کد مطلب: 95204
 
اظهارات جدید مدیرعامل تاپیکو درباره پالایشگاه ستاره خلیج فارس:
اصرار به دریافت خوراک با تخفیف دارم
 
چهره اش نشان نمی دهد اما از بیژن زنگنه نیز سن بیشتری دارد. شاید به همین دلیل است که برنمی تابد جوانی که تنها چند صباحی از عمر مدیریتی اش گذشته با دعوت نکردن تاپیکو به جلسه هیات مدیره اعتبارش را زیر سوال ببرد. به طور قطع برای کسی که عکس های محمدرضا نعمت زاده بر جای جای دیوارهای اتاق کارش در خیابان سهروردی کوبیده شده و خود را از نسل مدیران برنامه سوم توسعه می داند که جهشی در صنعت پتروشیمی ایجاد کرد، کهنه کاری اهمیت زیادی دارد.
تاریخ انتشار : دوشنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۱۱
چهره اش نشان نمی دهد اما از بیژن زنگنه نیز سن بیشتری دارد. شاید به همین دلیل است که برنمی تابد جوانی که تنها چند صباحی از عمر مدیریتی اش گذشته با دعوت نکردن تاپیکو به جلسه هیات مدیره اعتبارش را زیر سوال ببرد. به طور قطع برای کسی که عکس های محمدرضا نعمت زاده بر جای جای دیوارهای اتاق کارش در خیابان سهروردی کوبیده شده و خود را از نسل مدیران برنامه سوم توسعه می داند که جهشی در صنعت پتروشیمی ایجاد کرد، کهنه کاری اهمیت زیادی دارد. به همین دلیل است که اعتقاد دارد، صادق آبادی چراغ سبز حرکتی که رسانه ها از آن با عنوان «شبه کودتا» یاد کردند را از وزیر نگرفته و این حرکت، حرکتی «هیجانی» بوده است که از یک مدیر جوان برمی آید. عصر یکشنبه ۷ آبان محمدحسن پیوندی با ما به گفت و گو نشست. گفت و گویی که شاید به دلیل موقعیت حساس کنونی از مسائل مختلفی در آن سخن به میان آمد.  جذابیت دیگر این گفت و گو در این است که پیوندی در طول چند سال اخیر از پشت میز دولتی به پشت میز خصوصی رفت و همین مساله سبب تغییر در برخی بیانات او شد.
وقتی بخشی از پاسخش به پرسش روزنامه «تعادل» در مهرماه ۱۳۹۴ و زمانی که قائم مقام پتروشیمی بود را برایش می خوانم. یکه می خورد و صندلی اش کمی عقب می رود.
او در آن زمان گفته بود : «نباید حیات و بقای یک بنگاه اقتصادی به قیمت خوراک وابسته باشد» حالا اما خواستار تخفیف در خوراک ستاره خلیج فارس است و استدلالش «ملی» بودن این پروژه است که در مقایسه صنعت پالایشی دیگر کشورها نیز «حساب و کتاب» داشتن اقتصاد آن ها را عامل موفقیت این صنعت می داند. حدسش از دلیل برکناری «امامی» از مدیرعامل ستاره نیز جالب توجه و خواندنی است. مشروح گفت و گوی صریح «تعادل» با محمدحسن پیوندی مدیرعامل این روزهای هلدینگ تاپیکو را در ادامه می خوانید.

س: گفت و گو را با داغ‌ترين موضوع روز آغاز مي‌كنيم. آخرين وضعيت تغييرات مديريتي پالايشگاه ستاره خليج فارس به چه صورت است؟ سرانجام و محتواي نامه‌اي كه در اين زمينه به آقاي زنگنه ارسال كرديد چه بود؟

ج: نامه خدمت وزير محترم نفت ارسال شده است. ما در اين نامه تنها درخواست جلسه داشتيم. هيئت مديره شركت نيز هنوز از ما براي تشكيل جلسه دعوت نكرده است.

س: درخواست شما براي جلسه با آقاي وزير بوده است؟

ج: اين نامه در سطح جناب آقاي تركان نگاشته شد و تقريبا نوعي گله است. وزارت نفت حق دارد نمايندگان خود را عوض كند اگر جلسه هيئت مديره طبق روال عادي نيز تشكيل مي‌شد، حتي اگر ما مخالف هم بوديم چون اكثريت آرا نداريم اتفاق خاصي نمي‌افتاد. تنها چيزي كه باعث كدورت ما شده اين است كه چرا جلسه هيئت مديره را تشكيل ندادند.

