کد مطلب: 3997
 
چهره های ماندگار/سنگ بنای پتروشیمی را که گذاشت؟
 
تاریخ انتشار : چهارشنبه ۲۴ خرداد ۱۳۹۱ ساعت ۱۳:۳۷
سکونیوز:در هر اقتصادی ، گذاشتن بنای اولیه مهمترین کار است که این هم از عهده هر کسی برنمی آید . فردی می خواهد که به کار مربوطه آشنا باشد و  علم کار را داشته باشد .
بنیانگذاری صنعت پتروشیمی هم یکی از همین امور است . در دهه ۱۳۴۰ وقتی ایران بنیان صنعت پتروشیمی را گذاشت تنها کشور منطقه بود که به این مهم اقدام ورزید و این مهم هم از دست کسی بر نیامد جز باقر مستوفی .
باقر مستوفی درسال  ۱۲۹۷ در تهران متولد شد. در سال ۱۳۱۳ دیپلم متوسطه در رشته علمی گرفت و همان سال به دانشکده فنی که تازه تاسیس شده بود رفت و مهندسی نفت خواند.
خود او می گوید که در تابستان ۱۹۳۵ همراه با ۹نفر دیگر از محصلین به انگلستان رفت و در دانشگاه بیرمنگام در همین رشته ادامه تحصیل داد. باقر مستوفی در گفت وگویی چنین می گوید : "در هنگامه جنگ جهانی دوم، من به جای ادامه تحصیل در مهندسی نفت در دانشگاه بیرمنگام، به آزمایشگاه تحقیقات شرکت نفت  انگلیس در «سن بری» رفتم و یک سال در آنجا کار کردم. در تابستان ۱۹۴۰به ایران برگشتم و برای خدمت نظام وظیفه به تهران آمدم. پس از عادی شدن وضعیت ایران در سال های پس از جنگ جهانی دوم، مساله نفت در ایران و اکتشاف آن مهم تر شد و در سال ۱۹۴۸ اداره ای به نام اکتشاف نفت به ریاست من در وزارت دارایی تاسیس شد که محمود کیهان و فتح الله نفیسی نیز در هیات مدیره بودند. "
باقر مستوفی در بخش های مختلف نفت فعالیت می کرد تا اینکه بحث پتروشیمی در ایران داغ  و او به این صنعت وارد شد. 
مستوفی می گوید: " به صنعت نفت و آینده نفت ایران علاقه داشتم. هر کسی هم که در صنعت نفت ایران کار می کرد و آگاه بود که ایران چه مقدار ذخایر گاز دارد و می دید که چقدر گاز در واقع می سوزد و از بین می رود، بدون این که به مصرفی برسد، طبیعتا به این فکر می افتاد که باید در این زمینه کاری کرد. من به ویژه معتقد بودم که باید کاری در ارتباط با آینده نفت و گاز ایران و تاثیر آن روی تداوم توسعه اقتصادی مملکت انجام داد. بنابراین طی چند سالی که در سمت عضو هیات مدیره شرکت ملی نفت ایران مسوول اداره امور غیرصنعتی بودم و در هیات مدیره شرکت اکتشاف و تولید کنسرسیوم شرکت داشتم گزارش های متعدد از وضع حال و آینده تهیه می کردم که در آنها اهمیت صنعت پتروشیمی و لزوم استفاده از گازهایی که ناچارا آتش می زدیم مرتبا به مقامات بالا تاکید و یادآوری می شد."
او گزارشی را تهیه کرد . به گفته خودش گزارش کوتاهی بود، شاید ۲۰صفحه، که در آن راجع به استفاده از گاز برای تزریق به چاه ها و همچنین استفاده از نفت و گاز برای تولید صنایع پایین دستی 
