گاز ایران مسأله را حل کنند. در مجموع روسیه در موقعیتی نیست که بتواند بر ترکیه فشار بیاورد، به دلیل این که ترکیه تنوع مبادی ورودی انرژیاش بیشتر از اروپا است.

نقش ترکیه در انتقال گاز به اروپا را چگونه می‌بینید؟ جایگزینی ترکیش استریم با ساوت استریم همگام با نزدیکی روسیه و ترکیه بود، اما بعد از سرنگونی سوخوی روسی اعلام شد که فعلاً مذاکرات آن تعلیق میشود و بعد از یک مدتی دوباره خود روسها حرف از شروع مجدد مذاکرات زدند. ترکیش استریم تا چه حد تحت تأثیر این مناقشه قرار خواهد گرفت؟
به نظرم روسیه همچنان آماده است که از طریق ترکیه، و از طریق خط لوله ترانس آدریاتیک به یونان و ایتالیا گاز صادر کند. روسیه آماده است و به نظرم ترکیه هم مشکلی با این ندارد. جریان اختلاف روسیه و ترکیه در خاورمیانه خیلی عمیقتر از انرژی است. مسأله، مسأله آینده این کشورها به خصوص در سوریه است. متأسفانه رهبران ترکیه مسأله را تا یک اندازه-ای با خانواده آقای بشار اسد شخصی و خانوادگی کردند، و حالا در یک تلهای افتادند که نمیدانند چه کار کنند. بنابراین درعین حال که انرژی خیلی مهم است ولی سیاست از انرژی مهمتر است.

اخیرا بحث ورود آمریکا به بازار گاز اروپا عملیاتی شده و نخستین محموله ال‌ان‌جی این کشور به پرتغال وارد شد. آیا ایالات متحده رقیبی جدی برای روسیه در بازار گاز اروپا خواهد بود؟
رویکرد روسیه در مورد گاز، تسلط بر زیر
جریان اختلاف روسیه و ترکیه در خاورمیانه خیلی عمیقتر از انرژی است. مسأله، مسأله آینده این کشورها به خصوص در سوریه است. متأسفانه رهبران ترکیه مسأله را تا یک اندازه‌ای با خانواده آقای بشار اسد شخصی و خانوادگی کردند، و حالا در یک تلهای افتادند که نمیدانند چه کار کنند. بنابراین درعین حال که انرژی خیلی مهم است ولی سیاست از انرژی مهمتر است.
ساختها است؛ در حالی که رویکرد آمریکا تسلط بر قیمت است. شاید در روزی نه چندان دور حتی به دلیل قیمت پایین‌تر، ایران در جنوب از آمریکا گاز بخرد و گاز طبیعی خودش را مثلاً از طریق لولههای آسیای مرکزی به چین بفروشد. یعنی تا این میزان قیمت گاز در ساحل شرقی آمریکا ارزان است. بنابراین اینها دو رویکرد است. روسها از سوی دیگر، تقریباً با تسلط بر شرکتهای ملی کشورهای اروپای شرقی پازل خود را کامل میکنند. مثلاً روسیه تسلط کاملی بر زیرساخت‌های گازی ارمنستان، بخش بزرگی از مجارستان، رومانی، بلغارستان، فنلاند و نظایر آن دارد. وقتی توزیع گاز در ارمنستان بر عهده روسیه باشد، او تصمیم می‌گیرد که برای ارمنستان از طریق ایران گاز بخرد یا ترکمنستان. در عین حال به نظر من بازار گاز در حال بینالمللی شدن است، نظیر آن چه در مورد نفت شاهد آن هستیم. در این صورت آمریکایی‌ها در آینده نخواهند توانست از این مزیت استفاده بکنند، به خصوص اگر ایران برنامهریزی دقیقتری در مورد صادرات داشته باشد. هم اکنون هم قطر رقیب جدی آمریکا در بازار اروپا است. آمریکا محمولههای اول را ارزانتر میفروشد تا نظر اروپا را معطوف کند، ولی در دراز مدت، اروپا می‌تواند علاوه بر روسیه، ترکیه، الجزایر و لیبی، 4 رقیب آمریکا، استرالیا، ایران و قطر را هم در بازار خود ببیند.