س: آيا نمايندگان تاپيكو (آقايان امامي و وارطان) در هيئت مديره تغيير خواهند كرد؟

ج: فعلا تصميمي براي تغيير آن‌ها نگرفته‌ايم. منتظر جلسه با مديران پالايش و پخش هستيم تا هماهنگي با وزارت نفت صورت بگيرد. پس از آن با نظر شستا تصميم‌گيري خواهد شد.

س: از نظر شما مديرعامل فعلي پالايشگاه ستاره خليج فارس كيست؟

ج: آقاي دادور.

س: پس شما انتصاب ايشان را به صورت قانوني تأييد مي‌كنيد؟

ج: در هر صورت آقايان با سه رأيي كه دارند مي‌توانستند اين كار را بكنند. اما هنوز جلسه هيئت مديره‌اي با حضور نمايندگان ما تشكيل نشده است كه بخواهند صحبتي در اين زمينه داشته باشند.

س: فارغ از كدورت‌هاي پيش‌آمده، نظر شما درباره اعضاي جديد هيئت‌ مديره ستاره خليج فارس چيست؟

ج: ما نمي‌توانيم مخالفتي داشته باشيم. روال اين است كه هماهنگي و مشورت صورت پذيرد.

س: پرسش من اين است كه اگر جلسه هيئت مديره طبق روال عادي برگزار مي‌شد و پيشنهاد بركناري آقاي امامي و جايگزيني آقاي دادور داده مي‌شد، نظر شما چه مي‌بود؟

ج: ببينيد آقاي امامي درست است كه نماينده ما بود، اما در حقيقت مديرعامل وزارت نفت بود. من آقاي امامي را از دور به عنوان يكي از اعضاي اجرايي پارس جنوبي مي‌شناختم، اما معرفي شده ما نبود. وقتي آقاي نوروززاده كه در آن زمان مديرعامل شستا بودند و با آقاي زنگنه بر سر مدیریت عاملی آقای امامی تفاهم داشتند، ایشان را معرفی کردند، من براي نخستين بار آقاي امامي را از نزديك ديدم. قطعا رأي ما آقاي امامي بود چون دو ماه پيش به او حكم داده بوديم اما طرف مقابل سه رأي دارد.

س: اين‌كه آقاي صادق‌آبادي به عنوان نخستين اقدام جدي و تنها چند روز پس از معرفي به عنوان مديرعامل شركت ملي پالايش و پخش، دست به چنين اين اقدام جنجالي مي‌زنند اين شائبه را به وجود مي‌آورد كه او چراغ سبز را از وزير نفت گرفته بود.

ج: سخت است كه من بخواهم چنين چيزي را قبول كنم. به همين دليل نيز ما تعجب كرديم. يعني اگر ما مي‌دانستيم به قول شما جناب آقاي زنگنه چراغ سبز را داده‌اند كه تعجب نمي‌كرديم. ما اين حركت را تحت آن‌چه به عنوان حركات جهادي، انقلابي، هيجاني و امثال اين‌ها معروف است، مي‌بينيم. وگرنه همان‌طور كه گفتم اگر جلسه هيئت مديره تشكيل مي‌شد نيز همين نتيجه حاصل مي‌شد. زماني شما مي‌توانيد در رابطه با چراغ سبز و بحث‌هاي اين‌ چنيني صحبت كنيد كه در نتيجه تفاوتي ايجاد مي‌شد. گله ما از اين است كه چه لزومي دارد كه كسي را برنجانيد و بگوييد كه او هيچ كاره است.

س: پس به نظر شما آقاي صادق‌آبادي خودجوش و بدون مشورت با آقاي زنگنه اين كار را انجام داده است؟

ج: بله. به نظر من اگر ايشان با آقاي زنگنه مشورت مي‌كرد حتما وزير به ایشان مي‌گفت كه با سهام‌داران خود هماهنگ باشید.