(downstream)، به ویژه پتروشیمی، بحث و تاکید شده بود. بنیانگذار صنعت پتروشیمی کشور می گوید " ما فکر می کردیم همان کاری که آبادان از جهت نفت تصفیه شده برای بخشی از دنیا ایفا می کند، پتروشیمی ایران هم برای دنیا ایفا کند. آن نقش چه بود؟ آن نقش این بود که ملت ها به بنزین احتیاج پیدا کرده بودند، اما صرف نمی کرد که برای آن مقداری که مصرف می کنند خودشان بنزین تولید کنند. آبادان می گفت شما لازم نیست به هزینه گزاف، برای هر واحد تولید بنزین تهیه کنید. من با تولید بالا به قیمت واحد کم تهیه می کنم و به شما می دهم. به همین دلیل هم پالایشگاه آبادان یکی از بزرگ ترین پالایشگاه های جهان شد. در مورد پتروشیمی هم همین طور بود. یعنی ایران می توانست از نظر پتروشیمی، به علت وفور گازی که داشت،balancing tank دنیا بشود."
اما فرق پتروشیمی ایران با پتروشیمی کشورهای پیشرفته دنیا در چه بود ؟ مستوفی به این سئوال این گونه پاسخ می دهد ،" باید گفت که آنچه ما در ایران می گوییم پتروشیمی که ضمنا کودهای شیمیایی هم جزو آن است، با آنچه در دنیا پتروشیمی می گویند فرق دارد. در دنیا پتروشیمی فقط به آن چیزهایی می گویند که مربوط به الیاف مصنوعی، الکل، لاستیک، پلاستیک و این جور چیزهاست، ولی کود شیمیایی را جزو پتروشیمی حساب نمی کنند؛ جزو صنعت شیمی حساب می کنند. ولی ما در ایران نه صنعت شیمی داشتیم و نه پتروشیمی . ما همه اش را در یک شرکت قرار دادیم و نام آن را شرکت ملی صنایع پتروشیمی گذاشتیم و تهیه کودهای مصنوعی نیز از وظایف اولیه ما شد."
کار از آنجا آغاز شد که یک کارخانه در شیراز را بگیرند و توسعه اش بدهند ، چون " موقعی که ما وارد کار شدیم، نه بخش خصوصی و نه ادارات کوچک دولتی آماده بودند که برای یک برنامه گسترده پتروشیمی سرمایه کافی تهیه کنند.به طوری که من یادم می آید، آن روزی که ما در شرکت نفت خواستیم مشغول کار شویم در شش یا هفت اداره، که بعد از این چند سال یادم نمی آید که دقیقا کدام و کجا بودند، پروژه هایی، بعضی کوچک و بعضی بزرگ تر در نظر بود، ولی اجرا نشده بود. تنها یک کارخانه ای در شیراز ساخته شده بود و در آن کارخانه کود نیتراته (کود ازته)، ساخته می شد. این کود البته برای زراعت مملکت لازم و این کارخانه در حال تکمیل بود. مسوولیت این واحد به شرکت نفت محول شد، آن کارخانه را ما تحویل گرفتیم و شروع کردیم به راه انداختن آن کارخانه و تولید محصول آن که کود شیمیایی نیترات آمونیوم بود."
اما محمد باقر مستوفی برای این کار چگونه انتخاب شد ؟ خودش چنین گفته است " بنده را چرا انتخاب کردند خدا داناست. چون بنده هیچ خبر نداشتم. یک روز آقای اصفیا، مدیرعامل سازمان برنامه، به من تلفن زد. گفت خواهش می کنم یک ناهار باهم بخوریم. تعارف کرد که من می آیم آن جا. رفتیم ناهار خوردیم. سرناهار گفت برایت مایه گرفته اند که بروی بشوی رییس کل پتروشیمی ایران. می خواستم قبل از این که کس دیگر به تو بگوید من به تو بگویم که شاه چه گفتند و راجع به این کار و تو چگونه حرف زدند. گفت شاه خیلی به این کار علاقه مند هستند. عده زیادی دنبال این کار هستند، اما من می دانم که تو از هرکس دیگری بهتر از عهده این کار بر می آیی. خواهش می کنم نگو نه، چون من رو انداخته ام و کم و بیش گفته ام که می دانم قبول می کند."