آیا فکر نمیکنید قوانین ضدتراست اتحادیه اروپا، نظیر بسته سوم انرژی، باعث استقلال بیشتر اتحادیه اروپا از روسیه شده و از آن سمت آمریکا بتواند با ال‌ان‌جی برای خود در این بازار جا باز کند؟
ممکن است! ولی از آن طرف هم روسها برای همین فکر کرده‌اند. روسها با خرید زیرساخت‌های انتقال و توزیع گاز در کشورهای اروپای شرقی، عملاً آن را در کشورهای واسطه تحویل گرفته و دوباره به اروپای مرکزی می‌فروشند. بنابراین این کشورها میتوانند گاز روسیه را بخرند و بعد گاز خودشان بشود تا بتوانند به بقیه کشورها بفروشند. با همهی این حرفها به نظرم آلمان در همان دورهای که دیگران فریاد میکردند که باید روسیه را به خاطر حوادث شرق اوکراین تحریم کرد، خط لولهی اول نورث استریم را به بهرهبرداری رساند و دومی هم اکنون در حال ساخت است. این نشان میدهد که «رئال پولیتیک» در مورد گاز در اروپا همچنان «اوست پلیتیک» یا «سیاست شرقی» است، یعنی چیزی که ویلی برانت سال 1972 اعلام کرد و هنوز هم خانم مرکل به آن وفادار است.

و این بدان معناست که نفوذ گازی روسیه حداقل در آینده نزدیک پابرجا می‌ماند؟
بله، به عنوان کالایی که در مقایسه با بقیه رقبا هم در دسترس و هم نسبتاً برای اروپا ارزان و پایدار است. از طرفی روسیه هم به این احتیاج دارد. بنابراین چرا باید قطع کند؟ مسائلی بین گرجستان و روسیه، و بعد اوکراین و روسیه، بیشتر جنبه سیاسی داشته و گرنه اگر مسأله بدهی بود، گاز ارمنستان یا مولداوی که بیشتر از اینها به روسیه بدهکار هستند، هیچ وقت قطع نمی شود، چرا که این کشورها متحدان روسیه هستند.

شما چقدر برنامههای ال‌ان‌جی روسیه را جدی میبینید؟ در واقع چه میزان هدفگذاری روسیه برای رسیدن به حدود 70 میلیارد متر مکعب معادل گاز در برنامه‌های ال‌ان‌جی را واقعی یا بلند پروازانه می‌بینید؟ اساًساً روسیه که پیشتر با خطوط لوله خود بر گاز اروپا مسلط شده، چه نیازی به ال‌ان‌جی خواهد داشت؟
به نظر من ال‌ان‌جی هنوز به فناوریهای پیشرفته نیاز دارد. و فناوری پیشرفته در صنعت گاز همچنان در اختیار شرکتهای
رویکرد روسیه در مورد گاز، تسلط بر زیر ساختها است؛ در حالی که رویکرد آمریکا تسلط بر قیمت است. شاید در روزی نه چندان دور حتی به دلیل قیمت پایین‌تر، ایران در جنوب از آمریکا گاز بخرد و گاز طبیعی خودش را مثلاً از طریق لولههای آسیای مرکزی به چین بفروشد. یعنی تا این میزان قیمت گاز در ساحل شرقی آمریکا ارزان است.
بزرگ بینالمللی است، و بعد از تحریم روسیه خیلی بعید است این کشور بتواند آن را دریافت کند. در عین حال، کشورهای آسیای جنوب شرقی می‌توانند بازارهای بالقوه برای ال‌ان‌جی روسیه باشند، منوط به این که روسیه بتوان ارزانتر از استرالیا و آفریقا محموله‌های خود را برساند. اما نباید از یاد ببریم که هدف اصلی روسیه همچنان صادرات گاز از طریق خطوط لوله به کشورهای اطراف و در شعاع 5000 کیلومتری‌اش خواهد بود، یعنی ژاپن، چین، هند، پاکستان و ترکیه.

به نظر شما آیا امکانپذیر است، روسیه از طریق ال‌ان‌جی حضور در بازار گاز فرانسه، اسپانیا، پرتغال و غرب اروپا را در برنامه خود قرار دهد؟
من فکر میکنم صادرات ال‌ان‌جی روسیه احتمالاً از مسیرهای نزدیک به قطب شمال اقتصادیتر است. از لحاظ دسترسی به بازارهایی مثل اسپانیا و پرتغال همچنان خط لوله این کار را میکند، یعنی خط لوله گاز روسیه به شبکه اروپا متصل می‌شود و از آنجا که خط لولههای شبکه اروپا در همه جا گسترده شده است، این گاز به نقاط غربی هم ارسال می‌شود.