س: حركت آقاي صادق‌آبادي را حامل پيام خاصي نمي‌دانيد؟ به هر حال ايشان هم آگاه بودند كه برگزاري جلسه هيئت‌مديره نيز همين نتيجه را در پي مي‌داشت اما تصميم گرفتند كه شبانه و آخر هفته اين تغييرات را انجام دهند.

ج: به هر حال يك مدير جوان بايد فرقي با من داشته باشد.

س: جوانگرايي براي افزايش تحرك و انرژي در بدنه مديريتي است نه اين‌كه تصميمات نسنجيده گرفته شود.

ج: بله درست است. شما به عنوان مثال در فوتبال هم نمي‌بيند كه يك بازيكن جوان صرفا به دلیل بلافاصله در تيم بزرگسالان بازي كند و بايد مراحل مختلف را طي كند. بازيكن جواني كه در تيم بزرگسالان بازي مي‌كند صرفا به خاطر سنش نيست بلكه مهارت لازم در رده‌های مختلف ملی به دست آورده است. لذا جوانگرايي نيز مرحله‌بندي دارد. 

س: من اجازه دارم اين استنباط را از صحبت‌هاي شما بكنم كه شما آقاي صادق‌آبادي را در تيم بزرگسالان پالايش و پخش نمي‌بينيد؟

ج: من همين دو ماه پيش با ايشان در سئول بودم. من ايشان را قبول داشته و دوست دارم. من نمي‌گويم كه ايشان مراحل را طي نكرده‌اند. اما يك سري اصول علمي و اخلاقي وجود دارد كه يك انسان را بزرگ مي‌كند.

س: پس نهايتا شما فعلا در انتظار برگزاري جلسه با مقامات وزارت نفت براي بررسي اين موضوع هستيد؟

ج: بله. بايد ببينيم كه هيئت مديره شستا هم در رابطه با نمايندگان تاپيكو در ستاره خليج فارس چه تصميمي مي‌گيرند. به هرحال اين سيستم بايد كار كند. از نظر من پروژه ستاره خليج فارس يك پروژه ملي و نه يك پروژه بنگاهي است. اين پروژه براي كشور خيلي ارزشمند است. چرا كه اولا مشتري دائم خوراك ۹فاز پارس جنوبي مي‌شود، ثانيا نيمي از متوسط بنزين مصرفي كشور را با كيفيت يورو۴ توليد مي‌كند. در هر صورت ما از يك مديريت منسجم استقبال مي‌كنيم، اما مشكل اصلي ستاره خليج فارس تكنيكي و فني نيست كه بگوييم آقاي صادق‌آبادي مهارت لازم در اين رابطه را دارد يا ندارد.


س: شما مديريت آقاي امامي را در اين مدت كوتاه چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟ چون انتقادات زيادي به او وارد شده است.

ج: عمر مديريت ايشان به دو ماه هم نرسيد. ايشان فقط فرصت اين را پيدا كرد كه داده‌ها را جمع‌آوري و ارزيابي كند و برنامه خود را ارائه بدهد. ما بايد درك كنيم كه اين پروژه به دلايلي كه گفتم، ملي است و منافع يك سرمايه‌گذار يا يك گروه را تأمين نمي‌كند بلكه متعلق به ۸۰ميليون است. چيزي كه ستاره خليج فارس نياز دارد منابع مالي است.

س: شما در آخرين نشست خبري خود درخواست تخفيف براي خوراك اين پالايشگاه را منتشر كرديد.

ج: بله اين پيشنهاد كارشناسي من از ديدگاه ملي است. منافع ملي براي من مهم‌ترين سند بالادستي است. چه من باشم يا نباشم يا تاپيكو در اين پروژه سهم داشته باشد يا نداشته باشد، تنها راه سرعت بخشيدن به اين پروژه ملي ارائه تخفيف است، چون مشکل واردات بنزین و مشکلات زیست محیطی را برطرف می کند. وقتي ما مي‌گوييم نفت و ميعانات گازي به طور مساوي متعلق به مردم است پس بايد پول مردم را به اين پروژه اختصاص دهيم چرا كه ما را بي‌نياز از واردات بنزين مي‌كند. ارائه تخفيف خوراك، به نوعي فاينانس داخلي محسوب مي‌شود و باعث مي‌شود فازهاي دو و سه پالايشگاه زودتر افتتاح شود.