شروع کار با مشکلاتی همراه بود ." البته یکی دو سه مشکل عمده داشتیم. مشکل اول ما این بود که صنعت پتروشیمی صنعتی است که اصولا به مقیاس کوچک نمی تواند کار بکند. یعنی می تواند کار بکند ولی گران تمام می شود. برای این که بتوانیم یک صنعتی داشته باشیم که روی پای خودش بایستد و بتواند رقابت کند با واردات یا بتواند رقابت کند با صادرات در جاهای دیگر دنیا، کافی نیست که ما فقط یک نفت ارزان داشته باشیم. حتی اگر نفت به قیمت صفر باشد، وقتی خیلی کم تهیه و تبدیلش کنید، باز هم قابل رقابت نخواهد بود. ما مهم ترین کاری که باید انجام می دادیم این بود که یک وسیله داشته باشیم تا یک بازار دیگری در جای دیگر پیدا کنیم که بتوانیم جنسمان را بفروشیم و در نتیجه با مقیاس بزرگ تری کارمان را راه بیندازیم. یا این که یک ضرری را تحمل کنیم برای این که این صنعت راه بیفتد.
 اما این ضرر هیچ لازم نبود تحمل بشود، برای این که ما می توانستیم با گرفتن یک شریک که بازار داشته باشد ولی نفت ارزان نداشته باشد این مساله را حل کنیم. یعنی او بازارش را بدهد به ما و ما نفتمان را در وسط بگذاریم، و مشترکا یک شرکت joint venture یایک شرکت مختلط، مرکب ازما و آنها تشکیل بدهیم."
مشکل دوم ، اساسنامه کار بود ، که آن هم این گونه حل شد "  از نظر عملی، اولین اساسنامه مربوط به سرمایه گذاری و ایجاد و توسعه صنایع پتروشیمی در زمستان سال ۱۳۴۲ از تصویب هیات وزیران گذشت. فکر می کنم دکتر اقبال تازه رییس شرکت نفت شده بود و علم هنوز نخست وزیر بود یکی دو ماه پیش از آن که علم استعفا کند و حسنعلی منصور نخست وزیر شود. در بودجه اصلاحی که برای سال ۱۳۴۳ تهیه شد کارهای مربوط به ایجاد و توسعه صنایع پتروشیمی در شرکت ملی صنایع پتروشیمی متمرکز شد که خود این شرکت در چارچوب شرکت ملی نفت قرار گرفت. قانونی که ما تهیه کردیم یعنی قانون توسعه صنایع پتروشیمی، در سال ۱۳۴۴ به تصویب مجلس رسید. از همین زمان، شروع کردیم به تهیه اساسنامه شرکت ملی صنایع پتروشیمی که در مرداد سال ۱۳۴۵ از هیات وزیران گذشت. در این زمان، البته، منصور ترور شده بود و امیر عباس هویدا نخست وزیر بود. در چارچوب این اساسنامه وظیفه مدیریت، تولید، بازاریابی و توزیع و فعالیت های دیگر در صنعت پتروشیمی و صنایع مربوط و یا وابسته به آن را شرکت ملی پتروشیمی به عهده گرفت."

Share/Save/Bookmark


نام :
نام خانوادگی:
آدرس ايميل :
نام کاربری :
کلمه عبور:

نفت برنت

۵۱.۳۷

نفت خام وست تگزاس ( $/ بشکه )

۴۸.۳۹

نفت خام اوپک

۵۰.۸۲

گاز طبیعی- نایمکس Mbtu/$

۳.۰۴

طلا (دلار/ اونس )

۱۱۹۹.۷

فولاد- دلار/تن

۳۱۲.۵

سنگ آهن- دلار/تن

۸۴.۸

مس- دلار/پوند

۲.۵۹