اگر تمرکزمان را از اروپا روی چین بیاوریم، یکی از مهمترین رویدادهای سال گذشته، توافق روسیه و چین پس از بیش از یک دهه مذاکره بر سر قرارداد خط انتقال گاز «مسیر شرقی» بود، که این توافق همزمان با اوج‌گیری تخاصم روسیه و اروپا بر سر اوکراین صورت گرفت. آیا این مسأله را می‌توان نوعی حرکت به سمت ایجاد اتحاد راهبردی روسیه و چین ارزیابی کرد و آیا این به معنای کمرنگ شدن نفوذ گازی روسیه در اروپا و نوعی چرخش به سمت چین خواهد بود؟
روسیه به چند دلیل توجه خود را معطوف به چین، ژاپن و در درجه بعد کشورهای جنوب شرق آسیا و هند کرده و خواهد کرد. تا سال 2030، رشد مصرف انرژی در آسیا بیشتر از اروپا، خواهد بود. بنابراین رشد تقاضای چین بیشتر خواهد بود، و این رشد تقاضا نیازمند واردات از مناطقی است که تا امروز چین کمتر به آنها توجه کرده است. پس هیچ تردیدی نیست که اینها جاهایی است که به لحاظ تقاضا در آینده برای روسیه بیشتر مورد توجه خواهد بود. نکته دوم قیمت است؛ قیمت در این مناطق گرانتر از اروپا است، و نکته سوم مسائل مربوط به سیاست و تحریم و چیزهایی از این قبیل است. ولی اگر بخواهیم این نتیجه را بگیریم که چین و روسیه کاملاً با هم متحد میشوند، به نظر من هیچ وقت کشورهایی که اقتدارگرا هستند نمیتوانند با هم دیگر در همه چیز موافقت کنند. مثل اتحاد بین عراق و سوریه، یا سوریه و مصر در سال 1960 که به راحتی از هم پاشید. تنها کشوری که تا امروز در این منطقه به روسیه وفادار مانده است فقط هند است، هند هم نه به این صورت که کلاً در اختیار روسیه باشد. هند نزدیکترین رابطه را با آمریکا دارد، و آن پیمان استراتژیک را با آمریکا امضا کرده است، ولی در مقایسه با چین، هند معتقد است که فقط با ارتباط با آمریکا نمیتواند در برابر تهدیداتی که از چین و پاکستان حس میکند، بایستد. به همین دلیل هندیها به ایران، روسیه و حتی رقبایی مثل استرالیا توجه ویژه دارند.

آیا این بدان معنا است که جایگاه اروپا به صورت تدریجی در صادرات گاز برای روسیه تضعیف می‌شود؟ به خصوص با توجه به این که تولید میادین غربی روسیه که محل تغذیه اروپا هستند رو به کاهش است.
روسیه دیگر در این بخشها سرمایهگذاری نخواهد کرد، اما اگر
در زمانی که ایران تحریم بود من هم از مدافعان طرح فروش روزانه 500 هزار بشکه نفت به روسیه بودم، چرا که روسیه تحریم نبود و ما تحریم بودیم. بنابراین 500 هزار بشکه را روسیه میتوانست بگیرد و در ازای آن نفت بیشتری صادر کند. اما الان قضیه برعکس شده، یعنی آنها در تحریم هستند و ما تصور میکنیم تحریم نیستیم. البته ما هم مسائل و مشکلات زیادی داریم، ولی مشکلات ما در بخش انرژی با حضور روسیه حل نمی‌شود.
کشوری مثل آلمان باشد که خودش پا در رکاب برای سرمایهگذاری اقدام کند، روسیه مخالفت نخواهد کرد. ولی دیگر روسیه نه آن منابع مالی را دارد، و نه چشماندازی که یک خط لولهی دیگر مثل دو خط Soviet که از اوکراین میگذرد را اضافه کند و همان‌طور که گفتیم در جنوب هم همه چیز زیر عدم‌قطعیت است، هم بلو استریم و هم ساوت استریم. گرچه خط لوله‌ای از دریای سیاه میگذرد را روسیه همچنان دارد حمایت میکند. ولی به نظرم روسیه منابع مالی ندارد. کاهش منابع مالی و ارزش پول روسیه مانعی مهم در این راه است.