س: شما خودتان زماني كه قائم‌مقام پتروشيمي بوديد در گفت‌وگو با «تعادل» نسبت به واحدهايي كه درخواست تخفيف خوراك مي‌كردند انتقاد داشتيد. شما در آن زمان عنوان كرديد كه پتروشيمي‌هايي كه خواهان تخفيف هستند فاقد مديريت استراتژيك اند و حيات و بقاي آن‌ها نبايد به خوراك ارزان وابسته باشد.

ج: به ياد ندارم كه اين جملات را به این شکل گفته‌ام. من اكنون راجع به پتروشيمي‌ها صحبت نكردم بلكه در مورد پالايشگاهي كه منافع ملي را تأمين مي‌كند صحبت مي‌كنم و نه منافع بنگاهی را.

س: در هر صورت مسوولان هر پروژه‌اي مي‌توانند ادعا كنند كه بخشي از منافع ملي را تأمين مي‌كنند.

ج: پتروشيمي‌ها خصوصي يا به اصطلاح خصولتي شده‌اند. من معتقدم اگر سرمايه‌گذار داخلي پول خود را در صنايع نفت، گاز و پتروشيمي خرج كند بايد در چهارچوب اقتصاد كلان نرخ خوراک را بررسي كنيم و ببينيم خوراك را با چه قيمتي در اختيار او بگذاريم. من اقتصاددان نيستم اما از نظر من هدف نهايي اقتصاد اين است كه مشكل بيكاري نداشته باشيم. لذا نرخ خوراك نيز با توجه به اين هدف بايد تعيين شود. که سرمایه گذاری در این صنعت شتاب لازم را پیدا کند. اما اين مسئله تحت تأثير عوامل زيادي است. اصلي‌ترين دليلي كه وزارت نفت تصميم به افزايش نرخ خوراك گاز گرفت، بحث يارانه‌هاي نقدي بود. وقتي پتروشيمي‌ها در اختيار وزارت نفت بودند درآمدهاي آن‌ها به شركت ملي پتروشيمي واريز مي‌شد اما الان اين اتفاق نمي‌افتد. در حال حاضر تنها عايدي وزارت نفت از پتروشيمي‌ها پول خوراك است. اما شما نبايد پتروشيمي‌ها را با ستاره خليج فارس مقايسه كنيد. ستاره خليج فارس يك پروژه ملي است.

س: آقاي مهندس پروژه ملي يعني چه؟

ج: پروژه ملي يعني مشكلات كشور را حل مي‌كند. وقتي كشوري ۷۰ میلیون ليتر مصرف روزانه بنزين دارد و يك پروژه نصف اين مصرف را تأمين مي‌كند، و شما هم وارد کننده بنزین هستید، آیا اين يك پروژه ملي نيست؟

س: ببينيد اگر از لحاظ ساختار مالكيتي بخواهيم مقايسه كنيم، پتروشيمي‌ها و پالايشگاه ستاره خليج فارس تقريبا وضعيت مشابهي دارند. در هر دو گروه صندوق‌هاي بازنشستگي و تأمين اجتماعي نقش اول هستند.

ج: درست است. اگر من در زمان سرمایه گذاری در ستاره خلیج فارس مسئول تاپیکو بودم با نظر هیات مدیره توصیه نمی کردم که در صنعت پالایش ورود پیدا کنیم. اما در پتروشيمي سرمايه گذاري مي‌كردم. چون در پتروشيمي ارزش افزوده لحظه‌اي وجود دارد. يك كارخانه تبديل اتان به اتيلن، كارخانه چاپ اسكناس است.


س: پس با اين استدلال شما، پتروشيمي‌ها مستحق‌تر از پالايشگاه ستاره خليج فارس براي دريافت تخفيف در خوراك هستند.

ج: همان‌طور كه گفتم عامل يارانه نقدي جلوي تعیین نرخ منطقی خوراک را متناسب با برنامه های رشد اقتصادی کشور گرفته است. شما پاسخ اين پرسش را به من لطف کنید كه اگر پول يارانه نقدي را آقای مهندس زنگنه در پتروشيمي‌ها تزریق کنند چه اتفاقي مي‌افتد؟ وزير نفت از خدا مي‌خواهد كه به جاي واريز يارانه به كارت بانكي مردم، آن را در پتروشيمي سرمايه‌گذاري كند.