در خصوص ایران، روابط دو طرف گویی همواره با نوعی افت و خیز همراه بوده است. فکر میکنید اساساً ایران و روسیه میتوانند با هم دیگر همکاری داشته باشند؟
روسیه و ایران میتوانند با هم همکاریهای سیاسی، نظامی، اقتصادی، مالی، اجتماعی، فرهنگی زیادی داشته باشند و آقای هاشمی رفسنجانی هم همیشه میگفتند که روسیه یک بازار عظیم برای کالاهای ایرانی است. بنابراین فقط این نیست که آنها به ما کالا صادر کنند. به نظر من در همهی اینها میشود، اما در مورد انرژی باید دید که عوامل متشکله بازار انرژی چه چیزهایی هستند؟ اول از همه سرمایه است. هر فاز پارس جنوبی به قیمت امروز حدود 7 میلیارد دلار سرمایه نیاز دارد. دوم تکنولوژی در ال‌ان‌جی و در خط لولههای بستر دریا است؛ و سوم مدیریت است. مدیریت یعنی این که یک پروژه به جای دو سال، ده سال طول نکشد. آخرین هم بازار است، یعنی وقتی این پروژه به نتیجه رسید، این کالا باید یک جایی فروخته شود. در هیچ یک از این 4 عاملی که عرض کردم روسیه نمیتواند به صنایع انرژی ایران کمک کند. الان روس‌ها پول زیادی ندارند، تکنولوژی آنها خیلی بالا نیست، مدیریت آنها از ما بهتر نیست و در آنجا بازاری هم برای ما نیست. در زمانی که ایران تحریم بود من هم از مدافعان طرح فروش روزانه 500 هزار بشکه نفت به روسیه بودم، چرا که روسیه تحریم نبود و ما تحریم بودیم. بنابراین 500 هزار بشکه را روسیه میتوانست بگیرد و در ازای آن نفت بیشتری صادر کند. اما الان قضیه برعکس شده، یعنی آنها در تحریم هستند و ما تصور میکنیم تحریم نیستیم. البته ما هم مسائل و مشکلات زیادی داریم، ولی مشکلات ما در بخش انرژی با حضور روسیه حل نمیشود. اما این اصلاً به این معنا نیست که ما با آنها در حال برخورد و نزاع باشیم. ما در مجمع جهانی گاز، در مسائل مربوط به نفت، به روسیه نیاز داریم. روسیه در اوپک عضو ناظر و در مجمع صادر کنندگان گاز عضو مؤثر است. روابط دو طرف باید حسنه باشد، لیکن این که امید داشته باشیم که روسیه کاری برای صنعت انرژی ما بکند، این خیلی بعید است. اما در مورد دریای خزر، هر گونه توسعه منابع نفت و گازی ایران نیازمند فناوریهای جدید و همچنین صادرات آن است، که در این جا ما به روسیه نیاز داریم. دکلهای حفاری و کشتیهای لرزهنگاری، باید از آبهای داخلی روسیه عبور کنند تا به دریای خزر برسند. و نهایتاً موضوع بازار برای صادرات نفت و گاز دریای خزر مطرح است. پس در حوزه خزر ما به روسیه در بخش انرژی نیاز داریم.

در خصوص نگاه روسیه به مجمع کشورهای صادرکننده گاز، فکر میکنید این سازمان چه جایگاه و اهمیتی برای روسیه دارد؟ روسیه تمایل دارد چگونه در آن بازی بکند؟
روسیه مجمع جهانی صادرکنندگان گاز را جدی میگیرد، اما این اولویت اولش نیست. روسیه از تجربه اوپک درس گرفته، چرا که به وضوح دیده است که اوپک با همهی فراز و نشیبهایش در همه این سالها، یک ابزار یا یک کارتل خیلی مؤثری برای تولید کنندگان نفت بوده، و امیدوار است که مجمع صادرکنندگان گاز هم این گونه باشد. اما اگر فکر کنیم که به خاطر این ممکن است منافع ملی خودش را در درجه دوم بگذارد، قطعاً این گونه نخواهد بود.

منبع: دیپلماسی انرژی
Share/Save/Bookmark


نام :
نام خانوادگی:
آدرس ايميل :
نام کاربری :
کلمه عبور:

نفت برنت

۵۱.۳۷

نفت خام وست تگزاس ( $/ بشکه )

۴۸.۳۹

نفت خام اوپک

۵۰.۸۲

گاز طبیعی- نایمکس Mbtu/$

۳.۰۴

طلا (دلار/ اونس )

۱۱۹۹.۷

فولاد- دلار/تن

۳۱۲.۵

سنگ آهن- دلار/تن

۸۴.۸

مس- دلار/پوند

۲.۵۹