س: وقتي شما مي‌گوييد كه پالايشگاه ستاره خليج فارس ملي است و دولت بايد به آن كمك كند، بدين معني است كه اين پروژه از لحاظ اقتصادي توجيه ندارد؟

ج: اين كمك دولت نيست. كمك دولت يعني اين‌كه در بودجه رديفي براي دريافت تخفيف خوراك براي پالايشگاه ستاره خليج فارس مشخص شود.

س: مسلما دولت چنين كاري را نمي‌تواند بكند.

ج: من هم مي‌گويم همچين چيزي نيست و اين كمك دولتي نيست. شما تخفيف خوراك پالايشگاه را بايد با صادرات نفت خام و ميعانات گازي مقايسه كنيد. قيمت صادراتي دست ما نيست و مرتب بالا و پايين مي‌شود. اگر شما امروز اين تخفيف ده درصدي نسبت به فوب خليج فارس را براي اين پروژه ملي ارائه نكنيد، فردا اگر قيمت جهاني نفت خام ۵درصد افت پيدا كند، بدين معنا خواهد بود كه معادل این ۵ درصد به ازای هر بشکه نفت خام یا میعانات گازی از کشور خارج شده است. عرض بنده این است که وقتی ما وارد کننده بنزین در مقاطعی از زمان هستیم این تخفیف را به خودمان بدهیم تا زودتر جلوی واردات گرفته شود.

س: تمامي پالايشگاه‌هاي جهان با نوسان قيمت مواجه هستند، يارانه دولتي هم دريافت نمي‌كنند و به كار خود ادامه مي‌دهند. چطور مي‌شود كه ادامه حيات ستاره خليج فارس به تخفيف خوراك وابسته مي‌شود؟

ج: چرا شما اين سوال را نمي‌كنيد كه چرا پالايشگاه‌هاي داخلي نياز به تخفيف دارند تا چرخ آن‌ها بچرخد اما پالايشگاه‌هاي جهان نفت خام را با قيمت بين‌المللي از ايران مي‌خرند و مي‌برند و سود هم مي‌كنند؟

س: بسيار عالي. لطفا پاسخ اين پرسش را بدهيد.

ج: چون ما مشكل داريم. تفاوت ما با آن‌ها در اين است كه سيستم‌ ما تنظيم نيست و همه چيز سر جاي خودش نيست. در ساير نقاط جهان اقتصاد، حساب و كتاب دارد و همه افراد سر جاي خودشان هستند. ما یک پروژه نیمه تمام ده ساله داریم با پیشرفت فیزیکی ۹۲ درصد که برای اتمام هشت درصد باقی‌مانده و قرار گرفتن در شرایط نرمال یک پالایشگاه در استاندارد جهانی، طبق آخرین گزارشهای دریافتی احتمالاً دو سال وقت لازم است و اتمام آن ما نیز برای ما حیاتی است؛ معنای این شرایط این است که ما در شرایط خاصی قرار داریم.

س: جناب مهندس بنده در رابطه با درخواست شما براي تخفيف از آقاي زنگنه پرسيدم و ايشان صراحتا بيان كردند كه مبناي قانوني ندارد و قانون اجازه اين كار را نمي‌دهد.

ج: تا آنجایی که من می دانم، ماده ۱۲ و ۱۳ قانون رفع موانع توليد اجازه اين كار را به ايشان مي‌دهد. با این مشکلات، اتمام اين پالايشگاه قطعا از موفقیت‌های وزارت نفت است. من حتي مي‌گويم جناب آقاي زنگنه اگر مبناي قانوني هم براي ارائه تخفيف وجود ندارد، درخواست تخفيف خوراك براي ستاره خليج فارس را به دولت و مجلس ببريد و آن‌جا مصوب كنيد تا شأن قانوني پيدا كند. همه این حرف‌ها به این دلیل وجاهت پیدا می‌کند که ما با هزینه گزافی بنزین وارد می‌کنیم. صحبت من اين است كه بايد جريان مداوم و پايدار نقدي به پالايشگاه تزريق شود تا فازهاي آن به طور كامل به بهره‌برداري برسند. 

س: اين‌كه مي‌فرماييد با دريافت تخفيف در خوراك تكميل پروژه تسريع پيدا مي‌كند دقيقا به چه معناست؟

ج: ميعانات گازي خوراك ارزاني نيست. مارجين آن با بنزين فاصله زيادي ندارد. پروژه زماني حالت اقتصادي پيدا مي‌كند كه حداكثر بهره‌برداري از ظرفيت صورت بگيرد، اما ستاره خليج فارس در حال حاضر فاز به فاز جلو مي‌رود و بخش زيادي از آن معطل است و توليد ندارد. در حالی که پروژه به گفته مدیران بیش از ۹۰ درصد پیشرفت دارد. در واقع ما مي‌خواهيم كه با دريافت تخفيف در فاز اول، كمك شود كه فاز ۲ و ۳ سريع‌تر راه‌اندازي شوند.

س: يعني براي فازهاي ۲ و ۳ درخواست تخفيف براي خوراك نداريد؟ مشخصا براي چه مدت زماني درخواست تخفيف داريد؟

ج: مدت زماني آن را مي‌توان در دولت و مجلس محاسبه و اعلام كرد كه تا زماني كه پالايشگاه به توليد استاندارد برسد استثنائا خوراك آن از تخفیف بیشتری برخوردار باشد. بنده مفتخرم که همواره نظرات کارشناسی خود را در موارد مختلف خدمت جناب آقای مهندس زنگنه عرضه کرده‌ام و ایشان هم غالبا یه بنده لطف داشته اند. در حال حاضر نيز نظر من در مورد ستاره خليج فارس نظر کارشناسی است و ارتباطي با تاپيكو ندارد. راه اين پروژه اين است كه بدون ايجاد فشار به بخش‌هاي ديگر، كشور تخفيفي به خودش ارائه بدهد چون كشور واردات بنزين دارد.

س: با اين وضعيت فكر مي‌كنيد پالايشگاه ستاره خليج فارس چه زماني به بهره‌برداري برسد؟

ج: آخرين ارزيابي كه به بنده ارائه شد تا پيش از ۹۸، فاز ۲ و ۳ به بهره‌برداري نخواهد رسيد كه خود من هم تعجب كردم. پيش‌بيني من اين بود كه تا پايان ۹۷ اين پروژه به بهره‌برداري كامل برسد اما آخرين ارزيابي آقاي امامي سال ۹۸ بود. شايد اصلا به همين دليل ايشان عزل شدند چون برنامه ایشان مورد قبول نبوده است. بهترين كار اين است كه در فاز نخست تخفيف ۱۰درصدي نسبت به فوب خليج فارس داده بشود تا فاز ۲ و ۳ به توليد برسند و واردات بنزين قطع بشود و پس از آن همان ۵درصد فوب خليج فارس را اعمال كنند.

س: از موضوع تخفيف خوراك بگذريم. آقاي نوروززاده به عنوان مديرعامل جديد شركت ملي پتروشيمي منصوب شدند. گويا ايشان گزينه مديريت هلدينگ خليج فارس هم بودند؟

ج: من هم در همين حد شنيده بودم. اما به نظر من معرفي آقاي نوروززاده به عنوان مديرعامل شركت ملي پتروشيمي كار درستی بود. چون كه هلدينگ خليج فارس صددرصد عملياتي است و من شخصي قوي‌تر از نژادسليم نمي‌بينم كه بالاسر اين هلدينگ باشد. مديريت توليد در اين هلدينگ بسيار مهم است و نياز به مراقبت تكنيكي بالايي دارد. حضور آقای نوروززاده به نظر من بسيار به نفع شركت ملي پتروشيمي خواهد بود و ارزش شرکت ملی صنایع پتروشیمی در جامعه صنعتی کشور وزن بیشتری پیدا خواهد کرد. ایشان سالها در کمیسیون صنایع و کمیته پتروشیمی مجلس شورای اسلامی نقش مهمی داشتند.
Share/Save/Bookmark


نام :
نام خانوادگی:
آدرس ايميل :
نام کاربری :
کلمه عبور:

نفت برنت

۶۴.۲۳

نفت خام وست تگزاس ( $/ بشکه )

۵۷.۲۷

نفت خام اوپک

۵۹.۱۹

گاز طبیعی- نایمکس Mbtu/$

۳.۱۳

طلا (دلار/ اونس )

۱۲۷۸.۹

سنگ آهن- دلار/تن

۶۲.۷۴

مس- دلار/پوند

۳.۱۵